تا همین ۱۵ بیست سال پیش حکومتها و نوع فاشیستی آن نظیر جمهوری اسلامی بیشتر هر مبارزه و تلاشی علیه خود را با شدیدترین نحوی سرکوب می کردند و می گذشتند امروز این به سه دلیل ممکن نیست: اول چون اینترنت و مبایل و ماهواره به خدمت گرفته شده است تا خبررسانی شود و از توحش رژیم عکس و فیلم و گزارش تهیه شود و بسرعت در سطحی وسیع منعکس گردد. این مهم رژیم را به چنان جنونی رسانده است که هزاران نفر را مامور حمله به مبایل و ماهواره و اینترنت کرده است. دوم چون حزبی وجود دارد که صحنه های مختلف نبرد را کنار هم و در ادامه و مکمل هم قرار میدهد و هر شکست و پیروزی مردم را تبدیل به فرصت و امکانی برای گام بعدی میکند. حزب نه فقط نقطه امید مردم در مبارزه بلکه خود تجسم هدفی است که مردم برای آن تلاش میکنند این مبارزین را مطمئن و مصمم به پیشروی و مبارزه را شفاف و مسیرمند می نماید. و سوم جامعه یا مردم که هم شرنوشتی خوذ را تحلیلن و تحقیقن می دانند و با توقعات بالا و با جسارت بی مانند در صحنه هستند و تا حد زیادی پخته و در حمایت از هم یا متحئانه به جنگ می روند. جنگ کارگر و زن و جوان با رژیم انفرادی و یا صنفی و یا مقطعی و منطقه ای و اتفاقی نیست تماما متشکل و فکر شده و آگاهانه است و به همین دلایل رژیم را به حد مرگ ترسانده و به تکاپو انداخته است.