تبليغاتX
تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

چگونه سوسیالیسم به پرچم مبارزه تبدیل می شود

١٠٠٠٠ کارگر ایران خودرو دست به اعتراض زدند

از صبح روز شنبه ٨ تیرماه بخشی از کارگران ایران خودرو از حضور در سالن غذاخوری کارخانه خودداری کردند و بدینترتیب اعتراض دسته جمعی هزاران کارگر ایران خودرو شروع شد. این اعتراض روز یکشنبه ادامه یافت و روز دوشنبه ١٠٠٠٠ نفر به این حرکت پیوستند. کارگران امروز سه شنبه نیز به اعتراض خود ادامه دادند تا اعتراضشان به تغییر مدت شیفت های کار از دو هفته به یک هفته، پائین بودن حق بهره وری و سایر مزایای نقدی جنبی، اضافه کاری اجباری بویژه در روز جمعه، پائین بودن آکورد و نیز سختی کار خط تزئینات و در یک کلام شرایط دشوار کار و دستمزد فوق العاده ناچیز خود اعلام کنند.

این اعتراض با فراخوان بخش مونتاژ شروع شد و بتدریج ٥٠ درصد سالنهای ديگر به آن پيوستند و هرروز گسترش بیشتری پیدا کرد. کارگران تهديد کرده اند اگر خواسته هايشان بر آورده نشود روز چهارشنبه سوار سرويس ها نخواهند شد و پياده به خانه خواهند رفت و بدین ترتیب وارد مرحله دیگری از اعتراض خواهند شد.

در بخشهای مختلف ایران خودرو مجموعا ١٠٠ هزار نفر مشغول به کار هستند. اما کارفرمایان و دولت به طرق مختلف آنها را تکه تکه کرده اند تا مانع اتحاد آنها شوند. پیمانکاران متفاوت، اشکال مختلف استخدام رسمی و قراردادی و پیمانی تلاش کارفرمایان و دولت برای بیحقوق نگهداشتن کارگران از یکطرف و از طرف دیگر ایجاد شکاف در میان کارگران است. امتناع از حضور در غذاخوری کارخانه یک شکل مبارزه و یک ابتکار مبارزاتی برای به حرکت درآوردن و متحد کردن بخش های مختلف کارگران این مرکز بزرگ و ایجاد آمادگی برای مبارزات و اعتصابات بزرگتر است.

....  ح.ک.ک.

۲) اينها حادثه نيست جنايت است

جان باختن دهها كارگر در سوانح محيط كار

در دو روز اخير دو رويداد مرگ آفرين در محيطهاي كار جان بيش از ٣٠ كارگر را گرفت. بنا به گزارش "خبرگزاري فارس" يك شنبه ٩ تير ساعت ١٠ شب انفجار مهيبي در كارخانه گاز محمد شهر كرج روي داد كه موجب انفجارهاي بعدي تعداد زيادي كپسول گاز شد.  بنا به اين گزارش بر اثر اين انفجارها در همان ابتدا ١٥ نفر از كارگران جان باختند.

بنا به يك گزارش ديگر از روزنامه اعتماد روز دوشنبه ١٠ تير به دليل ريزش يك ساختمان در سعادت آباد، حد اقل ١٩ نفر از كارگران زير آوار مدفون شدند. اين خبرگزاري  در گزارش خود ميگويد اين ساختمان در حالي فروريخت كه از دوسال قبل بسياري از اهالي منطقه و حتي مسئولان شهرداري احمال وقوع حادثه را ميدادند. اما هيچ اقدامي براي جلوگيري از اين حادثه از سوي مقامات صورت نگرفت. اين گزارش اضافه ميكند كه اين ساختمان ابتدا براي يك دوطبقه پي ريزي شده بود اما مسئولين شهرداري در حين ساختمان اجازه ساختن هفت  طبقه را روي آن صادر كردند. بعد از دوسال با ايجاد شكافها و تركهاي بزرگي در ساختمان، ساكنين آنرا تخليه كردند. اخطارها و فشارهاي مردم ساكن در منطقه و اعتراض به خطراتي كه آنها را تهديد ميكرد باعث شد كه نهايتا با تاخير زياد پروانه تخريب ساختمان داده شود. اما بنا به اين گزارش هيچگونه نكات ايمني و فني براي تخريب ساختمان رعايت نشده بود. به همين دليل حين تخريب اين ساختمان، با صداي مهيبي كل ساختمان ٣٢ واحدي فروريخت و تمامي ١٩ كارگري كه مشغول تخريب آن بودند زير آوار مدفون شدند.

... ح.ک.ک.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 23:18  توسط اقبال نظرگاهی  | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران: شورش در خیابان

دور جديدي از مبارزات شهري در ايران آغاز شده است. مشهد به فاصله ي کمي شاهد دومين رويارويي بزرگ خياباني ميان مردم معترض به فشارهاي شديد اقتصادي از يک طرف و موتورسواران نقاب پوش و گارد ويژه و لباس شخصي هاي سازمان يافته در سوي ديگر بود. جهش سرگيجه آور بهاي مسکن و اجاره خانه در سال گذشته با موج جديدي از گراني مواد غذايي تکميل شده و در فاصله اي کوتاه بخش وسيعي از جامعه زندگي خود را تباه شده يافته اند. چکمه هاي نظاميان براي لگدمال کردن اعتراضات ممکن تميز شده و ثروت جامعه صرف تجهيز نيروهاي موتوريزه ي سرکوب شده است. جنگ طبقاتي تلاطم خود رابه سطح خيابان ها سرريز کرده است.

سرمايه داري لجام گسيخته ي ايراني همراه با ساخت سياسي استبدادي خود نه تنها راه هاي مشارکت سياسي بخش هاي هر چه وسيع تري از جامعه را در تنظيمات و تصميم گيري هاي اصلي اجتماعي سد کرده بلکه با غارت زندگي روزمره ي ميليون ها انسان و تهي ساختن معناي زندگي براي آنها، رشد کثيف و انگل سان خود را تضمين مي کند. پيوند فاجعه بار نئوليبراليسم با اسلام سياسي را شايد بتوان راه حل بومي سرمايه داري در اين منطقه از جهان دانست. سرمايه، نيروي هاي حياتي رواني و جسمي ميليون ها نيروي کار را مي مکد و چيزي جز شکاف گسترده تر طبقاتي، قسط هاي عقب مانده، اضافه کاري هاي شبانه، پولي شدن رابطه هاي انساني، خانه هاي فرهنگ تهي و اتوبان ها و شهرک هاي لبريز، بردگي مدرن و قوانين عصر مفرغ به جاي نمي گذارد.

خيابان هاي شهر ايران اسلامي در قرق گشت هاي ارشاد و ويترين هاي مغازه ها است. شهروند مطلوب، مصرف کننده ي محجبه اي است که با رعايت حجاب اسلامي، خود به بازتوليد نظام موجود طبقاتي ياري رساند. جز با سرکوب مداوم، چنين غارت گسترده اي از هستي انسان ها ميسر نيست. بورژوازي ايراني و دولت ناقص الخلقه و کوتاه قامت آن براي رشد ثروت خود و کسب قابليت هاي رقابت جهاني چاره اي جز تحميل سطح نويني از فلاکت به نيروي کار ايراني ندارد. خيابان هاي مشهد در اين روزها و خيابان هاي بسياري از ديگر شهرها در آينده اي نزديک نتيجه جدال ميان جنبش کسب هويت انساني برای یک زندگی بهتر از يک طرف و تحميل فلاکت و بربريت از سوي ديگر را رقم خواهند زد.

نگاهي به تاريخ مبارزات شهري در ايران و ديگر کشورهاي دنيا نشان مي دهد که در فقدان سازمان يافتگي توده هاي شهري، بخشی ازجامعه ي طبقاتي قادر است از طريق تقويت سرکوب و يا بازي هاي سياسي خود را نجات داده و پس از فرونشاندن مبارزات، سلطه ي خود را مستحکم تر کند. اما روشن است که سازمان يابي  کليد توده هاي شهري براي کسب آزادي و برابري است. اگر دلالان و کارخانه داران، صاحبان آژانس هاي ملکي، دارندگان انحصارات واردات و صادرات کالاهاي مختلف، هيأت امناي مؤسسات چپاول مالي و اعتباري و ... در شبکه اي منظم از روابط متقابل، ادامه ي بهره کشي و غارتگري خود را تنظيم مي کنند، سرکوب شدگان براي اعاده ي شرافت و انسانيت خود، براي به چنگ آوردن آزادي و برابري، به سازمان يابي هايي بس گسترده تر و نيرومندتر احتياج دارند. سازمان يابي بدون وابستگي به قدرت حاکم يک خيال صرف نيست. هر ابتکار جمعي که در محيط هاي کار و زيست و تجمع، طبقه کارگر را از زن و مرد و دختر و پسر به يکديگر پيوند زند، مسير پيروزي در خيابان ها را هموار خواهد کرد. انتشار و توزيع نشريات محلي در محيط هاي زيست و محيط هاي کار، تشکيل جلسات بحث و گفتگو، ايجاد محافل، تشکل ها و کانونها، و هر اقدام سازمان بخش ديگر مي تواند خيابان هاي فردا را از چنگال گشت ها و گراني ها برهاند و آن را در معرض تنظيم اجتماعي کارگران و ديگر گروه هاي تحت ستم قرار دهد. 

نکته دیگر، نقش ورشکستگان سیاسی امروز و سالهای قبل است که با استفاده از رانت های سیاسی و دسترسی اشان به منابع مالی و همچنین ابزار قدرتمندی چون تلوزیون و رادیو، کانالیزه کردن تحرکات اجتماعی مردم را در دستور کار خود قرار داده اند. بی تردید پخش مطالب و شعارهایی مانند مقابله با مفاسد اقتصادی از جانب تلوزیونهای لس آنجلسی ادامه همان مواضع رسمی سرمایه داری در ایران است که برای کشاندن مردم به چارچوب فضای تیره و تار اصلاح طلبی و نهایتا تایید جمهوری اسلامی (در بزنگاه تاریخی)  با قبول تغییرات از بالا بدون حضور مردم صورت می گیرد. مسائل اقتصادی پیش آمده از تعدیل نیرو در مراکز کاری گرفته تا بیکار سازیها و کاهش قدرت خرید مردم و تورم و فساد دستگاههای دولتی و همگی و همگی مسائلی نیستند که تنها با رفع مضحک مفاسد اقتصادی از جانب قدرت سیاسی در ایران حل و فصل شوند. طرح این نوع شعارها از جانب نیروهای راست و ناسیونالیست آگاهانه است و فساد، جزء لاینفک تمامیت نظام سرمایه است. تنها آلترناتیو موجود در مقابل استبداد سرمایه و متعاقب آن اختناق سیاسی در جامعه ایران، تلاش برای تغییرات بنیادین  به منظور براندازی شیوه تولید سرمایه داری و مسئله توزیع ناعادلانه ثروت و مالکیت خصوصی است. در پایان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران ضمن در خواست تلاش از جانب نیروهای مترقی در رابطه با وضعیت بازداشت شدگان شهر مشهد (از جمله دانشجویان دانشگاه فردوسی) خواستار دخالت دیگر نیروهای سیاسی در پس زدن هر چه بیشتر ارتجاع داخلی و خارجی با هدف پیشبرد مبارزات توده ای و ردیکال است.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران

www.sosmashhad.blogspot.com

وبلاگ حمایت از دانشجویان داشگاه فردوسی مشهد

 

امان از شب نخوابیهای چپ سنتی:

اعلام موجودیت چپ دموکرات ایران

درک ضرورت پیش از ضرورت تغییر، نهاد اندیشه را در عرصه ی واقعیات به حرکت وا می دارد و این حرکت است که ضرورت تغییر را به مناسبات موجود و آینده تحمیل می کند.

براین اساس و با توجه به واقعیات موجود جامعه و جهان، ما نیروهای چپ دموکرات از آنجاییکه چپیم:

چون جهان امروز، جهان سرمایه داریست وما با چنین جهانی کنار نیامده ایم، اما کناره نیز نگرفته ایم.آن جهان را راست می گویند و ما در برابرش. عرصه تضاد امروز، ما را اینگونه برون داده است. ما برون داد جامعه ی موجودیم؛ برون دادی که چپ خوانده می شود. پس چپیم،چون افق انسانی آرمان های خود را در«اندیشه ی چپ» یافته ایم وتنها راه «رهایی انسان» را نه در تفسیر موقعیت که در تغییر آن می بینیم.

و دموکراتیم:

چه باور داریم، دموکراسی چارچوبی است که در راستای سیر موجود تاریخ که مبتنی بر پذیرش نهاد دولت از سوی مردم است، بهترین و قابل پذیرش ترین قالب و چارچوب است. واز آنجایی که معتقدیم ، «بینش دموکراتیک » نه امری خارجی و تحمیل شده با مقتضیات زمان بر «اندیشه ی چپ » بلکه در ذات چپ موجود است، که متکی بر بستر اجتماعی ونه اراده ی تحمیل شده ی اقلیتی پیشگام بر اکثریت است.

درک یگانه از دموکراسی و چپ را نزد خود اعلام و بر موارد زیر اصرار می کنیم:

۱- ما معتقدیم ساختار حاکم بر جامعه ی ما علی رغم همسویی با ساخت کلی سرمایه داری، دارای ویژگی های خاص خود نیز می باشد که الزامات جدیدی را پیش روی ما قرار می دهد.

۲- ما معتقدیم نظام سرمایه داری جز با تداوم بهره کشی از انسان در چارچوب فرایند تولید و انباشت سرمایه از طریق استثمار فرد در جامعه و همچنین استحکام کار مزدی امکان حیات ندارد.

۳- ما معتقدیم جامعه ی موجود با مناسبات غیر انسانیش متضمن ابتدایی ترین امکانات  و بهره مندی ها برای اکثریت عظیمی از جامعه نیست، لذا برای رفع تبعیض از هر نوعی در تمامی شئونات جامعه تمام قوای خود را به کار می گیریم.

۴- ما معتقدیم که مهمترین درد موجود انسانی پیش از همه جدا سازی انسان از هویت خود و از خود بیگانگی دائمی انسان تحت مناسبات مختلف اجتماعی و سیاسی است. بر این اساس با هر شکلی از بیگانه سازی انسان، چه در فرایند باز تولید سرمایه داری و چه بر اثر ایدوئولوژی های مسخ کننده ی هویت فردی و انسانی به نام آرمان حزبی و جنبشی به فراخور امکان، مبارزه ی تئوریک و عینی خواهیم کرد.

۵- مهمترین اصل برای اتحاد با سایر نیروهای جنبشی و جنبش های اجتماعی از دید ما، مرکزیت جایگاه انسان در تئوری هاست، بر این اساس با هر جنبشی که متاثر از منشا یا هدف سعی در استحاله ی ماهیت حرکت در منافع تشکیلاتی خود نداشته باشد همراه می شویم؛ چراکه دادخواهی همه ی اقشار و گروه های اجتماعی را جدا از رهایی و شادکامی همه ی جامعه نمی دانیم.

۶- ما نیروهای چپ دموکرات در مسیر دموکراتیزاسیون جامعه گام برداشته و معتقدیم تحقق آرمان های انسا نی مان تنها بر بستری دموکراتیک ممکن است.

۷- ما چپ دموکراتیک را چارچوبی برای اعمال و رفتار خود می دانیم، اما معتقدیم تفسیر و تغییر جهان در تنگنای محدود و مطلق یک جهان بینی و ایدوئولوژی خاص امکان پذیر نمی باشد.

۸- پویایی و دیالکتیک موجود در مناسبات اجتماعی و فکری، تئوری هایمان را در پراکسیس مان شکل می دهد بر این اساس متن موجود همه ی آنچه ما می خواهیم نیست و نیاز های جدید، اصول جدیدی را ایجاد خواهد کرد. ...
 

 دوشنبه ۱۰ تیرماه

۳۰ جون ۲۰۰۸

http://chapedemocrat.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:9  توسط اقبال نظرگاهی  | 

دو فعال دانشجويي و بيش از 200 تن از مردم عادي در تجمع روز جمعه مشهد بازداشت شدند.

در پي برگزاري تجمع اعتراض‌آميز نسبت به موج گراني‌ها در مشهد در روز جمعه هفتم تير ماه، بيش از ۲۰۰ تن از مردم حاضر در پارك ملت مشهد بازداشت شدند. همچنين دو فعال دانشجويي دانشگاه فردوسي مشهد به نام‌هاي توحيد دولت‌شناس و فرزاد حسن‌زاده در حاشيه اين تجمع بازداشت شدند.
به گزارش دسترنج، نيروهاي امنيتي حاضر در محل كه لباس‌هاي متحدالشكل نارنجي رنگ بر تن داشتند، همراه با ضرب و شتم شديد اين دو دانشجو و ديگر مردم عادي كه در محل حضور داشتند و هيچ شعاري سر نمي‌دادند، اقدام به بازداشت حاضران در محل كردند.
بنا به گفته شاهدان عيني، نيروهاي امنيتي همراه با نيروهاي عادي پليس، گارد ويژه ضد شورش و نيروهاي لباس شخصي موصوف به انصار حزب‌الله به سركردگي حميد استاد با در دست داشتن باتوم، شوك‌دهنده الكتريكي و بي‌سيم با حضور گسترده در تمامي نقاط پارك ملت به‌خصوص ضلع جنوبي پارك، مانع از جمع شدن مردم كه البته بسياري از آنان براي تفريح به پارك آمده بودند، شدند و با فيلم‌برداري گسترده و مشهود از مردم، اقدام به ايجاد رعب و وحشت در بين مردم مي‌كردند.
در حال حاضر نيروي انتظامي مشهد با ادعاي جلوگيري از تجمع در محل نگهداري بازداشت‌شدگان تا زمان تکميل پرونده از ارائه اطلاعات به خانواده بازداشت‌شدگان خودداري مي‌کند. اين در حالي است که روز گذشته بيش از ۳۰۰ نفر در محل کوي پليس مشهد براي پيگيري وضعيت بازداشت‌شدگان حضور داشتند. با اين وجود هنوز بازداشت‌ها مورد تاييد مقامات انتظامي مشهد قرار نگرفته و اين مسئله نگراني نسبت به نحوه برخورد با اين افراد را افزايش داده است

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:15  توسط اقبال نظرگاهی  | 

دستگیری محمد زراعتی دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب

منبع : http://www.derafshmag01.blogfa.com/


محمد زراعتی دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب امروز یکشنبه ۹ تیرماه  در مشهد دستگیر شد. هنوز از نحوه دستگیری او اطلاعی در دست نیست. وی که به قصد شرکت در تجمع امروز دانشگاه فردوسی، جهت آزادی فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس، از منزل خارج شد در مسیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.

لازم به ذکر است که روز شنبه توسط اطلاعات با وی تماس گرفته و او را تهدید کرده بودند.

تجمع دانشجویی برای آزادی فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس
بیش از دو روز از بازدداشت همراه با ضرب و شتم فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس و عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی و قضایی می گذرد. در حالیکه از شرایط و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست، مسئولین دانشگاه به عوض پیگیری ، وقعی به خواست دانشجویان که چیزی جز آزادی همکلاسیهایشان نیست، نمی گذارند.
امروز یکشنبه 9 تیرماه تجمعی با حضور بیش از پنجاه دانشجو در ساعت 11:30 روبروی ساختمان سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی برگزار گردید. بنا به درخواست انتظامات دانشگاه سه نفر از دانشجویان در جهت مذاکره با مسئولین دانشگاه اقدام کردند. با توجه به وعده رئیس حراست دانشگاه مبنی بر آزادی فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس، تا پایان امروز تجمع دانشجویان موقتا خاتمه یافت.
شایان ذکر است که شورای پیگیری آزادی دانشجویان دستگیر شده، اعلام کرده است که در صورت عدم تحقق وعده مسئولین، تجمع در روزهای آتی ادامه خواهد یافت.

 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای یزد در رابطه با اعتراضات مردم

اگر چه پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی صاحبان ابزار تولید و شیوه تولید، همواره با وسایل قدرتمند رسانه ای و ترفند های ضدخلقی دموکراتیک سبب از خود بیگانگی و ناخودآگاهی توده های عرضه کننده ارزش و کالا در جامعه بوده اما در بزنگاه های تاریخی خاص، آگاهی طبقاتی افراد یک جامعه بصورت باورهای ناخودآگاه، سبب گسست افراد آن جامعه به عنوان معلول و آشکار سازی مسئله تضاد طبقاتی و تحقیر، به عنوان علت وجودی این رابطه می شود.

 اتفاقی که در روزگذشته در 4 شهر بزرگ ایران افتاد نه یک حرکت پوپولیستی- رسانه محور، بلکه بخشی از ضرورت تاریخی و اجتماعی و اقتصادی طبقه فرودست بود، طبقه ای که تمامی فشارها زندگی را متحمل می شود. اصلاحات دموکراتیک و باورهای نئولیبرالی در سالیان گذشته و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی پیش رو که جز متبادر ساختن خطر بروز جنبه های بورژوازی در انقلاب آتی مردم ایران ،حرفی برای گفتن نداشت از سویی و واقع بینی عقلایی از سوی دیگر ما را در اتخاذ هر برداشتی جز ضرورت تاریخی و دیالکتیکی رهنمون نمی سازد. ما نیز بر خود می دانیم ضمن اعلام حمایت از خواست های منطقی و برحق اعتراضات دانشجویی ومردمی، تمامی مردم انقلابی و دانشجویان ظلم ستیز را به هوشیاری در مقابل کسانی که به مصادره دستاوردهای اجتماعی مردم باز نشسته اند دعوت می کنیم. از سوی دیگر برپایی آکسیون ها و تجمع های اعتراضی از این دست را که محصول بلامنازع نظام اقتصاد کنونی در جامعه ی ماست نه یک کنش ناخودآگاه که یک کنش اجتماعی شعورمند و آگاهانه می دانیم، پدیده هایی از این دست به سبب ذات شکل گیری خود امکان هرگونه دست اندازی و مصادره را از جریانات ارتجاعی معلوم الحال نظیر ناسیونالیست ها یا سلطنت طلبان ورشکسته دارنده امکانات تلوزیونی و یا هر گروه دیگری را سلب می کند. به قول لنین : نفع بورژوازی همواره بر این است که بر ضد پرولتاریا به بعضی بقایای کهن اتکا نماید، نظیر تزاریزم یا نظام سلطنتی.

در این اسناد رژیم پادشاهی و متعاقب آن سلطنت طلبی آنقدر منسوخ و خاک خورده است که دست نظام های ایدئولوگ قرون وسطایی را از پشت بسته است و به لحاظ تئوری و عمل بر همگان روشن است که خصلت این نیروها همان دنباله سیاستهای بازار آزاد و تحقق سود سرمایه از جانب دولت و شرکتهای خصوصی است . از طرف دیگر بازخوانی پرونده پراتیک نیروهای چپ در طول مدت انقلاب بیانگر استقلال ظاهری خصوصیات و عدم وابستگی آنها در مقابل تمامی ارکان مرتجع و نظام های برجا مانده از گذشته است.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر استان یزد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 22:1  توسط اقبال نظرگاهی  | 

خطاب به کارگران و مردم ایران:

برای افشا و بازخواست چپاولگران به میدان بیایید!

 

"افشاگری ها" و در واقع اعترافات برخی عناصر رژیم از غارت منابع زندگی جامعه و ثمرات کار و تلاش کارگران و مردم توسط سران  جمهوری اسلامی، با همه خیره کننده بودن ابعاد آن، تنها جلوه ای  است از آنچه که سرمایه داری و نظام بردگی مزدی نام دارد. در یکسو توده عظیم کارگران و مردم زحمتکش که هرچه بیشتر جان میکنند کمتر نصیب شان میشود،  و در دیگر سو اقلیتی از سرمایه داران و مالکان وسائل تولید اجتماعی، مقامات دولتی، آخوندها و آقازاده ها، دلالان و اوباشی که اختیار جامعه را به دست دارند و بر ثروت و اقتدار خود می افزایند. اکنون در متن بحران لاعلاج جمهوری اسلامی،  بوی گندیدگی  این بساط ضد بشری از اندام و جوارح رژیم اسلامی بیرون میزند. 

 

کارگران! مردم! علیه کل این بساط استثمار و جنایت به میدان بیایید!

 

هر دزدی و چپاول مقامات رژیم که از آن مطلعید را افشاء کنید. خواهان محاکمه و بازخواست کلیه سران رژیم که بطور مستقیم و غیرمستقیم در این دزدی ها دست دارند و خواهان انتشار علنی جزییات دزدی هایشان شوید. به ابتکار خود ارگانهای تحقیق و بررسی و نظارت و پیگیری  تشکیل دهید و خواهان دسترسی مستقیم به همه اسناد و مدارک رسمی و دولتی شوید. شما باید دیر یا زود اختیار جامعه و زندگی را بدست بگیرید. در اعتراض به دزدی ها و چپاول جمهوری اسلامی و سرمایه داران به میدان بیایید و متشکل شوید!

 

کارگران، شما بویژه نقشی تعیین کننده و حساس دارید. عمده این چپاول ها در کارخانه ها، معادن، و دیگر عرصه های تولید اجتماعی صورت میگیرد. بسیاری از این غارتگری ها بطور بلافصل به معنی تعطیل مراکز کار، بیکاری، عدم پرداخت دستمزدها برای ماه ها و یا کاهش سطح معیشت کارگران بوده و هست. حتی برای تامین فوری ترین ضروریات زندگی، از جمله برای مقابله با تعطیل کارخانه و برای دریافت دستمزد باید در مقابل تک تک این دزدیها و چپاولها ایستاد، چنانکه برای مثال در مواردی نظیر اعتراض نیشکر هفت تپه شاهد آن بوده ایم. اما باید فراتر رفت و خواهان نظارت بر دفاتر مالی و حساب و کتاب کارخانه ها و بنگاههای سرمایه داری توسط مجمع عمومی کارگران و نمایندگان منتخب آن شد. باید افکار عمومی را از جزئیات دزدی ها و ساخت و پاخت های مقامات حکومت آگاه ساخت. باید با حزب کمونیست کارگری تماس گرفت و تلویزیون کانال جدید را مطلع کرد و نیروی اجتماعی علیه این غارت و فساد گرد آورد. باید خواستار مسدود شدن حسابهای بانکی و مصادره کلیه اموالی که آیت اله ها و سران رژیم به غارت برده اند شد. باید در جریان این اعتراض دخالت مستقیم  کارگران، روح همبستگی طبقاتی و لزوم به میدان آمدن برای نجات جامعه از شر بردگی مزدی را تقویت کرد.

 

راه اساسی مقابله با دزدی و چپاول اوباشان ریز و درشت جمهوری اسلامی، سرنگون کردن این رژیم و برقراری قدرت و حاکمیت بلافصل کارگران و مردم است. در فردای سرنگونی حکومت اسلامی، کلیه سران و کاربدستان رژیم باید به جرم سی سال دزدی و فساد و جنایت به محاکمه کشیده شوند، جزئیات پرونده های دزدی و جنایت آنها به اطلاع عموم مردم در ایران و جهان برسد و کلیه اموال غارت شده مصادره شود. حزب کمونیست کارگری همه مردم آزاده را به دخالت فعال در افشای عملکرد سران رژیم، آخوندهای میلیاردر و بازخواست از چپاولگران فرامیخواند.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۶ تیر ۱۳۸۷، ۲۶ ژوئن ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:32  توسط اقبال نظرگاهی  | 

عباس پاليزدار که در روزهای ۱۴ ارديبهشت و هفتم خرداد، در ارتباط با فساد مالی و اخلاقی ده ها مقام و روحانی ارشد نظام جمهوری اسلامی سخنرانی کرده بود، در روز ۲۳خرداد ماه بازداشت شد.

وی در اظهارات خود به مقام ها و روحانيون بلندپايه جمهوری اسلامی نظير عباس واعظ طبسی، توليت آستان قدس رضوی به همراه فرزندش ناصر واعظ طبسی، آيت الله محمد امامی کاشانی، عضو سابق شورای ‏نگبان و امام جمعه تهران، آيت الله محمد يزدی از اعضای سابق شورای نگهبان، مجلس خبرگان، و دبير جامعه مدرسين حوزه ‏علميه قم و رييس سابق قوه قضاييه و فرزندش حميد يزدی، علی اکبر ناطق نوری، رييس بازرسی ويژه دفتر آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، محسن رفيقدوست، رييس سابق بنياد مستضعفان و از بنيانگذاران سپاه پاسداران، حبيب الله ‏عسگراولادی، دبيرکل موتلفه اسلامی، علی فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات و اکبر هاشمی رفسنجانی اتهام های سنگينی در زمينه دست داشتن در فساد اقتصادی وارد کرده بود.

آقای پاليزدار گفته بود:«کسانی که به عنوان مفسد اقتصادی در کشور در حال فعاليت هستند، تحت حمايت شاهرودی، رييس قوه قضاييه قرار ‏دارند. وقتی طی ۱۶ سال گذشته، پرونده هايی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مديران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حکم پنج ريال، ۱۰ ريال برای متهمان داده، ببينيد چه مصيبتی بر سر کشور آمده است.»

در روزهای نخست پس از بازداشت آقای پاليزدار، مقام های جمهوری اسلامی اعلام کردند که او به هيچ عنوان سمتی درهيئت تحقيق و تفحص نداشته است. اما در روزهای اخير تأييد شد که عباس پاليزدار، هم دبير هيئت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه و هم کارشناس سازمان بازرسی کل کشور بوده است.

در همين ارتباط، وی به افشای اسناد رسمی، محرمانه و دارای طبقه بندی در موضوعات امنيتی، نظامی و دولتی کشور و ايراد تهمت و افترا به حريم مرجعيت، روحانيت و مسئولين نظام جمهوری اسلامی، متهم شده است.

 

* اوضاع وخیم رژیم اسلامی                                مصطفی صابر

در جمهوری اسلامی چه خبر است؟ لیست "افشاگری ها"، یعنی عناصری از خود حکومت اسلامی و اغلب از جناح راست که پته دزدی ها و بخور و بچاپ  کله گنده های رژیم را بر آب میریزند،  آنقدر طولانی شده است که دنبال کردن همه آنها کار سختی شده است. همه جور غارت و سر کیسه کردن مردم،  بند و بست های تجاری، بالا کشیدن کارخانه ها و  معادن و جنگل ها، زمینخواری و حتی تا فروش سوالات کنکور همه چیز در این بساط غارت دیده میشود. موضوع چیست؟ 

حجاریان از "فروپاشی" سخن گفته و در عین حال از اینکه "روحانیت" راه نجات است! تلاش شریعتمداری کیهان برای رفع و رجوع کردن ماجرای پالیزدار کمتر از حرفهای حجاریان متناقض و مضحک نیست. هیچکدامشان راه حلی ندارند و افقی در برابر خود نمی بینند.

فقط اوضاع درونی خود رژیم  نیست که اینقدر وخیم و تیره است. در سطح بین المللی نیز اوضاع رژیم ابدا تعریفی ندارد.  غرب به رهبری آمریکا فشار سنگین و همه جانبه ای را بر جمهوری اسلامی وارد می آورد. اینجا هم همه چیز روی میز است. از چماق تا هویج. از فاصله انداختن بین جمهوری اسلامی و متحدین سنتی اش (سوریه و حزب الله لبنان) تا تحریم های مالی و تجاری که دائره اش دمبدم تنگ تر میشود. از  تهدید اقدام نظامی اسرائیل، تا بسته سخاوتمندانه ای که میتواند مقدمه "متعارف" شدن و کلید ورود به بازار جهانی باشد!  

بجز شرایط  وخیم درونی و موقعیت شکننده بین المللی،  از همه تهدید آمیز تر و غیر قابل پیش بینی تر برای جمهوری اسلامی، همانا مردم خشمگین و به جان آمده است که شغل و بهداشت و رفاه و حقوق مدنی به جای خود، دیگر حتی نان و برنج و سیب زمینی و برق و آب هم گیرشان نمی آید.

این اوضاع روشن است که پایدار نیست و هر آن تغییر خواهد کرد. اما به کدام طرف میرود؟ پیش بینی بسیار سخت است. سوال صحیح تر این است: برای سوق دادن اوضاع به کدام سو تلاش کنیم؟  ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:24  توسط اقبال نظرگاهی  | 

* کارگران هفت تپه درخواست شکستن اعتصابات خود را رد کردند

مديرعامل شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه توسط نيروي انتظامي شهرستان شوش با تدابير ويژه امنيتي وارد اين شرکت شد. يعقوب شفيعي پس از چند دقيقه با توجه به  فشار وخواست کارگران با پوشش حفاظتي مامورين و حراست شرکت به ميان کارگران آمد و ازبرآورده شدن خواسته ها و مطالبات کارگران تحت شرايطي خبر داد و گفت : مذاکرات و رايزني هايي با مديران ارشد کشور انجام داديم واگر به سر کار برگرديد دو هفته ديگر مطالباتتان پرداخت مي شود. در غير اينصورت نمي تواند براي رسيدن کارگران به خواسته هايشان کاري بکند.

نمايندگان کارگري هفت تپه در واکنش به خواسته ي مديرعامل گفته هاي او را دروغ و با هدف فريب کارگران براي شکستن اعتصاب عنوان کردند و از کارگران خواستند همچنان به اعتصاب خود ادامه دهند .   
طي روزهاي گذشته درادامه اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه کارگران به همراه خانواده هايشان به حرم دانيال نبي در شوش رفته وبا سر دادن شعارهايي همچون (( يا نبي پيامبر  برس به داد کارگر)) (( عدالت عدل علي   الوداع- الوداع )) ازبزرگان ديني خود کمک طلبيدند.يکي از کارگران در اين خصوص گفت : وقتي از مديران  کشور که همگي زنده هستند نا اميد شديم به سراغ نيروهاي غيبي و اعتقادات مذهبي رفتيم

واحد کارگري فعالان حقوق بشر در ايران

منبع : http://www.hra-iran.org/Archive_87/838.html

 


* از ح.اتحاد:

کارگران خودکشى نکنيد! در باره رقابتها و تحريکات کارفرمايان نساجى در سنندج

در متن بحران ورشکستگى سرمايه دارى در ايران و بويژه بخشى از صنايع٬ هر روز کارفرماها روش جديدى عليه کارگران ابداع ميکنند. هر کارفرما که هارتر عليه کارگر خط و نشان ميکشد٬ براى ديگر کارفرماها به مثابه تجربه جديدى است که بايد عليه کارگران بکار برد. اگر کارفرما در يک کارخانه و مرکز صنعتى توانسته است درجه بالاترى از استثمار را به کارگران تحميل کند٬ اين دريچه تشديد رقابت سرمايه داران ميشود که همان روشها را عليه کارگران ديگر مراکز صنعتى بکار گيرند. هدف روشن است؛ استثمار بيشتر کارگران و کسب سود بيشتر براى سرمايه داران و عقب راندن دستاوردهاى مبارزات قبلى کارگران. 


مورد آخر شاهکار کارفرماى کارخانه نساجى کردستان است. اخيرا کارفرماى اين کارخانه به کارگران اعلام کرده است که "منبعد حقوق ها را هر ٢ الى ٣ ماه يکبار ميدهم"! همينطور براى بالابردن شدت کار در کارخانه تعرضى را به کارگران سازمان داده است. کارفرما اعلام کرده که "شما بازده کارتان نسبت به کارخانه پرريس – يکى ديگر از کارخانه هاى نساجى سنندج- پائين تر است٬ در کارخانه پرريس همان محصول ما را با ۶٠ الى ٧٠ نفر کارگر توليد ميکنند در حالى که ما با ١٣٠ کارگر اين مقدار محصول توليد ميکنيم! درعين حال کارفرما مدتى است که ميخواهد تعدادى از کارگران را اخراج کند و هر روز بهانه اى سرهم ميکند. روزى تلاش ميکند نهاد جاسوسى "کميته انظباطى" را فعال کند و به کارگران ميگويد "از ميان خودتان براى کميته انظباطى نماينده اى انتخاب کنيد"! اين کميته کذائى که چشم و گوش کارفرما در ميان کارگران است٬ قبلا هم وجود داشت اما مدتها بود که فعاليتى نداشت. کار اين کميته پرونده سازى براى فعالين کارگرى و اخراج آنها به بهانه هاى مختلف است. از جمله يک کار اين کميته بهانه تراشى براى کارگران مانند "غيبت" يا "کم کارى" است. کارفرما از طريق اين کميته بتدريج ليستى از کارگران فعال را تهيه و براى اخراج به اداره کار ميدهد. يک هدف ديگر اين اقدام ايجاد مانع براى طرح خواستهاى کارگران است. اخيرا هم پرداخت نکردن حقوقها را سروقت دارد به قانون من درآوردى خودش تبديل ميکند و انتظار دارد کارگران کار بيشترى در ازاى مزد کمترى انجام دهند. توجيه اينکار را نيز ميزان توليد کارخانه بغلى و ميزان سود رقبايش ميداند!


اين سياستهاى کارفرما تعدادى از کارگران را از ادامه کار در اين کارخانه دچار نااميدى کرده است. کارفرما بازخريد شدن کارگران رسمى را نيز تشويق ميکند. دراين فضا تعداد نسبتا زيادى از کارگران رسمى نساجى ميخواهند خود را بازخريد کنند. کارگران ميگويند ما نميتوانيم چند ماه به چند ماه حقوق بگيريم. تا به حال و طى چند روز گذشته ٨ نفر از کارگران خود را بازخريد کردند. هدف کارفرما اينست که با کم کردن و نهايتا از بين بردن قراردادهاى رسمى کارگران قديمى را از کارخانه بيرون بياندازد. در چنين شرايطى اخراج و اعمال فشار به کارگران قراردادى ساده تر ميشود. 


البته اين ادعاى کارفرما که در پرريس با ۶٠ الى ٧٠ کارگر محصولى به اندازه ١٣٠ کارگر توليد ميشود را نبايد دربست قبول کرد. کارفرماها با اين روشها ميخواهند کارگران را به جان هم بياندازند و به اعتبار نمونه هائى از استثمار شديدتر اينجا و آنجا٬ کل اين سيستم را به همه جا تسرى دهند. با اينحال هر درجه اى از واقعيت دراين موضوع باشد٬ معنى اش اينست که کارگران پرريس براى حفظ شغل و چرخاندن زندگى تن به شرايط بسيار سختى سپرده اند.


* دو اطلاعيه ... تجمعات اعتراضی و اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه ادامه دارد ... مبارزه علیه گرانی و شیادی اپوزیسیون راست:

پنجاه و یکمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه 

درمقابل وعده مدیریت، کارگران خواهان تعهد کتبی او شدند 

کارگران نیشکر هفت تپه در ادامه اعتراضات خود، روزهای یکشنبه و دوشنبه را در مسجد دانیال نبی تجمع کردند و خواهان رسیدگی فوری به خواستهای خود شدند. روز قبل در حالیکه کارگران در مسجد دانیال نبی بودند خبر رسید که شفیعی مدیر کارخانه به کارخانه آمده تا با کارگران مذاکره کند. حدود ١٧٠٠ نفر از کارگران در کارخانه گرد آمدند. شفیعی ١٤ روز مهلت خواست که سه ماه حقوق معوقه را بپردازد. کارگران به او پاسخ دادند که بعدا تصمیمشان را اعلام میکنند. امروز سه شنبه نیز اعتصاب در پنجاه و یکمین روز خود ادامه یافت و کارگران در تجمع خود در کارخانه خواهان آن شدند که شفیعی کتبا تعهد بدهد که در طول این دو هفته سه ماه حقوق معوقه را پرداخت میکند تا کارگران درمورد آن تصمیم گیری کنند. 

لازم به توضیح است که کارگران خواهان پرداخت فوری پنج ماه حقوق معوقه، اخراج شفیعی مدیر عامل و زیودار رئیس حراست، لغو همه پرونده هائی که علیه رهبران کارگران ساخته شده و پایان دادن به احضار کارگران هستند. 

....
حزب کمونیست کارگری ایران

٢٤ ژوئن ٢٠٠٨، ٤ تیرماه ١٣٨٧


مبارزه علیه گرانی و شیادی اپوزیسیون راست 
 
اخیرا صفی از نیروهای اپوزیسیون راست میکوشد تا خشم و  مبارزه بحق  مردم علیه جمهوری اسلامی، علیه گرانی، و علیه دزدی و فساد مقامات رژیم را تحت شعارهای ناسیونالیستی و پرو رژیمی نظیر "خلیج همیشه فارس"، "نیروی انتظامی حمایت" و غیره به مهار بکشد و به کجراه ببرد. 


این صف که از افراد معلوم الحال و "خودیهای" مغضوب درگاه جمهوری اسلامی چون نوری زاده  تا انواع ناسیونالیست ها و پان ایرانیست ها و طرفداران سلطنت، یعنی  چپاولگران از تخت افتاده، تشکیل شده و بویژه در تلویزیون "کانال یک" گرد آمده اند، میکوشد تا مردم را به نیروهای سرکوبگر رژیم متوهم کند و مبارزه علیه گرانی و دزدی و چپاول سران رژیم را به مبارزه علیه  جناح هایی از حکومت و آخوندهای بدخیم محدود کند. هدف و مساله اینها ربطی به خواستهای مردم ندارد. مردم برای "منزلت و معیشت" و در دفاع از آزادی و برابری و هویت انسانی خود مبارزه میکنند و اینان  بدنبال تقدس خاک و پرچم و  مالکیت سه جزیره و حفظ نام خلیج فارس  و حرمت نیروهای انتظامی هستند! این حضرات در تبلیغات خود گاه حتی از شخص احمدی نژاد نیز دعوت میکنند به تظاهراتشان بپیوندد!! 


هر اندازه این اباطیل به بهانه های "تاکتیکی" و یا تحت پوشش "تقلیل هزینه تظاهرات" عنوان شود، ولی آشکار است که این جماعت میخواهند اهداف عمیقا راست و شناخته شده خود را پشت این شیادی سیاسی نازل پنهان کنند. اینان که تا دیروز از تغییر قانون اساسی و نافرمانی مدنی فراتر نمی رفتند و به خاتمی و "اصلاحات" کذائی اش دخیل بسته بودند امروز میکوشند گرانی و فقر و خشم مردم از کل نظام حاکم را وجه المصالحه  سیاستهای سازشکارانه و بورژوا-ناسیونالیستی خود قرار بدهند. 


اما مردم ایران مجرب تر و چپ تر از این هستند. مردم  استاد اعظم این رشته از شیادی سیاسی یعنی خمینی را تجربه کرده اند و اینبار اجازه نخواهند داد کسانی با شعارهایی نظیر "خلیج همیشه فارس"، که شعار خود رژیم است،  و یا  "نیروی انتظامی حمایت"  که  تطهیر دستگاه سرکوب این رژیم است، و بجای "الله اکبر" و خرافات مذهبی، حالا با "ایران ایران" و خرافات فاشیستی و ناسیونالیستی اعتراض و مبارزه شان برای آزادی و برابری و رفاه را عقیم بگذارند. 

.....
حزب کمونیست کارگری ایران

٤ تیرماه ١٣٨٧، ٢٤ ژوئن ٢٠٠٨

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:58  توسط اقبال نظرگاهی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:31  توسط اقبال نظرگاهی  | 

اهميت اعتصاب هفت تپه از حد يك اعتصاب فراتر ميرود

متن گفتگو با حميد تقوايي در برنامه ويژه كارگران هفت تپه در تلويزيون كانال جديد (متن خلاصه شده است - اقبال)

شهلا دانشفر: ... نظر شما در مورد اين اعتصاب و مبارزه چيست؟

حميد تقوايي: .... براي اينکه کارگران هفت تپه و همينطور کل کارگران و تمام مردمي که زير فشار گرسنگي دارند مچاله ميشوند بتوانند به موفقيت دست يابند، بتوانند مبارزه و اعتراضشان را به پيش ببرند، بايد حکومت متوجه شود، بايد دست اندرکاران متوجه شوند که با هر اعتراضي نيروي عظيمي به حركت در مي آيد. بايد متوجه شوند كه نميتوانند بيش از اين اين درجه از بيحقوقي را تحميل كنند. مردم بلند ميشوند و اعتراض ميکنند.

همانطور که شما توضيح داديد اهميت اين مبارزه از نفس يک اعتصاب مشخص کارگري با خواستهاي معيني فراتر ميرود. اهيمت اين مبارزه اين است که امروز به چهره و به پرجم و به بلندگوي يک جامعه هفتاد ميليوني تبديل شده است. که آنهم فريادش اينست که "حکومت اسلامي نميخوايم". جامعه فريادش اينست که زندگي معيشت حق مسلم ماست. جامعه حرفش اينست که بايد کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي آزاد شوند. مردم جامعه خواستشان اينست که حق جمع شدن و متشكل شدن داشته باشند. در هر بخش از جامعه زنان٬ جوانان٬ دانشجويان٬ کارگران در بخش هاي مختلف توليدي٬ بخش هاي مختلف جامعه همه و همه همين حرفها و همين نيازها را دارند و دارند اين خواستها و اين شعار ها را فرياد ميزنند. به نظرم کارگران نيشکر هفت تپه دارند در شرايط سياسي امروز نقشي تاريخي و تعيين کننده بازي ميکنند و بعنوان پيشتاز اين صف بعنوان پرجمدار اين صف دارند راه نشان ميدهند. ....

شهلا دانشفر: يکي از دوستان بيننده ما که الان تماس گرفته بودند. با اشاره به وضعيت مشقت باري که الان هست. با اشاره به گراني و فشاري که به زندگي مردم و کل جامعه وارد ميشود. ميگفتند چه بايد کرد؟ چه کسي جوابگوست؟ چه کسي مسئول است و در واقع داشتند اعتراض خود را به اين وضع فرياد ميزدند. فريادي که اين روزها ما زياد ميشنويم. شما پاسختان چيست؟

حميد تقوايي: فکر ميکنم در جامعه ايران اين خيلي بديهي است. همه مردم ميدانند که اساس مساله اينست که يک حکومتي بر سر کار است که نه تنها از استثمار و از تبعيض طبقاتي و از منافع اقليتي که ميلياردي پول به جيب ميزنند در برابر اکثريت عظيم زير خط فقر دفاع ميکند، بلکه جنايتکار است. بلکه سرکوبگر است. عقب مانده ترين قوانين و عقب مانده ترين مناسبات و ارتجاعي ترين سياستها را دارد به جامعه تحميل ميکند. بنابراين براي همه مردم روشن است که تا جمهوري اسلامي هست و تا اين حکومت هست اين وضعيت غير قابل تحمل هم هست. بنابراين مبارزه اي که هست. مبارزه اي که کارگران هفت تپه ميکنند و يا بخش هاي مختلف جامعه ميکنند٬ در آن اين فرض است. بدون شك اگر شما از هر کس اين سوال را بپرسيد كه چه چيز بايد تغيير كنند ميگويند تا وقتي اين حکومت هست وضع کمابيش همين است. تا وقتي اين حکومت هست دستمزدها پرداخت نميشود. تا وقتي اين حکومت هست حقوق پايه اي کارگران را به رسميت نمي شناسند. تا وقتي اين حکومت هست گرسنگي هست. فقر هست. بيچارگي هست. وامروز اين مبارزات به حدي رسيده است که چنان دست اندرکاران را مورد تعرض و زير فشار قرار داده است. که دارند دزدي هاي هم را رو ميکنند. دارند ثروت هاي ميلياردي را رو ميکنند. بطور مثال ميگويند فقط هزينه يك روز هندوانه اسبهاي دختر رفسنجاني صد هزار تومان است. يا ميگويند فلاني به فلان آيت الله ميگويد پسرم بيکار است و امتياز چوب بري هاي شمال را به او تقديم ميکنند. اين حکومت حکومتي است که تا مغز استخوان فاسد٬ چپاولگر٬ ضد انساني و ارتجاع کامل است. وضعيت طوري شده است که اينها دارند ديگر به همديگر حمله ميکنند. دست اندرکاران دارند دست همديگر را رو ميکنند. جواب کارگران جواب مردم اين نيست که اين بخش دزد است٬ گويا بخش ديگر بهتر است. يا فرض کنيد کسي که اسلام دگر انديش دارد بياد از اينها بهتر است. مردم همه اينها را تجربه کرده اند. همه اينها را مي شناسند.

مسئول کيست؟ چه بايد کرد؟ جواب خيلي روشن است. کل اين سيستم وحکومتي که از اين سيستم دفاع ميکند. سيستمي که بر مكيدن خون کارگر و تحت فشار قراردادن ميليونها انسان استوار است. و گذران امور روزش و سود آوري اش بستگي به اين دارد که کارگر را در اين شرايط کاملا ضد انساني و بايد گفت مادون انساني قرار داده٬ اين حکومت بايد برود. اين حکومت هيچ جايي ندارد نه در جامعه ايران و نه در قرن بيست و يک در هيچ کجاي ديگري. جواب ما اينست. راهش چيست. به نظرمن اين نوع اعتصابات که الان در هفت تپه در جريان است بايد وسعت بگيرد. نه تنها بايد از آن اعلام حمايت كرد، بلکه بخش هاي ديگر کارگري بايد به ميدان بيايند. همين خواستها را بگويند. اين ها فقط خواستهاي کارگران هفت تپه نيست. همه ميدانيم. گرسنگي٬ بيکاري ٬ گراني درد تمام کساني است که در آن جامعه زير خط فقر زندگي ميکنند. يعني بيش از هشتاد درصد مردم. حرف من اينست كه اين مردم بايد اين مبارزه را الگو قرار دهند. فقط با مبارزه است که ميشود به اين خواستها رسيد و اين غده سرطاني را از جامعه ايران جدا کرد. ممکن است سوال ديگر اين باشد که چه کسي بالاخره به داد ما برسد؟ اين سوال هم خيلي طرح ميشود. پاسخ اينست که خودمان بايد به داد خودمان برسيم. اين حزب حزب مردم است. حزب کارگران است. حزب آزاديخواهان است. حزب ضد فقر و ضد استثمار و ضد تبعيض است. کسانيکه به اينها اعتراض دارند بايد بدانند اين حزب وجود دارد با تمام امکاناتش تلاش ميکند اين مبارزات را همبسته کند. متحد کند پيش ببرد و به پيروزي برساند. بنابراين اولين پاسخ در مقابل سوال چه بايد کرد اينست که قرار نيست که کسي از بالا ما را نجات دهد. نه قرار است معجزه اي شود. نه قرار است کسي به داد ما برسد. خود کارگر٬ خود مردم٬ خود اقشار محروم هستند که بايد متحد شوند. بايد حول پرچم٬ سياستهاي حزب و رهنمود هاي حزب جمع شوند. اين کانال جديد فقط يک تلويزيون نيست. اين کانال جديد يک اهرمي است٬ يک ابزاري است که بايد مردم را حول خود جمع کند. متحدشان کند. به هم بتند٬ سرپل و رابطي باشد که جنبش هاي اعتراضي همديگر را ملاقات کنند. به همديگر نزديک شوند. دست در دست هم بگذارند و مثل يک نيروي واحد بلند شويم و جمهوري اسلامي را بيندازيم. فراخوان من٬ جواب من٬ هم به سوال اينکه ريشه مساله چيست و هم به اين سوال که چطور بايد از اين شرايط غير قابل تحمل نجات پيدا کرد، اينست که ريشه مسائل حکومت اسلامي سرمايه است. و راه حلش مبارزه و اعتراض همبسته و متحد زير پرچم حزب کمونيست کارگري براي سرنگوني اين رژيم است.

شهلا دانشفر: شما به سوال بعدي من نيز پاسخ داديد. بارها و بارها مرتبا ميگويند ما مرديم. چه بکنيم و دارند درب اين حزب را ميزنند و دارند با ما صحبت ميکنند. جواب ما را ميخواهند که شما به اين مساله اشاره کرديد. اما به اهميت مبارزه کارگران نيشکر هفت تپه اشاره کرديد. چطور ميشود همين الان اين مبارزه را قدرتمند کرد؟ الان يکي از کارگران نيشکر هفت تپه آمد روي خط و گفت خسته شديم. فشار روي ما زياد است. درست ميگويند. چه بايد کرد؟ شما پاسخ دوست ما را چه ميدهيد؟ اين را از روي استيصال نميگويد دوست ما. براي اينکه همين كارگان تاريخ تجمع بعدي خود را هم معلوم کرده اند. شما پاسختان چيست؟

حميد تقوايي: مساله واقعي است. هر اعتصاب کارگري به نظرم يکسري شرايط و پيش شرطهايي ميخواهد براي اينکه بتواند دوام پيدا کند. براي اينکه بتواند به اهداف مشخص همان اعتراض برسد. اين فقط در مورد اعتصاب در جامعه ايران صادق نيست. در مورد تمام اعتراضات کارگري در همه کشورها صادق است. يک نکته اساسي اينست که در هر اعتصابي علاوه بر پليس سرکوب و فشار دولتي و غيره که روي دوش کارگران هست، يک فاکتوري که اعتصاب را هميشه تهديد ميکند مساله مالي است. کارگر اعتصابي٬ کارگري است که بالاخره در حين اعتصاب هم بايد بتواند زندگي خودش و خانواده اش را تامين کند. به همين خاطر تشکيل صندوق هاي حمايت مالي از اعتصات به نظر من يک رکن اساسي پيشروي و ادامه موفق و پيروزمند هر اعتصابي است. نکته دوم اينست که کارگران نبايد در اعتصاب خود تنها بمانند. به دو معني اين را ميگويم. اولا تنها فرد کارگر نيست. خانواده هاي کارگر بايد وسيعا به ميدان بيايند. بايد به حمايت بلند شوند. بايد نقش داشته باشند در اعتصاب. به اين ترتيب مثلا فرض کنيد. وقتي فرضا ١٠٠٠ کارگر دست به اعتصاب بزند . اگر يک خانواده کارگري را بطور متوسط ٤ نفر حساب کنيم بايد نيروي ٤٠٠٠ نفر در برابر رژيم و در برابر کارفرما قرار گيرند. بدين ترتيب خانواده هاي کارگري ميتوانند نقش اساسي داشته باشند. به اين اعتبار اعتصاب از چهارچوب کارخانه خارج ميشود و. به شهر کشيده ميشود. به جامعه کشيده ميشود. اينهم يک جنبه مثبت ديگر شرکت خانواده هاي کارگري در اعتراضات کارگري است. کارگران هفت تپه خوشبتختانه اين تجربه را تا حدي عملي كرده اند و يکي از نقاط مثبت مبارزاتشان در اين چهل روز مبارزه همين بود. که توانستند شهر شوش را در واقع به حرکت در بياورند. و اعتراض خود را به مساله اصلي همه مردم تبديل کردند. كه همين را بايد ادامه داد و وسعت بخشيد. اما به معني ديگر اينکه اعتراض نبايد فقط به يک بخش کارگري به يک کارخانه و حتي به رشته معيني محدود شود. خواست کارگران نيشکر هفت تپه چيز ويژه اي در مورد شکر يا کارخانه نيشکر ندارد. خواست آنها خواست همه کارگران است. دو خواست اساسي آنها پرداخت دستمزدهاي معوقه و حق تشکل خواست همه کارگران ايران است. بنابراين اين خواستها اين خصلت و اين زمينه را بوجود مياورد که بخش هاي ديگر کارگري هم به حرکت در بيايند. بايد تلاش كرد كه بخشهاي ديگر كارگران در مناطق و كارخانه هاي مختلف همزمان به حركت در آيند و دست به مبارزه بزنند.

ممکن است يک کارگر هفت تپه بگويد بسيار خوب اما نقش من اينجا چيست. خوب اين فراخوان شما خطاب به کارگران ديگر است. بحث من اينست که خود کارگران نيشکر هفت تپه بايد قدم به جلو بگذارند و اين فراخوان را بدهند. از همين تلويزيون و از طريق بلند گو ها و تريبونهايي که حزب ما فراهم ميکند رو به جامعه اين فراخوان را به جامعه بدهند و اين را بخواهند از بقيه که بلند شويد. حمايت کنيد و بگوييد اينها خواست همه ماست. خواست تمام طبقه کارگر در ايران است و بايد کل طبقه کارگر به حرکت درآيد. از طرف ديگر فعالين کارگري نيشکر هفت تپه بايد خطاب به اتحاديه ها و سازمانها و احزاب کارگري جهان فراخوان دهند و آنها را به کمک بطلبند. که ما تجربيات موفقي در اين جهت داشتيم. در رابطه با آزادي کارگران زنداني همين چند ماه قبل٬ حدود دو سال قبل در حمايت از مبارزات کارگران شرکت واحد ما شاهد اين بوديم که حرکت وسيع و جهاني در حمايت از آنها و مبارزات کارگران ايران صورت گرفت. و در مورد هفت تپه هم بايد اين اتفاق بيفتد. بايد کارگران هفت تپه خودشان جلو بيفتند ابتکار عمل را در دست بگيرند. جلب حمايت کنند.. از نظر مالي بخواهند که به مبارزاتشان کمک شود و خانواده ها را به حرکت در آورند و کلا بخش هاي ديگر طبقه کارگر را مورد خطاب قرار دهند در حمايت از خواستهايشان.

شهلا دانشفر: ما اينجا صحبت کرديم. کارگران نيشکر هفت تپه بطور واقعي تنها نيستند. همانطور که شما گفتيد. خواستهايشان خواستهاي کل جامعه است. ما کنارشان هستيم. يک چنين ابزاري٬ يک چينين امکاني٬ يک چنين حزبي٬ بنابراين اين بزرگترين قدرت است. وقتي کارگر اين قدرت را ببيند افق دارد. ميداند دو روز ديگر چه اتفاقي مي افتد. ميداند چه بايد بکند. اين يک واقعيت است. هدف از چنين برنامه هايي و چنين بحث هايي اينست که ببينيم در چه موقعيتي قرار داريم. شما گفتيد نبايد اين کارگران را تنها گذاشت. واقعا به اين صورت است. کارگر نيشکر هفت تپه تنها نيست. کارگر نيشکر هفت تپه به وسعت ايران که در التهاب مبارزه ميسوزد بايد حمايت شود. در کارخانه ودر دانشگاه ٬ معلمان٬ پرستاران و بخش هاي مختلف کارگري. و يک چنين حزبي. سابقه نداشته در تاريخ که در يك رژيم ديكتاتوري و سركوبگر يك حزب كارگري و مردمي و در اپوزيسيون با چنين ابزاري مثل تلويزيون بيايد و صداي آزاديخواهي و صداي اعتراض جامعه را نمايندگي كند. .

حميد تقوايي: اجازه بدهيد الان که شما به نقش حزب و تلويزيون اشاره کرديد من هم نکته اي بگويم. لازم است ما از جنبه درازمدت و عمومي تري هم به همين مبارزه و اعتصاب نگاه كنيم. سياسي تر و عمومي تر نگاه کنيم. ببينيد اعتصابات زيادي در جريان است و قبلا جريان داشته است. بوجود آمده و تمام شده. بعضا به خواستهايش رسيده . يا رژيم آنرا سرکوب کرده و مورد حمله قرار داده است. اين اتفاقات همه مي افتد. سوال اينست که در اين افت و خيزها در اين پستي و بلندي ها در اين پيشروي ها و عقب نشيني ها که جنبش کارگري در اعتصابات و مبارزات ديگر دارد تضمين کنيم که کل جنبش کارگري و کل جنبش چپ و آزاديخواهانه و کل جنبش سرنگوني يک قدم جلوتر برود. يعني اينکه وقتي شما بعد از ٦ ماه اعتصابات متعدد و حرکتهاي کارگري متعدد به جامعه نگاه کنيد با چه معيارها٬ با چه مشخصاتي ميتوانيد بگوييد پيشرفت داشته ايد؟ جلوتر آمده ايد. به نظرمن به چند فاکتور بايد اشاره کرد. يکي اينکه بعد از هر اعتصابي و بدنبال هر حرکتي ببينيم چه طرحهايي و چه الگوهاي مبارزاتي دارد در برابر جنبش کارگري گذاشته ميشود. اگر شما ٤ سال قبل به جنبش کارگري نگاه کنيد مي بينيد. اين شخصيت هاي کارگري انقدر سرشناس نبودند. انقدر شناخته شده نبودند.مي بينيد اين نهادهاي کارگري که امروز داريم. با اينکه هنوز خيلي معدودند. و هنوز بايد خيلي فراتر از اين بروند و هم از نظر کيفي و کمي بايد جلو تر بروند. ولي همين ها را هم ٤ سال پيش نداشتيم. ميشود خيلي از جنبه هاي ديگر را هم برشمرد كه قبلا نداشتيم. بنابراين وقتي جنبش کارگري را نگاه ميکنيم مي بينيم جنبش کارگري علي العموم دارد به جلو ميرود. دارد به پيش ميرود. من ميخواهم اينجا بخصوص يک شاخص ديگري را رويش انگشت بگذارم. جنبش کارگري براي اينکه پيروز شود، براي اينکه کارگر استثمار را کنار بزند و اجازه ندهد اين جامعه پر از تبعيض و ستم سرمايه داري باقي بماند٬ بايد در سطح سياست حضور به هم برساند. بايد پرچم سياسي خود را بلند کند. و بايد نه فقط کارگران در ايران٬ بلکه تمام مردم شريف و زحمتکش و آزاديخواه ايران که اکثريت قريب به اتفاق جامعه ايران هستند٬ آنها بايد پشت اين صف و با اتکا به جنبش کارگري به جلو بيايند براي اينکه بتوانيم از شر حکومت اسلامي و اين نظام ضد انساني سرمايه داري رها شويم. بنابراين من ميخواهم اين نتيجه را بگويم. براي حضور در عرصه سياست و اعلام اينکه طبقه کارگر هست. آماده است و فراخوان به جامعه بدهد که بلند شويد براي اينکه تمام اين نظام ظلم و ستم سرمايه را زير و رو کنيم طبقه کارگر ابزار ميخواهد. واين ابزار حزب است. حزبي که در شرايط امروز ايران به آن ميگوييم حزب کمونيست کارگري.

...

.....

....

شهلا دانشفر: اجازه بدهيد در آخر با طرح يک سئوال برگرديم به مبارزه کارگران نيشکر هفت تپه٬ دارند ميگويند اين کارخانه دارد ورشکست ميشود. زمين هاي کشت نيشکر را فروخته اند و به کشت گندم اختصاص داده اند. اين کارگران مساله اشتغالشان زير سئوال است. دارند آنها را سر ميدوانند. دستمزدشان را نمي پردازند بايد به اين وضعيت جوابي داد.

حميد تقوايي: بله در دو سطح بايد جواب داد. سطح اول اينست که ما كارگران مسئول سود و ضرر سرمايه داري نيستيم. مگر وقتي که کارخانه سود ميبرد سودش را با ما تقسيم ميکردند که اکنون بخاطر ورشکستگي اش ما بايد با فقر و فاقه بسازيم. در هر حال دولتي هست. مسئول است. حتي اگر بفرض به هر دليلي مجبور هم باشند کارخانه اي را ببندند، كار کارگر و زندگي كارگر نبايد زير سئوال برود. كارگر نبايد بيکار بشود. اگر بيكار شد بايد فورا بدون يك تاخير يك روزه حتي حقوق بيکاري مكفي داشته باشد. شغل متناسب ديگري بايد برايش پيدا شود. کارگران بايد بتوانند يک زندگي درخور شان انسان داشته باشد. حقوق ايام بيکاري نه آنچه که جمهوري اسلامي اسمش را حقوق بيكاري يا بيمه بيکاري گذاشته است بلکه يک حقوق انساني كه زندگي او را در سطح بالايي تامين كند. الان كه همين حقوق اشتغالش را هم نميدهند بايد با پاسدار و دادگاه و حراست جمهوري اسلامي جنگيد و مبارزه کرد و اين حقوق را گرفت.

... بنابراين بيکاري و فقر هست بخاطر شرايط مادي نيست. بخاطر سود اندوزي شماست. بنابراين حکم اساسي و جواب سياسي اينست. اين جواب سياسي طبقه کارگر است که اگر نميتوانيد شکم ها را سير کنيد لايق حکومت کردن نيستيد. برويد کنار. شما دنبال سود و سودآوري هستيد. شما حکومت همان ميلياردرهايي هستيد که يکروز هزينه هندوانه اسبهايشان صد هزار تومان است. و به خيلي از كارگران هم ماهانه صد هزارتومان يا دويست هزارتومان بيشتر نميدهد. شما حکومت آن ميلياردرها هستيد. برويد کنار. اينکه ميگوييد داريم ورشکسته ميشويم طبقه شما از نظر سياسي ورشکست شده است. بايد برويد کنار. قدرت را بدهيد به طبقه کارگر. جامعه را طوري خواهد گرداند که رفاه و آزادي و رهايي براي همه مردم تضمين شود. به نظرم بايد در هر دو سطح بايد تعرض کنيم و اين منطق را در هيچ سطحي نبايد بپذيريم که سرمايه ضرر ميدهد. ورشکست ميشويم و رقابت نميتوانيم بکنيم. اين را در هيچ سطحي نبايد پذيرفت. بعنوان کارگر در همين جامعه ميگوييم حقوق بيکاري٬ کار متناسب و غيره فراهم شود. حتي اگر از نظر اقتصادي نميتوانيد اداره کنيد و از نظر سياسي جوابمان اينست که اگر چنين وضعيتي هست نشان ميدهد که شما لايق حکومت کردن نيستيد٬ برويد کنار. طبقه کارگر ميتواند قدرت را به دست بگيرد و تامين و رفاه همگاني را تامين کند.

....

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:17  توسط اقبال نظرگاهی  | 

* یک پیروزی دیگر برای دانشجویان!   جمع شکست خوردگان گسترده می شود!

روز چهارشنبه 28 خرداد، دانشجویان زنجان بعد از حدود یک هفته اعتراض و تجمع در دانشگاه موفق شدند تمام خواسته های خود را به مسئولین دانشگاه تحمیل کنند. مطالبات دانشجویان شامل برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی مورد تعرض قرار گرفته، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که دانشجویان همه مطالباتشان را گرفتند.

به دنبال تعرض حسن مددی معاون دانشجویی و از مسئولین کمیته انضباطی این دانشگاه به یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان، دانشگاه زنجان در اعتراض به این واقعه توسط دانشجویان تعطیل شده و شاهد اعتراضات گسترده دانشجویان بود. در این میان نیروهای انتظامی و امنیتی و حتی سپاه پاسداران برای پایان دادن به اعتراضات دانشجویان دست به کار شدند. نیروهای انتظامی و امنیتی در روزهای تحصن دانشگاه را محاصره کرده و تلاش کردند با ایجاد فضای رعب و وحشت و حکومت نظامی در اطراف دانشگاه دانشجویان را مرعوب کنند. از طرفی مسئولین دانشگاه با نشان دادن حکم اخراج 20 تن از دانشجویان معترض در این تلاش مذبوحانه برای ساکت کردن دانشجویان شرکت داشتند. سپاه پاسداران نیز در نشریات خود به دانشجویان معترض حمله کرده و آنان را اخلال گر معرفی کرده بود، به همه این تلاش ها نقش روزنامه کیهان را نیز باید اضافه کرد که در پی تبرئه حسن مددی برآمده بود.  

تمام تلاشهای حکومت و نیروهای سرکوبگرش با ایستادگی، یکپارچگی، کوتاه نیامدن دانشجویان از حقوق خود و با  تعرض دانشجویان به مسئولین نقش بر آب شد و بار دیگر دانشجویان پیروز شدند. این بار اعتراض دانشجویان زنجان در پی پیروزی دانشجویان تربیت معلم با مقاومت گسترده تری از جانب نیروهای حکومتی مواجه شد و در نتیجه پیروزی آن ابعاد گسترده تری نیز دارد، همانطور که قید شد این بار سپاه و کیهان شریعتمداری نیز به جمع شکست خوردگان پیوستند.  س.ج.ک.

 

نشریه بذر خرداد ۸۷: ... اما این بار در زنجان، دختری كه قرار بود قربانی باشد نه فقط در برابر این تجاوز مقاومت كرد، بلكه ماجرا را با دوستانش در میان گذاشت تا دستجمعی چاره ای پیدا كنند. آنان فكرهایشان را روی هم ریختند، جرات كردند و نقشه ریختند. تصمیم گرفتند مچ متجاوز را هنگام جنایت بگیرند و بر سر این موضوع فورا و وسیعا اطلاع رسانی كنند. آنان خوشبختانه به مقاماتی كه خود نماینده این نظام و مناسبات مردسالار اند توهم نداشتند. آنان از آنچه بر زهرا بنی یعقوب رفت، و پیش از او بر چند دختر دانشجوی دیگر رفته بود، و از تجاوز و آزاری كه بر بسیاری زنان دیگر در كل جامعه روا می شود، آگاه بودند. پس شكایت به دفتر این یا آن مقام نبردند. می دانستند كه اگر چنین كنند، ماجرا ماستمالی می شود و مسكوت می ماند و خود احتمالا محكوم و تنبیه خواهند شد و در معرض انتقام و تهدید قرار خواهند گرفت. تصمیم گرفتند ماجرا را مستند كنند و دست به افشاگری وسیع بزنند. تصمیم گرفتند ماجرا را با دانشجویان و با مردم در میان بگذارند.
واكنش خشمگینانه دانشجویان و مردم پشتیبان آنان، گسترده و قدرتمند بود. آن چنان قدرتمند كه قلدری ها و تهدیدهای اولیه نهادهای سركوبگر و مقامات فریبكار را خنثی كرد و آنان را ابتدا به سكوت و سپس عقب نشینی واداشت. كسانی كه می خواستند این مقاومت و مبارزه را یك توطئه خارجی از پیش طراحی شده معرفی كنند، در مقابل همبستگی و عزم دانشجویان به وحشت افتادند و دیگر حرفی نزدند. جریان بسیج دانشجویی برای راست و ریس كردن قضیه، تصمیم گرفت همرنگ جماعت شود و نسبت به این واقعه لحن انتقادی به خود بگیرد. البته به دانشجویان هشدار داد كه آلت دست گروهی غوغا سالار كه هدفشان زیر سئوال بردن نظام است نشوند! و بالاخره، وزیر علوم مجبور شد قول پیگیری این قضیه را بدهد هر چند که در آخرین اظهار نظر خود گفت هنوز معلوم نیست که جرمی صورت گرفته باشد! البته نباید شك داشت كه این اشك تمساح ریختن ها یعنی كشك! این حرف ها درست زمانی گفته می شود كه نظام با تبرئه كردن سردار زارعی از اتهامات اخلاقی، بار دیگر اثبات كرد كه چاقو دسته اش را نمی برد. بر سر ماجرای دانشگاه زنجان نیز اگر دانشجویان مبارز و مردم آزادیخواه آرام شوند و دست از پیگیری بكشند، نتیجه ای جز ماستمالی قضیه، خلاص شدن گریبان فرد متجاوز، و حتی تنبیه كسانی كه مبتكر این مبارزه شدند حاصل نخواهد شد. بویژه آنکه از همان ابتدا نیروهای حاضر به خدمتی مانند انجمنهای اسلامی وابسته به دفتر تحکیم وحدت تلاش کردند تا رادیکالیسم نهفته در مضمون و روش این مبارزه را محدود کنند. آنان با پیش کشیدن شعارهائی چون استعفای وزیر علوم (برای پیشبرد رقابتهای سیاسی جناحی با کابینه احمدی نژاد) موضوع اصلی مبارزه یعنی حمایت بی قید و شرط و همه جانبه از عمل شجاعانه این دختر دانشجو را مخدوش کرده و به سرعت قضیه را در همکاری مستقیم با نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی  فیصله دادند. .....

 

* هفته اعتراضات

رحمان حسین زاده

هفته گذشته را میتوان هفته اعتراضات نامید. اعتراضات کارگری، مردمی و دانشجویی در صدر تحولات سیاسی جامعه ایران بود.بسیاری از رسانه هاهم به آن پرداختند. محرکه اصلی این اعتراضات، مقابله کردن با موج گرانی و تورم و مقابله کردن با هتک حرمت و تداوم فشار و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی بود.

تظاهرات چند هزار نفره مردم مشهد علیه گرانی و تورم گل سرسبد این اعتراضات بود. مردم جسور، متحد و همبسته مشهد در تظاهرات و اجتماع بزرگ خود در 24 خرداد، نشان دادند که موثرترین راه سد کردن تعرض سرمایه داران و دولت حامیشان به سفره خالی کارگران و شهروندان جامعه ، به میدان آمدن نیروی متحد و اجتماعی خود مردم است.به علاوه در پارک ملت تهران و در شهرک پونک حومه تهران نیز اعتراضات پر جمعیت علیه گرانی و تحمیل شرایط سخت زندگی اتفاق افتاد. طبق معمول رژیم جنایت و سرکوب با دستگیری تعداد وسیعی از شرکت کنندگان در این تظاهراتها و با حمله اوباش نظامی به مقابله مردم پرداخت. هنوز تعداد زیادی از دستگیر شدگان و از جمله 230 تن از دستگیر شدگان اعتراضات مشهد در بازداشت جمهوری اسلامی بسر میبرند.

اعتراضات مردم مشهد با حمایت فوری دانشجویان مبارز دانشگاه فردوسی روبرو شد. دانشجویان با تجمع اعتراض خود همگامی اعتراضی خود را با مردم نشان دادند و همزمان در این فرصت مناسب خواستار آزادی فوری دانشجویان دستگیر شده و لغو احکام انضباطی در دانشگاه شدند.

در استان دیگری از کشور، در زنجان موج اعتراض قدرتمند دانشجویان به حرکت درآمد. در اعتراض به هتک حرمت و قصد تجاوز یکی از مسئولین دانشگاه به یکی از دختران دانشجو، اعتراض و تحصن بیش از سه هزار دانشجوی دانشگاه زنجان شروع شد. واضح است خواست و مطالبه دانشجویان فقط به اخراج و مجازات این مسئول خاطی باقی نماند. دانشجویان معترض با تشخیص درست این فرصت را به مقطع تحقق خواسته های فوریشان تبدیل کردند. طبق اخبار رسیده مسئولین دانشگاه مجبور به قبول همه خواسته های دانشجویان شدند.

اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه ادامه دارد. در جدیدترین اقدام و در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق سه ماهه اخیر، کارگران و خانواده های کارگری جاده ترانزیتی اهواز-  اندیمشک را بستند. کارگران تاکید کرده اند، در صورت ادامه عدم جوابگویی به مطالباتشان به اقدامات جدید دیگری دست میزنند. بیش از2 ماه از اعتصاب و تحصن و دیگر ابتکارات اعتراضی کارگران هفت تپه میگذرد . کارگران هفت تپه به حمایتهای گسترده هم طبقه ایها و دیگر مردم مبارز نیازمندند.

در هفته گذشته اعتراضات کارگران کوره پزخانه ها جلوه قدرتمند دیگری از حق طلبی کارگران و عزم آنها برای مقابله با شرایط سخت زندگی تحمیلی بود. هزاران کارگر کوره پزخانه ها در کوره های مختلف اعتصاب کردند و خواستار افزایش دستمزدهایشان شدند. در این میان اعتصاب بیش ازسه هزار کارگر کوره پزخانه های ارومیه نمونه قدرتمند این تحرک کارگری بود. 24 نفر از کارگران دستگیر شده اعتصاب ارومیه آزاد شدند.

در کارخانه پرریس سنندج روز 27 خرداد صاحبکار مجبور شد حقوق یک ماه به تعویق افتاده کارگران را بپردازد. ناگفته نماند پرداخت حقوق سه ماهه کارگران این کارخانه به تعویق افتاده است. کارگران بارها در این مورد اعتراض کردند. تحت فشار این اعتراضات صاحب کارخانه مجبور شده فعلا حقوق یک ماه را بپردازد و وعده پرداخت 2 ماه باقی مانده را بدهد.

در همین هفته جوانمیر مرادی و طه آزادی از اعضای هیئت میره اتحایه آزاد کارگران که در روز اول مه در عسلویه دستگیر شده بودند، آزاد شدند.دستگیری این دو فعال کارگری با فشارهای اعتراضی جدی در داخل و خارج کشورروبرو شد. این اقدامات اعتراضی نقش موثری در آزادی آنها داشت. 


اعتراضات واقدامات اعتراضی در هفته گذشته به همین موارد محدود نیست. اما همین درجه از اعتراضات مهم ، پتانسیل نفرت و اعتراضات مردم علیه وضع موجود و جمهور اسلامی نشان میدهد.

تظاهراتها و تجمعات اعتراضی مردم جان به لب رسیده به درست دولت سرمایه اسلامی را نشانه رفته است. واقعیت اینست مردم میدانند در پس هر ناهنجاری اجتماعی و بویژه فقر و فلاکت و بیکاری وستم و نابرابری دولت جمهوری اسلامی حافظ منافع سرمایه داران و صاحبان ثروت  قرار دارد. به همین دلیل شعار مرگ بر دیکتاتوری و جمهوری اسلامی و خواست استعفای دولت و سردسته جنایتکاران احمدی نژاد زبانه میکشد. پیام این تظاهراتها و اعتراضات روشن وصریح است. اراده مردم به حرکت درآمده شتاب میگیردو اعلام میکند، بیش از این فقر و فلاکت و گرانی و ادامه حاکمیت دولت سرمایه داران را تحمل نخواهند کرد. این پیام بار دیگر به گوش همه مردم ایران و جهانیان رسید.


این مبارزات میتواند به انفجارهای اجتماعی هدفمند و موثری علیه وضع موجود و علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود، به شرطی که اتحاد و تشکل و همبستگی این اعتراضات گسترش یابد. به شرطی که خواسته و مطالبات فوری و بر حق کارگران و مردم بر آن ناظر شود. به شرطی که با تحقق این مطالبات گشایش و بهبودی در شرایط کار و زندگی کارگران و مردم ایجادشود.  به نحوی که علاوه بر ایجاد اتحاد و همبستگی مبارزاتی ضروری در هر کارخانه و محل کار و محلات و دانشگاه و در میان هر بخش معترض جامعه، اتحاد و همبستگی و حمایت سراسری مبارزاتی در سطح کشوررا هم ایجاد کرد. رهبران و فعالین کمونیست اعتراضات کارگران و مردم و دانشجویان و زنان و جوانان و مردم حق طلب در ارتباط با هم و با پیوند دادن اعتراضات بخشهای مختلف جامعه میتوانند به ایجاد چنین اتحاد و همبستگی سراسری شکل دهند. در این مسیر باید گام برداشت و درنگ نکرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 8:43  توسط اقبال نظرگاهی  | 

مهدی گرایلو، از دانشجویان چپگرا که گفته می شود مورد تهدید قرار گرفته است.

«دانشجویان چپگرا به صدور حکم ارتداد تهدید شده اند»

بهروز کارونی

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران با انتشار بيانيه ای اعلام کرده است که ماموران اطلاعاتی و امنيتی جمهوری اسلامی، در تماس های تلفنی با نه تن از دانشجويانی که در سال گذشته بازداشت شده بودند، با تهديد محاکمه به اتهام ارتداد، که حکم آن اعدام است، آنها را به وحشت انداخته اند.

دانشجويان تهديد شده، عضو جنبش سراسری دانشجويان آزادیخواه و برابری طلب هستند که به «دانشجویان چپگرا» معروف شده اند.

۵۱ نفر از اين دانشجويان طی ماه های آذر و دی سال ۱۳۸۶ توسط نيروهای امنيتی بازداشت و پس از چند ماه با توديع وثيقه هايی که ميزان آنها حتی به ۳۰۰ ميليون تومان هم رسيد، به طور موقت از زندان  آزاد شدند .

انوشه آزادبر، بيژن صباغ، مجيد اشرف نژاد، امين قضايی، بهروز کريمی زاده، عابد توانچه، بيتا صميمی زاده، پيمان پيران و مهدی گرايلو از جمله دانشجويانی هستند که توسط اين مأموران تهديد شده اند.

پيمان پيران، يکی از اين دانشجويان به راديو فردا گفت که اين تهديدها در زندان نيز مطرح می شدند.

وی افزود: «اين تهديدها برای دوستان ما که در بازداشت بودند نيز وجود داشت. آنها می گفتند چون شما چپ هستيد، مرتد هستيد و چپ بودن را با ضد خدا بودن تعريف می کردند، در حالی که چپ يک سيستم برابری طلب اجتماعی است. آنها با نتيجه گيری از صحبت هايشان، ما را مرتد می دانستند و می گفتند که ما راحت می توانيم برای شما فتوا بگيريم و برخوردهای بيشتری کنيم. اکنون نيز که از زندان آزاد شديم و بيرون آمديم، دوباره تهديدها شروع شده و اين بار بسيار جدی تر است.»

آقای پيران، به اين پرسش که آيا هويت تهديد کنندگان برای دانشجويان مشخص است، پاسخ مثبت داد و گفت:« ما بعضی از آنها را می شناسيم. کسانی که با نام هايی چون حاج محمد و حاج سعيد صدايشان می کنند و کسان ديگری هستند که ما صدايشان را نمی شناسيم و می گويند در جريان پرونده های ما هستند.»

اين دانشجو از اين که خارج از موازين و قوانينی که خود مسئولين مطرح کرده اند، اقدام به تهديد و ضرب و شتم می شوند، ابراز تاسف کرد.

  • «اين تهديدها برای دوستان ما که در بازداشت بودند نيز وجود داشت. آنها می گفتند چون شما چپ هستيد، مرتد هستيد و چپ بودن را با ضد خدا بودن تعريف می کردند...آنها با نتيجه گيری از صحبت هايشان، ما را مرتد می دانستند و می گفتند که ما راحت می توانيم برای شما فتوا بگيريم و برخوردهای بيشتری کنيم.»

پيمان پيران، از دانشجویان چپگرا

اعمال فشارهای جسمی در زندان که اين دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب به آنها اشاره کرد، از سوی ساير زندانيان موسوم به «عقيدتی و امنيتی» نيز مطرح شده، اما جمهوری اسلامی تاکنون اين اتهام ها را تکذيب کرده است.

کمپين بين المللی حقوق بشر درايران، در بيانيه خود نوشته است: «دانشجويان در سايه ترس مداوم، روزگار می گذرانند و معتقدند که دادگاه های آنان به زودی و در دوره تعطيلات دانشگاه ها برگزار خواهد شد تا از بروز هر گونه اعتراض دانشجويی عليه اين احکام جلوگيری شده باشد.»

رمضان حاجی مشهدی، وکيل مدافع برخی از اين دانشجويان، از چنين تهديدهايی از جانب افرادی که به گفته او بايد حافظ امنيت شهروندان باشند، ابراز تأسف کرد و گفت: «اين مسئله از نظر قانونی، غير قابل قبول است. موکلين من دانشجويانی هستند که انگيزه آنها شرافتمندانه است و به تبع، جرم آنها نيز در صورت اثبات و صحت، جرم سياسی است و آنها زندانيان عقيدتی هستند.»

وی در گفت و گو با رادیو فردا افزود: «داشتن عقايد سياسی که به زعم اينها ارتداد تلقی می شود، قطعا اين طور نيست و اين دانشجويان دارای افکار چپ هستند. داشتن چنين افکاری، مطابق قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق های بين المللی، نه تنها جرم نيست، بلکه حق هر شهروندی است. بنيان گذار جمهوری اسلامی نيز گفته بود که مارکسيست ها در بيان عقايد آزادند.»

«فشار برای گرفتن اعتراف»

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، به نقل از تعدادی از دانشجويان نوشته است که بازجويان در زندان، دانشجويان را برای اعتراف به ارتباط با گروه های کمونيستی خارج از کشور و فعاليت های مسلحانه، تحت فشار می گذاشتند.

آقای حاجی مشهدی، در ارتباط با اتهامات وارد شده به دانشجويان آزادیخواه و برابری طلب می گويد:«بر اساس اطلاعات و تحقيقات من، اين جنبش با هيچ يک از گروه های سياسی خارج از کشور ارتباط سازمانی و تشکيلاتی ندارد. اتهامی که اين دانشجويان با گروه های خارج از کشور ارتباط دارند، ظلم و اجحاف در حق آنها است.»

بر اساس بيانيه کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، «از زمان روی کار آمدن  محمود احمدی نژاد در ايران، مقامات نظامی به رياست و مديريت های اجرايی در دانشگاه ها  گمارده شدند. در پی انتصاب اين مديران، حق آموزش و آزادی علمی در دانشگاه ها به طور مرتب مورد تهاجم  قرار گرفته و قوه قضاییه  نيز تحت فشار نيروهای امنيتی، تعداد بسيار زيادی از دانشجويان را در دادگاه های غير عادلانه مورد پيگرد قضايی قرار داده است.»

اين سازمان حقوق بشری افزود:«هدف از تهديدها عليه دانشجويان، جلوگيری از آزادی انديشه، نقد و دگر انديشی در حوزه علمی است.»

در بيانيه اين سازمان همچنين آمده است: «تنها در يک سال، بيش از ۱۵۰ دانشجو بازداشت و بسياری از آنها تنها پس از توديع وثيقه های سنگين آزاد شده اند. ضمن آن که يکی از دانشجويان بازداشتی به نام ابراهيم لطف اللهی که در تاريخ ۱۶ دی ماه سال گذشته توسط مأموران امنيتی بازداشت شده بود، در زندان به طرز مشکوکی فوت کرد.»

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران با تاکيد بر اين موضوع که « آزادی انديشه، بيان و تجمع، از حقوق بلامنازع جامعه دانشگاهی و همه مردم ايران است» نوشته است:« دولت ايران بايد هر چه سريع تر با نمايندگان دانشجويان و پرسنل دانشگاهی در سراسر کشور وارد گفت و گو شود تا اين حقوق آنها تضمين شده و آرامش به محيط دانشگاه ها برگردد. تنها در سايه اين گفت و گو، دانشگاهيان از حق آموزش و آزادی علمی بهره مند خواهند شد.»

اين سازمان در پايان بيانيه اش از دولت ايران خواست که «ماموران امنيتی خود را مجازات کند و به تهديد  دانشجويان موقتا آزاد شده پايان دهد. همچنين محاکمه اين دانشجويان صرفا به خاطر عقيده و اعتقادشان بايد متوقف شود.»

ادامه بازداشت يک دانشجوی برابری طلب

در اين ميان، گزارش ها حکايت از ادامه بازداشت فرهاد حاجی ميرزايی، يکی از دانشجويان آزادیخواه و برابری طلب، دارد.

وی در ارتباط با برگزاری مراسم ۱۳ آذر در سال گذشته توسط ماموران امنيتی بازداشت شد .

رمضان حاجی مشهدی، وکيل مدافع او، در مورد وضعيت پرونده وی گفت:«متاسفانه علی رغم اينکه شعبه دوم بازپرسی امنيت، وکالت فرهاد حاجی ميرزايی را از طرف من پذيرفته بود، ولی تاکنون آن را به امضای موکل من نرسانده است.»

وی به ناراحتی اين دانشجو از ناحيه قلب و پا اشاره کرد و افزود:«با گذشت بيش از پنج ماه بازداشت موقت هنوز معلوم نيست که قاضی پرونده چه تصميمی می خواهد برای وی بگيرد.»

آقای حاجی مشهدی ابراز اميدواری کرد که با اتخاذ يک تصميم قاطع، از رنج و مشقت اين دانشجو کاسته و او با وثيقه آزاد شود و در عين حال، دادگاه عادلانه ای برای وی برگزار گردد .

پيمان پيران هم در مورد فرهاد حاجی ميرزايی که در بند ۲۰۹ زندان اوين نگاه داشته شده است، گفت که «دانشجويان درزندان شاهد شکنجه او از جمله توسط شوک برقی در جريان بازجويی بودند.»

او خواستار اقدامات سازمان های حقوق بشری برای آزادی اين فعال دانشجويی شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:26  توسط اقبال نظرگاهی  |