تبليغاتX
تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

چگونه سوسیالیسم به پرچم مبارزه تبدیل می شود

گزارش تصویری از اعتراضات دانشجویی در مراسم سخنرانی کروبی در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

از ديگر سايتها

عکسهاى بيشتر

دیروز دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل شاهد سخنرانی انتخاباتی کروبی در این دانشگاه بود.پیش از آمدن کروبی رئیس ستاد انتخاباتی کروبی در بابل به پرسش هایی که از سوی دانشجویان مطرح می شد پاسخ داد.

ذر این تریبون آزاد افرادی با دیدگاه های مختلف به طرح پرسش هایشان پرداختند. عده ای مشکلات حال حاضر کشور را بازگو می کردند و آن را معلول روی کار آمدن  دولت اصولگرا می دانستند و اصلاحات را به عنوان یک راهکار قبول داشتند و عده ای مشکلات را بسیار ریشه دار تر دانسته و معلول شرایط اجتماعی جامعه می دانستند.

یکی از دانشجویان به جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی مردم ایران اشاره کرد و گفت که مبارزه مردم رسیدن به جامعه آزاد و برابر و دموکراسی از یک قرن پیش شرع شده .با پشت سرگذاشتن مشروطه و دیکتاتوری رضاخان و محمدرضا پهلوی انقلاب 57 مبارزه خود را ناتمام دانسته و مبارزه  برای رسیدن به جامعه ی آزاد و برابر را ادامه خواهند داد. راه برون رفت از شرایط موجود و گذاربه رهایی را نه اویزان شدن از اصلاح طلبان حکومتی بلکه با تکیه بر جنبش های اجتماعی ممکن دانست . 

 در این مراسم حضور دانشجویان موافق با تحریم انتخابات و پلاکاردهای مخالف اصلاحات چشمگیر بود.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 0:13  توسط اقبال نظرگاهی   | 

حزب اول مه ۸۸ را برد پارک لاله. فراخوان ده تشکل مستقل کارگری برای برگزاری اول مه در پارک لاله فقط با حمایت حزب و تی وی کانال جدید ممکن شد. با اولین فریادهای حق طلبی جنبش کارگری در پارک لاله یورش وحشیان سرمایه آغاز و گردهمآیی هزار نفره را از هم پاشاند و صد و چهل نفر دستگیر شدند. فراخوان به تجمع علنی یعنی "در دهان تمساح" اما آن اعلان جنگ علنی و نقطه عطفی است که با دکترین حزب مبنی بر "قدرت دو گانه"  انجام شد. حزب و جامعه در برابر سرمایه و دولت اسلامیش صف آرایی کردند. ما با سر و روی خونین پیروزی سیاسی بزرگی کسب کردیم. رژیم در این جنگ نابرابر ابتدا دلارا دارابی را به مسلخ برد تا به صف ما بگوید می توانم خون بریزم اما ما تجمع علنی کردیم تا بگوییم تسلیم نمی شویم شکست نمی خوریم نبرد ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:12  توسط اقبال نظرگاهی   | 

مایک ویت نی گفتگویی داشته با سردبیر "مانتلی ریویو" و استاد جامعه شناسی دانشگاه اورگن جان بلامی فاستر که خواندنیست اما این نکته: "از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ در برابر هر یک دلار اضافی بدست آمده توسط ۹۰٪ پایین جامعه درآمد یک صدم درصد(۰۱/۰٪) بالای جامعه (۱۴۰۰ خانواده) ۱۸۰۰۰ دلار افزایش یافته است. تا سال ۲۰۰۷ نابرابری میان درآمد و ثروت در آمریکا به میزان سال ۱۹۲۹ رسید. به سطح روزهای قبل از سقوط بازار سهام در ۱۹۲۹ که منجر به رکود بزرگ گردید."

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:27  توسط اقبال نظرگاهی   | 

تا همین ۱۵ بیست سال پیش حکومتها و نوع فاشیستی آن نظیر جمهوری اسلامی بیشتر هر مبارزه و تلاشی علیه خود را با شدیدترین نحوی سرکوب می کردند و می گذشتند امروز این به سه دلیل ممکن نیست: اول چون اینترنت و مبایل و ماهواره به خدمت گرفته شده است تا خبررسانی شود و از توحش رژیم عکس و فیلم و گزارش تهیه شود و بسرعت در سطحی وسیع منعکس گردد. این مهم رژیم را به چنان جنونی رسانده است که هزاران نفر را مامور حمله به مبایل و ماهواره و اینترنت کرده است. دوم چون حزبی وجود دارد که صحنه های مختلف نبرد را کنار هم و در ادامه و مکمل هم قرار میدهد و هر شکست و پیروزی مردم را تبدیل به فرصت و امکانی برای گام بعدی میکند. حزب نه فقط نقطه امید مردم در مبارزه بلکه خود تجسم هدفی است که مردم برای آن تلاش میکنند این مبارزین را مطمئن و مصمم به پیشروی و مبارزه را شفاف و مسیرمند می نماید. و سوم جامعه یا مردم که هم شرنوشتی خوذ را تحلیلن و تحقیقن می دانند و با توقعات بالا و با جسارت بی مانند در صحنه هستند و تا حد زیادی پخته و در حمایت از هم یا متحئانه به جنگ می روند. جنگ کارگر و زن و جوان با رژیم انفرادی و یا صنفی و یا مقطعی و منطقه ای و اتفاقی نیست تماما متشکل و فکر شده و آگاهانه است و به همین دلایل رژیم را به حد مرگ ترسانده و به تکاپو انداخته است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:38  توسط اقبال نظرگاهی   | 

- به دنبال اعتراضات روزهای گذشته در دانشگاه آزاد تبریز و دانشگاه بابل امروز این دانشجویان دانشگاه یاسوج بودند که در اعتراض به فضای امنیتی و نصب دوربین های مدار بسته، عدم برگزاری انتخابات انجمن صنفی دانشجویان، کیفیت پایین غذا و کمبود امکانات دانشگاه تجمع اعتراضی برپا کردند. دانشجویان این دانشگاه که از قرار حضور رئیس دانشگاه با خبر شده بودند با چیدن ظروف غذای خود در خیابان ورودی دانشگاه راه را بر رئیس دانشگاه بستند. رئیس دانشگاه یاسوج که از اعتراض و تجمع دانشجویان مطلع شد بدون اعلام قبلی در دانشگاه  حضور نیافت.


- بنا به گزارش رسیده به حزب، امروز دوشنبه ٢٤ فروردین نیز کارگران لوله سازی اهواز دست به تجمع و راهپیمائی زدند، شعار دادند و تصمیم خود به ادامه اعتراض تا رسیدن به خواسته خود را اعلام کردند.

امروز از ساعت هفت صبح كارگران لوله سازی درمقابل درب اصلی کارخانه که دو روز تعطيل بود، تجمع كردند. ساعت ده صبح حدود ٣٠٠ نفر از كارگران از مقابل کارخانه بطرف استانداری به حرکت درآمدند و در حالیکه پلاکاردهائی در دست داشتند و شعار میدادند دست به راهپیمائی زدند. كارگران ديگر نيز آنها را با ماشين و موتور سيكلت همراهی میکردند. كارگران چندین کیلومتر راهپیمائی کردند و مردم مسیر با تكان دادن دست و بوق زدن ماشين آنها را مورد حمايت قرار ميدادند. بر روی برخی از پلاكاردها نوشته شده بود: معيشت حق مسلم ماست. ما خواهان كار كارگريم از استثمار بيزاريم. عدالت كارگری حق مسلم ماست. فلسطين را رها كن فكري بحال ما كن. كارگران به انتهاي نادري كه رسيدند در پل معروف به پل اعدام تجمع كردند و بعد فلكه شهدا و پل سفيد را پشت سر گذاشتند و در مقابل فرمانداری ايستادند و شعار دادند و سپس به سمت استانداري رفتند. کارگران حدود سه ساعت درمقابل استانداری تجمع کردند اما هیچکدام از مقامات جوابگوی كارگران نبود. پس از سه ساعت تجمع درمقابل استانداری كارگران به تجمع خود پايان دادند و قرار گذاشتند فردا به تجمع خود ادامه دهند. كارگران اعلام كرده اند كه تا حق خود را نگيرند به تجمعاتشان ادامه خواهند داد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 6:6  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۱) به گزارش خبرنگار «تابناک» از تبریز، دیروز بر اثر بی‌احتیاطی و تصادف یک دستگاه مینی‌بوس حامل دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تبریز، چند تن از دانشجویان دختر، کشته و زخمی شدند و این حادثه، سبب تحصن اعتراضی دانشجویان این دانشگاه شد. مأموران ناجا برای جلوگیری از ادامه اعتراضات و دامنه‌دار شدن این تحصن حکایت وارد دانشگاه شدند.


۲) دانشجویان دانشگاه ، دکتر شکری رییس دانشگاه و حجت الاسلام حسینی نماینده رهبری در دانشگاه را هنگام خروج از نمازخانه محاصره کردند.رییس دانشگاه که با بی اعتنایی می خواست از جمع دانشجویان عبور کند با شعار رییس مزدور نمی خواهیم حراست زور نمی خواهیم مواجه شد.

نماینده نهاد دست به تهدید دانشجویان زد و گفت ما با دانشجویانی که کلاس های درس را تعطیل کردند در کمیته انضباطی برخورد می کنیم.ولی دانشجویان معترض اجازه ندادند که او از جمعشان خارج شود وبا شعار (نصرو من ا... و فتح قریب چیزی نمانده به طلوع سپید) حلقه محاصره را تنگ تر کردند.چند تن از دانشجویان بسیجی به سمت محسن برزگر (یکی از دانشجویانی که از دیروز در اعتصاب غذاست) حمله کردند که با واکنش دانشجویان متحصن روبه رو شد.سپس مسئول نهاد رهبری دانشجویان بسیجی را از منطقه دور کرد و به آنها گفت با انجمنی ها درگیر نشوید.اینها همین را می خواهند. اینها آشوب طلبند.

دانشجویان متحصن کلاس های عصر را تعطیل کردند و به خواندن سرود یار دبستانی مشغولند.همچنین دانشجوی دیگری به نام های حمید جهان تیغ نیز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. هم اکنون 4 دانشجو اعتصاب غذای نامحدود کرده اند.

آنها در ساعت 3 عصر جلسه بحث دانشجویی با عنوان حق انتخاب نوع پوشش و برخورد حکومت با آن را برگزار خواهند کرد.


۳) خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: تقليل 30 تا 60 درصدي ميزان وقوع جرم و كجروي در محدوده اجراي طرح، كاهش 50 درصدي ميزان درگيري‌هاي جمعي و رفتارهاي خشن و كاهش 40 درصدي ميزان توزيع مواد مخدر و كالاهاي غيراخلاقي از پيامدهاي اجراي طرح انضباط اجتماعي است.

ا.ن. ممکن است این آمارها درست باشند اما مسئله اصلی رژیم اعتراضات اجتماعی است و طرح امنیت اجتماعی در واقع تلاش برای کنترل این اعتراضات است در ظاهر مشروع برخورد به جرمهای اجتماعی.


۴) بنا به خبری كه ایلنا، خبرگزاری كار جمهوری اسلامی امروز ٢٣ فروردین منتشر كرده است، كارگران كارخانه صدرا بوشهر در مقابل مجلس اسلامی تجمع كردند. این كارگران كه به نمایندگی از دیگر كارگران بیكار شده تجمع كرده بودند.

ا.ن. طیفها و گرایشات مختلفی جنبش کارگری و اعتراضش را رهبری میکنند مثل همین روش اصلاحاتچیها که گویا جلو مجلس میتواند راه حل باشد. بجز راه حل کمونیستها هیچکدام از انواع اعتراضات نتوانسته است جنبش کارگری را یا به حق خود رساند یا گامی به جلو.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:22  توسط اقبال نظرگاهی   | 

اعتراضات دانشجويي در سالي که گذشت 

نويد مينائي

 سال ۸۸ سال مهمي براي جامعه و به خصوص براي دانشجويان است. سال ۸۸ در حالي فرا مي رسد که سال گذشته سال اعتراضات وسيع و گسترده دانشجويان بود. به سال ۸۷ که نگاه مي کنيم يک جنگ تمام عيار ميان دانشجويان و حکومت اسلامي را مي بينيم. تمام تلاش جمهوري اسلامي براي سرکوب و ارعاب دانشگاه، تمام مانورها و زور و ضرب حکومت براي ساکت کردن دانشگاه در روزهاي آخر ۸۷ با اعتراضات جانانه دانشجويان پلي تکنيک در مقابل "والا ترين ارزش" هاي جمهوري اسلامي، سکه يک پول شد.

سال ۸۷ براي دانشگاه خصوصيت مهمي که داشت گسترش اعتراضات در دانشگاه هاي مختلف بود. اعتراضات چند صد و چند هزار نفره  در دانشگاه هاي مختلف درمي گرفت و ديگر فعالين دانشجويي در اعتراضات تنها نبودند. ديگر اعتراضات دانشجويان مختص دانشگاه هاي تهران يا ساير دانشگاه هاي بزرگ نبود. اعتراضات توده اي شده و گسترده و به طور پي گير از طرف دانشجويان دنبال مي شدند. دانشجويان در هر اعتراض مبارزه جانانه و تن به تني با جمهوري اسلامي و اعوان و انصارش پيش بردند. اعتراضات دانشجويان در سال ۸۷ از روز هاي اول ارديبهشت  با اعتراضات چند هزار نفره دانشجويان دانشکده هاي فني تهران شروع شد و با اعتراضات وسيع دانشجويان دانشگاه شيراز ادامه يافت و در انتها با مبارزه جانانه دانشجويان پلي تکنيک پايان يافت.

در اعتراضات سال گذشته نکات و محورهاي اعتراضي دانشجويان قابل تامل و بررسي هستند و مي توانند مبنايي براي سازمان دهي  اعتراضات سال جديد در دانشگاه باشند. همانطور که بالاتر اشاره شد يکي از خصوصيات اعتراضات دانشجويان در سال گذشته توده اي بودن اعتراضات دانشجويان بود، به اين معني که تعداد هر چه بيشتري از دانشجويان در اعتراضات شرکت داشتند. شرکت گسترده دانشجويان در اعتراضات نسبت به سال هاي قبل با توجه به سرکوب هاي گسترده حکومت چه در دانشگاه و چه در جامعه نشانه کم اثر بودن يا به عبارتي شکست سياست هاي ارعاب و تهديد حکومت در دانشگاه بود. همزمان با شکست سياست ارعاب جمهوري اسلامي درگير شدن تعداد هر چه بيشتري از دانشجويان در اعتراضات، اعتراضاتي که ماهيتا سر سازش با هيچ جناحي از حکومت را ندارند و ماهيت سرنگوني طلبي دارند برگ برنده ديگري براي دانشجويان بود.

خصوصيت ديگر اعتراضات دانشجويان در سال ۸۷ پي گبر بودن دانشجويان در مبارزاتشان بود. سال ۸۷ از طرفي سال سرکوب وحشيانه اعتراضات نيز بود. تعدادي از دانشجويان در زندان ها کشته شدند، تعدادي در اثر فشارهاي بيش از حد و ضد انساني در دانشگاه ها خود کشي کردند و ليست طولاني اي از اخراج ها و تعليق ها و دستگيري ها و احضار به کميته انضباطي پرونده مقابله حکومت با دانشجويان را تشکيل مي دهد. ولي با اين حال دانشجويان در اعتراضاتشان تا جايي که امکان داشت، تا جايي که زورشان مي رسيد و در توان داشتند، تا جايي که اتحاد و انسجامشان اجازه مي داد، تا جايي که حمايت ساير دانشگاه ها و دوستانشان را داشتند و تا جايي که فضاي اعتراضي جامعه و بين المللي همراهشان بود و تفويت شان مي کرد در مقابل حکومت و نيروهاي سرکوبش ايستادگي مي کردند و عقب نشيني هايي به آن تحميل کردند.

مسئله پيگيري اعتراضات اساسا به راديکال شدن و درگير شدن تعداد زيادي از دانشجويان در اعتراضات بر مي گردد. کمرنگ شدن نقش و تاثيرگذاري گرايشاتي که همواره مثل ترمز براي اعتراضات دانشجويي عمل مي کرده اند نيز در اين ميان مهم است. اين گرايشات ، مثل انجمن اسلامي و تحکيم وحدت خود نيز براي عقب نماندن از توده دانشجو مجبور شدند دوز راديکاليزم شان را تا جايي که برايشان امکان داشت بالا ببرند. براي مثال شعارهايي که روز دانشجوي ۸۷ بر پلاکاردهاي مراسم تحکيم نقش بسته بود هيچ ربطي به ماهيت سياسي اين جريان نداشت. برابري زن و مرد و لغو مجازات اعدام مطالباتي هستند که به اين گرايشات تحميل شده اند.در هر صورت راديکال تر شدن اعتراضات اجتماعي به خصوص اعتراضات کارگري تاثير مهم و تعيين کننده اي بر اعتراضات دانشجويان داشت. هر چه حکومت فشار و اذيت و آزارش را بيشتر مي کرد اعتراضات دانشجويان عميق تر و توده اي تر مي شد. اين واقعيتي است که امروز مي توان با نگاهي به اعتراصات دانشجويان به راحتي ديد. مقايسه ليست سرکوبها و بگير و ببند ها با ليست اعتراضات اين ادعا را ثابت مي کند.

مطالبات دانشجويان در سال گذشته همچون سالهاي قبل ليستي از مطالبات صنفي و سياسي بود. از اعتراض به وضعيت نامناسب خوابگاه و سلف سرويس گرفته تا خوابگاه و آسانسور و هيئت علمي تا اعتراض به جداسازي جنسي و اعتراض به دستگيري دانشجويان و اعتراض به احکام کميته هاي نضباطي و اعتراض به بسته شدن نشريات و تشکل هاي دانشجويي. مطالباتي مثل اعتراض به احکام کميته هاي انضباطي و دستگيري دانشجويان و اعتراض به جداسازي جنسي و نبود آزادي بيان اساسا سياسي تر بودند. ولي اعتراضاتي که صنفي نيز بودند در زمينه اعتراضات سياسي جامعه و دانشگاه خصوصياتي کاملا سياسي به خود  گرفتند. بي اعتمادي به قول و وعده وعيدهاي مسئولين دانشگاه براي رسيدگي به مشکلات صنفي ، تبديل هر جلسه و حضور مسئولين حکومتي به صحنه اعتراض و استيضاح حکومت، و از طرفي مقابله کاملا سياسي حکومت با  اعتراضات دانشجويان و ازطرف دانشجويان پيگيري، اتحاد و راديکال شدن اعتراضاتشان در هر عرصه اعتراضي، باعث شد اعتراضات ظاهرا کاملا صنفي و غير سياسي به موضوعات سياسي تبديل شود. واقعیت این است که توده دانشجو و گرایش غالب در دانشگاه جمهوری اسلامی را نمی خواهد و به هر بهانه ای شده اعتراضش را به سمت سرنگونی می برد. هر چه مسئولین قول مساعدت و رسیدگی می دهند دانشجویان قبول نمی کنند و در واقع می گویند"تا شما هستید ما به خواسته هایمان نمی رسیم و کوتاه هم نمی آییم!". در واقع مطالبات صنفی علاوه بر خصلت واقعا صنفی که دارند و برای بهبود شرایط همین امروز دانشجویان هستند، ولی خصلت کاملا سیاسی و سرنگونی طلبانه هم دارند و به ظرفی برای اعتراض به جمهوری اسلامی تبدیل شده اند. در واقع در ایران امروز هیچ اعتراضی نمی تواند کاملا صنفی و غیر سیاسی بماند، مردم سال هاست می دانند تا وقتی جمهوری اسلامی سرمایه داری بر سر کار است رسیدن به مطالبات به حقشان محال است و برداشتن این حکومت اولین گام برای رسیدن به خواسته هایشان است.

اما موضوعي که اهميت زيادي در اعتراضات دانشجويان داشت، عمومي شدن برخي شعار ها و مطالباتي که تا سال قبل توده گير و عمومي نشده بودند بود. اعتراض به  آپارتايد جنسي از جمله آن بود، اعتراض به دستگيري دانشجويان زنداني و مقابله با اسلامي کردن فضاي دانشگاه از جمله عرصه هايي بودند که در سال گذشته بيشترين اعتراضات را به خود اختصاص دادند. مسئله آپارتايد جنسي و اعمال محدوديت به خصوص براي دختران ، اخراج دختران دانشجو از دانشگاه اصفهان و دانشگاه هنر تهران از جمله مواردي بود که به اعتراضات دانشجويان منجر شد، همچنين اعتراض به جدا سازي جنسي در دانشگاه بهشتي و دانشکده خبر و دانشگاه تربيت مدرس، برپايي مراسم ۸ مارس در دانشگاه اصفهان و اعتراضاتي در همين زمين هدر دانشگاه شيراز از جمله اعتراضاتي بود که حول آپارتايد جنسي صورت مي گرفت. آپارتايد جنسي به عنوان يکي از مشخصه هاي اصلي حکومت اسلامي مورد تعرض دانشجويان قرار ميگرفت.

سال گذشته سال سرشکستگي سران ريز و درشت حکومت در دانشگاه بود. هر کدام از سران حکومتي وارد دانشگاه شدند به خفت و آبرو ريزي از دانشگاه خارج شدند، مگر مثل خامنه اي و احمدي نژاد يک روز تعطيل، بي خبر و بي سر و صدا وارد يک منطقه قرق شده بشوند و از در پشت خارج شوند. يعني دانشگاه براي بالاترين مقامات حکومت محل امني نبود.

اما حکومت به هر حال به بگير و ببند و صدور احکام علبه دانشجويان ادامه داد و مي دهد. همانطور که بالاتر اشاره کردم، به درجه اي که هر اعتراض دانشجويي از حمايت خود دانشجويان همان دانشگاه، حمايت دانشجويان ساير دانشگاه ها و حمايت هاي بين المللي برخوردار بود، توانست به مقاصد خود نزديک تر بشود.

يکي از فاکتورهايي که مي تواند به حمايت همه جانبه دانشگاه هاي هر چه بيشتري از يک اعتراض مشخص بينجامد، تشکل سراسري دانشجويي است. کمبود چنين تشکل هايي که بتواند مطالبات دانشجويان را بي تخفيف و بي سازشکاري با هيچ بخشي از حکومت نمايندگي کند، تشکلي که مطالبات دانشجويان را در همه عرصه ها بتواند نمايندگي کند و راديکال و تيز بين باشد و همگام با اعتراضات جاري در جامعه و دوش به دوش آنان مطالبات دانشجويان را نمايندگي و رهبري کند در حال حاظر در دانشگاه هاي ايران موجود نيست.

چنين تشکلي را بايد ايجاد کرد. اين امر فعالين عرصه دانشجويي است که پا پيش بگذارند و دست به کار شوند. بحث حول چنين تشکلي بايد يکي از عرصه هاي بحث و جدل دانشجويان بشود تا از اين بحث ها شکل درست و مناسبي براي ايجاد يک تشکل توده اي و فراگير دانشجويي به دست آيد. با اين مقدمه اميدوارم بتوانيم وارد بحث و تبادل نظر حول مسئله تشکل سراسري دانشجويي بشويم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 6:57  توسط اقبال نظرگاهی   | 

نقشه من این بود که یک هفته آخر سال شمسی را اختصاص بدم به یاداشتی از مهمترین وقایع سال ۸۷ و بیشتر از نگاهی سیاسی تا تاریخی کلیتی از سیر حوادث و دورنمای انقلاب سوسیالیستی را بحث و بررسی نمایم. اما ننگ دنیا به این سیستم توحش سرمایه که بایستی روزی دوازده ساعت تاکسی برانم تا فقط گذران کنم.

 

بار دیگر در این بهار زیبا عهد تازه میکنم که تا ریشه کن شدن نظام سرمایه و توحش اسلام سیاسی به جنگ خود ادامه دهم.

 

اقبال نظرگاهی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:6  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۸)

اعدام

اعدام ها در ایارن در خیابان ها و زندان ها با وحشی گری بیش تری ادامه دارد. سال گذشته، جانیان حکومتی بارها انسان هایی را در ملاء عام به دار آویختند. حکومت اسلامی، در سال گذشته، حتا چند کودک را نیز اعدام کرد. این حکومت، تنها حکومتی در جهان ‌ا‌ست که برای جوانان زیر ۱۸ سال حکم اعدام صادر می ‌کند و آن ‌را به مرحله‌ اجرا در می‌ آورد. طی سال های اخیر حداقل ۲۴ کودک زیر سن قانونی در ایران اعدام شده‌ اند.

 

گزارش عفو بین الملل

در گزارش تازه سازمان عفو بین الملل، آمده است که در سال ۲۰۰۸، دست کم ۳۴۶ نفر در ایران اعدام شدند و این کشور از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان در رتبه دوم قرار دارد. این سازمان، دوشنبه (۲۳ مارس ۲۰۰۹) گزارش «مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸» را منتشر کرد.

عفو بین ‌الملل در گزارش خود، می‌گوید ایران در سال گذشته میلادی هشت زندانی را که در زمان ارتکاب جرم زیر سن قانونی، ۱۸ سال، سن داشته‌ اند اعدام کرده و به این ترتیب رتبه اول در اعدام نوجوانان را به خود اختصاص داده است.

بر اساس «کنوانسیون حقوق کودکان» و «پیمان بین ‌المللی حقوق مدنی و سیاسی» که ایران نیز آن ها را امضا کرده است اعدام افراد صغیر یا افرادی که زیر سن قانونی مرتکب جرم می شوند منع شده است.

عفو بین الملل، استفاده از طناب دار و سنگسار کردن برای اجرای مجازات مرگ در ایران را غیرانسانی و بی رحمانه دانسته است. مجازات سنگسار در قوانین جزایی ایران وجود دارد و در مواردی برای محکومان صادر می شود، اما مقامات قضایی ایران بارها تاکید کرده اند که این حکم سال ها است در ایران اجرا نمی شود.

با این حال سال گذشته، حکم سنگسار در روستایی نزدیک شهرستان تاکستان در غرب قزوین، علی رغم دستور شاهرودی به توقف اجرای حکم، اجرا شد.

اما آن طور که این سازمان می گوید در سال گذشته میلادی، ۲۳۹۰ نفر در ۲۵ کشور اعدام شدند. با این حال، عفو بین الملل با اشاره به این که مجازات اعدام فقط در ۲۵ کشور دنیا اجرا شده، معتقد است که جهان به سمت منسوخ شدن مجازات مرگ در حرکت است. آرژانتین و ازبکستان در سال گذشته مجازات اعدام را منسوخ کردند.

عفو بین الملل گزارش «مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸» خود را بر اساس خبرهای رسانه های گروهی، اطلاعات گروه های طرفدار حقوق بشر و بیانیه های رسمی دولت ها تدوین کرده است.  

 

حکم شلاق و قطع عضو برای دزدان گرسته

کميته گزارشگران حقوق بشر، ۳۱ تیر ۱۳۸۷، اعلام کرده است: سه متهم به سرقت توسط دادگاه بعثت شهرستان کرج به قطع انگشتان دست محکوم شدند. علی ۳۹ ساله، صفرعلی ۳۵ ساله و رحمت‌الله ۴۰ ساله شهريور ماه سال گذشته در آذربايجان و تهران دستگير شده‌ اند.

هر سه متهم هفته گذشته توسط رئيس شعبه ۱۱۴۷ دادگاه بعثت به استناد مواد ۱۹۷، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۱ و ۶۶۷ قانون مجازات اسلامی به قطع چهار انگشت دست راست (به ‌طوری ‌که کف دست و شست، باقی بماند) ۳ سال حبس تعزيری، ۷۴ ضربه شلاق، جريمه نقدی و رد اموال مالباختگان محکوم شدند. متهمين هم‌اکنون در زندان رجايی ‌شهر شهرستان کرج هستند.

 

روزنامه کارگزاران، ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۴ آکوست ۲۰۰۸، نوشت: دو جوان ۱۱ روز قبل به اتهام سرقت پسته دستگیر و از سوی دادگاه عمومی شهر انار به ۷۰ ضربه شلاق در ملاء عام و ۹ ماه حبس محكوم شدند. حكم شلاق آن ها در ملاء عام عصر روز جمعه در شهر انار استان كرمان به اجرا درآمد و با اعتراض مردم روبرو شد.

به گزارش خبرنگار کارگزاران، سوم مرداد ماه سال جاری كشاورزان اطراف شهر انار در شمال استان كرمان، چند سارق باغ ‌های پسته را دستگیر كردند و تحویل پلیس دادند. در ادامه چند هم دست دیگر متهمان دستگیرشده نیز شناسایی و بازداشت شدند… آن ها از سوی دادرس دادگاه عمومی شهر «انار» محاكمه شدند. در این محاكمه، «رضا» ۲۰ ساله و «ایمان» ۱۹ ساله به ۷۰ ضربه شلاق در ملاء عام و  ۹ ماه حبس محكوم شدند.

براساس این گزارش، اجرای حكم ۷۰ ضربه شلاق ساعت ۱۹:۳۰ در پارك معلم شهر انار و در حضور ۵۰۰ نفر از مردم به اجرا درآمد. در ابتدای مراسم اجرای حكم ابتدا رضا شلاق خورد كه در میانه اجرای حكم به دلیل شدت ضربات شلاق مردم به مسئول اجرای حكم اعتراض كردند كه محمد جعفری رییس دادگاه عمومی انار به مجری حكم دستور داد كه آرام ‌تر شلاق بزند.

پس از پایان زدن ۷۰ ضربه شلاق به رضا، نوبت به اجرای حكم در مورد ایمان رسید كه ناگهان مادر وی كه در بین حاضران بود، خود را روی تخت انداخت و از مسئول اجرای حكم خواست كه وی شلاق بخورد اما مجری حكم اقدام به اجرای حكم ایمان كرد. در ادامه مادر محكوم در محل شیون كرد كه با اعتراض‌ های مردم و درخواست آن ها برای توقف اجرای حكم و تشنج در محل، اجرای حكم نیمه ‌كاره ماند. 

در این ‌باره محمد مصطفایی، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری به خبرنگار روزنامه کارگزاران، گفت: نكته دیگر این كه اجرای شلاق در ملاء عام نه ‌تنها درس عبرت برای دیگران و تنبیه مجرم نمی ‌شود، بلكه این عمل به دلیل آن كه مجازات ‌های بدنی توام با خشونت است، در ذهن محكوم، قبح مجازات از بین می ‌رود و احتمال آن كه در مواقع اضطرار یا مناسب برای ارتكاب جرم نسبت به عمل خلاف قانون دست بزند وجود دارد. در مرحله دیگر از آن جا كه شلاق با خشونت توام شده است ترویج خشونت كرده و به اعضای خانواده‌ ها این موضوع را تعلیم می ‌دهد كه هركس كار خطایی كرد، می‌توان با شلاق و با كتك زدن او را تنبیه كرد. به عقیده مصطفایی، بسیاری از كودك ‌آزاری ها ناشی از همین عمل است.

 

وب سايت خامنه ای، روز شنبه ۲۰ مرداد ۸۷، درباره قطع دست و پا، نوشت:

سئوال: حكم سارق، قطع يد است، آيا در اين كشور كسى پيدا نمى ‏شود كه شرايط قطع يد را داشته باشد؟

 جواب: در موارد متعددى دست سارقين در جمهوری اسلامى قطع گرديده و نگارنده خود شاهد مواردى از آن بوده است. البته شرايطى كه در آن دست سارق قطع مى شود متعدد است و بسيارى از سارقين فاقد آن هستند از طرف ديگر مواردى نيز كه در حكم اجرا مى ‏شود غالبا در تبليغات و رسانه ‏هاى عمومى اعلام نمى ‏گردد.

 

دادگستری کل سيستان و بلوچستان، روز يک شنبه، ۱۶ دی ماه ۱۳۸۶، اعلام کرد که حکم قطع دست راست و پای چپ در مورد پنج نفر، که متهم به گروگانگيری و درگيری مسلحانه بودند، در زاهدان، به اجرا در آمده است. خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، به نقل قول از اطلاعيه دادگستری کل سيستان و بلوچستان  گزارش داد، که احکام صادره پس از تاييد توسط مراجع عالی قضايی کشور با «رعايت تشريفات دادرسی و با حضور و نظارت کامل تيم پزشکی به مرحله اجرا درآمده است.» اين پنج نفر متهم به سرقت مسلحانه، درگيری با ماموران انتظامی و بهم زدن امنيت مردم در سطح منطقه  شده اند. اسامی افرادی که در مورد آن ها حکم به مورد اجرا در آمده، عبارت است از  «م.ع. جلالی» «ع.ب.ريگی» و «ا. ريگی» «ع.ر.رودينی» و «د. پهلوان».

 

دادگستری کرمانشاه، حکم به قطع يد داده و آن را اجرا نيز کرده است. روزنامه قدس، ضمن تاييد اين عمل نوشته است: «در يك سال گذشته اين چندمين بار است كه دادگستری استان كرمانشاه با قاطعيت هرچه تمام تر متجاوزان امنيت عمومی را در ملاء عام به سزای اعمال خود می رساند زيرا نگرش مديريت دادگستری كل استان كرمانشاه مبنی بر ناامن سازی محيط جامعه برای تبهكاران و بالابردن هزينه جرم و جنايت است.»

 

داود صالحی، سفیر ایران در اسپانیا، روز پنج شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶، در یک نشست مطبوعاتی در مادرید از اجرای حکم اعدام و قطع دست و پای بزهکاران در ایران دفاع کرد و این عمل را با عمل جراحی قطع عضوی از بدن برای جلوگیری از سرایت بیماری به بقیه اعضا مقایسه نمود. به گزارش روزنامه دیلی‌تلگراف، «داوود صالحی»، در دفاع از اجرای قوانین سخت اسلامی گفت: «مجازات اعدام برای حفظ سلامت جامعه ضروری است.» صالحی تاکید کرد که عالی ‌ترین مرجع قضایی در ایران تصمیم گرفته است اجرای احکام اعدام در میادین عمومی را محدود کند تا مانع تبلیغات منفی در جهان برضد ایران شود.

وی گفت: «براساس قوانین ما کسی که دزدی می ‌کند باید دستش قطع شود، این مساله در غرب مورد قبول نیست، اما گروه های مدافع حقوق بشر باید آداب و سنن مذهبی و رویدادهای اقتصادی را درنظر بگیرد.»

 

نماینده آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی در استان فارس، از فشار جامعه جهانی برای جلوگیری از قطع دست کسانی که در ایران مرتکب دزدی می ‌شوند انتقاد کرد و گفت که ایران مجبور است در این رابطه «تقیه» کند.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا، محی ‌الدین حائری شیرازی می ‌گوید، اگر دست کسانی که در ایران مرتکب دزدی می ‌شوند قطع شود، آمار سرقت در این کشور کاهش خواهد یافت.

حائری این اظهارات را در جمع قضاتی از دادگستری شهر شیراز ایراد کرد که به دیدار وی رفته بودند. وی اظهار امیدواری کرده است که حکومت اسلامی روزی بتواند از اجرای این حکم در جهان دفاع کند.

 

به گزارش خبرگزاری ايسنا، به نقل از معاون دادستان مشهد، روز ۱۴- ۰۹ - ۲۰۰۷، دست چهار متهم به سرقت را به عنوان «حد شرعی» قطع کرده اند. در اين خبر اسامی افراد قطع عضو شده «ع-ک»، «ح-ف»، «م-د» و «غ-ر» ذکر شده و از قول «روابط عمومى دادگسترى خراسان رضوی»، اعلام شده است که اين حکم «روز گذشته اجرا شده است.»

 ـ فاطمه. م، مهرنوش. ن و ۲ مرد به اتهام آدم ربايی از سوی شعبه ۱۲۱ دادگاه جزايی اصفهان به قطع انگشتان محکوم شدند. (سايت عبرت، ۱۶/۱۲/۸۷)

 

ـ مجيد، دانشجوی دانشکده برق به جرم اسيد پاشيدن به چشم يک دانشجوی ديگر بنام آمنه در شعبه ۷۱ دادگاه استان تهران و با تاييد ديوانعالی کشور به قصاص دو چشم به شيوه ريختن اسيد در چشم محکوم شد قاضی عصمت الله جابری داديار اجرای احکام دادسرای امور جنايی تهران گفت: در صورت عدم برقراری صلح و سازش ،قطعا رای را اجرا خواهيم کرد.(ايسنا، ۲۱/۱۲/۸۷)

 

براساس قوانین وحشیانه شرع اسلام، هر فردی که در جامعه اسلامی مرتکب دزدی شود باید تعدادی از انگشتان یا دست وی از ناحیه مچ قطع شود. البته ناگفته نماند که این قوانین وحشیانه شامل حال دزدان بزرگ و غارتگرانی که اموال مردم را با استفاده از موقعیت خود غارت می کنند، نمی شود و در این سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی، چنین نمونه ای دیده نشده است.

تعیین مجازات قطع انگشتان دست سارق، بر اساس آیه ۳۸ سوره مائده در قرآن، کتاب «آسمانی» مسلمانان انجام گرفته است: «والسارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما جزائا بما کسبا نکالا من الله…»، که به صراحت حکم به قطع دست سارق می دهد، چه زن و چه مرد. فقهای شیعه، علاوه بر قطع انگشتان تنها یک دست و در صورت تکرار «دزدی» به قطع نوک پای چپ فتوا داده اند.

ماده ۲۰۱ قانون مجازات اسلامی ایران، مجازات سرقت را در مرتبه اول، قطع چهار انگشت دست راست، در مرتبه دوم، قطع انگشتان پای چپ و بخشی از پا که متصل به انگشتان است، در مرتبه سوم حبس ابد و در مرتبه چهارم، اعدام تعیین کرده است.

 

زندانیان

بنا به گزارش خبرگزاری های داخلی، علی اکبر يساقی با تاکيد بر اين که جمعيت زندانيان در زندان های ايران بين ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار نفر نوسان دارد، گفت: متوسط تعداد زندانيان در ایران نسبت به آسيا و جهان بالاتر است. در ايران به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۲۰۰ نفر زندانی، در آسيا به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۴۰ نفر زندانی و در جهان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۸۴ نفر زندانی هستند.

بنا به اعتراف علیزاده، از مسئولین رده بالای دستگاه قضایی حکومت اسلامی، سالانه حدود هشت ميليون پرونده در دستگاه قضائی رسيدگی می ‌شود كه حدود هفت ميليون پرونده آن در مراحل بالاتر رسيدگی می ‌شود…» (تابناک، تير ۱۳۸۷)

 

روزنامه اعتماد، در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۸۷ برابر ۱۹ فوریه ۲۰۰۹، نوشت: تشكیل ۹ میلیون پرونده در سال ۸۷ توسط دستگاه قضایی و افزایش آن به ۱۰ تا ۱۲ میلیون در دوسال آینده را هشداری برای جمهوری اسلامی دانست و نوشت ورود پرونده های قضایی به محاکم مختلف از چهار میلیون فقره در سال ۷۸ به ۹ میلیون فقره در سال ۸۷ رسیده است.

این روزنامه نوشت، با پیش بینی های انجام شده روند ورودی پرونده ها به محاکم قضایی در سال آینده ۱۰ میلیون و تا دو سال دیگر ۱۲ میلیون پرونده در محاکم قضایی تشکیل خواهد شد و این براى کشوری با ۷۰ میلیون جمعیت رقمی قابل توجه است.

گزارشی از وضعیت دلخراش خانواده های زندانیان

اخیر یکی از روزنامه های نزدیک به جناح «اصلاح طلبان حکومتی»، درباره زندگی خانواده یک زندانی، چنین نوشت: مادری مريض و در بستر بيماری آن را اين گونه مويه می کند؛ «پسرم نان خانه ما و پنج خواهر ديگر و زن و بچه اش را می داد. از وقتی در زندان است يک روز خوش نديديم.» مجازاتی که به اندازه قطره های اشک از چشم زنی می چکد که برای ماهی ۱۲۰ هزار تومان از هفت صبح تا هفت شب در و کابينت آشپزخانه مونتاژ می کند. مجازاتی که در چشم های زنی موج می زند که ۱۱ روز است جاده تهران - بندر عباس را رفت و آمد کرده و سرش را روی بالش نگذاشته، می گويد؛ «به خدا در خانه خوابيدن يادم رفته است.» زنان و کودکانی که همراه پدر مجازات می شوند. پدر در زندان تقاص پس می دهد و آن ها در مدرسه، در محله و خانه فاميل و همسايه ها. روزگار آن چنان به اين زنان و کودکان سخت می گيرد که اگر زندگی شان قبل از زندان رفتن شوهر چندان چنگي هم به دل نمی زد حالا باز به همان اوضاع قبلی راضی شده اند. اغلب بدون داشتن مهارت و حرفه، بدون سواد کامل، مستاجر بوده اند و اکنون در به در و بيش تر با يک يا چند بچه. کم هم نيستند. کافی است رقم رسمی ۱۴۵ هزار نفری زندانيان را در دو يا سه عائله ای که اغلب بيش تر از اين رقمند ضرب کنيم تا بفهميم چه جمعيتی همراه با مجازات سرپرست خانه مجازات می شوند. اين افراد اغلب علاوه بر خرج زن و بچه خرج پدر و مادر و خواهران و برادران خود را هم تامين می کردند و اين موضوع را پيچيده تر می کند. در نبود حمايت هاي اجتماعی اين آدم ها هيچ تصوری از فردا و فرداهای بچه هايشان ندارند.

چيزی اين زنان را به اين منطقه کشانده است. عده ای از زنانی که شوهران شان در زندان رجايی شهر حبس هستند از اطراف تهران و کشور برای زندگی به اين جا آمده اند تا لااقل هزينه های رفت و آمد هفتگی به زندان و هزينه های کرايه خانه را کم تر کنند. اين خانه در يکی از محلات فقيرنشين کرج سقفی بالای سر برای فاطمه، دختر ۱۴ ساله و پسر پنج ساله اش، پدر و مادر از کار افتاده، برادر جانباز ۷۰ درصد و قطع نخاعی و برادر سربازش است. چرخ مخارج اين خانه سال هاست با چرخ ويلچر برادر جانباز فاطمه می چرخد. همه درآمد اين خانه ۷۰۰ هزار تومان حقوق بنياد شهيد است که ۵۰۰ هزار تومان آن برای اجاره خانه می رود. ماهی ۲۰۰ هزار تومان می ماند برای خرجی خانه، فاطمه و بچه هايش و پدر و مادر. هفت نفر و ۲۰۰ هزار تومان پول. اگر هر کدام از اين آدم های به نوعی ناتوان، سراغ راه های غيرعرفی برای پول درآوردن بروند، نمی شود خرده گرفت. خانه هيچ گوشه خلوتی ندارد… تو اين سه ساله خيلی سگ دو زدم دنبال کار اما تو اين مملکت برای زنی در شرايط من کار پيدا نمی شود. حتا برای پرستاری از بچه هم بايد ديپلمه باشی. برادر جانبازم دو ساله نامزد کرده اما به خاطر اين که ما همه تحت تکفل او هستيم نمی تواند زنش را بياورد. سه تا زندگی را می چرخاند. پدرم ۷۰ سالش است. کارگر بوده و در کرمانشاه لوله بخاری می ساخت و الان بی کار است. شوهرم يک ساله اسمش را نوشته که در زندان مکانيکی ياد بگيرد و آن جا کار کند تا درآمدی داشته باشد اما هنوز نوبتش نشده است.» «دخترم مشکل پدرش را می داند. بچه که نيست. اما پسرم تازه دارد می فهمد. دخترم قبلا شاگرد ممتاز بود اما الان افت تحصيلی دارد، عصبی و حساس است.» «هميشه از خدا می پرسم ما داريم تقاص چی را پس می دهيم.» با بغض می گويد؛ «شوهرم گفته اگر روزی ديدی من را دارند می کشند بالای چوبه دار و خانواده مقتول آن جا هستند حق اين که جلو بروی و از آن ها رضايت بگيری نداری. من خودم را به خدا سپردم.» «اول ها از روزی که حکم شوهرم را اجرا کنند می ترسيدم چون ايمانم ضعيف بود. اما الان فکر نمی کنم خدا راضی شود که بنده بی گناه برود بالای دار. هيچ کس از فاميل هايم حتا خواهرهايم نمی دانند. گفتم رفته دوبی کار کند. نمی دانم يک آدم خلاف چه جوری می تواند سرنوشت آدم ها را تغيير بدهد و زندگی آدم را زير و رو کند. من نمی دانم تاوان چی را دارم می دهم. بچه هايم چه گناهی کردند و آن ها دارند تاوان چی را می دهند.» «اول ها کسر شانم بود بروم کميته امداد کمک بگيرم اما وقتی رفتم گفتند سه ماه برای تشکيل پرونده و سه ماه هم برای تحقيق طول می کشد. شش ماه طول می کشد تا ما را عضو کنند تازه برای ماهی ۳۰ هزار تومان. اداره حمايت از خانواده زندانيان هم می گويد سه ماه يک بار ۱۰ کيلو برنج تايلندی و يک پيت روغن می دهند. شايد داداشم سال ديگه گفت ديگه نمی تونم خرجی تان را بدهم، تکليف من و بچه هام چی می شود؟»

به گفته معاون دادستان تهران در امور زندان ها تاکنون فقط ۲۳ تا ۲۵ درصد اين امر محقق شده است و علت آن عدم همکاری دستگاه های متولی است. به گفته محمود سالارکيا، معاون دادستان تهران در امور زندان ها، با بیان این که ۱۴۵ هزار زندانی در کشور وجود دارد، به رسانه ها گفت: «بيش ترين آسيب زندان متوجه خانواده زندانی است و می طلبد در جهت تامين حداقل شرايط مناسب برای ادامه زندگی اين قشر به دنبال فکر اساسی باشيم.» مطابق با آمارها ۷۰ درصد خانواده های زندانيان نيازمندند و تنها ۳۰ درصد دارای تمکن مالی هستند.

 

گلزار خاوران

سال گذشته، جانیان حکومت اسلامی تلاش کردند خاوران را ویران کنند تا از یک سو این مکان تجمع و همبستگی خانواده های جان باختگان و هم چنین سند جنایات خود را از بین ببرند.

با این وجود روز جمعه ۲۳ اسفند ۸۷، در آخرین جمعه سال طبق معمول خاوران با حضور جمعیتی نزديك به ۶۰۰ نفر گلباران شد. جمعیتی كه در خاوران حضور داشتند با خواندن مقاله و شعر ياد عزيزانشان را گرامی داشتند و سپس دور مزار جان باختگان راه پیمایی کردند.

مادران اعتراض داشتند كه چرا خاوران را خاكريزی كرده اند و چرا دارند سند جنايات خود را بدين وسيله می پوشانند؟ مسولينی كه آن جا بودند گفتند كه از طرف مقامات بهشت زهرا دستور آمده و ما هم اجرا كرده ايم. از طرفی مسئولين بهشت زهرا گفتند كه ما اساسا از اين موضوع اطلاعی نداريم و هيچ اقدامی ازطرف ما صورت نگرفته است.

مادران این جان باختگان، توسط یک وکیل متنی را تهیه نموده و از کل خانواده ها خواستند آن را امضاء کنند تا توسط آن ها این ماجرا را پیگیری کنند و حرف خود را به  جامعه و هم چنین مسئولین حکومتی برسانند.

نيروي انتظامی در اطراف خاوران حضور داشت اما خانواده هابدون توجه به این فضای پلیسی، برنامه گرامی داشت ياد عزيزانشان را با شهامت اجرا كردند.

 

خودداری حکومت اسلامی از اجرای قعطنامه سوم شورای امنیت   

منوچهر متکی، وزیر امور خارجه حکومت اسلامی، در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل، که روز سه شنبه از سوی نماینده رژیم در سازمان ملل به «بان گی مون» تحویل داده شد، اعلام کرده است که ایران نسبت به اجرای مفاد قعطنامه سوم شورای امنیت تعهدی ندارد.

وزیر امور خارجه حکومت اسلامی، در نامه خود قعطنامه سوم شورای امنیت را غیرقانونی خوانده و اعلام کرده که این قطعنامه با منشور سازمان ملل مغایرت دارد.

شورای امنیت سازمان ملل، روز ۱۳ اسفند ماه سال گذشته، بر اساس گزارش «محمد برادعی»، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، سومین قطعنامه تحریم ها علیه ایران را تصویب کرد.

 

واکنش کشورهای مختلف جهان به ادعای احمدی نژاد، در مورد نصب ۶ هزار ساتریفیوژ جدید در نطنز

کشورهای آمریکا، بریتانیا و فرانسه به ادعای احمدی نژاد، رییس جمهور حکومت اسلامی، در مورد نصب ۶ هزار دستگاه ساتریفیوژ پیشرفته جدید در تاسیسات غنی سازی نطنز واکنش نشان دادند.

گرگوری شولتی، نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی، اعلام این خبر از سوی احمدی نژاد را نشانه بی اعتنایی حکومت اسلامی به درخواست های جامعه جهانی برای توقف غنی سازی اورانیوم توصیف کرد.

وزارت امور خارجه بریتانیا نیز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که حکومت اسلامی، برای جلب  اعتماد جامعه جهانی به سیاست های خود اقدامی انجام نداده و  نه تنها غنی سازی اورانیوم را متوقف نکرده، بلکه با اعلام نصب دستگاه های سانتریفیوژ جدید، خواست جامعه جهانی را در این باره نادیده گرفته است.

برنار کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، نیز در گفتگو با خبرنگاران، گفت: اگر حکومت ايران به ناديده گرفتن خواست جهانی برای توقف فعاليت های حساس هسته ای خود ادامه دهد، ممکن است تحريم ها عليه ایران تشديد شود.

وزير امور خارجه فرانسه، ضمن ابراز نگرانی در مورد اقدام حکومت اسلامی بر هوشیاری جامعه جهانی در برخورد با رژیم حاکم بر ایران تاکید کرد و گفت: تلاش ها برای گفت و مذاکره با حکومت اسلامی تاکنون شکست خورده است.

 

هی یافی، معاون وزارت امور خارجه چین، روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه، پس از پایان نشست اعضای گروه ۵+۱ در «شانگهای» چین، به خبرنگاران گفت: به توافق بر سر چشم انداز  مذاکره هسته ای با حکومت ایران دست نیافتیم، اما بر سر ادامه همکاری بر سر تهیه یک طرح مشترک برای بازگرداندن حکومت ایران به میز مذاکره، مطابق با هدف سازمان ملل، توافق کردیم.

معاون وزارت امور خارجه چین، گفت: ما درباره این که چگونه با ایران رفتار کنیم بحث کردیم، هم چنین بر سر بیشتر محتوای طرح توافق کردیم، اما هنوز مواردی برای تصمیم گیری باقی مانده است و به محض این که درباره این طرح به توافق کامل دست یابیم، آن را به حکومت ایران ارائه می کنیم و امیدواریم که حکومت اسلامی به این طرح عکس العمل مثبت نشان دهد.

 

دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا، روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ماه پس از پایان نشست گروه ۵+۱ در لندن، به خبرنگاران گفت: پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان تصمیم گرفته اند مشوقهای تازه ای به حکومت ایران پیشنهاد کنند تا در قبال دریافت آن ها از غنی سازی اورانیوم دست بردارد.

وزیر امور خارجه بریتانیا از اعلام جزئیات مشوق های جدید خودداری کرد و گفت: ما نشست مثبت و سازنده ای با حضور پنج وزير امور خارجه و سخنگوی وزارت امور خارجه چين داشتيم، در اين نشست ما در خصوص گام هایی که باید در آينده برای حل مناقشه هسته ای ايران برداشته شود، گفتگو کرديم و به توافق دست یافتیم.

 

بیانیه نهادهای کارگری و مدافع حقوق بشر در مورد فعالان کارگری زندانی در ایران 

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، سازمان عفو بين الملل، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در بيانيه های جداگانه ای، نسبت به وضعیت فعالان کارگری زندانی در ایران ابراز نگرانی کردند.

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، صدور حکم بازداشت موقت محمود صالحی را تلاشی آشکار برای قانونی جلوه دادن در زندان نگه داشتن يک انسان بی گناه در پشت ميله های زندان توصیف و به این اقدام حکومت اسلامی اعتراض و خواستار آزادی فوری محمود صالحی شده است.

سازمان عفو بين الملل، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعت محمود صالحی خواستار آزادی و مداوای فوری وی شدند.

نهادهای مذبور هم چنین خواستار آزادی فوری منصور اسانلو، رییس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه شده و نسبت به ادامه بازداشت و وضعیت بختیار رحیمی، یکی از اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری که تیرماه سال گذشته در منزلش در مریوان بازداشت و اکنون در زندان اوین به سر می برد ابراز نگرانی کرده اند. (سوم فروردین ۱۳۸۷)

 

گزارش عفو بین الملل

۲۷ فروردین، بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل، حکومت اسلامی با اعدام ۳۱۷ نفر در سال گذشته دومین رتبه اعدام ها در جهان را به خود اختصاص داده است.

سازمان عفو بین الملل، ضمن اشاره به این که در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۷۷ نفر در ایران اعدام شدند، اعلام کرده که افزایش این شمار به ۳۱۷ نفر نشان از گسترش اعدام در حکومت اسلامی است.  

 

بیانیه اتحادیه اروپا

اتحاديه اروپا سال گذشته، با انتشار بيانيه ای از وخيم شدن وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کرد و افزايش موارد نقض عملی حقوق بشر از سوی مقامات ايرانی را شاهدی بر تنزل جايگاه حقوق افراد در ايران دانست.

اتحاديه اروپا، درباره نقض حقوق بشر در ايران، در بیانیه منتشر شده حود به مواردی هم چون اعدام، فشارهای قضايی وارده بر فعالان حقوق زن، و عدم مراقبت های پزشکی از منصور اسانلو، ریيس سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، و وضعيت نامعلوم حسين درخشان، وبلاگ نويس ايرانی اشاره شده است.

در کنار ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا، کرواسی، جمهوری مقدونيه،  مونته نگرو، صربستان، ايسلند، ليختناشتاين، نروژ، اوکراين و جمهوری مولداوی نيز از وضعيت حقوق بشر در حکومت اسلامی ايران ابراز نگرانی کرده و جزو امضا کنندگان اين بيانيه هستند.

 

صدور قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر در ایران  

۲۸ آذر ۱۳۸۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با ۶۹ رای موافق و ۵۴ رای مخالف با صدور قطعنامه ای نگرانی های عمیق خود را از نقض حقوق بشر در ایران ابراز کرد. اعضای این مجمع در کنار همه موارد نقض حقوق بشر، نسبت به موارد مستند شده شکنجه، اعدام های وسیع و اعدام نوجوانان بدون این که از روند حقوقی عادلانه بهره مند شده باشند، محاکمه فعالان زن که خواستار حقوق برابر خود هستند، تبعیض علیه اقلیت ها و حمله به گروه های اقلیت از جمله بهائیان در رسانه های دولتی، و نقض وسیع حقوق سیاسی در ایران عمیقا ابراز نگرانی کرد. 

در این گزارش دبیرکل سازمان ملل نیز از صدور حکم اعدام در مورد ارتداد در پیش نویس قانون مجازات در ایران انتقاد شده است. در این گزارش هم چنین به «افزایش ناگهانی اعدام» از جمله اعدام  ۲۹ نفر فقط در یک روز در تیر ماه ۱۳۸۷ اشاره شده است. در مورد آمار بالای اعدام نوجوانان، این گزارش یادآور می شود که «تعلیق» اخیرا اعلام شده در مورد اعدام نوجوانان، قانونا مانع اعدام نوجوانان نشده است.

این قطعنامه ‌ها  به لحاظ حقوقی الزام ‌آور نیستند اما وجهه جهانی کشورهایی که هدف چنین قطعنامه‌ هایی قرار می ‌گیرند خدشه‌ دار می ‌شود.

 

بیانیه سازمان عفو بين الملل

سازمان عفو بين الملل، اواسط اسفند ۸۷، با انتشار بيانيه ای از بازداشت ساناز الهياری، نسيم روشنايی، مريم شيخ و امير حسين محمدی فر در روز ۱۱ اسفند، خبر داده و نسبت به بدرفتاری و شکنجه آن ها در زمان بازداشت ابراز نگرانی کرده است. در ادامه اين بيانيه آمده است: از آذر ماه گذشته دستگيری های خودسرانه، ايذاء و اذيت دانشجويان افراد وابسته به اقليت های دينی و قومی، فعالان کارگری و فعالان زنان رو به افزايش گذاشته است. اين نهاد بين المللی، در بيانيه خود به دستگيری بيش از ۷۰ دانشجوی دانشگاه صنعتی اميرکبير اشاره می کند که در پی تظاهراتی آرام در اين دانشگاه بازداشت شدند و با دستگيرشدگان بدرفتاری شده است. عفو بين المللی در ادامه خواستار جلوگيری از بدرفتاری و شکنجه بازداشت شدگان شده و از مقام های مسئول خواسته که امکان تماس فوری آن ها با خانواده، وکيل و در صورت نياز متخصصان پزشکی را فراهم آورند. در پايان بيانيه گفته شده است اگر دانشجويان بازداشتی تنها بدليل ابراز نظر و استفاده از حق خود در آزادی تجمع دستگير شده اند، زندانی سياسی شناخته شده و بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند.

 

مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا و نابودی محیط زیست

بر اساس آمار و ارقام ارائه شده از سوی سازمان بهشت زهرا در يک هفته گذشته ۵۴۹ نفر در تهران بر اثر بيماري های قلبی، ريوی و تنفسی جان خود را از دست داده اند. به گزارش خبرنگار مهر، ۷ دی ۱۳۸۷، بيش ترين ميزان مرگ و ميرها در هفته گذشته مربوط به بيماری های قلبی بوده که بر اساس آمار، ۴۸۱ نفر در اثر شدت يافتن نارسايی های قلبی جان خود را از دست داده اند که برخی از کارشناسان محيط زيست اين موضوع را بی ارتباط با افزايش آلودگی هوا نمی دانند.

مطابق بررسی های خبرنگار مهر، ۲۷۰ از فوت شدگان بر اثر عوارض قلبی مردان بوده اند که در اين ارتباط زنان و کودکان نسبت به مردان آمار کم تری داشتند.

پيش از اين، ریيس اورژانس تهران از انجام ۴۶۰ مورد ماموريت مربوط به بيماران تنفسی و قلبی طی دو روز ميانی هفته گذشته خبر داد.

 

براساس گزارشات وضعیت محیط‌ زیست شهری به ‌ویژه در شهر تهران، بدتر از دیگر نقاط كشور است. براساس گزارشات تنها در چند سال اخیر، سه پارك جنگلی و قدیمی تهران با هزاران اصله درخت ۴۰ ساله با بهانه ها و توجیهات توسط لودرهای شهرداری تهران از بین رفته است تا ظاهرا به جای آن ها ایستگاه مترو و اتوبان و خیابان و ساختمان شهرداری و پاركینگ طبقاتی و… بنا کنند.

تاکنون از جمله جنگل لاکان رشت و موضوع احداث شهرک صنعتی و پتروشیمی گیلان، احداث صنایع پتروشیمی گلستان، شهرک سازی گسترده در منطقه بسطام در کجور مازندران - تخریب و انهدام ۲۲۰۰ هکتار از جنگل‌ های بلوط غرب زاگرس و تخریب زیستگاه ‌های منطقه در نتیجه تکمیل و آبگیری سد کارون و… تخریب شده اند.

ضروری است که جامعه توجه جدی و حساسیت بیش تری به امر زیست ‌محیطی نشان دهند و با اعتراضات خود نگذارند سرمایه داران و دولت آن ها، به دنبال سود بیش تر طبیعت را به جهمنی برای مردم و دیگر موجودات زنده تبدیل کنند.

 

تصادفات رانندگی

پلیس راهنمایی و رانندگی ایران گزارش داده که در این کشور در هر ۲۵ دقیقه یک نفر بر اثر حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهد. سرتیپ کمال هادیان، معاون فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی ایران، میزان حوادث جاده ای ایران را هفت برابر کشورهای توسعه یافته اعلام کرده است. به گفته هادیان، در کشورهای توسعه یافته در مقابل هر هزار نفر جمعیت، سه نفر در اثر تصادفات جاده ای جان خود را از دست می دهند.

سالانه بيش از ۴۰۰ هزار تصادف در ايران روی می دهد و ايران در رديف اول حوادث مرگبار جاده ای جهان قرار دارد. بر اساس آخرین گزارش ها، جاده ‌ها و خيابان ‌های ايران در سال ۸۷ شاهد ۱۳۶ هزار و ۳۰۵ حادثه رانندگی بوده ‌اند. فرمانده پليس راه حکومت اسلامی گفت، ۳ درصد از اين تصادف‌ ها منجر به مرگ شده و ۱۹ درصد آن ها مجروح شدن تعدادی از شهروندان را در پی داشته است. برآورد می ‌شود سال گذشته بيش از ۲۳ هزار نفر جان خود را در حوادث رانندگی از دست داده باشند و بیش از حدود ۲۰۰ هزار نفر نيز زخمی شده اند. در سال ۸۶ قربانیان تصادفات ۲۲ هزار نفر بودند که در سال ۸۷ افزایش داشته است.

تعداد خودروهای موجود در ايران از ده سال پيش تاکنون لااقل سه برابر شده است. اما ظرفيت و کيفيت جاده‌ ها تا رسيدن به حد مطلوب فاصله ‌ای بسيار دارد. به گفته‌ محمد رويانيان، ریيس پليس راهنمايی و رانندگی، در سال ۸۵ که توليد خودروهای داخلی ۱۲ درصد افزايش داشت، رشد زيرساخت ‌های جاده‌ ای کشور تنها يک و نيم درصد بود. با اين همه هم چنان حدود ۹۳ درصد از جا به جايی مسافران از طريق جاده‌ ها انجام می ‌شود. تازه ‌ترين آمار وزارت راه و ترابری نشان می دهد ميزان جا به جايی کالا از طريق جاده‌ ها نيز در همين حدود است. مسئولان سازمان راهداری می ‌گويند در يک دهه‌ گذشته توانسته‌ اند سالانه تنها دو و نيم درصد به جاده ‌های کشور اضافه کنند.

برآورد خسارات تصادفات در ایران، چندان آسان نيست اما برخی کارشناسان ميزان آن را سالانه بيش از پنج هزار ميليارد تومان (۵ ميليارد دلار) برآورد می کنند.

 

ورزشکاران ایران در المپیک سال ۸۷

بيست و نهمين دوره بازی‌ های المپيک، با حضور بيش از ۱۱ هزار ورزشکار در ۲۸ رشته ورزشی، از نيمه مرداد ۸۷ به مدت ۱۶ روز در پکن، پايتخت چين برگزار شد. کشورهای چين، ميزبان بازی ‌ها با ۵۱ مدال طلا، آمريکا با ۳۶ مدال طلا و روسيه با ۲۳ مدال طلا به ترتيب در جايگاه ‌های اول تا سوم اين بازی‌ها قرار گرفتند.

ورزشکاران ايرانی، در دوره ‌ای که به گفته کارشناسان از جمله بدترين دوره‌ های حضور ايران در المپيک بود در جايگاه ۵۱ مسابقات قرار گرفتند.

تيم ورزشکاران ايران تنها دو مدال، يک مدال طلا و يک مدال برنز گرفتند. مدال طلا را هادی ساعی تکواندوکار ايرانی که در المپيک چهار سال پيش هم برنده مدال طلا شده بود، کسب کرد و مراد محمدی کشتی گير ايرانی برنده مدال برنز بود.

علی کفاشيان، ریيس کميته بين ‌المللی المپيک، ضعف در تدارکات و بخش ‌های فنی را عامل ناکامی ورزشی ايران برشمرد. مجلس شورای اسلامی هم ناکامی کاروان ورزشی ايران را بررسی کرد و در گزارش خود مديريت ورزشی کشور را مقصر شناخت اما هیچ تغییری در این عرصه پدید نیامد. عرصه ورزش ایارن نیز هم چون عرصه های دیگر، از ضربات مخرب حکومت اسلاکمی مصون نمانده است.

 

تبلیغ خرافات

غلامحسين الهام، وزير دادگسترى و سخنگوى دولت طى مقاله اى که در شماره ۱۹ هفته نامه همت (هفته سوم تيرماه ۸۷)، به چاپ رساند، خاطرات تازه ‌اى را از ریيس‌ جمهور نقل کرد و نسبت به برخى از اخبار رايج در محافل سياسى واکنش نشان داد. الهام، پس از ذکر برخى خاطرات خود از همراهى با ریيس جمهور، نوشته است: امام عصر را حاضر و ناظر بر امور عالم مى ‌داند، او معتقد نيست که دوران غيبت و انتظار ظهور به معناى عدم حضور و عدمِ ولايت امام عصر عجل‌ الله تعالى فرجه الشريف باشد. حکومت حقه از آن اوست. هر حکومتى اگر متصل به او نباشد غاصب است، مشروعيت نظام جمهورى اسلامى از اين اعتقاد است که در اصل پنجم قانون اساسى هم ذکر شده است. بنابراين کار کردن در اين حکومت و به اعتبار اين اتصال، مشروعيت دارد. «ولى فقيه» به نيابت عام از امام عصر عجل ‌الله تعالى فرجه الشريف، اساس مشروعيت تصرفات حکومتى است. او استمرار هستى را به خاطر وجود امام زمان عجل ‌الله تعالى فرجه الشريف مى ‌داند، و بايد اين پاسخ‌ گويى در برابر امام، اساس حرکت حکومت در همه عرصه‌ هاى فرهنگی، سياسی، اقتصادى و … باشد و جهان به اين نقطه خواهد رسيد و عالَم در ظل حکومت انسان کامل به تعالى و ارزش و کمال خواهد رسيد.

الهام در ادامه اين مطلب نوشته است: احمدى ‌نژاد، در استان هاى مختلف که برخى از آن ها را خودم حضور داشته ‌ام، در کرمان، مشهد، قم و … در جمع علماى بلاد، عقايد خود را نسبت به مهدويت،‌ نگاه به دين و حکومت دينى صريح ابراز کرده است… به يکى از بزرگان عرض کردم آيا شما در اين مبانى اشکالى مى بينيد؟ نه تنها هر گونه اشکال را نفى کرد، که مويد همه اين اعتقادات هم بود. در محضر بزرگانى هم چون آيت الله بهجت (دامت برکاته) و هم آياتى چون آيت الله جوادى آملى و … اظهار عقيده کرده است و همه اين بزرگان دعا کرده‌اند و تاييد. او امام زمان را نيازمند سفره غذاى دولت - که وجودى ندارد - نمى‌ داند تا ظرف غذا براى او تهيه کند. و محدوده وجود و حضور پربرکت امام را در حد يک سجاده دفتر دولت نمى داند که سجاده بياندازد و دامنه تصرف او را در عصر غيبت در حد اقامه نماز جماعت، و حد يک «امام جماعت» محل کار خود بداند. او را امام همه عالم مى ‌داند و قدرت تصرف ولايى او را در اين حد تنزل نداده و خود را هم هرگز در حد ارتباط با آن وجود مبارک بالا نبرده است.

 

احمدی نژاد، رییس جمهور حکومت اسلامی، از سخنان فروردین ماه ۱۳۸۷ خود در مشهد، در مقابل منتقدانش دفاع کرده است. آن سخنرانی معروفی که وی در فروردین ماه در جمع طلاب و روحانیون مشهد کرده بود روز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ از تلویزیون دولتی ایران پخش شد. وی در سخنرانی خود در مشهد، قسم خورد که دست امام مهدی را در همه امور می بیند و گفت هدف او نیز فراهم کردن زمینه برای ظهور امام دوازدهم شیعیان است.

او حتا از «موفقیت» سخنرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک، علی رغم آنچه مانع تراشی سیاستمداران آمریکایی خواند، سخن گفت و تاکید کرد که به جز با یاری امام زمان ممکن نبوده است.

وی ادعا کرد که با مدیریت امام زمان ۵۰۰ میلیون نفر سخنان او را از تلویزیون دیده اند. احمدی نژاد، گفت: «من در این دو سال و نیم - البته در تمام دوران انقلاب - به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز داریم می بینیم. خدا خود شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم. درست مثل همان چیزی که شما خدا را در عالم می بینید.»

وی هسته ای شدن ایران را «بالاترین معجزه تاریخ معاصر» خواند که با کمک امام دوازدهم ممکن شده و پیروزی انقلاب اسلامی را نیز به «امام مهدی» نسبت داد.

وی، هم چنین گفت ایران در جنگ عراق پیروز شده که آن را نیز به امام مهدی نسبت داد. احمدی نژاد، در میان سخنان خود تکرار کرد: «به خدا ما دست مدیریت امام را در این صحنه می بینیم.» رییس جمهور ایران در تعبیری بی سابقه از حمله آمریکا به عراق گفت هدف آن جلوگیری از ظهور امام زمان بوده است.

وی، گفت:  «همین هایی که آمدند عراق را اشغال کردند، درست است ظاهرش این است که آمده اند نفت را ببرند و منطقه را بچاپند. اما وقتی یک لایه پشت آن می روی می بینی این ها تحلیل دارند، مطلع شده اند که بناست در این منطقه یک اتفاقی بیافتد، یک دست الهی بیرون بیاید و ریشه ظلم را از جهان بکند.» 

 

آيت الله مشکينی، رییس محلس خبرگان رهبری، در جريان سخنان خود در یکی از نماز جمعه های قم، اظهار داشت: «بازگشايی مجلس هفتم را به خود مجلسيان كه مورد اعتماد ميليون‌ ها مسلمان پايبند به دين و قانون قرار گرفته ‌اند و رهبر معظم انقلاب تبريک می ‌گويم و تشكر ويژه از حضرت بقيه‌ الله (عج) دارم كه وقتی هفت ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهی ليست اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آن ها را به حضرت دادند، حضرت هم همه‌ آن ها را امضا كردند.»

 

مهدی کروبی، رییس سابق مجلس شورای اسلامی و دبيرکل مجمع روحانيون مبارز، در رقابت و در واکنش به سخنان مشکینی، گفت: اصل موضوع امکان ديدار کسانی با امام دوازدهم شيعيان را که به باور پيروانش هم اکنون در غيبت به سر می برد، قطعی و غيرقابل ترديد دانست اما اظهار داشت.

 

محمود احمدی نژاد، چندی پیش در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان سخنانی گفته بود که بازتاب گسترده ای داشت. احمدی نژاد در آن سخنان که در جمع طلاب مشهدی بیان می شد گفت که باید زودتر داخل کشور را جمع چور کنیم و وارد عرصه مدیریت جهان بشویم.

احمدی نژاد، در این سخنان گفته بود: «امام زمان دارد جهان را مدیریت می‌ کند و ما داریم می‌ بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است.» این بخش سخنان او مورد اعتراض تعدادی از نمایندگان مجلس قرار گرفت که معتقد بودند امام زمان مسئول گرانی و ضعف عملکرد دولت فعلی نیست.

 

امام جمعه مشهد، بخش عمده ای از خطبه نماز جمعه را به همین سخنان احمدی نژاد اختصاص داد. امام جمعه مشهد مقدس با اظهار تاسف از افرادی که به بهانه مخالفت با دولت و بعضا به نام اصولگرایی، مبانی اعتقادی را نیز زیر پا می گذارند، سخنان رییس جمهور در جمع طلاب و روحانیون مشهد مقدس را جزء مبانی اعتقادی شیعه خواند.

آيت الله علم الهدی، در گفتگو با رجانیوز، با طرح این سئوال که اگر وجود مقدس امام زمان (عج) جهان را مدیریت نمی کند، پس چه امامتی بر ما دارد؟، افزود: اگر این طور باشد که دست امام زمان بسته و او گوشه گیر است. وی با اشاره به اين عقايد انحرافی ادامه داد: اين افراد امام زمانی را معرفی می کنند که هیچ كاری به كار دنيا ندارد و فقط در پس پرده غیبت نشسته است. داستانی هم درست کرده اند که حضرت در جزیره «خضراء» که جزیره ای خوش آب و هوایی است، به همراه خانواده مشغول زندگی هستند و دیگر کاری به کار مردم ندارند که چه بلايا و کشتارهايی بر سرشان می آید. همان جا نشسته و منتظر است تا یک باره خداوند بخواهد و ظهور کند و با قدرت غیبی، همه دستگاه های کفر را از کار بياندازد و بر جهان مسلط شود.

امام جمعه مشهد، با رد اين عقايد خاطرنشان كرد: اگر امام زمان (ع) این گونه بود، طبیعتا باید همان روز اول پس از غيبت، ظهور می كرد، چراكه امام زمانی که می خواهد یک مرتبه و با یک امداد غیبی، همه دنیا را به هم بزند و بر همه جا مسلط شود، روز اول هم می توانست این کار را انجام دهد. پس چرا همان هنگام این کار را نکرد؟

وی، اضافه كرد: در حمله مغول این همه سفاکی ها صورت گرفت، در جنگ جهانی اول و دوم این همه انسان کشته شدند، در حال حاضر حجم وسيعی از کشتار در دنيا صورت می گیرد، در حالی كه اگر امام زمان همان روز اول پس از غيبت ظهور می کردند، هيچ يك از این جنایات اتفاق نمی افتاد.

علم الهدی، با طرح اين سئوال كه «اگر بنا بود امام زمان در آینده تشريف بياورند و اكنون هیچ نیازی به ايشان نیست، اساسا چرا ما امام ۱۲۰۰ ساله بايد داشته باشیم؟»، ادامه داد: اگر امام زمان (ع) امروز جهان را مدیریت نمی کنند و در تحولات جهانی و در مدیریت نظام ما نقش ندارند، چه احتیاجی به ايشان هست؟ با اين نگاه خداوند می توانست همان روزی که روز ظهور است، امامی خلق کند تا دنیا را اصلاح نماید. چرا پسر امام حسن عسکری (ع) این قدر بايد در پس پرده غیبت بماند؟

وي با تاكيد بر اين كه ولايت كليه امام عصر (ع) بر تمام شئون عالم جزء مبانی اعتقادی ماست، اظهار داشت: اساسا زمینه ظهور را خود حضرت مهیا می کنند و حوادث جهان را جهت می دهند.

امام جمعه مشهد، با اشاره به الطاف امام زمان بر انقلاب از روز اول پیروزی گفت: رجعت امام (ره) از پاریس به ایران با عنایت امام زمان (ع) بود. شهید مطهری نقل می کردند که جمعه شبی به امام زنگ زدم و عرض كردم كه تمام فرودگاه ها را بسته اند، پدافندها مجهزند و در صورتی كه به ايران بياييد، هواپیما را می زنند. شورای انقلاب هم تصمیم قطعی گرفته است كه شما نیایید و این سفر را به تعویق بیاندازید. امام جواب دادند امروز صبح جمعه به آقا امام زمان متوسل شده ام و بعد تصمیم خود را گرفته ام و به هر نحو ممکن روز یک شنبه (۱۲ بهمن) می آیم…

وی با تاكيد بر اين كه «اگر بگوییم سخنان آقای احمدی نژاد درست نیست، معتقد به امام زمان بی کاره ای شده ایم که باید در جزیره خضرا و بحر ابیض پیدایش کرد»، گفت: در اين شرايط، نادانی هم پیدا می شود و می گويد که جزیره خضراء و بحر ابیض همان مثلث برموداست و بعد هم آمریکایی ها مثلث برمودا را کشف می کنند و می گویند این جا امام زمانی نیست.

امام جمعه مشهد، هم چنين تصريح كرد: سخنانی كه آقای احمدی نژاد در جلسه طلاب مشهد بيان كرد، اصول مبانی اعتقادی ما درباره حضرت حجت (ع) است و خلاف آن، خلاف مبانی اعتقادی ماست.

 

سخنان احمدی نژاد، در جریان سفر وی به استان خراسان جنوبی که در آن «شعور بزغاله» را با «بعضی افراد» مقایسه کرده بود، در برخی محافل رسانه ای ایران بازتاب گسترده ای یافت و منتقدین آن را توهین رییس جمهور به رقبای درون حاکمیت دانستند.

محمد جعفر بهداد، معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییس جمهور ایران، به خبرگزاری فارس، يک شنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۷ - ۲۰ آبان ۱۳۸۶ گفته آقای احمدی نژاد مخالفان فرهنگ انتظار را مورد خطاب و نقد قرار داده بوده و برخی خودشان را «جزو مخاطبان این سخن رییس جمهور دانسته اند.»

آن طور که معاون اطلاع رسانی دفتر رییس جمهور ایران به خبرگزاری فارس گفته، احمدی نژاد هنگامی که در مورد اعتقاد شیعیان به ظهور دوازدهمین امام صحبت می کرده، گفته است: «همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نورانی اتفاق بيافتد؛ روزی كه همه پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياری خواهند كرد. بعضی‌ ها اين حرف‌ ها را تمسخر می كنند؛ برای اين كه اين ها دلشان از ايمان خالی است. اين ها بت پرست ها و شيطان پرست های مدرن هستند. قيافه روشنفكری می ‌گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند.»

بهداد، در توضیح صحبت های احمدی نژاد، افزود که «بهره گیری از قواعد تشبیه و تمثیل از جمله قواعد قرآنی است که در کلام الهی نیز عبارت «اولئک کالانعام بل هم اضل» را می بینید.

بدین طریق احمدی نژاد و یا مقام های رسمی نزدیک به وی، همواره انتقادهای رقبایشان در حاکمیت را نسبت به ادعاهای وی مردود دانسته اند.

 

دکتر گل نشان، استاد دانشگاه شیراز در گفتگویی با یکی از رسانه های حکومتی در شیراز، با تبیین جایگاه اندیشه مهدویت و ضرورت پرداختن به این موضوع گفت: مساله مهدویت یك واقعیت و عین توحید و نبوت است.  امامان ما ایمان به غیب را در آیه اول سوره  «بقره»،  به معنای ایمان به مهدی (عج) و این كه شخصی در جهان هست كه خدای تبارك و تعالی او را برای اصلاح امور عالم ذخیره فرموده، دانسته اند. (منبع: آینده روشن)

 

یا حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه، در گفتگو با رجانیوز، با تاکید بر این که مهدویت نه تنها یکی از ضروریات دین مبین اسلام است بلکه از جمله ضروریات دیگر ادیان نیز محسوب می شود، افزود: موضوع مهدویت با مساله امام شناسی گره خورده است و شیعیان بر این باورند که امام دارای ولایت تکوینی، تشریعی و ولایت سیاسی- اجتماعی است. مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، با بيان این سئوال که اگر رییس جمهور نام امام زمان (عج) را نبرد پس نام چه کسی را ببرد، ادامه داد: دکتر احمدی نژاد با نام بردن از امام زمان باید فرهنگ سازی کرده و نسل جدید را با ایشان آشنا کند.

خسروپناه، در پایان با بیان این که قصد رییس جمهور از نام بردن از امام زمان ترویج موضوع مهم مهدویت است، افزود: سخنان آقای احمدی نژاد در جمع طلاب و روحانیون را که به طور اجمال مشاهده کردم هیچ گونه منافاتی با اعتقادات دینی ما نداشت.

 

سرانجام خرافات آخر سال ۸۷، از زبان امام جمعه تهران جاری شد که وی با خط و نشان کشیدن به مردم و دانشجویان که رهبری را زیر سئوال نبرند، «مژده» داد اما زمان در نورزو ظهور خواهد کرد.

آيت الله امامی کاشانی، امام جمعه ۳۰ اسفند ماه ۱۳۸۷، گفت: نوروز روز فرج است و ظهور حضرت ولی عصر در نوروز خواهد بود.

امام جمعه حکومت در تهران، با تاکيد بر اين که نبايد از رهبری غافل باشيم تصريح کرد: دشمن می خواهد اين رهبری و ولايت را کمرنگ کند و مورد بحث و سئوال قرار دهد. کاشانی، گفت: دشمنان می خواهند ولايت را در کوران بحران ها آن هم در دانشگاه ها ضعيف کنند.

وی افزود: بايد بدانيم که دو اصل مهم يعنی ولايت و رهبری و نيز اطاعت مردم از ولايت عوامل اصلی همه موفقيت ها هستند.

این خرافات به طور دایمی بازتولید می شود تا با گروه گرفتن اعتقادات و احساسات مردم عقب نگاه داشته شده، حاکمیت به بقای خود ادامه دهد.

 

مضحکه انتخابات ریاست جمهوری

برای جناح های حکومتی، مهم ترین چالش سال ۸۸ نه تورم و گرانی، نه بی کاری، نه رفاه مردم، بلکه مضحکه انتخابات ریاست جمهوری است.

نوع انتخابات در حکومت اسلامی، شاید در جهان استثنا باشد. ظاهرا در این حکومت هر چهار سال انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس و غیره صورت می گیرد که الگویی از انتخابات در سطح بین المللی است. اما ان چه که انتخابات حکومت اسلامی را از این مدل و الگوهای شناخته شده بین المللی متمایز می کند نخست این است که در این کشور احزاب و رسانه ها عمومی ممنوع هستند؛ کارگران، دانشجویان، زنان، روشنفکران و هنرمندان از تشکل های مستقل خود محروم اند؛ روزنامه ها گروهی تعطیل می شوند و بسیاری از روزنامه نگاران تحت تعقیب و زندان و شکنجه قرار می گیرند؛ در این کشور، اعدام و سنگسار و قصاص، به غیرانسانی ترین شکلی در جریان است حکومت اسلامی، حتا کودکان را نیز اعدام می کند و حق کودک را به رسمیت نمی شناسد؛ در این کشور، دختر و پسر حق ندارند با همدیگر احوال پرسی کنند و آن ها در خیابان ها به بهانه «عدم رعایت حجاب» مورد تحقیر و توهین و ضرب و شتم قرار می گیرند؛ دستگیر و زندانی می شوند و… دوم این که حتا آن هایی هم که براساس قوانین حکومت اسلامی، شرایط کاندید شدن دارند قبل از این که توسط مردم انتخاب شوند نخست وزارت کشور و وزارت اطلاعات آن ها را تایید می کنند و سرانجام شورای نگهبان، همه کاندیداها را از غربال خود می گذراند و آن هایی را مورد تایید قرار می دهد که صددرصد عوامل و عناصر شناخته شده حاکمیت هستند. برخی مواقع حتا شورای نگهبان، در کمشکش های جناح های درونی حکومت، حتا کاندیداهای جناح موسوم به «اصلاح طلبان» را که در حکومت اسلامی پرورش یافته اند را نیز رد می کند. سرانجام افراد مورد اطمینان خود را به مردم معرفی می کنند تا به آن ها رای بدهند. چنین مدلی را نمی توان انتخابات نامید، بلکه اصولی و درست تر این است که آن را انتصابات از بالا نامید. علاوه بر این ها، رای مردم نیز کم ترین تاثیری در تغییر سیاست های سرکوبگرانه و جانیانه دولت هایی که روی کار می آیند، ندارد. در بهترین حالت وظیفه دولت ها، اجرای قانون اساسی حکومت اسلامی است که این قانون سرتاپا ضدانسان است و کم ترین ربطی به رفاه و امنیت و آزادی های فردی و اجتماعی مردم ندارد. پس از هر جهتی به مضحکه انتخابات حکومت اسلامی بنگریم به این نتیجه می رسیم که شرکت در چنین انتخاباتی، صرفا سیاست های غیرانسانی حکومت اسلامی را تقویت می کند و به جنایات این حکومت، مهر تایید می زند.

 

کامران دانشجو، معاون وزير کشور و رييس ستاد انتخابات وزارت کشور روز سه شنبه ۲۷ اسفند ۸۷، درباره انتخابات ریاست جمهوری گفت: تعداد واجدين شرايط برای دهمين انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ۸۸ که می ‌توانند رای دهند، حدود ۴۶ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر است. وی، هم چنين گفت: «نامزدهای انتخاباتی به مدت ۲۰ روز از اول تا ۲۰ خرداد می ‌توانند فعاليت‌ تبليغاتی داشته باشند، اين به اين معنی است که اين نامزدها می توانند ستاد انتخاباتی بزنند، ‌تابلو داشته باشند، اطلاعيه و اعلاميه پخش کنند و کلا در چارچوب قانونی تبليغات داشته باشند.»

در دهمين انتخابات رياست جمهوری ايران حکومت اسلامی، نامزدهای جناح «اصولگرايان» با جناح «اصلاح طلبان» رقابت خواهند کرد.

با کناره گيری محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق ايران، احتمالا بخش هایی از هر دو جناح حکومتی بر سر کاندیداتوری میرحسین موسوی، نخست وزیر سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸، به توافق برسند و شانس ایشان از همه بیش تر است. این اقدام احتمالا اجماع جريان اصولگرا بر سر محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری فعلی را شکننده تر خواهد کرد.

پس از انصراف محمد خاتمی، مهدی کروبی، رييس مجلس ششم و دبيرکل حزب اعتماد ملی، و ميرحسين موسوی، چهره های شاخصی هستند که در صحنه رقابت های انتخابات رياست جمهوری باقی مانده اند، شانس موسوی بیش تر از کروبی است. کانیداهای دیگر، نقش بازارگرمی برای این انتصابات دارند.

اما سران حکومت اسلامی، نگران این بازی انتخاباتی خود هستند. زیرا بحران اقتصادی کل جامعه را فراگرفته است. اکثریت مردم، از تورم و گرانی و بی کاری فزاینده نگرانند. در چنین وضعیتی، بی شک اعتصابات و اعتراضات کارگری و حتا شورش های شهری اجتناب ناپذیر است. هم این عوامل انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی را تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو، برخی مقامات حکومت اسلامی، بحث «دولت ائتلافی» را پیش کشیده اند.

علی اکبر ناطق نوری، رييس دفتر بازرسی ويژه رهبر حکومت اسلامی، بحث دولت «وحدت ملی» را مطرح کرده بود با واکنش تند برخی از گروه های اصولگرا مواجه شده بود. زیرا برخی از اصولگرايان و از جمله حزب موتلفه اسلامی، طرح دولت «وحدت ملی» را به مثابه عبور از احمدی نژاد ارزيابی می کنند. این در حالی است که  محسن رضايی، فرمانده پيشين سپاه پاسداران و دبير مجمع تشخيص مصلحت نیز پيشنهاد کرده، دولتی ائتلافی از چهره های اصولگرا از همه جناح ها تشکيل شود. محسن رضايی گفته است: در نهايت، راهی جز تشکيل «دولت ائتلافی کارآمد و متعهد» نداريم و بايد افکار عمومی را نسبت به مکانيزم انتخابات حساس کنيم تا انتخابات از حالت فردمحور به برنامه‌ محور تبديل شود.

هم چنين علی لاريجانی، رييس مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به سئوالی درباره طرح دولت ائتلافی پيشنهاد شده برای انتخابات رياست جمهوری دهم گفت: که اگر منظور از اين طرح استفاده از همه نيروهای مدير و خدوم برای تشکيل دولت قوی است فکر و نظر بدی نيست.

بنابراین، برای اولین بار بحث دولت «وحدت ملی» و یا «دولت ائتلافی» در فرهنگ سیاسی حکومت اسلامی مطرح می شود؛ نشان دهنده نگرانی سران و جناح های حکومت از عدم شرکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری از یک سو و هم چنین عواقب و عوارض بحران اقتصادی و اعتراضات اجتماعی از سوی دیگر است.

 

‏نتیجه گیری

ایران با داشتن دهمین رتبه معدن در میان بیش از دویست کشور جهان هم چون طلا، نفت، گاز، مس، آهن، روی و… یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان است، اما با غارت اموال عمومی جامعه و تمامی امکانات مادی و تولیدی توسط سرمایه داران و سران و ارگان های سرکوب حکومت اسلامی، اکثریت مردم این کشور را به خاک سیاه نشانده اند.

در سال ۸۷، با وجود این که به خزانه دولت از درآمد افسانه ای ۷۰ میلیارد دلاری نفت واریز شده است اما این دولت، در رابطه با جلوگیری از افزایش نرخ تورم و بی کاری هیچ کار جدی انجام نداده، بلکه دست مزد میلیون ها کارگر برای سال ۱۳۸۸ را  نیز در حد بسیاری پایینی تعین کرده است. در حالی که میلیون ها نفر بی کارند، کارخانه ها یکی پس از دیگری تعطیل و کارگران آن ها نیز به صف بی کاران می پیوندند، بدون این که بیمه بی کاری مکفی داشته باشند.

در سال ۸۷، نرخ تورم رسمی را به ۲۶ درصد و غیررسمی به حدود ۵۰ درصد رسید. نرخ تورمی که مقام اول در منطقه و شش کشور با تورم بالا را در دنیا را نصیب ایران کرده است. در مورد بی کاری نیز به تقریب همین روند طی شده است. این در حالی است که پیامدهای بحران مالی و اقتصادی جهانی بر گسترده تر شدن بحران اقتصادی ایران افزوده است. کاهش قیمت هر بشکه نفت به یک سوم نسبت به ماه های آغازین سال ۸۷، به طور مستقیم درآمد دولت را تحت تاثیر قرار داده، به طوری که دولت نهم در تهیه و تنظیم لایحه بودجه سال ۸۸، به افزایش مالیات، قیمت انرژی و غیره روی آورده است که عوارض و عواقب آن برای اکثریت مردم ایران کمرشکن خواهد شد.

دولت احمد نژاد، نه تنها این ۷۰ میلیارد دلار را هزینه کرده، بلکه میلیاردها دلار نیز بدون مجوز مجلس از ذخیری ارزی کشور برداشت کرده است. بنابراین، کاهش شدید قیمت نفت، و ادامه رکود اقتصادی در سال ۸۸ و شرایط رکود تورمی در داخل، سران حکومت اسلامی را به وحشت انداخته است.

بحران مالی که در ابعاد فراگير خود از مهر ماه سال ۱۳۸۷ف نخست از آمریکا شروع شد و سپ تما جهان سرمایه داری را فراگرفت، هم چنان ادامه دارد. بنابراین، آن گونه که از بررسی ها و گزارشات و تحليل ها پيداست، بحران در سال ۸۸ نیز ادامه خواهد داشت و مهار آن برای سرمایه داران و دولت های حامی سرمایه به سادگی‌ ميسر نخواهد بود. از این رو، می ‌توان حدس زد که پيامدهای بحران اقتصادی جهانی که بر روی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته هم چون ایران، تاثیر مستقیمی دارد تا مدت ‌ها ادامه داشته و از اين نظر سال آينده، سالی مطلوب به لحاظ اقتصادی نخواهد بود.

بر اساس وضعیت فعلی، در چشم انداز سال تازه می توان حدس زد که اقتصاد ایران در سال ۱۳۸۸، با چالش های بسیار مهمی هم چون احتمال باز هم سقوط بهای نفت مواجه شود. آن هم در شرایطی که دولت احمد نژاد، به مصرف وسیع دلارهای نفتی و ریخت و پاش و پر کردن جیب اطرافیان و سپاه و بسیج و… عادت کرده است با بحران های اقتصادی سخت و عمیقی دست به گریبان خواهد بود. سال تازه، سال اوج گیری اعتراضات جنبش کارگری، زنان، دانشجویان و شورش شهرهای توسط مردم محروم و آزادی خواه به ویژه جوانان خواهد بود. یعنی گسترش بحران اقتصادی و اعتصابات کارگری و شورش های شهری، از جمله مهم ترین و اساسی ترین و بزرگ ترین کابوس سران حکومت اسلامی در سال ۸۸ هستند. بنابراین، از هم اکنون پیداست که مهم ترین چالش سال ۸۸ ایران، بحران اقتصادی و تقابل و صف بندی های طبقاتی طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار و دولت شان خواهد بود.

 

در هر صورت به رهایی باید هم امید و هم باور داشت. بهار آزادی می آيد. دور هم که شود اما، این آمدن اجنتاب ناپذیر است! فردا روشن و پیداست! به فردای روشن و بهار آزادی باور داشته باشیم و با تلاش و مبارزه پیگیر خود در هر سطحی و در هر جایی به استقبال آن بشتابیم!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:25  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۷)

فیلتر پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران

ایران تاکنون پنج میلیون سایت اینترنتی را فیلتر کرده است. به گزارش خبرگزاری ‌ها، ۲۹ آبان ۱۳۸۷، عبدالصمد خرم ‌آبادی، مشاور قضایی دادستان کل کشور، روز گذشته (سه‌ شنبه) در همایش «آسیب‌ شناسی خانواده» در گرگان با اعلام این خبر گفته که «آسیب ‌های اجتماعی اینترنت به مراتب بیش از شبکه ‌های ماهواره‌ ای» است. این نخستین آماری است که از سوی یک مقام قضائی درباره آمار سایت‌ های اینترنتی مسدود شده در ایران اعلام می ‌شود.

فیلترینگ سایت ‌های اینترنتی در ایران از سال ۱۳۸۰ آغاز شده است. مسئولیت تعیین مصادیق فیلترینگ سایت ها بر عهده مجموعه ‌ای به نام «کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ» است. اعضای کمیته تعیین مصادیق را نمایندگانی از وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما تشکیل می ‌دهند.

فیلتر سایت ‌هایی که از طریق این کمیته اعلام می ‌شود، از طریق شرکت فن ‌آوری اطلاعات صورت می ‌گیرد. فهرست سایت‌ هایی که باید فیلتر شوند، از طریق این شرکت، به سایر ارائه‌ دهندگان خدمات اینترنت اعلام می ‌شود تا آن ‌ها نیز سایت ‌های مورد نظر را فیلتر کنند.

ایران، یکی از کشورهایی است که جوانان آن در سطحی بسیار وسیع به وبلاگ‌ نویسی می ‌پردازند و در وبلاگ ‌های خود مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را به نگارش در می ‌آورند و سیاست ‌های دولت را مورد نقد قرار می دهند.

 

خبرگزارى حکومتی فارس، ۲۸ اسفند ۱۳۸۷، نوشت: «نيروهاى اطلاعاتى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در يك سلسله عمليات پيچيده فنى ـ اطلاعاتی، تعدادى از شبكه‌ هاى سازمان‌يافته ضددينی، ضدفرهنگى و ضدارزش‌ هاى انقلاب اسلامى را منهدم كردند.»

بنابر اين گزارش، در اطلاعيه‌ اى كه به همين مناسبت از سوى مركز بررسى جرائم سازمان يافته دايره جرايم سايبرى صادر شده، آمده است: «به اطلاع ملت شريف و انقلابى ايران اسلامى می ‌رساند، با عنايات خداوند متعال و توجهات خاصه حضرت وليعصر عجل الله فرجه و تلاش شبانه روزى نيروهاى اطلاعاتى سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تعدادى از شبكه‌ هاى سازمان يافته ضد دينى و ضد «امنيت، فرهنگ و عفت عمومى» كه به زبان فارسى در اينترنت فعاليت می كردند شناسايى و در يك سلسله عمليات پيچيده فنى ـ اطلاعاتى منهدم شدند…»

 

محمدصدیق کبودوند

محمدصدیق کبودوند، که روز ۲۷ آذر ماه برای دومین بار در زندان اوین دچار حمله قلبی شد. وی، از بیماری های دیگری نیز رنج می برد. مسئولین زندان و دستگاه های قضایی نسبت به وضعیت وی بی تجه هستند.

محمدصديق كبودوند، به يازده سال زندان محكوم شده است، هیات مديره‌ انجمن قلم سوئد (Swedish PEN) در تاريخ ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸، بنا به توصيه انجمن بين‌المللى قلم (International PEN)، او را به عضويت افتخارى این انجمن پذيرفته است.

انجمن قلم سوئد (Swedish PEN)، در این مورد نوشته است: «… محمدصديق كبودوند به دليل شكنجه در زندان در وضعيت جسمى نامناسبى بسر مى‌ برد.»

 

سانسور فیلم

۷۲ نفر از سینماگران سرشناس ایران، در نامه ای به رییس دیوان عدالت اداری، خسارات ناشی از توقیف فیلم هایی که با مجوز وزارت ارشاد تولید شده را بسیار سنگین خوانده و خواستار رسیدگی به این موضوع شده اند. این سینماگران، در نامه خود به علی رازینی، نوشته اند: «تعداد فیلم هایی که پس از دریافت مجوز ساخت و نمایش، به بایگانی سپرده می شوند، روزبروز بیش تر می شود و متاسفانه نه تنها پیگیری های فرسایشی برای رفع این موانع سودی نمی بخشد، گاه تنها نظر شخصی یک مدیر، باعث تباه شدن همه زحماتی می شود که سینماگران برای ساخت و ارایه اثر خویش کشیده اند.»

 

جلوگیری از سفر ناصر زرافشان به خارج کشور

ماموران امنیتی حکومت اسلامی، ناصر زرافشان، عضو کانون نويسندگان و کانون وکلای ايران و هم چنین وکیل برخی از خانواده های قتل های موسوم به «قتل های زنجیره ای سال ۷۷» را ممنوع الخروج کرد. وی، از سوی اتحادیه اروپا جهت شرکت در نشست «بررسی مسايل محيط زيست در ايران» و «روابط ايران و اروپا در آينده»، برای سخنرانی دعوت شده بود، در گفتگو با خبرگزاری های خارجی اعلام کرد: «ماموران امنيتی پس از ضبط گذرنامه به وی اعلام کردند که از ۱۰ ماه پيش، به دلیل وجود پرونده ‌ای در معاونت امنيت دادگاه تهران توسط دستگاه قضایی حکومت اسلامی ممنوع الخروج گردیده است.» در حالی که چنین مساله ای را قبلا به وی اطلاع نداده بودند.

 

کانون نویسندگان

کانون نويسندگان ايران، با انتشار بيانيه ای در تاریخ ۵/۱۲/۸۷، اعلام کرد: فرخنده حاجی زاده، فرزانه آقايی پور، ناصر زرافشان، مجيد امين مويد و حسن صانعی از اعضای کانون نويسندگان در چند ماه اخير بارها توسط نيروهای امنيتی احضار و ساعت ها مورد بازجويی قرار گرفته اند. هنوز زمان زيادی از صدور حکم سنگين زندان برای يوسف عزيزی بنی طرف نگذشته بود که محسن حکيمی يکی ديگر از اعضای کانون و از فعالان جنبش کارگری بازداشت و پس از تحمل حدود ۲ ماه زندان با وثيقه سنگين از زندان آزاد شد.

 

سرکوب های اجتماعی

حکومت اسلامی، سال گذشته ده ها هزار نفر از نیروهای امنیتی - انتظامی تازه نفس خود را در خیابان های شهرهای بزرگ به ویژه تهران، مستقر نمودند و با دست زدن به مانورهایی با رعب و وحشت اعلام کردند که طرح «امنیت اجتماعی» و «مبارزه با بدحجابی» را با شدت بیش تری نسبت گذشته اجرا خواهند برد.

اکنون حدود دو سالی از اجرای طرح امنيت اجتماعی در تهران می گذرد. بر اساس اين طرح، وزارت کشور، مطابق طرح حجاب و عفاف مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف است مواردی چون بدپوششی و تردد «اراذل و اوباش» و… به عنوان «مجرم» پیگیری کنند. در واقع حکومت اسلامی، با این طرح های غیرانسانی خود امنیت شهروندان را بیش از پیش به خطر انداخته است.

از ابتدای اجرای این طرح ها تاکنون نحوه برخورد نيروهای پليس با شهروندان بسیار وحشیانه بوده و حتا شکايت های زيادی صورت گرفته که بی جواب مانده اند. فيلم های زيادی از برخورد غیرانسانی مامورین نیروی انتظامی با زنان و جوانان، دست به دست در جامعه می گردد و در سایت های اينترنتی و وبلاگ ها نیز پخش شده اند. علاوه بر این، هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی و انتظامی به زنان و جوانان در خیابان ها و هجوم نیمه شب شان به خانه های «ارادل و اوباش؟!» با تیراندازی و نمایش قدرت را از تلویزیون نیز نشان دادند تا رعب و وحشتی زیادی در جامعه ایجاد کنند. همه اين ها خشم و حساسيت افکار عمومی را بر علیه دولت برانگیخت.

 

سردار رادان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، با تاکید به ادامه اجرای این طرح در تهران، گفت: تشديد طرح امنيت اجتماعى با هدف افزايش احساس امنيت اجتماعى براى بانوان از ۳ خرداد در تهران بزرگ به اجرا گذاشته شد.» به گفته وی، «با افرادى كه با پوشش هاى نامناسب به ارزش‌ هاى اسلامى جامعه بی توجهى می كنند برابر قانون رفتار خواهد شد كه در اين رابطه با تعدادی از هنجار شكنان كه بعضا آگاهانه نسبت به ارزش هاى جامعه بی توجهى كرده‌ اند، رفتار قانونى شده و به مراجع قضايى معرفى شده‌اند.»

 

ریيس ستاد احياء امر به معروف شهرستان اصفهان، به خبرگزاری فارس گفت: «از تاريخ ۱۵ خرداد‌ ماه سال ‌جاری، تمامی مسافركش های شهری موظف به تذكر و سوار ننمودن مسافرين بدحجاب در سطح شهر اصفهان هستند. ظهر امروز «مظفر حاجيان» در دومين كميسون مبارزه با مفاسد اجتماعی استان اصفهان، با انتقاد از عملكرد سازمان تاكسيرانی افزود: «سوار نمودن دو نفر مسافر در جلو وسيله نقليه كاری خلاف مقررات است.» وی ادامه داد: «طرح جلوگيری از حضور دوچرخه‌ سواران زن در سطح شهر به خوبی اجرا شده است و جا دارد كار بيش تری روی آن صورت بگيرد.» ریيس ستاد احياء شهرستان اصفهان، به نقش ماهواره ها در اشاعه فساد، بدحجابی و اشاعه فرهنگ غربی در جامعه تاکید کرد و افزود: «متاسفانه در حال حاضر ماهواره ها در خانواده های مذهبی نيز جای خود را باز كرده است كه اين يك زنگ خطر جدی است.»

 

به گزارش پايگاه اطلاع رسانى پليس، معاون اجتماعى فرماندهى انتظامى استان قزوين در گفتگو با خبرنگاران ضمن تاکيد بر ادامه طرح ارتقاء امنيت اخلاقى در استان، با اشاره به ۲۰۰۰ مورد تذکر و ارشاد به «زنان بدپوشش» براى رعايت حجاب اسلامى، خاطرنشان ساخت: از ابتداى سال‌جارى تاكنون ۹۵ نفر از افرادى كه حجاب اسلامى را رعايت نمی كرده‌ اند توسط پليس دستگير شده ‌اند.(حادثه آنلاين، ۶ خرداد ۱۳۸۷)

 

معاون اجتماعی نيروی انتظامی استان تهران، از برخورد پليس با هزار و ۶۸ نفر از بدحجابان در استان تهران در دو ماهه اول سال ۸۷ خبر داد. به گزارش روابط عمومی نيروی انتظامی، سرهنگ علی رمضانی، گفت: در دوماه نخست امسال با ۱۰۶۸ نفر بدحجاب برخورد شفاهی (بازجويی خیابانی) شد که از اين تعداد ۱۱۴ نفر به دستگاه قضايی معرفی شدند. (واحد مرکزی خبر، چهارشنبه، ۸ خرداد ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۸ می ۲۰۰۸)

 

رييس پليس آذربايجان شرقی، ۱۱ خرداد ۱۳۸۷، اعلام کرد که در يک ماه اخير در جريان طرح های سرکوب های خيابانی در اين استان، ۶ هزار و ۸۲ مورد تذكر، ۹۹۱ نفر دستگيرى مزاحمان، انجام شده و ۳۰۰ مرد و ۲۷۵ زن به اتهام داشتن رابطه ناسالم با تشكيل پرونده به مراجع قضايى معرفى شده‌اند.

به گزارش ايسنا، «سردار محمد على نصرتى»، هم چنين در جمع خبرنگاران «در رابطه با تخلفات و جرايم صنفى» از «چهار هزار و ۵۷۷ مورد تذكر» خبر داد و ۱۱۶ نفر نيز توسط پليس نظارت بر اماكن عمومى دستگير و با تشكيل پرونده به مراجع قضايى معرفى شده‌ اند و علاوه بر اين ها، هشت هزار و ۹۶۰ عرضه كننده محصولات ضد فرهنگى مورد تذكر و ارشاد واقع شده و ۳۹۸ نفر نيز در اين خصوص در سطح استان دستگير و روانه زندان شده ‌اند. اين فرمانده سرکوبگر حکومت جهل و جنایت، در مورد دستگيری های مرتبط با حجاب در سطح استان گفت: «در اين رابطه هم، ۱۴ هزار و ۵۶۰ مورد تذكر و ارشاد صورت گرفته و ۱۸ مرد و ۴۹ زن نيز در اين رابطه دستگير شده ‌اند.» (ایسنا، ۱۱ خرداد ۱۳۸۷)

 

ریيس پليس پيشگيری ناجا، از توقيف بيش از ۹۰۰۰ خودرو در طرح برخورد با مزاحمان خيابانی خبر داد. به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر، سردار سرتيپ عزيز الله رجب زاده امروز در نشست خبری پليس گفت: در اجرای طرح امنيت اجتماعی از ابتدای طرح تاکنون ۹۲۰۳ خودرو و ۲۶۷۰۱ موتورسيکلت که مزاحمت خيابانی برای بانوان ايجاد کرده بودند باتلاش پليس توقيف شدند. (واحد مرکزی خبر، ۱۹ تير ۱۳۸۷ برابر با ۹ ژوئيه ۲۰۰۸)

 

در شيراز، ۷۵ دختر و پسر در جريان يک مهمانی دستگير شدند‏. ‎‏فرمانده ‏انتظامی فارس پس از دستگيری اين افراد، گفت: «تجمع تعدادی دختر و پسر نامحرم در يک فضا همراه با ‏مسائل ‏خلاف شرع و قانون تبعات فرهنگی بسياری به دنبال دارد.»

 

در شهر کوچک «ربط» در نزديکی «سردشت»، در جريان تجمع اعتراضی شماری از مردم اين شهر و ‏تير ‏اندازی نيروهای انتظامی، دو نوجوان ۱۵ و ۲۰ ساله به نام های حسين پويای و «محمد امينی» در اثر اصابت ‏گلوله ‏کشته و شماری هم زخمی و دستگير شدند. تجمع در اعتراض به توقيف خودروی حامل گازوييل به دست ‏نيروی انتظامی ‏صورت گرفته بود.‏

 

لازم به یادآوری است که سردار زارعی، فقط یک نمونه از جنایت کارانی است که در رقابت جناح های حکومتی و برملا شدن جنایت اش در جامعه، برای این که حیثت «نظام» حفظ شود مدت کوتاهی او را بازداشت. در حالی که اگر یک شهروندی عادی در شرایطی که این سردار دستگیر شد دستگیر می شد بلافاصله اعدام می گردید.

خبرنامه امیرکبیر، ۲۳ اسفند ۸۶، درباره ماجرای سردار زارعی نوشت: در حالی که هفته گذشته به صورت اتفاقی و بدون اعلام هیچ گونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانه ها منتشر شد، منابع غیررسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد اخلاقی در مورد وی بوده است.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر دو هفته پیش سایت خبری عصر ایران در خبر مبهمی اعلام کرد فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به زودی تغییر می کند. در متن این خبر آمده بود: «سردار رضا زارعی که از دو سال پیش فرماندهی این نیرو در سطح استان تهران را برعهده داشت، تا روز یک شنبه کنار می رود و به جای او سردار اکبر شاهی فرماندهی استان تهران را عهده دار خواهد شد. برغم وجود شایعات متعدد، هنوز از دلیل کنار رفتن سردار زارعی خبر تایید شده ای در دست نیست و سرهنگ احمدی، سخنگوی ناجا با تکذیب شایعات موجود، فقط این را گفت که سردار استعفاء کرده است و روز یک شنبه مراسم تودیع و معارفه برگزار می شود.»

 این خبر بدون آن که در خبرگزاری های رسمی بازتابی پیدا کند تنها در چند سایت معدود مانند فردانیوز، وابسته به حامیان قالیباف، بدون هیچ گونه توضیحی درج شد. اما منابع غیررسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی زارعی و عدم پوشش رسانه ای مناسب در این خصوص بازداشت او در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بوده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از گذشت چند روز از بازداشت سرداز زارعی، برای جلوگیری از پخش این خبر و به منظور آن چه عدم تضعیف نیروی انتظامی خوانده شده است، وی با قرار وثیقه از زندان آزاد می شود. بیت رهبری تاکید کرده رسیدگی به پرونده این فرمانده نیروی انتظامی بایستی پس از انتخابات و بدون سرو صدا انجام شود.

بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مساله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند.

 جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با «اراذل و اوباش» در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد. وی هم چنین یکی از مسئولین اصلی اجرای «طرح امنیت اجتماعی» بود. وی در مصاحبه ای که در اردیبهشت ماه ۸ با رسانه ها انجام داد، گفته بود: «از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح استان تهران نیروی انتظامی بیش از ۳۵ هزار نفر را مورد ارشاد و تذکر قرار داده است. در همین خصوص هزار نفر به نیروی انتظامی احضار شدند و ۱۲۴ نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در ۵۲ روز ابتدای سال به ۷ هزار و ۹۳۳ نفر از اراذل و اوباش تذکر داده شد و چهار هزار نفر از آنان نیز دستگیر شدند و در مجموع هزار و ۱۰۱ پرونده در این زمینه در مراجع قضایی تشکیل شد.»

بنا به اعتراف سيدعليرضا آوايی، رييس کل دادگستری تهران، زارعی آزاد شده است. آوايی، در جمع خبرنگاران آزادی زارعی را چنین توجیه کرده است: «عمده اتهامات فرمانده سابق نيروى انتظامى استان تهران مربوط به اتهام هاى كيفرى و اخلاقى بود كه با ارائه مدارك و مستنداتى از سوى وى دلايل موجود براى محكوميت كفايت نكرد.»

تيم های پيراهن سياه تحت هدايت زارعی، با زدن نقاب بر چهره با ضرب و شتم شديد جوانان و انداختن آفتابه به گردن آن ها موجی از وحشت و ترور به راه انداخته بودند. به اقرار آوايی، در پاسخ به پرسش خبرگزاری فارس، حداقل سه تن از جوانانی که توسط تيم سرکوب های خيابانی سردار زارعی دستگير شدند حکم اعدام گرفتند. وی در مورد اين دستگير شدگان گفت: «سه مورد از اين افراد كه تجاوز به عنف داشتند دادگاه حكم اعدام صادر كرده است و براى بعضى از پرونده ‌ها نيز كه بناى به عنف اثبات نشده بود دادگاه كيفرى استان موضوع را به دادگاه جزايى ارسال كرده است.»

 

چهارشنبه سوری

ماموران امنیتی حکومتی، در نقاط دیگر ایران به مقابله با برگزار کنندگان مراسم چهارشنبه سوری پرداختند که منجر به بروز درگیری و بازداشت های گسترده گردید. جوانان خشمگین تصاویر خانه ای و احمدی نژاد را به آتش کشیدند که فیلم آن در سایت های اینترنتی قابل دسترسی است.

بنا بر گزارش ها در شهر کرج درگیری و بازداشت ها وسیع بوده است. هم چنین در مشهد، شیراز و اصفهان و چند شهر دیگر نیز مراسم چهارشنبه سوری برگزار و  ماموران امنیتی اقدام به ضرب و شتم و بازداشت شرکت کنندگان در این مراسم ها کردند. آمار دقیقی از شمار  بازداشت شدگان منتشر نشده است.

 

مراسم چهارشنبه سوری در مناطق هفت ‌حوض، تهران‌ پارس، نارمک و نیروی هوایی در شرق تهران، خیابان امیرآباد در مرکز شهر، گیشا، شهرک غرب و جنت ‌آباد در غرب و جوادیه در جنوب تهران برگزار که منجر به درگیری‌ها گسترده‌ای میان تجمع کنندگان و ماموران امنیتی گردید.

شدت درگیری ها در مناطق حکیمیه، تهران‌ پارس و نیروی هوایی بیش از دیگر نقاط بود و بر اثر آن باجه های تلفن و ایستگاه اتوبوس تخریب شدند.

 

بیش از ۲۰۰۰ نفر از جوانان تهرانی در شب چهارشنبه سوری توسط ماموران امنیتی رژیم بازداشت شدند. معاون دادستان تهران، در امور زندان ها گفت: «این ۷۰۰ نفر به اتهام بر هم زدن آرامش عمومی و ایجاد رعب و وحشت در شب چهارشنبه سوری بازداشت شده اند. جوانان دستگیر شده در بازداشت و پرونده آنان در شعب ویژه ای که به این امر اختصاص یافته بررسی خواهد شد.»

 

حوادث کار

۲۷ فروردین، بر اثر ریزش دیوار یک ساختمان در دست احداث در «سعادت آباد» تهران، ۲ کارگر جوان جانشان را از دست دادند. حادثه در میدان «کاج» روی داده و بر اثر آن ۲ کارگر با اسامی فرشاد ۱۸ ساله و جهانگیر ۲۲ ساله جانباختند و یک کارگر دیگر نیز به شدت زخمی شد.

ریزش دیوار در خیابان معلم تهران نیز به مرگ یک کارگر ۲۲ ساله با نام «سلیم» منجر شد و ۴ کارگر نیز به همین دلیل در میدان “گلها” زخمی شدند.

  

بر اثر وقوع حادثه محل کار در شركت كشت و صنعت امیركبیر در استان خوزستان، ۵ کارگر جانشان را از دست داده و ۳ کارگر دیگر نیز دچار مسمویت شدند.

روز جمعه ۱۶ فروردین ماه یکی از کارگران شركت كشت و صنعت امیركبیر جهت تعمیر پمپ وارد ورودی فاضلاب شرکت می شود و به دلیل گازگرفتگی مسموم شده و ۷ تن دیگر از کارگران برای نجات همکارشان وارد کانال فاضلاب می شوند، اما بر اثر شدت مسمویت گاز متاسفانه ۵ تن از کارگران جانشان را از دست داده و ۳ کارگر  دیگر نیز دچار مسمومیت شدید شده اند.

شركت كشت و صنعت امیركبیر یكی از واحدهای هفت گانه شركت توسعه نیشكر و صنایع جانبی خوزستان و در جاده اهواز - خرمشهر واقع شده است.

 

بر اثر بروز آتش سوزی در کارخانه نساجی «سراب بافت» در  شهرستان سراب در استان  آذربایجان شرقی، یک کارگر جانباخته و ۶ کارگر دیگر دچار سوختگی شدند.

آتش سوزی روز یک شنبه ۲۵ فروردین ماه، روی داده و دلیل آن نیز اتصال سیم های برق اعلام شده است.

 

۱۰ اردیبهشت، بر اثر ریزش آوار در یک ساختمان در دست تعمیر در تهران، ۲ کارگر مهاجر اهل افغانستان جانشان را از دست داده و یک کارگر دیگر به شدت زخمی شد. حادثه در منطقه «تهران پارس» روی داده و بر اثر آن ۲ کارگر با اسامی ظاهر ۱۸ ساله و منصور ۲۵ ساله جانباختند.

 

صبح امروز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه، یک کارگر شهرداری حین کار در یکی از خیابان های تهران در یک حادثه دلخراش جانباخت. این کارگر ۲۰ ساله که در اتوبان «مدرس» مشغول رنگ کردن جدول های کنار خیابان بود، بر اثر برخورد شدید با یک دستگاه خودرو در دم جانش را از دست داد.

 

جوشکاری و نوسانات برق کنار مخازن اشتعال زا سبب کشته شدن ۲۱ نفر در کارخانه های مواد شیمیایی اراک شد. در حالی که آتش سوزی کارخانه های مواد شیمیایی «کیمیا گستران سپهر» و «کیمیاگران امروز» در ساعت چهار عصر روز یک شنبه در ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی شازند باعث کشته شدن ۲۱ نفر و مجروح شدن ۴۴ نفر دیگر شد، کارشناسان علت حادثه را جوشکاری در نزدیکی مخازن دو اتیل اگزانول می دانند که به دنبال آن سه مخزن حاوی ایزوبوتانول در واحدهای کناری نیز منفجر شدند. حبیبی، مسئول واحد کارشناسی و ایمنی سازمان آتش نشانی اراک با اشاره به این که تولید این دو شرکت، ضدیخ، الکل، مواد پاک کننده و شوینده است، گفت: «تمامی این مواد که اشتعال زا هستند، باعث گسترش آتش سوزی شدند.» حبیبی در ادامه گفت: «این دو شرکت پیش از وقوع حادثه در حال تعمیرات بودند و در این حالت تمامی سیستم ها، تخلیه و کارکنان نیز از شرکت خارج می شوند تا سیستم های شرکت، تعمیر و بازبینی شوند.» او با اشاره به این که حدود ۹۵ درصد شرکت کیمیاگران سپهر در آتش سوخته است، گفت: «در این شرکت ۶۰ کارگر در حال فعالیت بوده در حالی که با توجه به تعمیرات در شرکت نباید این تعداد افراد در شرکت حضور داشته باشند.» این در حالی است که به علت وزش باد شدید، آتش سوزی از شرکت کیمیاگران سپهر به شرکت کیمیاگستر امروز نیز سرایت کرد که در این شرکت نیز در آن زمان ۲۰ تا ٣۰ نفر کارگر مشغول کار بودند.

آتش سوزی این دو کارخانه باعث آتش سوزی شرکت صنایع چوب کاران که در نزدیکی این دو شرکت قرار دارد نیز شد که بر اثر آن دیوار، حصار و سقف این شرکت نیز دچار آسیب شد. حبیبی با اشاره به این که شهر اراک دارای هفت تا هشت قطب صنعتی است، گفت: «شرکت های صنعتی باید تجهیزات ایمنی را برای حوادث غیرمترقبه فراهم کنند اما با وجود واحدهای ایمنی در این شرکت ها این آتش سوزی گسترده رخ داد.»

بر اثر این آتش سوزی، چهار مرحله انفجار صورت گرفته که علاوه بر نابودی کامل این دو واحد صنعتی تا شعاع ٣۰۰ متری همه شیشه های واحدهای اطراف شکسته و دامنه آتش سوزی به واحدهای مجاور نیز کشیده شد و تا شعاع ٣۰۰ متری افراد دچار سوختگی و مجبور به فرار شدند به طوری که علاوه بر تخریب ۱۰۰ درصدی این دو واحد تولید مواد پتروشیمی و خسارت ۱۰ تا ٣۰ درصدی تعدادی از واحدهای اطراف، ده ها خودرو سنگین و سبک نیز به طور کامل در شعله های آتش سوختند. نیروهای آتش نشانی نیز پس از حدود چهار ساعت موفق به مهار شعله های آتش شدند. در روز یک شنبه خانواده های قربانیان حادثه انفجار این دو کارخانه برای اطلاع از وضعیت بستگان خود در جلوی بیمارستان ها و مراکز درمانی شهر اراک و شازند اجتماع کردند به طوری که اجتماع آن ها باعث بسته شدن تعدادی از مسیرهای منتهی به این مراکز شده و باعث متوقف شدن رفت و آمد در این مسیرها شد. از طرف دیگر شدت بالای انفجار سبب شده تا بیش تر اجساد کشته شدگان متلاشی و غیرقابل شناسایی شوند و مجروحان نیز بین ۷۰ تا ۱۰۰ درصد دچار سوختگی شوند. شماری از مجروحان این حادثه به بیمارستان های اراک، قم، اصفهان و تهران منتقل شدند که حال بعضی از آن ها وخیم گزارش شده است.

سرانجام اعلام شد که در اوایل خرداد ماه، ۳۰ کارگر در آتش‌سوزی کارخانه «کیمیاگران امروز» و «کیمیا گستر» جان باختند و ۵۰ نفر نیز به شدت زخمی شدند. به گفته رییس دانشگاه علوم پزشکی اراک شدت سوختگی دوسوم مجروحان بالای ۷۰ و تا ۱۰۰ درصد است.

 

بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای خانواده های کارگران جان باخته حادثه آتش سوزی در دو کارخانه تولیدی در شهرستان «شازند» در استان مرکزی، که جمعی از مردم این شهر نیز آنان را همراهی می کردند، در اعتراض به سکوت مقامات دولتی در خصوص این حادثه دست به راهپیمایی زدند. شرکت کنندگان در این راهپیمایی که از خیابان مصلی تا مقابل فرمانداری شازند برگزار شد، نسبت به کم توجهی مسئولین دولتی و عدم حضور آنان در مراسم گرامی داشت جان باختگان این حادثه اعتراض کردند.

سومین آتش سوزی طی سه هفته در کارخانه‌ «ابر آسیا» واقع در کهریزک روی داد. خبرگزاری ایسنا، در مورد این آتش سوزی نوشت: «حریق ساعت ۹ شب به آتش نشانی پایگاه شورآباد گزارش شد.» در این حادثه ۲۱ هزار مترمربع سوله کارخانه ابر آسیا در زمینی به وسعت ۵۰ هزار مترمربع که محل نگهداری اسفنج، یونولیت و تولیدات دیگر بود درآتش سوخت. حدود ۱۰ سوله از کارخانه تا ۹۰ درصد آتش گرفت و دو سوله نیز به علت شدت آتش سوزی تخریب شد. در مورد این که آیا کارگران این کارخانه آسیب دیده اند یا نه، خبری منتشر نشد.

 

يك دستگاه كاميون خاور متعلق به پيمانكار شهردارى، با ٣ بشكه قير داغ ٢٢٠ ليترى در خيابان خاقانى مشهد در حال حركت بود كه به دليل سبقت يك دستگاه پژو ٤٠٥ از سمت راست، كاميون مجبور به ترمز زدن ناگهانى شد. در پى اين ترمز ناگهانى به يك باره بشكه هاى قير داغ واژگون شد و متاسفانه ٩ نفر از كارگران شهردارى كه در عقب كاميون خاور سوار بودند، سوختند.

بلافاصله پس از اين حادثه مجروحان به بيمارستان «امام رضا» مشهد، منتقل شدند و در بخش سوختگى بيمارستان مورد مداوا قرار گرفتند.

يكى از پزشكان معالج بيمارستان به خبرنگار روزنامه خراسان، گفت: خوشبختانه شدت و درصد سوختگى زياد نيست اما گسترده است. وى افزود: آن چه مسلم است اين كه پيمانكار در رعايت مسائل ايمنى كوتاهى كرده و ٩ كارگر شهردارى را با ٣ بشكه قير داغ در عقب كاميون سوار كرده است. (روزنامه خراسان، ۹ تیر ۱۳۸۷)

 

شمار کارگرانی که بر اثر ریزش یک ساختمان در خیابان «سعادت آباد» تهران، جانشان را از دست دادند به ۱۷ نفر رسیده است. بنا به گفته مسئولین آتش نشانی، عملیات آوار برداری به پایان رسیده و اجساد تمامی ۱۷ کارگر قربانی این حادثه از زیر آوار خارج شده است. دلیل ریزش ساختمان ۷ طبقه در خیابان «سعادت آباد» تهران که روز دوشنبه ۱۰ تیر ماه روی داد عدم رعایت اصول ایمنی از سوی پیمانکار و مالکان ساختمان عنوان شده است.

 

بر اثر ریزش یک ساختمان در دست ساخت در شهرستان «شهریار» در استان تهران، ۱ کارگر جانباخته و ۴ کارگر دیگر به شدت زخمی شدند. دلیل آن نیز عدم رعایت اصول ایمنی اعلام شده است.

 

ـ علی سليمانی، ریيس سازمان کار و امور اجتماعی استان آذربايجان غربی، اعلام کرد: ۸۷ درصد حوادث رويداده در کارگاه ها بر اثر رعايت نکردن نکات ايمنی، ۱۰درصد بر اثر شرايط غير ايمنی و ۳ درصد بر اثر حوادث غيرقابل کنترل است. وی افزود: در سال جاری ۴۷ درصد از حوادث ناشی از کار در اين استان مربوط به حوادث ساختمانی بوده است. اين ميزان نسبت به سال گذشته ۱۲ درصد رشد نشان می دهد. سال گذشته ۴۶۹ مورد حادثه ناشی از کار در استان روی داده که از اين تعداد ۱۶۶ مورد مربوط به حوادث ساختمانی بود، اين در حالی است که امسال از ۳۹۵ مورد حادثه رخ داده در استان ۱۸۶ مورد در بخش ساختمانی رخ داده است. وی آشنا نبودن مالکان ساختمانی با مقرارت ايمنی لازم، فقدان نظارت صحيح از طرف مهندسان ناظر، استفاده از کارگران روز مزدی آموزش نديده، هماهنگ نبودن شهردار و شرکت های خدمات رسان و نهادينه نشدن فرهنگ ايمنی را از جمله دلايل بالا بودن حوادث ناشی از کار در استان بر شمرد. (ايلنا، ۱۱/۱۲/۸۷)

 

آنچه که در بالا به عنوان نمونه هایی از حوادث محل کار اشاره کردیم دلیل اصلی اش کمبود ابزارهای و پیش بینی های ایمنی و ضروری در محیط کار است. این ها جزو وظایف کارفرمایان و کنترل مامورین دولت است. بنا به گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۷۸، بیش از ۱۳ هزار حادثه شغلی منجر به پرداخت خسارت، در سازمان تامین اجتماعی به ثبت رسیده است. بنا به همین گزارش در سال ۱۳۷۹، میزان حوادث کاری افزایش داشته است و رقمی معادل ۱۴۳۱۶ حادثه شغلی، منجر به پرداخت خسارت، در سازمان تامین اجتماعی به ثبت رسیده است. در سال ۱۳۷۸، یکی از مسئولان دولتی اعلام کرد: «در این سال ۱۰ هزار کارگر در کارگاه های کوچک جان خود را از دست داده است.» روزنامه صبح امروز، ۱۹ دی ماه ۷۸ و بنا به گزارش روزنامه کار و کارگر، در همین سال در عرض ۴ ماه، سه هزار انگشت کارگران، به خاطر سرعت دستگاه ها قطع شده است. میزان بالای حوادث و سوانح شغلی نشان می دهد که محیط های کاری و صنایع کشور ما، هم چون صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، معادن، بخش های ساختمانی و کشاورزی، و هم چنین هزاران کارگاه کوچک نظیر قالی بافی، کوره پزخانه ها و… محیط های ایمن و بهداشتی برای میلیون ها کارگر نیستند و هر روزه شاهد وقوع حوادث فاجعه باری در مناطق مختلف کشور در محیط های کار هستیم.

 

حاج اسماعیلی، کارشناس ایمنی معتقد است هیچ واحد بازرسی ویژه برای صیانت از نیروی انسانی مطابق رعایت مسائل بهداشتی و ایمنی در حوزه کار در کشور وجود ندارد. به گفته او وجود یک واحد در وزارت کار که بیش تر فعالیت آن در ۱۰ سال گذشته محدود به کارگاه های کوچک بود، کافی نیست.

او می گوید: «در یک دهه گذشته بازرسی در خصوص ایمنی کم تر شده و این نشان می دهد مقررات لازم برای مجاب کردن کارفرما جهت رعایت ایمنی کارگران وجود ندارد و شرکت های دولتی وابسته به مقررات استخدامی دولت یا کارگاه های مشمول قانون کار در خصوص رعایت استانداردهای کار خود را متعهد نمی دانند.»

به گفته این کارشناس، هنوز تعریف علمی و حقوقی صیانت از نیروی کار تدوین نشده است: «در شرایطی که برای پرداخت دست مزد مطابق وضعیت اقتصادی کشور دچار مشکل هستند بقیه حقوق و رعایت امکانات و ابزار لازم برای یک کار فراهم نیست.»

حاج اسماعیلی، با ابراز تاسف از وقوع پی در پی چنین حوادثی در کشور ادامه می دهد: «در کارگاه ها کارگران لباس، کلاه و دستکش مناسب ندارند. در شرایطی که کارگر از این ابزار اساسی بی بهره است چنین اتفاقاتی طبیعی است در حالی که مطابق شرایط روز دنیا کارگاه ها باید مدرن شوند. هرازگاهی چنین اتفاقی می افتد که در بیش تر موارد جان کارکنان هدف قرار می گیرد. به جز منابع طبیعی کشور باید نگران جان کارگران هم بود.» (سرمایه، دوشنبه ۶ خرداد ۱٣٨۷ -  ۲۶ می ۲۰۰٨)

 

دکتر محمد حسن عابدی، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور در یک نشست خبری در جمع خبرنگاران به تشریح عملکرد سازمان پزشکی قانونی پرداخت و افزود: … برخی معتقدند تمامی فوتی های کشور به پزشکی قانونی ارجاع می شود در حالی که چنین نیست و در واقع مرگ های جنایی مشکوک و غیر طبیعی جهت بررسی به پزشکی قانونی ارجاع می شود.

عابدی گفت: در سال گذشته ۶۱ هزار و ۲۲۱ نفر فوتی به پزشکی قانونی ارجاع شد که تحت عنوان مرگ های نامشخص، غیرطبیعی و مشکوک و جنایی بوده است.

 

۸۰ درصد مردم ایران دچار استرس هستند.

يك روانشناس گفت: ۸۰ درصد مردم به علت حقوق كم، نداشتن امنيت شغلی، ترس از اخراج و تغيير قوانين دچار استرس شغلى هستند، اين استرس ها، تشنج در خانواده، بروز ميگرن، آرتروز، زخم معده، ديابت و سكته را موجب مى شوند.

اصغر كيهان، نيا افزود: متاسفانه در زمان حاضر حدود ۸۰ درصد مردم اعم از بازنشستگان، كارگران، كارمندان و كارفرما ها به دلايل مختلف از جمله حقوق كم، تورم، ترس از اخراج و نداشتن امنيت شغلى و تغيير قوانين دچار استرس شغلى هستند، اين استرس ها به خانه منتقل و باعث تشنج و درگيرى در خانه مى شود، روز بعد نيز استرس ناشى از مشكلات خانوادگى به محل كار منتقل مى شود.

او ادامه داد: انتقال استرس از خانه به محل كار، قدرت خلاقيت، نوآورى و كارايى فرد را در محل كار از بين مى برد و استرس هاى خانه و محل كار يكديگر را تشديد مى كنند و منجر به بروز انواع بيمارى هاى جسمى و روانى براى فرد و افراد خانواده مى شوند.

وى گفت: ترس از دست دادن شغل، تبعيض در محل كار، ترس از تغيير قوانين، انباشت اين ترس ها و خشم هاى فروخورده و رنج هاى عميق فرد به ترشح غدد درون ريز فرد مانند، غده هيپوفيز، تيروئيد و پاراتيروئيد منجر مى شود و در دراز مدت منجر به بروز بيمارى هايى مانند ميگرن - كه شايع ترين آن است - و نيز بيمارى هاى آرتروز، زخم معده، زخم اثنى عشر، بيمارى هاى قندى و ناراحتى هاى قلبى و حتى در مواردى سكته مى شود. (فارس، ۷ خرداد ۱۳۸۷)

 

خودکشی

بر اساس آمارهای موجود در ایران، سالانه شش نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، اقدام به خودکشی می‌کنند که معادل ۴۲۰۰ نفر در سال می باشد.

ایران در بین کشورهای دنیا در زمینه خودکشی رتبه ۴۳ را داراست، بیش ترین آمار خودکشی در استان لرستان بوده و کم ترین آن در استان سیستان و بلوچستان به چشم می خورد. بیش ترین آمار خودکشی در بین مردان مجرد و زنان متاهل دیده شده و هم چنین بیش ترین تعداد خودکشی در زنان و بیش ترین تعداد خودکشی های موفقیت آمیز، در بین مردان رخ داده است. زنان، اکثرا پریدن از ارتفاع و خودسوزی را انتخاب کرده اند و مردها حلق آویز شدن را.

در ايران نوجوانان و جوانان از يک طرف و زنان از طرف ديگر، بيش تر از سايرين دست به خودکشی می زنند. آمارها نشان می دهد آمار خودکشی و به ‌ويژه خودسوزی در استان های محروم کشور به ويژه استان های غربی از قبيل ايلام، کرمانشاه، همدان و لرستان بيش تر از ساير مناطق کشور است.

افسردگی جزء شایع ترین بیماری های روانی است. تحقیقات نشان می دهند که مردم ایران، جزء افسرده ترین مردمان کشورهای جهان هستند. تعداد بیماران روحی، روانی و افسرده ایران، ۱۵ میلیون نفر اعلام شده است و از طرف دیگر، جمعیت افراد افسرده را حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد کل جمعیت کشور ذکر کرده اند. دلایل مهم و عمده افسردگی فقر، خشونت های دولتی، خشونت در چهارچوب خانواده، بی کاری، طلاق، احساس فقدان آینده روشن، عدم آزادی های فردی و اجتماعی، سرخوردگی های اجتماعی، اعتیاد، فحشا، گرانی، تبعیض، رعایت نشدن حقوق شهروندان، آگاه نبودن مردم از حقوق خود و … است. علل افسردگی مجموعه ای از این عوامل است.

بی کاری، یکی از علل مهم ابتلا به افسردگی است و پس از آن مشکلات خانوادگی در رده دوم جای می گیرند. احتمال می رود که فرد جهت تسکین مشکلات خود به مواد مخدر پناه برد که این امر خود در ایجاد و تشدید افسردگی نقش مهمی را ایفا می کند. در این گونه افراد زمینه های گرایش به خلاف و بزهکاری بسیار قوی است.

تحقیقات نشان می دهند که افسردگی‌ طی‌ سال ‌های‌ اخیر در کشور شدت‌ گرفته‌ است‌، به طوری‌ که‌ هم‌ اکنون‌ سن افسردگی از ۲۷ سال به ۱۷ سال رسیده است و اگر برنامه ‌ریزی‌ دقیق‌ و مناسبی‌ برای‌ کاهش فقر و بی کاری و آسیب های اجتماعی،‌ صورت‌ نگیرد، باید منتظر افزایش‌ روند روز افزون‌ افسردگی‌ به ویژه‌ در میان‌ جوانان‌ بود.

علی عسگری، معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری احمدی نژاد، در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷، اقرار کرد که «تعداد فقرا حدود ۵۰ درصد جامعه است و ۷۰ درصد جامعه با ۴۰ درصد امکانات و درآمد کشور زندگی می کنند.»

 

تن فروشی

در وزارت کشور، سمیناری با هدف ریشه یابی رشد تن فروشی در ایران - به ویژه در تهران- برپا شد. این سمینار که در سالن وزارت کشور برپا شده بود، چند سخنران داشت که دسترسی به نتایج چند تحقیق دارند. از جمله کاظم رسول زاده طباطبائی، رسول روشن، حسین علی زاهدی پور و…

روزنامه سرمایه، گزارش کوتاهی از این سمینار و سخنرانی های انجام شده در آن منتشر کرده است. کاظم رسول زاده طباطبایی، مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رییس کار گروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب، در سخنرانی خود گفت که براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده، تن فروشی زنان شوهردار بیش از زنان مجرد است! در دهه ۶۰ و ۷۰ سن تن فروشی زنان بالای ۳۰ سال بود، اما اکنون به ۱۵ سال رسیده است. این پدیده قبلا در افراد با تحصیلات کم تر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود.

حسین علی زاهدی پور، کارشناس ارشد جامعه شناسی در این سمینار، طی سخنانی گفت: ۱۱ درصد زنان تن فروش شهر تهران با اطلاع همسرانشان خود فروشی می کنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بی کاری زنان، بلکه به بی کاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیش تری شود.

رسول روشن، استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسایل جنسی نیز در همین مراسم طی سخنانی به نتایج یک تحقیق دیگر اشاره کرد و گفت: نتایج تحقیق ما نشان می دهد که کودک در سن سه تا شش سالگی با کنجکاوی های جنسی مواجه می شود، اما از آن جا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد. گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیش تر در معرض انحرافات قرار می دهد.

 

اعتیاد

در آماری که به تازگی از سوی مسئولين استان مرکزی ارائه شده، عنوان شده است که در سال گذشته بيش از ۶ هزار زن معتاد و ۷۲ دختر فراری در استان مرکزی دستگير شده اند.

جواهری، معـاون امـور بـانـوان استانداری مرکزی، در همين زمينه گفت: بيش از ۶ هزار معتاد زن پارسال در استان مرکزی دستگير شده اند که ميانگين سنی آنان بين ۱۸ تا ۲۵ سال است. وی افزود: ۳۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکيل می دهد. جواهری، با اشاره به تخلفات زنان استان در پارسال افزود: در اين مدت ۷۲ مورد دستگيری دختر فراری، ۳۸ مورد جرائم جنسی، ۳۱۸ مورد نزاع دسته جمعی، ۳۲ مورد قتل، ۲۱ مورد خودکشی موفق و هزار و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق در استان به ثبت رسيده است.

لازم به ذکر است اين تنها مربوط به آمار رسمی ثبت شده برای يک استان می باشد که توسط مسئولين ارائه می شود که بی گمان آمار واقعی و ثبت نشده بسيار بيش از اين می باشد. (خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، ۷ خرداد ۱۳۸۷)

 

كراك ايرانی با آنچه در جهان به‌ عنوان كراك شناخته می ‌شود متفاوت است، كراك واقعی از كوكائين ساخته می‌شود، اما آنچه در ايران به ‌عنوان كراك وجود دارد، هروئين خالص و فشرده است. «اعتياد به كراك در حال حاضر ۲۶ درصد از معتادان كشور را شامل می‌شود.»

هومن نارنجی ها، مديركل فرهنگی و پيشگيری ستاد مبارزه با مواد‌ مخدر كشور در حالی اين خبر را اعلام می ‌كند كه تنها حدود ۳ سال از ورود اين ماده به بازار می گذرد. جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد‌ مخدر در اين‌باره می ‌گويد: «بيش از ۲۵ درصد معتادان كشور كراك ايرانی مصرف می كنند.» (روزنامه همشهری، ۱۸ تیر ماه  ۱۳۸۷)

 

خبرگزاری حکومتی فارس، ۱ مرداد ۱۳۸۷، نوشت: فرمانده انتظامی شهرستان دامغان گفت از ابتدای امسال تاكنون ۴۷ هزار نفر از عاملان توزيع مواد مخدر و عاملان مصرف در شهرستان دامغان دستگير شدند. این آمار در این شهرستان کوچک قبل از هر چیز ابعاد گسترده فاجعه انسانی را نشان می دهد. در واقع صدها هزار نفر در آن جا معتاد هستند که فقط ۴۷ هزار نفر از عاملان توزیع آن دستگیر شده اند؟!

 

ايسنا، ۲۷ اسفند ۱۳۸۷، نوشت: رييس پليس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با اشاره به شناسايى مناطق اشتهار به توزيع مواد مخدر در پايتخت، حذف اين مناطق در تهران را يكى از اولويت ‌هاى اساسى پليس مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۸۸ عنوان كرد.

سرهنگ كشفى امروز در جمع خبرنگاران درباره برنامه‌هاى پليس مبارزه با مواد مخدر در پايتخت گفت: حذف نقاط اشتهار توزيع مواد مخدر در تهران يكى از اولويت ‌هاى اساسى پليس است كه در اين رابطه شناسايى و تعيين وضعيت مخروبه‌ ها در تهران با هماهنگى و همكارى مسئولان قضايى و شهردارى انجام خواهد شد.

وى افزود: در نقاط جنوب شرقى تهران و محدوده بازار به واسطه بافت جغرافيايى در برخى از نقاط مالك خصوصى وجود ندارد و در نتيجه اين نقاط به عنوان محلى براى حضور معتادان شناخته می شوند، به طورى كه ساختمان‌ هاى مخروبه با داشتن ۲۰ تا ۴۰ اتاق مجردی، به مكانى براى وجود معتادان تبديل شده ‌اند. در نتيجه معاونت اطلاعات پليس اين نقاط را شناسايى و مستندسازى كرده تا با طرح موضوع به اين مشكل رسيدگى شود.

سرهنگ كشفی، در ادامه از دستگيرى ۶۰ هزار و ۶۱۵ نفر در رابطه با مواد مخدر در پايتخت خبر داد و گفت: ماموران پليس مبارزه با مواد مخدر امسال هشت تن انواع مواد مخدر را كشف و ضبط كردند كه از اين تعداد بيش از دو ميليون عدد قرص و آمپول مواد مخدر كشف و ۱۱۵ باند مواد مخدر نيز متلاشى شد.

وى ادامه داد: در سال جارى ۱۹۰ نقطه آلوده طى ۲۰۴ مرحله از سوى ماموران پليس پاكسازى شد كه ماموران براى رسيدن به اهداف خود در اين رابطه تعداد ۱۹۲ مورد عمليات منطقه ‌اى و ۱۰ مورد عمليات استانى انجام دادند.

رييس پليس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با بيان اين كه ميانگين سنى اعتياد تفننى در تهران ۱۸ سال و اعتياد رسمى ۲۰ سال است، درباره سن توزيع كنندگان مواد مخدر نيز اظهار كرد: ۳۱/۰ درصد توزيع كنندگان مواد مخدر زير ۱۵ سال، ۲۲ صدم درصد ۱۵ سال، نيم درصد ۱۶ سال، يك درصد ۱۷ سال، ۵/۱ درصد ۱۸ و ۱۹ سال، ۱۷ درصد ۱۵ تا ۲۰ سال، ۵/۱۷ درصد ۳۰ تا ۳۵ سال و ۱۴ درصد ۳۵ تا ۴۰ سال هستند.

وى ادامه داد: افراد ۴۰ تا ۴۵ سال ۱۰ درصد، ۴۵ تا ۵۰ سال شش درصد و ۵۰ به بالا ۱۰ درصد از آمار گروه سنى توزيع‌كنندگان مواد مخدر را در پايتخت تشكيل می دهند.

 

سنگسار

روز جمعه، ۶ دی ماه ۱۳۸۷، مردی در گورستان بهشت رضا در شهر مشهد، سنگسار شده است. بر اساس این گزارش، دو مرد که به سنگسار محکوم شده بودند، هم زمان در خاک قرار گرفته و سنگسار شدند. اما یکی‌ از این دو نفر، به نام محمود، موفق شد که خود را از گودال بیرون بکشد و آزاد سازد. وی به این ترتیب از مرگ با سنگسار رهایی یافت. اما مرد دیگر، که نام او هنوز فاش نشده است، با سنگسار به قتل رسید.

اتهام این دو نفر هنوز معلوم نیست و آن­ ها در شعبه ۵ دادگاه کیفری استان خراسان به سنگسار محکوم شده بودند. این حکم در حالی‌ اجرا شده است که حکومت اسلامی ایران، اجرای حکم سنگسار را در مقابل مراجعه بین المللی انکار می ‌کند. هم چنین، مراقبت ‌های ویژه امنیتی برای جلوگیری از پخش اخبار مربوط به سنگسار وجود دارد. از این رو، احبار سنگسار را بسیاری از رسانه ها انعکاس نمی دهند.

روزنامه اعتماد ‌ملی، در شماره روز شنبه ۹ آذر ۱۳۸۷ خود، از صدور حکم سنگسار زنی که به «قتل شوهر و زنای محصنه» متهم شده، خبر داده است. حکم سنگسار این زن که «افسانه» نام دارد از سوی شعبه ۵ دادگاه كيفری استان فارس صادر و در شعبه ۲۷ ديوان ‌عالی كشور تائيد شده است.

این حکم در شرایطی صادر می ‌شود که آیت‌ الله محمود هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضائیه حکومت اسلامی، ظاهرا دستور توقف اجرای حکم سنگسار را داده است.

پیش ‌تر جعفر ‌کیانی، در سال گذشته به دلیل «ارتکاب زنای محصنه» در روستایی در استان قزوین سنگسار شد که این اقدام واکنش تند بین‌المللی را به همراه داشت.

 

روزنامه گاردين، چاپ بريتانيا، از صدور چندين مورد حکم سنگسار در ايران خبر داده است. در گزارشی که در شماره روز ۲۱ ژوئيه ۲۰۰۸ گاردين به قلم رابرت تيت و نوشين حسينی منتشر شده آمده است که هشت زن و يک مرد در ايران به جرم زنا به سنگسار محکوم شده اند.

 

ـ شادی صدر، وکيل مدافع اشرف کلهر اعلام کرد : اجرای حکم رجم موکلش دو سال و نيم پيش از سوی ریيس قوه قضائيه متوقف شده بود، علی رغم نامه رئيس قوه قضائيه مبنی بر عفو وی ، با رد درخواست عفو از سوی کميسيون عفو بخشودگی مواجه شده است. شادی صدر هم چنين از سانسور خبری گزارش های مربوط به اعدام و سنگسار ابراز نگرانی می کند و می گويد: خبرگزاری های داخلی به استناد يک نامه محرمانه در مورد منع انتشار اخبار اعدام و سنگسار، از انتشار خبر خطر قريب الوقوع برای جان اشرف کلهر خودداری کرده اند. اشرف کلهر، ۴۰ ساله مادر ۴ فرزند از سال ۸۱ در زندان بسر می برد، به اتهام زنای محصنه در شعبه ۱۰۶۱ دادگاه عمومی تهران و با تاييد شعبه دوم ديوان عالی کشور محکوم به سنگسار شده است. کمپين قانون بی سنگسار اعلام کرده حداقل ۹ نفر به اسامی گيلان محمدی و غلامعلی اسکندری در زندان اصفهان، ايران اسکندری و خيريه والانيا در زندان سپيدار اهواز، افسانه در زندان شيراز، دو زن مشهد و يک زن و يک مرد در زندان تبريز با آرای قطعی منتظر اجرای حکم سنگسار هستند. (ميدان زنان، ۵/۱۲/۸۷)

ـ ولی آزاد، ۳۰ ساله اهل پارس آباد مغان و کارمند اداره بازرگانی رشت به اتهام زنای محصنه به حکم شعبه ۱۱ دادگاه کيفری استان گيلان به رياست قاضی حجت الاسلام کاشانی سنگسار شد. اين حکم به صورتی مخفيانه و با حضور افراد محدودی به اجرا گذاشته شده است. جنازه نامبرده بدليل ترس از افشا علی رغم تلاش خانواده وی تحويل آنان نشده و در نقطه ای نامعلوم دفن شده است. (اميرکبير، ۲۰/۱۲/۸۷)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:23  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۶)

تعقیب و تهدید فعالین جنبش دانشجویی

به دنبال برگزاری تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، در اعتراض به صدور حکم زندان برای ۳ دانشجوی این دانشگاه، کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر ۲۰ تن از دانشجویان را احضار کرده است.

 

۲۲ فروردین، به گزارش خبرنامه «آزادی برابری»، این تعداد از دانشجویان دانشگاه  آزاد شهر ری به اتهام «عدم رعایت شئونات دانشجویی» به کمیته انظباتی احضار شده اند و  حراست «دانشگاه آزاد شهر ری»، ضمن توبیخ کتبی تعدادی از دانشجویان، آنان را به برخوردهای شدیدتر تهدید نموده است. 

 

۲۴ فروردین، ماموران امنیتی حکومت اسلامی ۳ دانشجوی دانشگاه اردبیل، با اسامی اردشیر کریمی خیاوی، مهدی کیانی و آیدین قره باغی را بازداشت کردند. تاکنون دلیل بازداشت و سرنوشت ۳ دانشجوی مذبور که از فعالین دانشجویی اردبیل می باشند مشخص نشده است.

 

بر اساس حکم صادره از سوی کمیته انضباطی دانشگاه طباطبایی، ۷ دانشجو به یک ترم و ۴ دانشجوی دیگر نیز مجموعا به ۶ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.

 

۵ اردیبهشت، صباح نصری و هدایت غزالی، ۲ دانشجوی اهل سنندج طی روزهای اخیر بدون اعلام قبلی در یک دادگاه رژیم در تهران محاکمه شده اند. این ۲ دانشجو، بیش از ۱۱ ماه است در بازداشت به سر می برند پس از دستگیری مدتی در زندان سنندج بوده و سپس به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. صباح نصری، مسئول مجله دانشجویی «روژامه» در دانشگاه تهران و هدایت غزالی نیز عضو ‏هیات تحریریه همین مجله دانشجوئی بوده است.

در آستانه روز دانشجو در ايران، کمپين حقوق بشر اعلام کرد: «۲۰۱ دانشجو در يک سال و نيم گذشته بازداشت شده ‏اند.»

 

در حالی ورود غیرقانونی و غیرمحسوس به منزل فعالان دانشجویی در چند هفته گذشته شدت یافته است که شواهد حاکی از بازبینی اطلاعات موجود بر کامپیوترهای شخصی و سند برداری و یا سرقت اسناد و دست نوشته های خاص از منزل این دانشجویان دارد. با توجه به نحوه ورود و تفتیش صورت گرفته در خانه های دانشجویان، احتمال موارد دیگر بازرسی که مورد توجه قرار نگرفته و یا گزارش نشده باشد نیز وجود دارد. 

براساس گزارشات رسانه های دانشجویی در آستانه برگزاری مراسم ۱۷ آذر در دانشگاه تهران، ماموران و کارشناسان وزارت اطلاعات با ورود به منزل تنی چند از فعالان دانشگاه تهران کلیه وسایل موجود در خانه این فعالان و کامپیوترهای موجود را مصادره و به محلی نامعلوم منتقل کرده بود.

در ۲ سال گذشته بارها در جریان احضارها و بازداشت های دانشجویان به متن مکالمات و اسناد شخصی دانشجویان اشاره و استناد شده بود که در مواردی عدم دقت و یا اشتباهات فراوان مانع از پیش برد خواست نهادهای امنیتی شده بود که گویا در دور جدید پرونده سازی علیه دانشجویان به این موارد توجه شده است. 

با توجه به بازرسی های صورت گرفته و اسناد جمع آوری شده از منزل دانشجویان و هم چنین وسایل مصادره شده در آستانه ۱۷ آذر بیم آن می رود که پرونده سازی جدیدی را علیه فعالین جنبش دانشجویی راه انداختند. پس از آخرین پرونده سازی بزرگ علیه دانشجویان در اردیبهشت ماه سال ۸۶ با جعل ۴ نشریه دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر و افتضاح به بار آمده منجر به رسوایی دستگاه امنیتی شده بود، این بار مجموعه های امنیتی برخورد کننده با دانشجویان به این نکته رسیدند که برای جلوگیری از رسوایی پیشین که حتا با همه فشارهای وارد به دستگاه قضایی منجر به صدور حکم تبرئه دانشجویان بازداشت شده آن پرونده در دادگاه عمومی شد، به تدارک و جمع آوری اطلاعات دقیق تر و پرونده سازی محکم تری علیه دانشجویان بپردازند. 

پرونده سازی علیه دانشجویان در حالی شکل گرفت که با حساسیت های افکار عمومی و نهادهای بین المللی در برخورد با فعالین دانشجویی و اجتماعی و لزوم پاسخگویی مسئولین، نهادهای امنیتی به بهانه های واهی و با انتساب اتهامات کذب به برخورد با دانشجویان می پردازند. 

این اقدامات امنیتی هم زمان در دانشگاه های تهران و شهرستان ها نیز صورت گرفته است. در دانشگاه مازندران شبنامه ای جعلی با عنوان «دانشگاه زنده است» در دانشگاه پخش کردند که دارای اسامی جعلی و ساختگی به عنوان مدیرمسئول و هیات تحریریه بود، با قلمی امنیتی و شبیه به نشریاتی هم چون کیهان، سراسر اتهام و فحاشی به فعالین دانشجویی بود. در شیراز نیز بسیج این دانشگاه با صدور بیانیه ای مانند سناریوی جعل نشریه ها در دانشگاه امیرکبیر موضوع توهین به مقدسات را مطرح کرده و خواستار برخورد شدید با دانشجویان شد. در دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز شبنامه های جعلی علیه دانشجویان و مدیران مسئول نشریات دانشجویی پخش گردید.

 

بنا به گزارش خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، پس از اعتراضات موفقیت آمیز دانشجویان در آذر ماه امسال، شواهدی از برخورد با دانشجویان و پرونده سازی علیه دانشجویان در دست است که مهم ترین آن ورود غیرقانونی به منزل فعالان دانشجویی و سرقت اطلاعت شخصی دانشجویان می باشد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در حالی که بابک زمانیان به همراه چند تن از دوستان ایشان برای برداشتن وسایل شخصی به منزل وارد شدند متوجه شدند که منزل تحت تفتیش قرار گرفته است و مقداری از وسایل از جمله فلش مموری حاوی اطلاعات شخصی وی ناپدید شده و کامپیوتر شخصی موجود در منزل نیز مورد بازبینی قرار گرفته بوده است.

 

پیش تر نیز در ورود افراد ناشناس به منزل مجید توکلی و بازرسی خانه وی تعدادی از دست نوشته ها و مقالات مربوط به جنبش دانشجویی و فعالیت های دانشجویی پلی تکنیک از منزل ایشان به سرقت رفته بود. هم چنین در هفته گذشته افرادی ناشناس نلاش برای ورود به منزل احسان منصوری را داشته اند که به دلیل حضور به موقع احسان منصوری و برادر ایشان نتوانسته اند به مقصود خود دست یابند.

 

عابد توانچه، داز فعالان جنبش ‏دانشجويی به هشت ماه حبس تعزيری محکوم گرديد.

 

يازده نفر از دانشجويان دانشگاه صنعتی بابل، به علت برگزاری مراسم روز دانشجو در کميته انضباطی اين دانشگاه محکوم شدند.

 

يازده دانشجوی دانشگاه شيراز، به اتهام شرکت در تجمع روزهای ۱۵، ۱۶ و ۲۰ دی ماه در اين دانشگاه در کميته انضباطی محکوم شدند.

 

هشت دانشجوی دانشگاه اميرکبير به اسامی ليدا محمودی، احمدقصابان، سجاد ويس مرادی، علی اصغر سپهری، يوسف رشيدی، ياسر ترکمن، کورش محمود کلايه و آورين طه يی به دستور نيروهای امنيتی و مديريت دانشگاه ممنوع الورود شدند.

 

هشت دانشجوی دانشگاه سيستان و بلوچستان که به علت شرکت در تحصن دانشجويی آبان ماه ۸۷ از سوی کميته انضباطی دانشگاه محکوم شده بودند، احکام قطعی خود را دريافت کردند.

 

بيش از ۶۰ دانشجوی دانشگاه بهشتی تهران، به اتهام بدحجابی، عدم رعايت حريم روابط با نامحرم و پوشيدن چکمه به کميته انضباطی دانشگاه احضار شدند. اکثريت دانشجويان احضار شده دختر هستند.(جمهوريت، ۲۵/۱۲/۸۷)

 

تعدادی از فعالان صنفی دانشگاه بهشتی تهران، به علت شرکت در اعتصاب غذا در کميته انضباطی دانشگاه محکوم شدند. اسامی دانشجويان و مدت محکوميت شان به اين شرح است: کتايون رحيمی به اتهام اغتشاش و اخلال در نظم دانشگاه، عدم رعايت حجاب و اعتقاد به بهائيت اخراج از دانشگاه، نيلوفر صادقی و بهمن هيوه چی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و تحريک دانشجويان به اغتشاش ۱ ترم تعليق با احتساب سنوات، غلامرضا مدنيان وکيل پايه يک دادگستری و دانشجوی دکترای حقوق به اتهام ارتباط با گروه های سياسی ممنوع الورود به دانشگاه و ارسال پرونده به کميته انضباطی مرکزی، زهرا کريمی راد، آيلر توسلی، ناهيد مبينی، شهرزاد محمديان، صابر بذرافشان، اميررضا محمدی و احسان ملک حسينی به دليل حضور فعال در اعتصاب غذا تذکر کتبی با ذکر در پرونده و محروم از خدمات رفاهی. بيش از ۲۰ دانشجو هم تذکر شفاهی و اخطار کتبی دريافت نمودند. (اميرکبير، ۲۶/۱۲/۸۷)

 

لازم به ذکر است که در چند سال اخیر طبق روال همیشگی، پیش از برخوردهای امنیتی با دانشجویان، رسانه های امنیتی از جمله کیهان، رجانیوز، شبکه خبر دانشجو، فارس نیوز و… با خط دهی و جریان سازی علیه دانشجویان زمینه های سرکوب دانشجویان و جنبش دانشجویی را فراهم می آورده اند. 

در آخرین مورد از این توطئه و پرونده سازی علیه فعالین دانشجویی، از سوی روزنامه کیهان در انتهای مطلبی با عنوان عادی سازی آشوب طلبی در دانشگاه، جنبش دانشجویی را مجموعه ای مورد نظر سرویس های جاسوسی غرب و در راستای شبکه سازی در فضای اینترنتی متشکل از سایت های مخالف نظام نامیده و همچنین خبرنامه امیرکبیر را به عنوان یکی از منابع و هسته های مرکزی ایفا کننده نقش مرکزی جریانات خبری سیاه علیه نظام و درج اخبار دروغین دانسته است و خواستار برخور با دانشجویان و این مجموعه شده بود.

 

بیانیه دیده بان حقوق بشر در رابطه با سرکوب دانشجویان

ديده بان حقوق بشر، با انتشار بيانيه ای از مقام های ايرانی خواست هر چه سريع تر ۱۰ دانشجويی را که در فوريه ۲۰۰۹ و در جريان تظاهرات مسالمت آميز دانشگاه بازداشت و بدون هيچ اتهامی در زندان اوين بسر می برند، آزاد کنند. به اين دانشجويان اجازه نداده اند با وکيل و خانواده هايشان تماس بگيرند. نريمان مصطفوی، عباس حکيم زاده، مهدی مشايخی و احمد قصابان دانشجويان دانشگاه اميرکبير در ساعت ۷ بامداد ۲۴ فوريه توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. حسين ترکاشوند، مجيد توکلی، کورش دانشيار و اسماعيل سلمانپور در جريان سالگرد مهندس بازرگان در ۵ فوريه بازداشت شدند. دو تن از دانشجويان جزء ۷۰ دانشجويی هستند که در  ۲۳ فوريه در جريان تحصن در دانشگاه اميرکبير بازداشت شدند. نيروهای امنيتی با چاقو، اسپری فلفل، باتوم و لانچيکا (دو تکه چوب که با زنجيری به هم وصل شده اند) به تحصن دانشجويان حمله کرده و حدود ۶۰ دانشجو را زخمی و ۷۰ نفر را بازداشت کردند. مدير بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر می گويد: اعتراض صلح آميز جرم نيست. وی می افزايد: مقام های ايران اين دانشجويان را بدون تاخير رها کنند.

 

دست کم سالی ۲۵ هزار دانشجو برای رفتن به خارج اقدام می کنند.

قائم مقام معاونت دانشجويی وزارت علوم، در مهر ماه ۸۷، گفته بود روزانه ۱۰۰ نفر برای گرفتن تاييديه مدرک خود به وزارت علوم مراجعه می کنند و حتا برخی روزها اين تعداد به ۱۵۰ نفر هم می رسد؛ يعنی با اين محاسبات، دست کم تقريبا سالی ۲۵ هزار دانشجوی پسر و مشمول سربازی، برای رفتن به خارج اقدام عملی می کنند.

معاون آموزشی سابق وزارت بهداشت، از تحصيل بيش از چهل هزار ايرانی در دانشگاه های پزشکی خارج از کشور خبر داده و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تهران هم گفته اند طبق آمارهای غيررسمی، سالانه بين ۲۰ تا ۲۵ درصد از فارغ التحصيلان پزشکی دانشگاه های برتر، به خارج از کشور مهاجرت می کنند؛ دانشجويان پزشکی از همان سال پنجم و ششم دوره عمومی خود، به فکر رفتن هستند. دانشجويان علوم انساني و هنر نيز چون فاصله بنيه علمی و عملی دانشگاه هايشان با دانشگاه های خارجی، بسيار بيش تر از رشته های فنی است، کم تر در اخذ پذيرش موفقند اما نااميد هم نيستند و دست کم شانس خود را امتحان می کنند.

حقوق يک استاديار، الان نصف پولی نيست که يک ليسانسه با شش سال سابقه کار در يک شرکت مهندس مشاور می گيرد. مهم تر از همه، اختناق و سرکوب حکومت اسلامی، اصلی ترین عامل خروج دانشجویان به خارج کشور است.

 

خودکشی دانشجویان

یک دانشجوی مرکز تربیت معلم همدان که روز یک شنبه ۱ اردیبهشت ماه، در محوطه دانشگاه با سلاح گرم خودکشی کرده بود، روز دوشنبه به دلیل شدت خونریزی جانش را از دست داد. گفته می شود که دانشجوی مذبور پس از رد شدن در گزینش و مصاحبه دانشگاه دست به خودکشی زده است.

 

روز شنبه نیز یک دانشجوی دانشگاه «بهشتی» تهران دست به خودکشی زده و جانش را از دست داده بود.

 

یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز روز شنبه ۱۵ تیر ماه، با استفاده از اسلحه دست به خودکشی زده و جانش را از دست داد. گفته می شود که وی، دانشجوی سال سوم رشته علوم سیاسی دانشگاه شیراز بوده و طی هفته های اخیر تحت فشار مسئولین دانشگاه قرار داشته است.

 

آموزش و پرورش

در سال تحصیلی ۸۸۱۳ - ۸۷۱۳، بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار کودک نیز از تحصیل محروم شدند. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، میانگین سنی ایرانیان به نسبت سال ۱۳۸۵، چهار سال افزایش داشته است. این آمار نشان می دهد که تعداد افراد زیر ده سال در این فاصله ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر کاهش داشته و به ده میلیون نفر رسیده است. پیرتر شدن جمعیت در یک دهه گذشته، به تنزل چشم گیر دانش آموزان انجامیده است. این تعداد که در دهه هفتاد به حدود ۲۰ میلیون رسیده بود، در سال تحصیلی ۱۳۸۸ - ۱۳۸۷، حدود ۱۴ میلیون است. به جز پیرتر شدن جمعیت، افزایش سرسام آور هزینه ها و فقیرتر شدن بخش وسیعی از مردم ایران، مهم ترین عاملی است که هر سال از شمار دانش آموزان کاسته می شود.

با درآمدهای کلان نفتی و کاهش تعداد دانش ‌آموزان، این احتمال می ‌رفت دولت در بهبود وضعيت آموزش گام های اساسی بردارد، اما اکنون وزارت آموزش و پرورش حتا قادر به پرداخت طلب معلمان نيست. علی ‌احمدی، وزير آموزش و پرورش، اول شهريور ماه به خبرگزاری فارس گفت با بررسی کسری ‌های سال های قبل و نيازهای سال ۸۷ کسری بودجه‌ اين وزارتخانه ۶ هزار و ۷۵۰ ميليارد تومان برآورد شده است.

به گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، اعتبارات تامين شده برای وزارت آموزش و پرورش در سال گذشته، از ۷ هزار ميليارد تومان تجاوز نمی ‌کند. ظاهرا در واکنش به وضعيت بحرانی آموزش، حتا ۸۰ نماينده‌ مجلس شورای اسلامی، سيزدهم شهريور ماه، طرحی را برای استيضاح علی ‌احمدی هيات رييسه تسلیم کردند. اما استيضاح وزير آموزش و پرورش به توصيه‌ رييس مجلس، علی لاريجانی، با دخالت برخی از اعضای هيات رييسه، مباحث پشت پرده و… منتفی شد، در حالی که مشکلات آموزش و پرورش هم چنان ادامه دارد.

از سوی دیگر، مدیران مدارس، برای پرداخت هزینه های اجازه مدارس اجاره ای، آب، برق، تعمیرات، میز و نیمکت، کاغذ و دیگر هزینه ‌های جاری مدرسه شدیدا تحت فشار و در مضیقه هستند. بنابراین، آموزش و پرورش به لحاظ اقتصادی سال سختی را در پیش دارد.

آموزش و پرورش ایران حدود ۹۰ هزار ساختمان در اختیار دارد که از این تعداد،  ۶۰ درصدشان، یعنی حدود ۵۴ هزار ساختمان، قدیمی و فرسوده هستند و نیاز فوری به نوسازی دارند. از تعداد مدارس فعال نيز ۸ هزار مدرسه نسبت به سال گذشته کاسته شده است.

معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش از متوقف شدن فعالیت ۹۰۰ مدرسه غیرانتفاعی در سال تحصیلی گذشته خبر داد و گفت: «این مدارس به دلیل مشکلات مالی تعطیل شده اند.» نصرت الله فاضلی در جمع خبرنگاران با اشاره به این که «از مجموع کل مدارس متوقف شده ۳۷ مورد آن برای شهر تهران است»، گفت: «براساس آخرین آمار در سال تحصیلی گذشته ۴۰۰ هزار صندلی خالی در مدارس غیرانتفاعی داشته ایم.» وی تعداد مدارس غیرانتفاعی در کل کشور طی سال گذشته را ۱۵ هزار و ۸۰۹ باب خواند و افزود: «یک میلیون و ۱۰۶ هزار و ۹۶۷ دانش آموز در این مدارس تحصیل می کنند که بیش ترین درصد آن مربوط به پیش دانشگاهی هاست.» معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: «بیش ترین جمعیت دانش آموزی نیز با ۳۹۳ هزار و  ۴۹۶ نفر مربوط به دوره ابتدایی است.» وی با بیان این که «بیش ترین جمعیت دانش آموزی مدارس غیرانتفاعی را پسران با سهم ۱۵/۹ درصد تشکیل می دهند»، گفت: «سهم دختران نیز در این مجموعه ۱۱/۶ درصد است.» (خبرگزاری دولتی مهر، ۲۰ تير ۱۳۸۷)

 

از سوی دیگر، ریيس پژوهشگاه تعليم و تربيت آموزش و پرورش، اعلام کرد: «طبق آزمون بين المللی تيمز و پلز ايران در دروس رياضی و علوم و هم چنين سواد خواندن و نوشتن رتبه های آخر را در بين کشورهای جهان به خود اختصاص داده است.»

هاجر تحريری، به طور ضمنی اشاره می کند: «اگر ۳۰ کشور در اين آزمون شرکت کرده باشند رتبه ايران ۲۹ يا ۲۸ است ما اين نتايج را منتشر می کنيم تا مسئولان نظام آموزشی تدبيری برای اين نابسامانی بينديشد.» (روزنامه همشهری)

علی فاضل، کارشناس مسائل آموزشی دليل افت رتبه جهانی سواد دانش آموزان ايرانی را بررسی می کند. او نه تنها دانش آموزان و وسايل کمک آموزشی و کامپيوتر را در اين باره مقصر نمی داند که معتقد است آشنائی با علوم روز برای دانش آموزان مفيد هم خواهد بود.

او که مديريت يک دبيرستان را نيز به عهده دارد بی الگوئی روش تدريس معلمان و استاندارد نبودن آن را دليل اصلی اين ضعف ارزيابی می کند: «روش های تدريس در مدارس ما الگو و استاندارد خاصی ندارد. ما سال هاست که روش تدريس معلمان را به روز نکرده ايم و هر کسی بنا به تجربه و خلاقيت اش روشی ارائه می دهد ما امروز خبر نداريم که در کلاس های مختلف کشور چه می گذرد و معلمان با چه روشی درس می دهند؟ دانش آموزان در دوره ابتدائی به لحاظ خواندن و نوشتن در سطح پائينی قرار دارند و وقتی هم وارد مقاطع بالاتر تحصيلی می شوند بايد بر اساس همين معلومات قدرت استدلال پيدا کنند در حالی که ضعف آن ها مانع اين مساله می شود و در نتيجه دانش آموزانی به عرصه می رسند که با سختی بسيار رياضی می آموزند چون قدرت استدلال ضعيفی دارند.»

او ارتباط دروس مقطع ابتدائی و راهنمائی را که خود از آن به عنوان هرم آموزشی ياد می کند بسيار مهم می داند: «ارتباط بين مقاطع تحصيلی بسيار گسسته است مگر اين که با خلاقيت برخی از دبيران اين پيوستگی ديده شود و قدرت استدلال دانش آموزان شکل بگيرد.»

 

محرومیت از تحصیل

ایسنا، روز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷، نوشت، مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان با استناد به آمارهای منتشر شده سال ۸۵ توسط مركز آمار ايران اعلام كرد: از مجموع ۱۳ ميليون و ۲۵۳ هزار كودك رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال كشور در سال ۸۵، سه ميليون و ۶۰۰ هزار كودك خارج از چرخه تحصيل و يك ميليون و ۷۰۰ هزار كودك به صورت مستقيم درگير كار بودند.

فرشيد يزدانی، ضمن اعلام اين خبر كه آن را هشداری جدی برای مسئولان بالاخص مديران وزارت آموزش و پرورش دانست، در مورد افزايش جمعيت كودكان كار نسبت به سال ۷۵، گفت: در سال ۷۵، حدود ۱۱ درصد از كودكان ۱۰ تا ۱۸ سال كشور جزو كودكان كار بودند كه اين رقم با افزايش، به ۷/۱۲ درصد (يك ميليون و ۶۶۰ هزار نفر) در سال ۸۵ رسيده است. اين در حالی ست كه تعداد كودكان اين رده سنی، نسبت به سال ۷۵ كاهش يافته است.

مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، افزود: علاوه بر وجود يك ميليون و ۶۰۰ هزار كودك كار در كشور، ۹۱۵ هزار كودك با عنوان «كودك خانه ‌دار» توسط مركز آمار ايران ثبت شده است كه حدود ۹۰۴ هزار نفر از آن‌ ها را دختران و مابقی را پسران تشكيل می ‌دهند.

وي با اذعان به اين كه عمده كودكان خانه‌ دار، كودكانی هستند كه به دليل ازدواج زودهنگام، خانه‌ دار شده‌ اند، تاكيد كرد: عده ديگری از اين كودكان را كودكان بازمانده از تحصيل تشكيل می ‌دهند. بنابراين، می ‌توان گفت در مجموع حدود دو ميليون و ۷۰۰ هزار كودك در كشور مشغول كار هستند.

يزدانی، با تفكيك نسبت جنسيتی يك ميليون و ۶۷۰ هزار كودك كار در ایران گفت: ۳/۱۹ درصد آن ‌ها پسر (يك ميليون و ۳۰۰ هزار نفر) و ۸/۵ درصد (۳۷۰ هزار نفر) را دختران ۱۰ تا ۱۸ سال تشكيل می ‌دهند.

وی در ادامه در مورد آمار كودكان خارج از چرخه تحصيل نيز گفت: حدود ۲۷ درصد (حدود چهار ميليون نفر) از كودكان رده سنی ياد شده، در سال ۷۵ خارج از چرخه تحصيل قرار داشتند كه اين رقم در سال ۸۵ با افزايش نيم درصدی به ۵/۲۷ درصد (سه ميليون و ۶۰۰ هزار نفر) رسيده است.

به گفته مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، ۳/۲۹ درصد (يك ميليون و ۸۰۰ هزار نفر) از دختران و ۴/۲۶ درصد (يك ميليون و ۸۰۰ هزار نفر) از پسران در سال ۸۵ خارج از چرخه تحصيل قرار داشته ‌اند.

 

کودکان کار

در سال ۲۰۰۹، ۲۵۰ میلیون کودک در جهان کار می کنند، در حالی که ۱٨۵ کشور «پیمان نامه جهانی حقوق کودک» را پذیرفته اند که در آن به صراحت آورده شده است کودکان نباید کار بکنند، این آمار جهانی شامل ایران نیز می شود. بهزیستی و منابع رسمی، اعلام کرده اند که ۷۰۰ هزار کودک کار در ایارن وجود دارد. منابع غیررسمی و فعالان حقوق کودک از یک میلیون و ۶۰۰ هزار کودک کار سخن به میان می آورند.

مدير عامل جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان اعلام داشت: کودکان کار و خيابان در ايران حدود ۵/۱ ميليون نفری برآورد شده است، که با احتساب كارگاه ‌های خانگی و كودكانی كه از خانواده ‌های محروم هستند و در خيابان كار می كند، اين جمعيت بيش تر است.

از سویی، مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان، سی و یکم تیر ماه اعلام کرد در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده ‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می شود.

تعداد کودکان کار و خیابانی در ایران، دقیقا مشخص نیست. چرا که ارگان های و نهادهای مسئول دولتی این آمارها را هر چه بیش تر جزئی نشان می دهند تا بی عملی ها و بی توجهی ها و به طور کلی ماهیت ارتجاعی و غیرانسانی حکومت را پرده پوشی کنند.

یونیسف، فروردین امسال تعداد کودکان خیابانی در ایران را بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد کرده است. مطابق آمار رسمی حکومتی، این تعداد در کل کشور از ۲۰۰ هزار نفر تجاوز نمی ‌کند. گذشته از تمایل مسئولان به کوچک نشان دادن ابعاد کار کودکان، یکی از مشکلات مهم در این زمینه به ابهام در تعریف کودک و کار مربوط است. به گفته‌ مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در ایران بیش از ۹۰۰ هزار دختر خانه‌ دار وجود دارند که با تعریف یونیسف کودک محسوب می ‌شوند. یزدانی، سی و یکم تیر ماه ۱۳۸۷، در این مورد به خبرگزاری حکومتی «ایسنا» گفت: با افزودن این تعداد به کودکان کار، تعداد آن ها از  دو و نیم میلیون فراتر می‌رود.

روزنامه سرمايه، ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۶ دسامبر ۲۰۰۷، نوشته بود: در حال حاضر، سه ميليون كودك ترك تحصيل كرده داريم. اين را كيهان ضيايی ‌مهر، فعال حقوق كودك و مدير انجمن «رويش نهان جوان» در نشست روز گذشته انجمن جامعه ‌شناسی ايران گفت. نشستی كه با موضوع «هم‌انديشی در زمينه حقوق و مسايل كودكان» با حضور سازمان ‌های غيردولتی فعال در اين حوزه‌، برگزار شده بود.

ضيايی ‌مهر در ادامه گفت: «در زمينه ترك تحصيل، وضعيت دختران نامناسب ‌تر از پسران است. چرا كه پسرها خود ترك تحصيل می ‌كنند اما دختران به خاطر مشكلات مالی خانواده مجبور به ترك تحصيل می شوند و اين دختران يا در ۱۳ سالگی به ازدواج‌ های زودرس تن می دهند يا بايد به عنوان پرستار از فرزندان ديگر خانواده مراقبت كنند.»

او معتقد است كه مشكلات كودكان تنها ناشی از خانواده ‌ها نيست، بلكه به عملكرد دولت و مشكلات اقتصادی، بی كاری، تورم و… هم مربوط می ‌شود.

او با اشاره به اين ‌كه «براساس پيمان‌ نامه حقوق كودك، كودكان بايد به عنوان شهروندان يك كشور محسوب شوند»، گفت: «اما كودكان در ايران از حقوق شهروندی برخوردار نيستند و وابسته به خانواده محسوب می ‌شوند، به طوری كه اگر خانواده نتواند از خدمات بهداشتی مناسب برخوردار شود، كودك هم برخوردار نخواهد بود و از آن جا كه كودك شهروند نيست، پس از حقوقی هم برخوردار نيست.»

در واقع سیاست های اقتصادی و اجتماعی حکومت اسلامی سبب شده است که آسیب های اجتماعی در جامعه ایران به بحران ها غیرقابل پیشگیری شوند که روزانه قربانی می گیرند. محرومیت میلیون ها کودک از تحصیل و عدم دسترسی آن ها و خانواده هایشان به خدمات درمانی و مواد غذایی ضروری، اعتیاد، تن فروشی، خودکشی، فروش ارگان های بدن از جمله عوارض ناشی از فقر و فلاکت اقتصادی و اجتماعی است که اساسا حکومت اسلامی به جامعه تحمیل کرده است.

از گل فروش، فال فروش و واکسی تا کارگاه های قالی بافی، آجرپزی و بازیافت زباله و… کودکان کار را می تواند دید. کار کودک، برای سرمایه داران سودآورتر است. مثلا هفته ای ۶۰۰۰ تومان برای ۱۱ ساعت کار روزانه در کارگاه پرس کاری. همان میزان مزد برای روزی ۹ ساعت کار در کارگاه خیاطی، و حتا ۱۵۰۰ تومان برای خرد کردن ۵۰ کیلو قند. این ها تنها نمونه هایی از مزد ناچیزی است که کودکان برای کار می پردازند؛ بدون بیمه، بدون بازنشستگی، بدون قرارداد موقت کار، و بی هیچ تضمینی. بنابراین، کار کودکان نه تنها کاملا سودآور است و می تواند منشا کسب ثروت باشد، بلکه می توان مدعی شد که کودکان بهترین نیروی کار هستند.

محمد لطفی، فعال حقوق کودک و عضو «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» می گوید: «از میان کارگران، زنان کارگر و کودکان کار، آخرین گزینه و بهترین گزینه برای کارفرماست چرا که کار کودک در هیچ جایی ثبت نمی شود، بسیار ارزان است و از سویی کارگر کودک هیچ مدافع و حامی ای ندارد. ضمن آن که مصائب یک کارگر عادی مثل قرارداد، بیمه، بازنشستگی و … را هم ندارد و کودکان معمولا برای تعداد ساعت بالاتر، مزد به مراتب کم تری را دریافت می کند.»

به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان نیوز؛ معتمدی، روانشناس و عضو هیات رییسه مرکز قربانیان خشونت درباره کودکان کار و کودکان خیابانی، می گوید: اخیرا در سطح تهران تعداد کودکان دختر کار افزایش یافته است. به گفته وی آمار کودکان خیابانی در سال های مختلف رقم های متفاوتی بوده است. اما آخرین آمار این کودکان در سطح کشور ۲۰ هزار مورد گزارش شده است. این در حالی است که شهرداری تهران و عضو شورای شهر تهران این رقم را حدود ۵ هزار مورد در سطح کشور اعلام کرده اند. وی درباره تناقض میان آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان دولت می گوید: هیچ گاه نمی توان آمار رسمی در این خصوص ارائه کرد. اما گزارشات و تحقیقات همان رقم تقریبی ۲۰ هزار مورد را تایید می کند.

مرکز قربانیان خشونت نیز که کارشناسان و متخصصان آن تحقیقات و بررسی های گسترده ای را بر معضلات اجتماعی از جمله کودکان کار و خیابانی انجام داده اند این رقم را تایید می کند.

لازم به ذکر است پیش از این یک دختر کار که سه بار مورد تجاوز ربایندگان قرار گرفته بود، با پائین انداختن خود از یک ساختمان خودکشی کرد. در همین رابطه دكتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیات علمى دانشگاه تهران تحقیقى در خصوص كودكان كار و خیابانى انجام داده است. بر اساس یافته های این پژوهش ۹۲ درصد كودكان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هر چهار زمینه رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشكلات فراوان هستند كه با بیش ترین و سهمگین ترین آسیب ها مواجه هستند.

 براساس این تحقیق در زمینه رشد اجتماعى، ۸۰ درصد این كودكان دچار پرخاشگرى و خشونت، ۳۷ درصد دچار اعتیاد، ۵۰ درصد آنان به سرقت، ۴۱ درصد خرید و فروش مواد مخدر و ۸۵ درصد تخریب اموال عمومى مبادرت كرده و این درحالى است كه۵۰ درصد آنان مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته اند. بر اساس یک گزارش جهانی درصد بالایی از کودکان و نوجوانان موجود در خيابان ها مورد آزار جسمی، جنسی و روانی و هم چنين سوءاستفاده و استثمار قرار می گيرند. به طوری که دختران عمدتا در همان ۲۴ ساعت اول خروج شان از خانه مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و معمولا در معرض انواع بيماري ها از جمله ايدز، هپاتيت و… قرار خواهند گرفت.

 دختران کار، پدیده ای است که طی آن دختران کم سن وسال اقدام به فروش انرژی جسمانی خود در مقابل بهای اندکی که می گیرند، می کنند. باب شدن مفهوم استقلال ، سیاست های اقتصادی نامعقول، عدم توجه به هنرها و صنایع دستی محلی، مدیریت فرهنگی نادرست، شکاف بین دارا و ندار، رقابت و چشم و هم چشمی اجتماعی و اقتصادی و … از جمله دلایلی هستند که در طول سال ها منجر به بروز پدیده دختران کار شده است.

کارگاه های زیر پنچ نفر و ۱۰ نفر از شمول قانون کار خارج شده اند؛ کارگاه هایی که بیش تر تعداد کودکان کار را در اختیار دارند. کودکان مهاجری که در ایران به دنیا آمده اند از حق هویت بی بهره هستند و تمام راه های تحصیل مهاجران به بهانه ایجاد فشار برای بازگرداندن آن ها به کشور جنگ زده بسته می گردد. از این رو، تمامی عوامل حاکم در سطح اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست به دست هم می دهند تا شرایط استثمار کودکان را فراهم کنند.

سیستم آموزشی حکومت اسلامی ایران، با نادیده گرفتن حق تحصیل رایگان، عملا کودکان خانواده های محروم جامعه را از تحصی محروم کرده است. کودک کار در بیش تر مواقع از تحصیل بازمانده و فرصت ادامه تحصیل را از دست می دهد. در واقع نسل به نسل کارگران ارزان و بی دفاع را برای رشد ماشین تولید سیستم سرمایه داری فراهم می کند.

 

۱۰۰  هزار کارگر کوچک در معرض ابتلا به هپاتیت ب 

 بیش از ۱۰۰ هزار کودک کار در ایران، به دلیل عدم رسیدگی وزارت بهداشت و درمان در واکسینه کردن کودکان در معرض ابتلا به این بیماری مرگبار قرار گرفته اند.

فاطمه قاسم زاده، روانشناس و عضو هیات موسس شبکه یاری کودکان کار و خیابان، در این باره  گفت: کودکان کار که به دلیل فقر برای زنده ماندن و تامین هزینه خانواده خود تلاش می کنند از کم ترین توجه دولت برخوردار بوده و به دلیل زندگی و کار در محیط غیر بهداشتی در معرض ابتلا به انواع بیماریهای مهلک بویژه هپاتیت ب قرار دارند.

 او گفت: اقدامات وزارت بهداشت در رفع معضلات بهداشتی این افراد که کم تر از ۱۵ سال سن دارند در شعار های غیر عملی خلاصه شده و تاکنون اقدام شایسته  و تاثیر گذاری در این رابطه از سوی دولت صورت نگرفته است.

قاسم زاده، گفت: آثار بلاهای اجتماعی و طبیعی، بیماری به دلیل سوءتغذیه و عدم رعایت بهداشت و فقر در چهره  تک تک کودکان کار و خیابان پیداست.

 

۸۴۸ هزار کودک دارای همسر

روزنامه رسالت، سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷، از وجود ۸۴۸ هزار کودک دارای همسر در کشور خبر داد. اين روزنامه از قول ریيس انجمن حمايت از حقوق کودکان، نوشت: «حدود هفت درصد از کودکان سنين ۱۰ تا ۱۸ ساله کشور تا سال ۸۵ ازدواج کرده‌ اند که اين درصد بالغ برحدود ۸۴۸ هزار کودک اعم از دختر و پسر می شود.»

فرشيد يزدانی گفته، «با استناد به سالنامه منتشر شده مرکز آمار ايران، حدود ۷۵۰ هزار نفر از اين کودکان دختر و مابقی پسر بوده ‌اند.»

به گفته يزدانی، «۲۵ هزار نفر از مجموع ۸۴۸ هزار کودک دارای همسر در سنين کم تر از ۱۸ سال طلاق گرفته‌ و حدود ۱۲ هزار نفر نيز همسران خود را از دست داده‌ اند.» به نوشته رسالت، «۶۲ هزار نفر از اين کودکان ازدواج کرده دارای همسر، کم تر از ۱۴ سال دارند.»

بر اساس پیمان جهانی حقوق کودک که در سال ١٩٨٩ به تصویب سازمان ملل رسید هر فرد زیر ١٨سال کودک به حساب می آید و حکومت ایران با امضای این پیمان در سال ١٩٩٣ پذیرفت که مفاد این پیمان را در قوانین جاری خود به اجرا بگذارد. با این حال، قوانین جزا و مدنی ایران سن بلوغ برای دختران را ۹ سال قمری تمام و برای پسران ١٥ سال قمری تمام تعیین کرده است.

 

سانسور کتاب و فشار بر نویسندگان

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به ویژه از زمان روی کار آمدن دولت نهم سیاست ­های سختگیرانه ‌تری نسبت به دوره­ های قبل در پیش گرفته است. لغو مجوز بسیاری از کتاب هایی که قبلا مجوز نشر داشتند اکنون به جلوگیری از کتاب ‌هایی کشیده که با مجوز همین وزارتخانه منتشر شده ­اند.

ظاهرا وزارت ارشاد دولت نهم معتقد است در دوره ­های قبلی، کتاب های بسیاری مجوز گرفته­ اند که غیرقابل انتشار بوده ‌اند. اکنون مسئولان سعی می ­کنند با حساسیت و دقت بیش تر جلوی انتشار کتاب هایی را که با معیارهای این وزارتخانه همخوان نیست، از این رو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در سه سال گذشته، به مانعی جدی در برابر خلق یا انتشار آثار نویسندگان تبدیل شده است. این مساله باعث شده است که اکثر نویسندگان اجبارا به سوی نوشتن کتاب های بی محتوا، بی­ خطر و عامه­ پسند بروند. با این همه کم نیستند نویسندگانی که در مقابل این سانسور شدید ایستاده اند و حاضر نیستند بر سر آزادی بیان و اندیشه خود معامله کنند.

 

حکومت اسلامی، آزادی بیان و قلم را را نیز به مسلخ برده است. خبرگزارى فارس، ۱ مرداد ۱۳۸۷، نوشت: ریيس اتحاديه ناشران و كتاب‌ فروشان تبريز می گويد دخالت دولت در چرخه نشر باعث شده كتاب ‌فروشى روز به روز در ايران لاغرتر شود، به گونه ‌اى كه الان در ۹ استان كشور حتا ۳ كتاب ‌فروشى هم وجود ندارد. سعيد جلالی، ریيس اتحاديه ناشران و كتاب فروشان آذربايجان غربى عصر روز گذشته در اجلاس فصلى اتحاديه ناشران و كتاب‌ فروشان سخن می گفت، موضوع اتحاديه ناشران و كتاب ‌فروشان تهران درباره كتاب ‌فروشى و مشكلات اين حرفه در ايران بود.

جلالى، در صحبت‌ هاى خود به اولين سرشمارى ايران در سال ۱۳۳۵ و آخرين سرشمارى در سال ۱۳۸۵ اشاره كرد و گفت: شهر تبريز در سال ۱۳۳۵، ۳۰ كتاب ‌فروشى داشته و اين در حالى است كه در سال ۱۳۸۵ تعداد كتاب ‌فروشی ‌ها در اين شهر به ۲۸ باب كاهش يافته است. به گفته وى در سال ۱۳۳۵ جمعيت تبريز حدود ۲۸۹ هزار نفر بوده و در سال ۱۳۸۵ اين جمعيت به يك ميليون و ۴۰۰ هزار نفر رسيده است. وى گفت: دانشگاه تبريز در سال ۱۳۳۵ تنها با دو رشته ادبيات و علوم پزشكى ۹۰۰ نفر دانشجو داشته ولى در سال ۱۳۸۵ تعداد دانشجويان به ۶۶ هزار نفر رسيده است.

ریيس اتحاديه ناشران و كتاب ‌فروشان تبريز، هم چنين گفت: در ايران ۹ استان هست كه زير يك ميليون نفر جميعت دارد و جمعيت تمامى آن ‌ها حدود ۸ ميليون نفر است. با اين حال تمام اين استان‌ها حتى ۳ كتاب ‌فروشى هم ندارند. جلالى اصلی ‌ترين دليل كاهش كتاب‌ فروشی ‌ها در ايران را دخالت دولت در امر شبكه كتاب عنوان كرد. به گفته وی، وقتی كتابى در اينترنت معرفى می ‌شود بعد از گذشت ۶ ماه هيچ تضمينى براى يافتن و ارسال آن كتاب به مشترى وجود ندارد.

 

کانون نویسندگان ایران در آخرین اطلاعیه سال گذشته خود، تحت عنوان «گزارش اهل قلم، هم چنان هجوم!»، از جمله نوشته است:

«… سانسور كتاب‌ ها، لغو امتياز نشريات، فيلتر كردن سايت‌های اينترنتي و تهديد كاربران سايت ‌ها در ماه‌ های اخير شدت يافته است. چهار نفر از وبلاگ ‌نويسان، كه چند سال پيش بازداشت و سپس آزاد شده بودند، به تازگی حكم زندان دريافت كرده‌ اند. سانسور در سينما و تئاتر كه تاكنون بيش ‌تر توقيف و عدم صدور مجوز اكران بود به جايی رسيده كه برخی نمايش‌ ها برای گريز از سانسور به زبان انگليسی به اجرا در می ‌آيند! عرصه‌ تاليف شعر و داستان چندان تنگ شده كه بعضی از نهادهای فرهنگی امسال قادر به انتخاب كتاب سال خود نشدند. و به اين وضعيت، ترجمه های كرايه ‌ای به منظور چهره ‌سازی از نويسندگان حكومتی در خارج از كشور را نيز بيافزاييد تا ابعاد وحشتناك اين قلع و قمع فرهنگی بهتر به تصور درآيد- قلع و قمعی كه قرار است با گذاشتن شاعران و‌ نويسندگان و هنرمندان جشنواره ‌ای در جلوی صحنه ‌های نمايشی بزك شود.

از سوی ديگر، بر ميزان احضارها و بازداشت‌ ها افزوده شده است. در چند ماه اخير تنی چند از اعضای كانون نويسندگان ايران- محمود دولت ‌آبادی، فرزانه آقايی ‌پور، مجيد امين‌مويد، ناصر زرافشان، فرخنده حاجی ‌زاده و حسن صانعی- توسط نيروهای امنيتی بارها احضار شدند و ساعت‌ ها مورد بازجويی قرار گرفتند. و هنوز زمان زيادی از صدور حكم سنگين زندان برای يوسف عزيزی بنی ‌طرف نگذشته بود كه محسن حكيمی يكی ديگر از اعضای كانون و از فعالان جنبش كارگری بازداشت و پس از تحمل حدود دو ماه زندان با وثيقه‌ سنگين آزاد شد…» (کانون نویسندگان ایران، ۵ اسفند ۱۳۸۷)

 

سانسور رسانه ها و سرکوب روزنامه نگاران

سال گذشته، سال دشواری برای روزنامه نگاران بود. نام برخی از روزنامه‌ نگاران بازداشتی ثبت نشده است اما تعدادی که نامشان به ثبت رسیده است در سال ۸۷، ۱۵ روزنامه‌نگار بودند که ۱۰ تن از آنان آزاد شدند و پنج نفر از آنان نیز منتظر دریافت حکم شان هستند. تعداد زیادی به طور موقت بازداشت شده اند و یا از کار اخراج گردیده اند. در این میان سرکوب وبلاگ نویس ها شدید است.

 

خبرگزاری فارس که رسانه ‌ای دولتی است، در نظرسنجی خود درباره امنیت شغلی و حمایت قانون از روزنامه نگاران نوشت که ۵۴ درصد روزنامه‌ نگاران مورد حمایت قانون نیستند.

 

۱۴ مرداد ماه ۱۳۸۷، فعالین حقوق بشر ایرانی اعلام کرند که یعقوب مهرنهاد، ۲۸ ساله، که بدنبال یک دادگاه ناعادلانه به مرگ محکوم شده بود، صبح امروز اعدام شد. خبرگزاری حکومتی دانشجویان ایران (ایسنا)، مهرنهاد را «تروریست» نامید و او را به عضویت در گروه مسلح بلوچی متهم کرد.

یعقوب مهرنهاد، مدیر تشکل غیردولتی  انجمن جوانان صدای عدالت بود. در تاریخ ۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۶، یعقوب مهرنهاد مقاله ای در وب لاگ خود نوشت که در آن به شدت به عملکرد مقامات محلی انتقاد کرده بود. او از مقامات خواسته بود که یا استعفاء بدهند یا این که از کارشان برکنار خواهند شد. چند هفته بعد از نشر این مقاله، در جریان یک کنفرانس سالیانه که تحت عنوان «جوانان پرسشگر، مسئولان پاسخگو» در زاهدان برگزار شده بود، مهرنهاد و تعدادی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت، مقامات محلی را به چالش کشیده و خواستار مسئولیت پذیری شان در قبال عملکرد ضعیف شان شدند. بلافاصله، نیروهای امنیتی، مهرنهاد و ۵ نفر از همکاران او را بازداشت کردند. بعد از چند روز همکاران مهرنهاد آزاد شدند اما یعقوب، هم چنان در بازداشت ماند. مهرنهاد را قبل از انتقال به زندان مرکزی زاهدان به مدت ۵ ماه  دربازداشتگاه اداره اطلاعات در زاهدان نگهداشتند.

در چهارم دی ماه ۱۳۸۶، دادگاه انقلاب زاهدان پشت درهای بسته به پرونده مهرنهاد رسیدگی کرد. در این دادگاه فقط مهرنهاد و وکلای او حضور داشتند و خانواده یعقوب را به دادگاه راه ندادند. مقامات نیز هیچ اطلاعی درباره اتهامات علیه مهرنهاد به خانواده ایشان ندادند. مسئولین قضایی در هیجدهم بهمن ماه ۱۳۸۶ به خانواده او اطلاع دادند که مهرنهاد به اعدام محکوم شده است.

 

در روزهای پایانی سال گذشته، وبلاگ نویس دیگری در زندان درگذشت. درگذشت زندانیان در زندان های حکومت اسلامی، عمومیت دارد و هرگز دلیل واقعی آن ها اعلام نمی شود. «امید رضا میرصیافی»، وبلاگ نویس، از ماه بهمن برای تحمل حکم دو سال و نیم زندان، راهی زندان اوین شد و روز چهارشنبه ۲۸ اسفند ماه در زندان اوین جان خود را از دست داد. وی، به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمک های پزشکی مورد نیاز، صبح روز چهارشنبه به بهداری زندان اوین منتقل و در شامگاه همان روز به علت وضعیت وخیم جسمانی جانش را از دست داد.

 

گفته می شود هم اکنون ۱۶۳ هزار وبلاگ نویس فارسی زبان فعالیت دارند که برخی از روزنامه نگاران و علاقمندان به بیان دیدگاه‌ های خود، به راه اندازی این سایت ها و وبلاگ های ویژه خود روی آورده اند تا بتوانند پیام خود را به گوش مخاطبان شان برسانند.

 

هیات نظارت در دولت محمود احمدی نژاد، حتا به هیچ جریان منتقد دولت مجوز تازه انتشار روزنامه را نداده است. هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همواره به روزنامه نگاران، نویسندگان و هنرمندان خط نشان می کشد و آن ها را تهدید می کند. هیات نظارت در سال ۸۷ ده ‌ها رسانه‌، روزنامه و هفته نامه و ماهنامه لغو امتیاز کرده و صدها کتاب و فیلم را نیز سانسور کرده است. روزنامه های آینده نو، کارگزاران، تهران امروز، نشریه شهروند، نیمروز، روژهه لات،‌ ارژنگ، دنیای تصویر، خبرگزاری فارس (توقیفی سه روزه) و سایت الف با مسئولیت احمد توکلی نماینده مجلس، از جمله نشریاتی بودند که در سال گذشته، لغو امتیاز شده اند. توقیف روزنامه ‌ها، سبب بی کاری روزنامه نگاران و حتا زندان آن ها می شود.

 

مدیران مسئول پنج روزنامه‌ آفتاب یزد، اعتماد ملی، حیات‌نو، صدای عدالت و مردمسالاری در نامه ‌ای به رییس جمهوری خواستار «اصلاح نحوه توزیع یارانه‌های دولت به مطبوعات و میزان آگهی‌ های دولتی در این روزنامه‌ ها و رعایت رسم و رسوم تحمل منتقدان شدند.»

 

روزنامه تهران امروز، روزگار،ماهنامه دنیای تصویر، خبرگزاری ایلنا، و سایت الف و چند نشریه محلی از جمله رسانه‌ هایی بودند که بعد از لغو حکم هیات نظارت بر مطبوعات انتشار مجدد خود را از سر گرفتند.

 

روز پنج شنبه، ۲ آبان، انتخابات اعضای «هیات نظارت بر مطبوعات» در تالار وحدت تهران برگزار شد. در این انتخابات به تعداد زیادی از مدیران مسئول اجازه انتخاب شدن و انتخاب کردن داده نشد.

 

ماموران امنیتی حکومت اسلامی، روز سه شنبه ۱۸ تیر ماه ۲ خبرنگار و فعال مدنی با اسامی «میترا انبارکی» و «مریم خویینی» را در استان بوشهر بازداشت کردند. میترا انبارکی خبرنگار هفته نامه «بوشهر» و «اتحاد جنوب دشتستان» و «مریم خویینی» رونامه نگار هفته نامه «نصیر بوشهر» می باشند که پس از بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شده اند.

 

مدير مسئول نشريه ماهين، از سوى شعبه ۷۶ دادگاه كيفرى استان تهران به پرداخت ۳ ميليون ريال جزاى نقدى محكوم شد. دادگاه مطبوعات، با شكايت دانشگاه آزاد اسلامى و نيروى انتظامى استان تهران عليه ‌حسينى ماهينى، مدير مسئول نشريه ماهين داير بر نشر اكاذيب به قصد تشويق اذهان عمومى از طريق چاپ و انتشار مطلبى با عنوان «سهم مردم از كابينه ۷۰ ميليونى چه خواهد بود؟» و «‌شهريه دانشگاه ‌آزاد را به ۱۰۰ هزار تومان می ‌رساند» در شماره ۶ مورخ ۲۰/۸/۸۵ در اين نشريه، محکوم کرده است.

 

دادگاه رسيدگى به جرايم مطبوعاتى، مدير مسئول وقت روزنامه ايران حسين ضيايى و خدارحم لك ‌زايى مدير مسئول فصلنامه نداى وحدت فردا به تصدى قاضى حسينيان در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومى استان تهران برگزار شد. اتهامات مدير مسئول وقت روزنامه ايران در اين پرونده توهين و نشر اكاذيب به شكايت مدعی العموم و ۱۷ شاكى خصوصى است. هم چنين اتهام مديرمسئول فصلنامه نداى وحدت توهين به مقدسات به شكايت مديركل اطلاعات سيستان و بلوچستان است.

 

صديق مينايی، روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقيف شده ئاسو در پی مراجعه به شعبه چهارم بازپرسی دادگستری سنندج بازداشت شد. اتهامات مينايی، تبليغ عليه نظام و ارتباط با رسانه های ضد انقلاب و… عنوان گرديده است.

 

هيات نظارت بر مطبوعات، مجوز چهار نشريه به نام های صبح ‏ورزش، يمن گستر، گزيده ‏پژوهش های جهان و لاله را لغو کرد.

 

هيوا بوتيمار، فعال فرهنگی و اجتماعی در کردستان، پيش تر از سوی دادگاه انقلاب به اتهام ‏‎«محاربه» به اعدام محکوم و اين حکم در ديوان ‏عالی کشور نقض شده بود، مجددا به اعدام محکوم شد‎.‎

 

اميد عباسقلی نژاد، به اتهام «اقدام عليه ‏امنيت ملی» از طريق نوشتن مطلبی در وبلاگش به شش ماه حبس ‏تعزيري محکوم شد.

 

در اردبيل، شش ‏‎ ‎فعال اجتماعی و مطبوعاتی به نام های‎ ‎بهروز علی زاده، ودود سعادتی، رحيم غلامی، ‏‏‏آيدين قره باغی، اردشير کريمی و  مهدی کيانی، دستگیر شدند.

 

‎کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر هم از ‏مسدود شدن وبسايت خود برای دومين بار خبر داد.‏

 

مسعود رفيعی طالقانی، روزنامه نگار بازداشت شد.

 

خبرنگار زندانی محمد حسن فلاحیه زاده، مدت کوتاهی بود که از سلول های انفرادی بند ۲۴۰ به بند ۳۵۰ زندان اوین باز گردانده شده بود، ولی او را مجددا بدون هیچ دلیلی به بند مخوف ۲۰۹ زندان اوین منتقل کردند. زندانیان سیاسی که به این بند برده می شوند تحت فشارهای جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار می گیرند. خبرنگار زندانی همراه با سایر زندانیان سیاسی از شهریور ماه، ممنوع الملاقت شد و از آن تاریخ به بعد خانواده وی از امکان ملاقت کردن با وی محروم بودند. از طرف دیگر، از ۱۰ اسفند ماه تا به حال هیچ گونه ارتباطی با خانواده اش نداشته است.

 

ـ حميد مافی دبير سابق تحريريه روزنامه «فرهنگ آشتی» و «حديث قزوين» در روز ۲۰ اسفند توسط نيروهای امنيتی در قزوين بازداشت شد. از محل نگهداری و اتهام وی خبری در دست نيست. (بامداد خبر، ۲۷/۱۲/۸۷)

 

فريدون وردی نژاد و بهروز بهزادی مديران اسبق نشريه «ايران جوان» به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع، نشر اکاذيب و چاپ تصاوير خلاف عفت عمومی با شکايت مدعی العموم، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، معاون وقت دادگستری استان تهران و بسيج سپاه پاسداران در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به رياست قاضی حسينيان محاکمه شد.(ايران، ۱۹/۱۲/۸۷)

 

مصطفی فقيهی، مدير سايت خبری انتخاب به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و اضرار به غير با شکايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای امنيت ملی، رضازاده استاندار فارس، حسن بيادی نايب ریيس شورای شهر تهران و … در دادگاه به ۱۱ ماه حبس و پرداخت ۲ ميليون تومان جزای نقدی محکوم شد. (سايت رخداد، ۲۱/۱۲/۸۷)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:21  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۵)

دانشگاه سهند تبریز

اعتراض دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز، از روز دوشنبه دوم ارديبهشت ۱۳۸۷، هنگامی آغاز شد که اين دانشجويان در ابتدا در اعتراض به  آنچه «قصد يکی از مسئولان دانشگاه سهند به تجاوز به يک دختر دانشجو» خوانده شده، آغاز گرديد. جمع کثيری از دانشجويان اين دانشگاه، در اعتراض به رفتار غيرانسانی مسئولين دانشگاه با دختران دانشجو دست به تجمع زدند.

دانشجويان، در جريان تجمع خود نسبت به برخوردهای سرکوبگرانه معاون فرهنگی و دانشجويی و ریيس حراست دانشگاه با دانشجويان اعتراض کردند.

دانشجويان دختر و پسر دانشگاه صنعتی سهند تبريز، در صفی متحد و دست در دست هم با سردادن شعارهايی خواستار استعفای معاون فرهنگی و دانشجويی و ریيس حراست و هم چنين پاسخ گويی ریيس دانشگاه نسبت به شرايط ناامن اجتماعی و فرهنگی اين دانشگاه شدند.

بيش از ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه صنعتی سهند تبريز، در اعتراض به اقدامات غيرانسانی برخی مسئولين دانشگاه در تحصن حضور فعالی داشتند و برخی از آنان دست به اعتصاب غذا نمودند. آنان خواهان عدم تفکيک جنسيتی، لغو احکام کميته های انضباطی، عذر خواهی رسمی و علنی دکتر «قاليچی» معاونت آموزشی دانشگاه و عدم تبعيض جنسيتی ميان فعالين و تشکل ها در فعاليت های فرهنگی مرتبط با امور فرهنگی شدند و بر ادامه تحصن خود تا دست يابی به خواست هايشان تاکيد ورزیدند.

اين دانشجويان در ششمين روز تحصن خود با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به وزير علوم، تحقيقات و فناوری، از جمله نوشته اند که:

«اکنون که در ششمين روز از تحصن قرار داريم، هنوز مسئولين دانشگاه ما پاسخ گوی نيازها و خواسته های بر حقمان نيستند. دانشجويان معترض اين دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بيش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های اين دانشگاه متحصن شدند؛ اما دريغ و افسوس که بيش از ۳ روز است که رياست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مساله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بيش از ۸۰ ساعت از اعتصاب غذای يارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بيمارستان، هنوز پاسخ گوی توهين ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفايتی های معاونان خود نيست. گويا آقايان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزديک به يک دهه مسئول آن هستند، جزء مايملک خود می پندارند.

چگونه است که معاون دانشجويی - فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجويان را مورد توهين، تحقير و هتاکی قرار دهد؟ مگر نه اين است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بايستی خود را در مقابل مردمش پاسخ گو بداند؟

چگونه است که بيش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمين سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما رياست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات اين جمع حتا در بين شان حضور نيز نيافته اند؟

چگونه است که در فاصله چند ساعت، بيش از ۵۰۰ نفر از يک دانشگاه بسيار کم جمعيت، نامه اعتراض آميزی عليه معاونت دانشجويی - فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هيچ مسئولی پاسخ گو نيست؟ آيا جز اين است که اين جمع متحصنِ خشمگين، از توهين ها، تحقيرها و بی کفايتی های مديران به ستوه آمده اند؟ آيا صدور احکام سنگين کميته انضباطی با دلايل واهی چيزی جز بی اعتنايی مسئولين به آينده اين عزيزان است؟

ریيس دانشگاه نه تنها در اين مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغاير با حقيقت خواسته های دانشجويان معترض و رخدادهای اين چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زير مسئوليت های خود شانه خالی نمايد. پس از گذشت اين پنج روز، رياست دانشگاه دکتر چناقلو، هم چنان جواب گوی عملکرد ضعيف معاون دانشجويی - فرهنگی خود نيست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ايشان است…»

وضعيت جسمی شماری از دانشجويان که از روز جمعه پنجم ارديبهشت دست به اعتصاب غذا زده اند رو به وخامت گذاشته است. دهم ارديبهشت، در هفتمين روز تحصن اين دانشجويان، بيش از ۲۰ تن از دانشجويان اعتصابی به بيمارستان منتقل شده اند. حال سه تن از آن ها وخيم اعلام شده است.

يکی از دانشجويان متحصن دانشگاه سهند تبريز، در گفتگو با راديو فردا درباره تعداد دانشجويان اعتصاب غذا کننده که به بيمارستان منتقل شده اند، می گويد: «تعداد دانشجويانی که به بيمارستان منتقل شده اند، به بيست و دو نفر رسيد و تعداد اعتصاب غذا کنندگان سی و چهار تن است.»

اين دانشجو در همين حال به وضعيت جسمی بد تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان اشاره می کند و می گويد: «متاسفانه حال جسمی اعتصاب غذا کنندگان به شدت وخيم است. پزشکان موفق نشدند وضعيت يکی از اعتصاب غذا کنندگان که روز سه شنبه به درمانگاه منتقل شده است را به حال عادی در بياورند و اين دانشجو را به بيمارستان اسکو تبريز منتقل کردند.»

دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، هم چنين در هفتمين روز تحصن و پنجمين روز اعتصاب غذای خود فراخوانی منتشر کردند که در آن از دانشجويان دانشگاه های سراسر ايران خواستند روز چهارشنبه را روز «عزای عمومی» اعلام کنند. بی شک اين دانشجويان از «عزای عمومی» که يک نگرش مذهبی است همين طوری به عنوان یک اصطلاح جافاتاده در جامعه، استفاده کردند. آن ها از این طریق، دانشجويان سراسر کشور را به اعتصاب عمومی عليه حکومت اسلامی و پشتيبانی از اعتصاب خود فراخواندند. نه تنها دانشجويان سراسر کشور، به اين فراخوان جواب درخور و شايسته خود را دادند، بلکه کارگران و مردم آزادی خواه و خانواده دانشجويان اعتصابی نيز به حمايت از آن ها برخاستند.

سرانجام تحصن و اعتصاب غذای يک هفته ای دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، صبح روز چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت، در حالی با موفقيت خاتمه يافت که متحصنين موفق شدند به چهار خواسته از پنج خواسته خود برسند.

 روز سه شنبه، بعد از ظهر مسئولان دانشگاه سهند تبريز درخواست مذاکره با دانشجويان متحصن را دادند و شرط دانشجويان مبنی بر حضور نداشتن حسينی، رييس حراست دانشگاه و زاهد، معاونت فرهنگی دانشگاه پذيرفته شد.

در مذاکره دانشجويان و رييس دانشگاه سهند تبريز، رييس دانشگاه قول داد که چهار خواسته از پنج خواسته دانشجويان را برآورده کند. تمام اين پنج مورد نوشته شده و رييس دانشگاه زير آن را امضا کرد.

استعفای معاونت دانشجويی رياست حراست دانشگاه، عذرخواهی رسمی معاونت آموزشی، عدم تفکيک جنسيتی، لغو احکام کميته های انضباطی، عدم تبعيض جنسيتی ميان تشکل ها، از خواست های اصلی دانشجويان اعتصاب کننده بود. در جلسه دانشجويان و رييس دانشگاه، درباره پنج بند درخواست دانشجويان بحث شد و طرفين درباره استعفای رييس حراست دانشگاه به نتيجه ای نرسيدند. زيرا مسئولان دانشگاه گفتند که رييس حراست از سوی وزارت اطلاعات تعيين می شود و مسئولان دانشگاه اختيار تعيين يا عزل او را ندارند.

در اين مذاکرات دانشجويان موفق شدند هياتی سه نفره تشکيل دهند که تا پايان ترم بر عملکرد رييس حراست دانشگاه نظارت کنند. بعد از پايان ترم هم در مورد ادامه کار وی يا عزل وی اين هيات نظر خواهد داد.

اين پيروزی و موفقيت برای دانشجويان دانشگاه سهند تبريز و کل جنبش دانشجویی بود که توانستند با مبارزه پیگیر خود، نمانیدگان حکومت در این دانشگاه را به عقب نشینی وادار سازند.

 

دانشگاه فردوسی

بدنبال اطلاع دانشجویان دانشگاه فردوسی از بازداشت شدن جمع زیادی از دانشجویان این دانشگاه، تجمع اعتراضی مقابل خوابگاه پسران این دانشگاه برگزار شد. حاضران در این تجمع که بیش از ۵۰۰ تن از دانشجویان گزارش شده است با سر دادن شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و «احکام انضباطی ملغی باید گردد» به سمت امور دانشجویی و از آن جا به سمت خوابگاه دختران حرکت نمودند.

با اضافه شدن دانشجویان دختر به معترضان، حاضران در تجمع به بیش از هزار نفر افزایش یافت. در این تجمع مسئولان دانشگاه فردوسی حاضر شده و قول مبنی بر آزادی دانشجویان تا حداکثر روز بعد را دادند. این تجمع که از ساعات ۸ شب آغاز شده بود حدود ساعت ۱۱ شب با قرائت بیانیه به طور موقت پایان یافت. دانشجویان اعلام کردند که در صورت آزاد نشدن دانشجویان زندانی مجددا تجمع خواهند نمود.

 

دانشگاه زنجان

در پی نقشه «حسن مددی»، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تجاوز به یک دختر دانشجو، ۳ هزار دانشجوی دانشگاه زنجان دست به تحصن و اعتراض زدند.

دانشجویان دانشگاه زنجان در جریان تحصن خود خواستار برکناری یا استعفای رییس دانشگاه، برکناری و برخورد قضایی با «حسن مددی»، لغو امتحانات تا زمان ادامه تحصن و عدم برخورد با متحصنین هستند و بر ادامه اعتراض تا دست یابی به خواست هایشان تاکید داشتند.

شنبه شب ۲۵ خرداد ماه، رسانه های دانشجویی گزارش دادند که دانشجویان دانشگاه زنجان معاون فرهنگی و دانشجویی این دانشگاه به نام حسن مددی را در حال مجبور کردن یکی از دختران دانشجو به برقراری رابطه با او در اتاق کارش غافلگیر کرده و از صحنه ورود به اتاق فیلم برداری کردند.

هم چنین گزارش شد که این دختر دانشجو نیز پیش از ورود دیگر دانشجویان به اتاق صدای این استاد را ضبط کرده است. مددی استاد دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان و در حال حاضر معاون فرهنگی و دانشجویی این دانشگاه است.

نوید نوری فر، روابط عمومی شورای متحصنین دانشجویان دانشگاه زنجان، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی، گفت: «طبق گزارش ها پس از این واقعه که حدود ۷ شب شنبه رخ داد، بیش از دو هزار نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان در دانشگاه حاضر شده و در سالن ورزش این دانشگاه تحصن کردند… در روز یک شنبه کنترل دانشگاه کاملا در دست دانشجویان متحصن است و از ورود اساتید و کارکنان و مسئولان دانشگاه، جز مسئولان بهداری و سلف سرویس، جلوگیری می شود. هم چنین امتحانات روزهای یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شده است».

خبرگزاری برنا، وابسته به سازمان ملی جوانان حکومت اسلامی نیز از قول مددی و درباره علت تحصن دانشجویان دانشگاه نوشته است: «روابط عمومی دانشگاه باید پاسخگو باشد و من در حدی نیستم که به این نوع سئوالات جواب دهم.» مددی در گفتگو با خبرگزاری برنا، هم چنین تعطیل شدن دانشگاه و لغو امتحانات را تایید کرده است.

روزنامه کیهان، در واکنش به رسوایی اخلاقی گسترده در سطح مدیران دانشگاه ها، که از سال گذشته این قضیه در دانشگاه کرمانشاه، سهند و اخیرا زنجان شکل رسانه ای به خود گرفته است، اتهام اخلاقی را متوجه دختر دانشجویی که مورد سوء استفاده یکی از مدیران دولت احمدی نژاد قرار گرفته، دانسته و نوشته است: «سرمایه گذاری دشمن برای انحطاط اخلاقی یکی از معاونان دانشگاه زنجان، زمینه آشوب را در این دانشگاه ایجاد کرد…»

خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، روز سه شنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۷ برابر با ۱۷ ژوئن ۲۰۰۸، خبر داد که مسئولین دانشگاه به جای برآورده کردن مطالبات به حق دانشجویان وارد فاز تهدید آن ها شده اند. طبق اخبار رسیده روز گذشته مسئولین دانشگاه زنجان طبق نامه ای که به رویت دانشجویان رسانده اند، مدعی شده اند حکم اخراج نزدیک به ۲۰ نفر از فعالین دانشجویی به سبب افشای رسوایی اخلاقی معاون دانشجویی این دانشگاه توسط وزارت علوم صادر شده است.

هم چنین صبح روز ۲۸ خرداد، نیروهای امنیتی، نیروهای انتظامی و گارد ویژه اطراف دانشگاه را محاصره کردند و بیم بازداشت گسترده دانشجویان می رفت.

رییس دانشگاه جهت قطع ارتباط دانشجویان معترض با محیط بیرون، اینترنت دانشگاه را قطع کرد. تلفن های همراه نیز در دانشگاه زنجان دچار اختلال شد. در همین رابطه مدیر کل روابط عمومی وزارت علوم، روز گذشته با تمجید از ریاست دانشگاه زنجان وی را یکی از «روسای خوب» دانشگاه های کشور دانسته و ضمن تهدید دانشجویان گفت: «از نظر وزارت علوم امتحانات باید در برنامه زمانی خود برگزار شود و برخی از افرادی که از برگزاری امتحانات جلوگیری می‌کنند، به دنبال تشنج آفرینی در دانشگاه ها هستند که با آن ها برخورد قانونی لازم صورت می‌گیرد.»

ارگان و رسانه های حکومتی برای سرکوب دانشجویان زنجان زمینه چینی کردند. هم زمان با انتشار اخبار مشابهی در رسانه های نزديک به دولت احمدی نژاد عليه دانشجويان متحصن دانشگاه زنجان، سپاه پاسداران نيز روز سه شنبه در بولتن داخلی خود ادعا کرد که «گروه های ضدانقلاب خارج از کشور در روزهای اخير به زمينه سازی برای تحريک دانشجويان در مجامع دانشگاهی روی آورده اند.»

بولتن «تحليل روز» که از سوی نهاد نمايندگی ولی فقيه در سپاه منتشر می شود، ضمن حمايت از معاون دانشجويی دانشگاه زنجان که گفته می شود قصد تجاوز به يک دختر دانشجو را داشت، ادعا کرد: «افراطيون دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه زنجان با ادعای ارتباط غير اخلاقی يکی از معاونين دانشگاه با دختری دانشجو، فضای آن جا را متشنج کرده و در حال گسترش به ساير دانشگاه ها هستند.»

نشريه روزانه سپاه پاسداران، هم چنين نوشته است: «رسانه ها و گروه های سياسی که در سال های گذشته در استفاده از پتانسيل دانشجويان برای اجرای خواسته های خود ناتوان بودند اکنون با استفاده از اهرم های مسائل صنفی دانشجويی و يا ايجاد تله های اخلاقی به دنبال به آشوب کشيدن فضای دانشگاه ها هستند.»

 

دانشگاه بوعلی سینا

کمیته انضباطی دانشگاه بوعلی همدان ۶ تن از دانشجویان این دانشگاه را در آستانه امتحانات احضار کرده است. کمیته انضباطی دانشگاه آزاد شهر ری نیز ۳ دختر دانشجوی این دانشگاه را نیز به دلیل آنچه عدم رعایت شئونات دانشجویی اعلام شده احضار کرده بود، اعتراض دانشجویان را در پی داشت.

سرانجام دانشجویان، با اعتصاب و اعتراض پیگیر خود خواست هایشان را به مسئولین این دانشگاه ها تحمیل کردند.

 

دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج

مبارزه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج، یکی از گسترده ترین و موفق ترین مبارزات دانشجویان در دانشگاه های کشور بود. این دانشجویان، خواستار برکناری معاونت امور فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه، رسیدگی به وضعیت غیرقابل قبول غذا، رسیدگی به وضعیت نامناسب سرویس های آمد و رفت، رسیدگی به وضعیت بد خوابگاه ها، تخریب نکردن کتابخانه پسران، لغو احکام انضباطی صادر شده برای هشت تن از دانشجویان متحصن، برکناری معاونت آموزشی دانشگاه و عذرخواهی کتبی ریاست دانشگاه از دانشجویان و خانواده های آنان به دلیل اتهامات واهی، و نیز به تعویق افتادن برگزاری امتحانات پایان ترم تحصیلی شده بودند که همگی آن ها از سوی ریاست دانشگاه، پذیرفته شد و به این ترتیب، اعتصاب آنان با موفقیت به پایان رسید.

 

 

 

دانشگاه تهران

روز دانشجو، حضور گسترده نیروهای امنیتی و لباس شخصی و پلیس ضدشورش از صبح روز ۱۶ آذر، در تمامی خیابان های نزدیک به دانشگاه تهران، بسیاری از دانشجویان ساير دانشگاه های تهران توانستند برای برزگداشت روز ۱۶ آذر در دانشگاه تهران حضور یابند.

در جلوی درب خیابان ١٦ آذر دانشگاه تهران، بین نيروهای حراست و دانشجویان بیرون از دانشگاه درگیری هایی صورت پذیرفت تا جلوی ورود دانشجويان را به دانشگاه بگيرند، اما با حركت دانشجویان داخل دانشگاه به سمت درب دانشکده داروسازی و شكستن آن درب، دانشجويان خارج از دانشگاه نيز توانستند داخل شده و به جمع معترضين بپيوندند.

قابل ذكر است كه در اين درگيری ها حراست دانشگاه تهران با ضرب و شتم یکی از فعالین دانشجویی دانشگاه پلی تکنيک، سر وی را به گیت های امنیتی کوبیده كه منجر به شكستگی در ناحيه سر و بيهوشی وی گشت.

صفوف دانشجویان كه پس از شكستن درب دانشگاه با پيوستن دانشجويان داخل و خارج از دانشگاه به هم افزايش چشمگيري داشت و حدودا به ۳۰۰۰ نفر می رسيد با سر دادن شعارهای «ما پلیس مزدور نمی خواهیم!»، «عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد» و «مرگ بر دیکتاتور»، به سمت دانشکده ادبیات و مسجد حرکت کرد. شايان توجه است كه دانشجویان بسیجی در مقابل درب مسجد صف کشیده بودند كه دانشجويان با نزديك شدن به آن ها شعار «مرگ بر ديكتاتور» را هر چه بلندتر فرياد می زدند.

دانشجويان كه در اين لحظه صفوف شان به بیش از ٣٠٠٠ نفر می رسيد، تریبون آزادی را در مقابل دانشکده فنی برگزار كردند که در آن تعدادی از فعالين دانشجويی دانشگاه های مختلف کشور به سخنرانی پرداختند.

پس از پایان سخنرانی ها، صف دانشجويان به سمت سردر و نرده های دانشگاه و خیابان انقلاب به حرکت در آمدند. با رسيدن دانشجويان به سردر، خیابان انقلاب در مقابل دانشگاه توسط نيروهای انتظامی کاملا بسته شده بود و از گذر کردن اتوبوس ها نیز جلوگیری به عمل آمده بود تا با ايزوله كردن دانشگاه مانع حمايت مردم از تجمع دانشجويان شوند. دانشجويان نيز خواهان حمايت مردم از تجمع بودند و با شعارهای «مزدور برو گمشو»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر احمدی نژاد»، و «سیدعلی پینوشه، ایران شیلی نمی شه!»، به مقابله با برخورد سرکوب گرایانه نیروهای انتظامی و امنیتی پرداختند.

 

نامه سرگشاده ۱۶۰۰ دانشجوی دانشگاه شریف به احمدی نژاد

ادوارنیوز، ۲۵ آذر ماه ۱۳۸۷: بیش از ۱۶۰۰ دانشجوی دانشگاه شریف با امضای نامه ای خواستار پاسخ گویی شفاف احمدی نژاد در قبال عملکرد سه ساله دولت نهم در صورت حضور در جمع دانشگاهیان شدند:

این جا دانشگاه شریف است آقای احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد!

این جا دانشجویان به هنگام سخنرانی در پشت درهای دانشگاه خود نگاه داشته نخواهند شد. این جا مخاطب هر سخنرانی دانشجویان واقعی شریف هستند، نه شنوندگان همیشه حاضر و همیشه موافقی که با اتوبوس آورده می شوند. این جا رییس دانشگاه هنوز منتخب اعضای هیات علمی دانشگاه است نه منتصب دولت. این جا اساتید هنوز بالاجبار بازنشسته نشده اند. اساتید دانشکده اقتصاد این جا از برترین اقتصاددانان کشور هستند و سه سال است که به طور کامل از سیستم تصمیم گیری اقتصادی کشور کنار گذاشته شده اند و نتایج فاجعه آمیز این اقدام امروز بیش از هر زمانی قابل مشاهده است.

آقای احمدی نژاد

حال که در سال آخر ریاست جمهوری خود تصمیم گرفته اید به دانشگاه شریف بیایید، دانشجویان انتظاری جز پاسخ گویی شفاف ندارند. پاسخ به سه سال ناامنی و پلیسی کردن فضای جامعه تحت عناوینی چون حفظ امنیت اجتماعی، پاسخ به پادگانی کردن فضای دانشگاه ها با زمزمه انقلاب فرهنگی دوم، پاسخ به اخراج، تعلیق و ستاره دار کردن صدها دانشجو به بهانه نداشتن صلاحیت عمومی تحصیل، پاسخ به انزوای کامل ایران در جامعه جهانی با طرح مسایل و اظهار نظرهای نامربوط و در نهیات پاسخ به خم شدن کمر جامعه زیر بار تورم چهل درصدی با نام عدالت محوری.

آقای احمدی نژاد

این جا برترین دانشگاه صنعتی و علمی کشور است و اظهار نظرهای غیرکارشناسانه در آن جایگاهی ندارد، این جا حرمت دانشجویان و دانشگاهیان مقدس است و پاسخ های نامربوط و استهزا آمیز که در سه سال گذشته بارها تکرار شده است گوش شنوایی نخواهد داشت.

 

دانشگاه شیراز

دانشگاه شیراز، یکی از دانشگاه های پرتلاطم کشور در سال گذشته بود. ارگان های سرکوب حکومت اسلامی در این شهر، همه تلاش ها و توطئه های خود را به بستند تا دانشجویان را مرعوب نمایند اما موفق نشدند.

با احضار ۱۹ دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز  بیش از ۳۰  نفر به کمیته انضباطی احضار شدند. اتهام این دانشجویان برگزاری  و شرکت در تریبون آزاد روز دانشجو در ۱۸ آذر و مراسم ۱۶ آذر اعلام شده است.

برای تعدادی از دانشجویان احضار شده در گذشته احکام محرومیت از تحصیل صادر شده بود که هم اکنون در حال اجرا  می باشد. هم چنین تعدادی از دانشجویان برای چندمین بار است که به کمیته انضباطی احضار می شوند  و در معرض اخراج شدن از دانشگاه قرار دارند.

گفته شد که در جلسه شورای تامین استان که  با حضور مسئولین امنیتی استان چون رییس اطلاعات، دادستان و… تشکیل شد، موارد زیر مطرح گردید:

«اجرایی شدن احکام تعلیقی که در گذشته صادر شده و اجرا نشده، برخورد شدید کمیته انضباطی دانشگاه با دانشجویان، ارائه مدرک و سند به اطلاعات توسط بسیج دانشجویی و تشکیل پرونده توسط اداره اطلاعات برای سرکوب دانشجویان توسط قوه قضائیه.»

این احضارها با فشار نهاد های بیرون دانشگاه و تشکل های وابسته مثل بسیج و … صورت گرفت. بسیج دانشگاه که با نهادهای بیرون دانشگاه مثل سپاه پاسداران در ارتباط است، با پخش اعلامیه ها و نشریات در سطح گسترده خواستار برخورد شدید با دانشجویان شد. برگزاری اعتکاف سیاسی و حضور در استانداری فارس از برنامه های بسیج در راستای سرکوب دانشجویان بود. توهین به «شهدا، مقدسات و رهبری» آخرین دستاویز برای سرکوب دانشجویان دانشگاه  شیراز شده است.

ترس از شکسته شدن تابوی رهبر حکومت اسلامی در دانشگاه ها را می توان عامل اصلی سرکوب گسترده در دانشگاه شیراز دانست.

نیروهای بسیج و سایر تشکل ‌های وابسته به حکومت، نظیر جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل، هم چنان به اعتکاف خود در مسجد دانشگاه شیراز ادامه دادند. شیوه‌‌ آن ‌ها در برگزاری مراسم اعتکاف این چنین است که در آغاز شب و هم زمان با نماز مغرب و عشاء عده ‌ای از نیروهای خود را از دانشگاه ‌های پیام نور، دانشکده فنی باهنر و… به درون دانشگاه می ‌آورند و بعد از صرف شام (که از بیرون دانشگاه تهیه می شود) آن‌ ها را از دانشگاه خارج می ‌سازند. تبلیغات گسترده و به کار گرفتن هزینه ‌های سرسام ‌آور این اعتکاف و سناریوی از پیش طراحی شده است تا رعب و وحشت به وجود آورند.

در ادامه این طرح ها بر علیه فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، سیدمحمد انجوی نژاد، رییس کانون رهپویان وصال که سال گذشته در حسینیه وی اقدام به بمب ‌گذاری شد، مرتبا با ایراد سخنرانی جو عمومی را بر علیه دانشجویان تحریک می ‌کرد. به گزارش رجا نیوز، وی برگزاری مراسم تریبون آزاد «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» را عملیات انتحاری خوانده است و آن را با عملیات انتحاری مجاهدین خلق مقایسه کرد. وی هم چنین دوشنبه شب در مسجد دانشگاه شیراز حاضر شد. حضور وی در دانشگاه، تنها برای اعمال فشار بر مسئولین برای برخورد شدید با دانشجویان بود. هم چنین ظهر سه ‌شنبه، «عماد افروغ» از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم، در مسجد دانشگاه شیراز برای نیروهای بسیجی سخنرانی کرد.

سناریوی اعتکاف، با هزینه فراوان که اصلا مشخص نیست از کجا تامین می ‌شود، اجرا ‌گردید، چنان که در چند روز گذشته نیروهای بسیج از سلف سرویس دانشگاه نیز استفاده نمی ‌کنند و وعده ‌های غذای آن ها مرتبا از بیرون دانشگاه آورده و در مسجد سرو می ‌شود.

معتکفان با پخش اعلامیه‌ های خود در سطحی وسیع و خیره‌کننده عملا خواستار قلع و قمع شدید دانشجویان دانشگاه شیراز شدند. در قسمتی از بیانیه خود آنان خطاب به وزیر علوم، چنین نوشتد: «به ما بگویید از چه می ترسید آقای وزیر؟ از بوق های دروغین حقوق بشر و دموکراسی خواهی؟ مگر غزه و عراق و افغانستان و پاکستان را ندیده اید؟ این روبه صفتان چه گلی بر سر دنیای اسلام زده اند که قرار باشد از ادعای واهی آن ها هراسی داشته باشی؟ از اغتشاش و درگیری و سوء استفاده تلویزیون های عناصر منافق و ضد انقلاب؟ از آن که بگویند این جا مستبد ترین کشور دنیاست؟ مگر امروزه که دست نوازش شما و مسئولین منتصب شما در دانشگاه ها بر سر پیاده نظام آن ها سایه افکنده است نظام و انقلاب تو را به استبداد محکوم نمی کنند؟

شما وزیر دولت محمودی احمدی نژاد هستی! شما وزیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستی، پس یا تصمیم انقلابی بگیر و لکه ننگ جامانده بر دانشگاه ها را محو کن و یا نظاره کن و ببین چگونه خشم انقلابی جنبش دانشجویی مسلمان نه تنها لانه امن کفتارها که میز صدارت شما را می سوزاند.»

در واکنش به این فشارها فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز که اقدام به برگزاری مراسم روز دانشجو در روزهای ۱۶ و ۱۸ آذر کرده بودند، با پخش بیانیه ‌ای در سطح دانشگاه (که خطاب به دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران نوشته شده بود)، به سناریو بودن کلیت این جریان اشاره کردند و اعلام نمودند که تا آخرین نفس در مقابل سلطه و سرکوب خواهند ایستاد. هم چنین این دانشجویان به مقامات دانشگاه، استان و نیز مسئولان ارشد نظام هشدار دادند که در صورتی که روند پرونده سازی برای دانشجویان متوقف نشود، مسئولیت هر گونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهده‌ آنان خواهد بود.

پس برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو در روزهای ۱۶ و ۱۸ آذر در دانشگاه شیراز که با حضور پرشور دانشجویان این دانشگاه برگزار گردید، نگرانی‌ های مجموعه حاکمیت نسبت به جو دانشگاه شیراز به شدت افزایش یافت و نیروهای وابسته و شبه ‌نظامی درون دانشگاه به همراه مسئولین دانشگاه شیراز و نیز مقامات امنیتی استان فارس دست به دست هم دادند تا فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز را به شدت سرکوب کنند. خبرگزاری‌ های حکومتی، با جوسازی و لجن پراکنی، فضا را به سمت برخورد شدید با دانشجویان دانشگاه شیراز پیش ‌بردند. «رجا نیوز» و نیز «شبکه خبر دانشجو» سایت خبری سازمان بسیج دانشجویی عملا از برخورد خشن با دانشجویان صحبت می ‌کرد.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس در دیدار با دانشجویان بسیجی گفته است: «در روش تاکتیکی، باید به صورت تشکیلاتی عمل کنید و ابتدا با مشورت و در مرتبه بعد با عمل بتوانید بیش ترین سود و کم ترین ضرر را داشته باشید.» وی هم چنین با اشاره به جلسه سخنرانی علی لاریجانی، رییس مجلس در دانشگاه شیراز، که با اعتراض شدید دانشجویان این دانشگاه همراه بود، گفت: «انتظار ما این بود که دانشجوی دشمن شکن فضای تالار را دست بگیرد تا دانشجویان افراطی و دشمنان نتوانند از این شور و هیجان فضاسازی کنند.» هم چنین بنا گزارش همین خبرگزاری، نیروهای بسیج در این جلسه به حدایق معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس گفته‌ اند: «ما دانشجویان از حق خودمان نمی گذریم و خواهان برخورد قانونی و قاطع شورای تامین با این افراد هستیم… اگر با این مجرمین برخورد نشود مسامحه کرده اید چرا که این افراد با توهین از خط قرمز ارزش ها عبور کرده اند… توهین به ولایت فقیه، توهین به ساحت مقدس حضرت رسول الله می باشد و ما از آن نمی گذریم.»

پایگاه خبری رجانیوز که نزدیکی زیادی با احمدی ‌نژاد و روزنامه کیهان دارد، متن بیانیه‌ بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز که فعالان دانشجویی را تهدید به قتل کرده ‌اند را منتشر کرده است و گزارش داده است که نیروهای بسیج دانشجویی در دیدار با مقامات استانداری فارس جهت برخورد با دانشجویان اولتیماتوم سه ‌روزه ‌ای صادر کرده نمودند.

فشارهای بر روی دانشجویان دانشگاه شیراز در حالی رو به افزایش گذاشت که رسانه ‌های اصلاح ‌طلب در این مورد سیاست سکوت را  در پیش گرفت.

اعتراضات نیروهای بسیج بیش تر به مراسم تریبون آزاد که در روز ۱۸ آذر در دانشگاه شیراز برگزار شد، برمی ‌گردد. در این مراسم، هیچ‌ گاه به «شهدا» توهین نشد و ماجرایی که نیروهای بسیج به عنوان توهین به «شهدا» از آن یاد می ‌کنند این است که یکی از دانشجویان در صحبت ‌های خود با اشاره به کوبیدن سر یکی از دانشجویان در دانشگاه تهران به نرده ‌ها در مراسم تریبون آزاد این دانشگاه، در رابطه با تبدیل کردن دانشگاه به گورستان، گفت: «دانشجویی که سر وی را به نرده‌ ها کوبیدند، دوست من بود و فرزند شهید است… چرا مدعی هستید که به شهدا احترام می‌ گذارید و به استخوان ‌های آن ‌ها احترام می‌ گذارید اما استخوان‌ های فرزندش را می ‌شکنید؟»

اما آنچه که نیروهای بسیجی از آن به عنوان توهین به مقدسات یاد می ‌کنند، چیزی جز دیکتاتور نامیدن علی خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی نبوده است که متن آن قبلا در اختیار رسانه‌ ها قرار گرفته است و فیلم آن نیز موجود است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یکی از دانشجویان در این مراسم در انتقاد به رهبری گفته بود: «اگر آیت‌ الله خامنه ‌ای دیکتاتور نیست، چرا اجازه داده نمی ‌شد در مورد وی نظرسنجی کنیم. اگر خامنه ‌ای پیرو امام علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تشریفات وجود داشت» این دانشجو که برادرش در جنگ جان خود را از دست داده بود، هم چنین گفته بود که: «برادر من برای خامنه‌ ای شهید نشد، بلکه در راه آزادی و وطن شهید شد.»

«جامعه اسلامی دانشگاه شیراز» نیز با انتشار اعلامیه ‌ای خواستار برخورد مسئولان دانشگاه شیراز با فعالان دانشجویی این دانشگاه شد. در قسمتی از این بیانیه آمده است: «سوگمندانه باید گفت که روز ۱۸ آذر دامن دانشگاه شیراز به لکه ننگ فحاشی و هتاکی آلوده گردید که جز به آب مجازات و تادیب قانونی شسته نخواهد شد.»

بسیج دانشجویی این دانشگاه، با صدور بیانیه ای موضوع توهین به مقدسات را مطرح کرد. نام این بیانیه «بیایید طی یک عملیات دسته جمعی بمیریم» است. در بخشی از این بیانیه چنین آمده است: «بیایید با توسل به امام زمان و حضرت زهرا(س) در این فضای یخ زده روحی گرم و تازه بدمیم یا لااقل خودمان مانع ظهور امام زمان نباشیم! باور کنیم که تا این کار یک از تو حرکت و از خدا برکتی بیش فاصله نیست… یک یا حسین و یک یا زهرا …»

 

دانشگاه امیرکبیر

بنا به گزارش خبرنامه امیرکبیر، ۵ الی ۷ /۱۲/۸۷، به علت اعتراض دانشجويان دانشگاه اميرکبير به دفن بقايای کشته های جنگ ايران و عراق در اين دانشگاه، نيروهای امنيتی، انصار حزب الله و نيروی انتظامی با چاقو، پنجه بوکس، باتوم، اسپری فلفل، مشت و لگد دانشجويان معترض را مورد ضرب و شتم قرار داده، بيش از ۷۰ نفر از دانشجويان را بازداشت و به کلانتری ۱۰۷ در ميدان فلسطين منتقل کردند. تعدادی از مجرومين به بيمارستان منتقل گرديدند. اسامی تعدادی از دانشجويان بازداشتی عبارتند از: روشنک فانی، جعفر اعتقادی پور، امير پاشا مظفری، سعيد برزگر، رضا بلباسی، عليرضا تقدسی، سجاد خادم، محمد خطايی، انوشيروان زاهدی، رسول سرمدی، کبير فاضلی، ابراهيم قربانپور، پاشا کوهساری، نويد گرگين، حميد ميرحسينی، محمد نصيری، مهدی يعقوبی و اميد لشگری.

هم چنین هشت دانشجوی دانشگاه اميرکبير، به اسامی ليدا محمودی، احمدقصابان، سجاد ويس مرادی، علی اصغر سپهری، يوسف رشيدی، ياسر ترکمن، کورش محمود کلايه و آورين طه يی به دستور نيروهای امنيتی و مديريت دانشگاه ممنوع الورود شدند.

 

دانشگاه سیستان و بلوچستان

هشت دانشجوی دانشگاه سيستان و بلوچستان که به علت شرکت در تحصن دانشجويی آبان ماه ۸۷، از سوی کميته انضباطی دانشگاه محکوم شده بودند، احکام قطعی خود را دريافت کردند. پنج تن از اين دانشجويان، تعهد داده اند در آينده فقط درس بخوانند و فعاليتی صنفی يا سياسی نداشته باشند، می توانند به تحصيل خود ادامه بدهند. سه تن از دانشجويان به نام های علی باقری، دانشجوی دانشکده ادبيات، دو ترم محروميت از تحصيل و تبعيد به دانشگاهی ديگر، کامران جليل دانشجوی دانشکده ادبيات به دو ترم محروميت از تحصيل و امين صالحی دانشجوی دانشکده مهندسی به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات و يک ترم هم به صورت تعليق محکوم شدند. اين ۸ دانشجو دست اندرکاران نشريه های دانشجويی «کاغذ اخبار»، «پنجره»، «شورا»، «سياه و سفيد» بودند. علی باقری که برای جمع آوری وسايل خود به خوابگاه دانشگاه مراجعه کرده بود توسط حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به علت شدت جراحات وارده در بيمارستان بستری گرديد. (خبرنامه اميرکبير، ۱۸ و ۱۹/۱۲/۸۷)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:20  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۴)

تهدید و زندان فعالین کارگری

- حکم ۱ سال زندان محمود صالحی، روز یک شنبه ۴ فروردین ماه پایان یافت، اما مقامات قضایی حکومت برای وی قرار بازداشت موقت صادر کردند. دادگاه حکومت اسلامی در این سنندج، برای وی وثیقه ۴۰ میلیون تومانی تعیین کرده است.

محمود، ۱۸ فروردین، پس از تحمل ۱ سال و ۱۴ روز زندان، سرانجام ساعت ۳ بعد از ظهر روز یک شنبه ۱۸ فروردین ماه از زندان آزاد شد.

وی، روز دوشنبه ۲۰ فروردین ماه سال ۱۳۸۶ در محل کارش در شهر سقز بازداشت و دوره محکومیت ۱ ساله خود را در زندان مرکزی سنندج گذراند.

 

- روز شنبه ۲۴ فروردین ماه، ماموران حکومت اسلامی به اعتصاب کارگران کارخانه «لاستیک البرز» که ۵ ماه حقوق خود را دریافت نکرده بودند، یورش برده و حدود ۱۴۰ تن از آنان را بازداشت و پس از مدتی آنان را آزاد کردند، اما یکی از کارگران با نام «نظام علی نادری»،  هم چنان در بازداشت به سر می برد.

 

- صبح روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه، شماری از کارگران کارخانه «لاستیک البرز» و خانواده هایشان دست به تجمع زده و خواستار آزادی «نظام علی نادری» همکار خود که هم چنان در بازداشت به سر می برد، شدند.

 

- در آستانه روز جهانی کارگر، دادگاه حکومت اسلامی در شهر دزفول، با هدف ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از برگزاری مراسم اول ماه مه، ۵ تن از نمایندگان کارگران شرکت نیشکر هفت تپه با اسامی فریدون نیکوفرد، علی نجاتی، محمد حیدری ،جلیل احمدی و رمضان علیپور را احضار کرده و نامبردگان باید روز ۳۰ اردیبهشت ماه خود را به دادگاه معرفی کنند.

 

- سعید ترابیان و ابراهیم نوروزی گوهری، ۲ تن از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، روز سه شنبه ۲۰ فروردین ماه به دادگاه حکومت اسلامی احضار شدند.

سعید ترابیان و ابراهیم نوروزی گوهری، ابتدا به شعبه ۱۴ پلیس امنیت عمومی تهران در میدان سپاه احضار و سپس به دادیاری ویژه امنیت دادسرای تهران در خیابان معلم منتقل شده و سئوالاتی از آنان در مورد «پیک سندیکا،، نشریه داخلی سندیكای كارگران شركت واحد پرسیده شده و سپس آزاد گردیدند.

 

- ۲۱ فروردین، پلیس امنیت عمومی تهران ۲ تن دیگر از اعضای هیات مدیره سندیكای كارگران شركت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را احضار کرده است. عباس نژند كودكی و داوود رضوی، ۲ عضو هیات مدیره سندیكای كارگران شركت واحد هستند که احضاریه پلیس امنیت عمومی  تهران را دریافت کرده و باید به این نهاد امنیتی مراجعه نمایند.  

 

- ماموران یگان ویژه ضدشورش حکومت اسلامی، عصر روز شنبه ۲۴ فروردین ماه، وارد کارخانه  کیان تایر(لاستیک البرز) سابق شده و کارگران اعتصابی این کارخانه را به شدت سرکوب کردند.

ماموران حکومت اسلامی، دیوارهای کارخانه را تخریب و وارد محوطه شده و با توسل به خشونت کارگران اعتصابی را مورد حمله قرار داده و شمار زیادی از آنان را بازداشت و به مکان های نامعلومی منتقل کرده اند.

 

- ۱۴۰ تن از کارگران کارخانه «لاستیک البرز» که در جریان سرکوب اعتصاب آنان در روز شنبه ۲۴ فروردین ماه به وسیله ماموران رژیم بازداشت شده بودند، همچنان در پاسگاه”احمد آباد مستوفی” به سر می برند.

روز دوشنبه ۲۶ فروردین ماه، خانواده های کارگران بازداشت شده در مقابل دادگاه «چهاردانگه» و سپس در مقابل پاسگاه «احمدآباد مستوفی»، دست به تجمع زده و خواستار آزادی بی قید و شرط نان آوران خود شدند.

از سوی دیگر گفته می شود که ماموران رژیم جمهوری اسلامی ۶ تن از کارگران آتش نشانی را که از دستور آنان برای ریختن آب جوش بر روی کارگران اعتصابی سرپیچی کرده بودند، بازداشت کرده اند.

 

- ۱۲۰ نفر از کارگران بازداشت شده کارخانه «لاستیک البرز» که از سوی ماموران حکومت اسلامی بازداشت شده بودند، آزاد شدند. اما ۶ تن از کارگران آتش نشانی نیز که از دستور ماموران حکومت برای ریختن آب جوش بر روی کارگران اعتصابی کارخانه لاستیک البرز سرپیچی کرده بودند بازداشت شده اند و خبری از وضعیت آنان در دست نیست.

 

- ۲۸ فروردین، دادگاه حکومت اسلامی در تهران، غلامرضا غلامحسینی، یكی از اعضای سندیكای كارگران شركت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را به زندان محکوم کرد. غلامرضا غلامحسینی، به دلیل پخش اطلاعیه های سندیكا به تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی متهم و به ۶ ماه زندان تعلیقی محکوم شده است.

 

- ۱۵ اردیبهشت، مسئولان زندان اوین طی روزهای اخیر از ملاقات وکلای مدافع منصور اسانلو، با موکلاشان جلوگیری کرده اند. بنا به گفته دکتر پرویز خورشید، یکی از وكلای مدافع منصور اسانلو، علی رغم صدور مجوز کتبی از سوی معاون امور زندان های دادستان تهران، مسئولان زندان اوین با این استدلال که منصور اسانلو، یک متهم سیاسی است، اعلام کردند که ملاقات با وی باید با اجازه قضات امنیتی انجام گیرد.

منصور اسانلو، رییس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در جریان اعتصاب و اعتراضات سال ۸۴ کارگران شرکت واحد بازداشت و از سوی دادگاه رژیم به ۵ سال زندان محکوم شده است.

 

- فرزاد کمانگر، این معلم دل سوز، به اعدام محکوم شده است. فرزاد كمانگر معلم آموزش و پرورش شهرستان كامياران با ۱۲ سال سابقه تدريس كه از يك سال قبل از دستگيری در هنرستان كار و دانش مشغول به تدريس بود. وی هم چنين عضو هيات مديره انجمن صنفی معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان است و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليت های آن مسئول روابط عمومی اين انجمن بوده است.  

 

- افشین شمس قهفرخی»، دبیر و عضو انجمن کاریکاتور اصفهان، یکی  از فعالین کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری و عضو کميته دفاع از محمود صالحی، از سوی ماموران امنیتی حکومت اسلامی در اصفهان، به دليل فعاليت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان اليگودرز در تاريخ سيزده هم تير ماه ۱۳۸۷ دستگير و روانه زندان دستگرد اصفهان شد. در اين رابطه روز شنبه پانزدهم تير ماه، منزل پدر وی در اصفهان، مورد بازرسی قرار گرفته و کليه دست نوشته های وی که در رابطه با مسایل کارگری بود توسط مامورين اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری شده است. افشین، اخیرا با قرار وثیقه آزاد شده است.

 

- در ۳۰ آذر ماه ۱۳۸۷، پنج نفر از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به اسامی علی نجاتی، فریدون نیکو فر، قربان علیپور، جلیل احمدی و محمد حیدری مهر، به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» در دادگاه دزفول محاکمه شدند.

 

بيژن اميرى، كه كارگر خودروسازى و عضو هیات كوهنوردى كارگران است، توسط نيروهاى انتظامى شركت ايران خودرو در روز ٢٢ دسامبر ٢٠٠٨ در كارخانه دستگير شده است. 

 

- روز دوشنبه ۲ دی ماه «محسن حکیمی»، عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری و عضو علی البدل کانون نویسندگان، به دیدار خانواده بیژن امیری رفته بود توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و به زندان اوین انتقال داده شد.

 

- در همین روزها ۵ تن از فعالین سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه احضار شدند.

 

- ماموران امنیتی روز ۴ دی ماه «پدرام نصراللهی»، را در منزلش بازداشت و کامپیوتر و برخی لوازم شخصی وی را نیز ضبط کردند. پدرام نصراللهی، فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری، به دادگاه سنندج منتقل شده است.

 

- در تاريخ ۱۹/۱۱/ ۸۷ ساعت دو بامداد، مامورين امنيتی به خانه سلام قادری و خالد اسدی از فعالين کارگری و عضو کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل‌ های کارگری يورش برده و آن ها را بازداشت کردند. در همان روز نيز آزاد حسينی يکی ديگر از فعالين کارگری در اين شهرستان بازداشت شد.

 

- بختيار رحيمى، فعال كارگرى در كرستان كه در ٢٣ دسامبر ٢٠٠٨ دستگير شد، قبلا نيز بازداشت شده و پس از چند ماه آزاد شده بودند.

 

- دادگاه اسلامی در سنندج، روز شنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۷، برای دو فعال کارگری به نام های پدرام نصرالهی، وثيقه ۲۰ ميليون تومانی و برای برهان سعيدی، وثيقه ۵ ميليون تومانی صادر کرد، اما هنگامی وثيقه مورد نظر تامين گرديد، دادگاه از پذيرفتن وثيقه خودداری کرده است. اين دو فعال کارگری بيش از ۱ ماه است که از سوی ماموران امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شده اند و اکنون در زندان مرکزی سنندج به سر می برند.

 

- روز سه شنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۸۷، قرار بود دادگاه رسیدگی به اتهامات ۵ تن از کارگران نیشکر هفت تپه برگزار گردد، اما دادگاه تنها به محاکمه علی نجاتی و فریدون نیکوفرد پرداخت. دادگاه شهر دزفول، علی نجاتی و فریدون نیکوفرد را به اتهام فعالیت های کارگری، مصاحبه با رسانه ها، تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سازماندهی و شرکت در اعتصابات کارگری مورد محاکمه قرار داد.

 

- ابراهیم مددی، نائب رییس سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه نیز ساعت ۱۴ روز ۲۶ دسامبر ۲۰۰۸، دستگیر شد.

 

- بنا به دعوت کانون صنفی معلمان ایران، معلمان و فعالان فرهنگی صبح امروز چهارشنبه ۱۱ دی ماه در مقابل مجلس شورای اسلامی دست به تجمع زده و خواستار اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری شدند.

 

- غلامرضا ‏غلامحسينی، از اعضای سنديکای کارگران شرکت ‏واحد اتوبوسرانی به دليل پخش اطلاعيه های اين تشکل، به شش ‏ماه زندان محکوم شد.‏

 

- روز چهارشنبه ۳۰ بهمن، حکم شلاق سوسن رازانی و شيوا خيرآبادی توسط ماموران حکومت اسلامی، در شهر سنندج اجرا شد. سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، ساعت ۱۰ و نیم تا ۱۱ صبح روز چهار شنبه در دادگستری شهر سنندج حاضر و به حکم دادگاه، سوسن ۷۰ ضربه شلاق و شیوا ۱۵ ضربه شلاق زده شد. قابل ذکر است که‌ تعدادی از فعالين کارگری، همراه‌ خانواده ‌های‌ خود به‌ جلوی «دادگاه‌» رفته‌ و بعد از اجرای احکام يعنی شلاق زدن اين دو تن از فعالين کارگری، با ريختن  گل و شيرينی بر سر آن ها،‌ اين حرکت ضدانسانی حکومت اسلامی را محکوم کردند.

 

ـ محسن حکيمی، عضو کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری که در رابطه با بازداشت بيژن اميری کارگر خودروسازی دستگير شده بود پس از تحمل دو ماه زندان که ۵۲ روز آن را در سلول انفرادی سپری کرد، با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد.(کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری، ۱/۱۲/۸۷)

 

ـ شعبه وزارت اطلاعات بيمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی (بیمارستان خمینی)، موسوم به هسته گزينش ۳۵ پرستار اين بيمارستان را به اتهام بدحجابی و عدم اعتقاد به مبانی حکومت اسلامی از کار اخراج کرد. نيکو قاسم رمکی، راحله کريمی، سيما پنجعلی و مريم کشاورز از جمله پرستاران اخراج شده هستند.(سلام دمکرات، ۵/۱۲/۸۷)

بيمارستان مذکور وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد. پرستاران در هسته گزينش مرکزی مورد بازجوئی قرار گرفته اند. نيروهای بسيجی و اطلاعاتی عضو گردان های عاشورا و الزهرا، جايگزين پرستاران اخراجی خواهند شد.(فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، ۲۸/۱۱/۸۷)

 

ـ نجات دهلی، عضو هيات مديره شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه که برای پيگيری وضعيت رحيم بسحاق به دادگستری شوش رفته بود، توسط مامورين امنيتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل گرديد. (فعالان حقوق بشر در ايران، ۷/۱۲/۸۷)

 

 ـ علی اکبر پير هادی، عضو هیات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده بود، پس از پنج روز در شعبه دوم بازپرسی ويژه امنيت دادسرای انقلاب تهران مورد بازجويی قرار گرفت و با قرار کفالت از زندان آزاد شد.(سنديکای کارگران شرکت واحد، ۸/۱۲/۸۷)

 

 ـ رضا رخشان، عضو هیات مديره سنديکای کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه و مسئول روابط عمومی اين سنديکا به اتهام مصاحبه توسط نيروهای امنيتی در شهرستان شوش بازداشت و منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت.(کميته گزارشگران حقوق بشر، ۱۰/۱۱/۸۷)

 

ـ محمد حيدری، مهر و قربان عليپور از اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه توسط مامورين امنيتی بازداشت شدند.

 

زنان

قوانین جدید ضدزن

لايحه موسوم به خانواده، نه تنها مشکلی از مشکلات خانواده را حل نمی کند، بلکه موقعیت مردسلاری را بیش از پیش تقویت می کند. بر اساس «ماده ۲۳» اين لايحه برخلاف قوانين گذشته، مردان برای ازدواج مجدد موظف به کسب اجازه از همسر اول خود نيستند. آن ها می توانند با مراجعه به دادگاه و اثبات داشتن توانايی اداره دو خانواده، اجازه ازدواج مجدد را از قاضی بگيرند. این لایحه، عملا مشکل روانی زن را در خانواده افزایش می دهد.

 

اعمال سهميه جنسيتی عليه دختران، در سال تحصيلی ۸۷-۸۶، به محروميت تعدادی از دختران در رشته های پزشکی منجر شد. از سال ۱۳۷۷ به بعد، با توجه به شرايط ايجاد شده در کشور، تعداد پذيرفته شدگان زن در دانشگاه ها رشد يافت و در سال ۱۳۸۱ به ۷/۶۲ درصد رسيد. در سال ۱۳۵۷، سهميه زنان در گروه پزشکی ۸/۵۳ درصد بود. اين رقم در سال ۱۳۶۸ به ۵/۴۲ درصد رسيد، ولي هيچ گاه طرفداران عدالت سخن از سهميه بندی جنسيتی برای حفظ منافع دختران به ميان نياوردند. سهميه دختران دانشجو در دوره های کاردانی در سال ۱۳۶۸ فقط ۲/۲۰ درصد بود؛ در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا نيز در سال های ۱۳۶۸ سهميه دختران به ترتيب ۸/۲۸ و ۴/۲۵ درصد بوده است، ولی کسی از سهميه بندی جنسيتی برای تامين عدالت سخن نگفت. برای اولين بار در سال ۱۳۸۱، نسبت زنان در جمعيت دانشجويی کشور بدون در نظر گرفتن تعداد آنان در دانشگاه آزاد اسلامی، از ۵۰ درصد بالاتر رفت. سپس به نام «تامين عدالت؟!»، تنها عرصه رقابت تقريبا برابر زنان و مردان در ايران، با اعمال سهميه بندی جنسيتی برای دختران ايرانی محدود شد. برخلاف دگرگونی های ايجادشده هم چنان در سال ۱۳۸۵-۱۳۸۴، زنان در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترای حرفه ای و دکترای تخصصی به ترتيب ۸/۴۰، ۳/۶۲، ۶/۳۶، ۸/۵۶، ۱/۲۷ درصد از کل دانشجويان را تشکيل می دادند. بيش ترين تعداد آنان در مقاطع کارشناسی و دکترای حرفه ای (گروه پزشکی) ديده می شوند. در ديگر مقاطع هم چنان عقب ماندگی های دختران در دوره های تحصيلات عالی ادامه يافت. بررسی های مرکز آمار ايران نشان می دهند در دوره های کارشناسی ارشد (دو برابر) و دکترا (سه برابر) تعداد زنان نسبت به مردان کم تر است. اين تناقض ها به خوبی ماهيت تلاش برای محدود کردن حقوق زنان دانشجو به نام «گسترش عدالت» را به نمایش می گذارد.

 

دستگیری فعالین جنبش زنان

بنا به نوشته رزونامه اعتماد، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷، امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر، با کلمات رکیکی خطاب به فعالین کمپین یک میلیون امضا، گفت: «من نمی دانم چرا یک عده خود فروخته و سست عنصر اصرار دارند که ما از خدا و امام زمان صحبت نکنیم. کشور ما کشور امام زمان است. ما شکست های خود را به امام زمان نسبت ندادیم بلکه پیروزی های خود را مدیون ایشان می دانیم.» احمد علم الهدی در ادامه با هرزه و خودفروخته خواندن زنانی که برای تغییر برخی از قوانین تلاش می کنند، خواستار برخورد با آنان شد. به گزارش ایسنا، وی گفت: «بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورق پاره ای را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش می کردند، این ها جریاناتی است که عناصر خودفروخته و جاسوسان استکبار به راه انداخته اند و این کار جریانات جاسوسی بوده است.» وی افزود: «باید با این جریانات برخورد کرد. این ها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.»

 

فعالان زن در سال گذشته، با احکام حبس، شلاق، و تبعيد (روناک صفارزاده و هانا عبدی)، بازداشت (عشا مومنی، نگين شيخ الاسلامی)، ممنوعيت خروج از کشور و تفتيش خانگی (سوسن طهماسبی)، تفتيش خانگی و احضار (پرستو الله ياری)، احضار، بازداشت، ممنوعيت خروج از کشور (منصوره شجاعی، طلعت تقی نيا، پروين اردلان)، بازداشت و محاکمه (ناهيد کشاورز، محبوبه کرمی، محبوبه حسين زاده، سارا امينيان، سعيده امين، محبوبه کرمی، خديجه مقدم)، حبس تعليقی (زينب پيغمبرزاده)، شلاق سوسن رازانی و شيوا خيرآبادی و غيره روبرو بوده اند.

 

۲۳ روز پس از بازداشت بی دلیل مقابل پارک ملت تهران، محبوبه کرمی و نه زن ديگر که در سلولی انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوين بازداشت هستند، به دليل «عدم رسيدگی مسئولان زندان، نداشتن حق هواخوری و ناديده گرفتن حقوق قانونی» دست به اعتصاب غذا زدند.

هوشنگ پوربابائی، وکيل محبوبه کرمی در گفتگو با راديو فردا گفت: «علی رغم اين که حدود ۲۰ روز است که من وکالت پرونده خانم کرمی را برعهده گرفته ام، اما هنوز نه ايشان را ملاقات کرده ام و نه از اتهامات ايشان اطلاعی دارم.»

محبوبه کرمی، ۳۹ ساله و فعال مسائل زنان، روز ۲۴ خرداد ماه در حالی که سوار بر اتوبوس از مقابل پارک ملت تهران عبور می کرد، توسط ماموران نيروی انتظامی بازداشت شد.

صديقه مصائبی، مادر محبوبه در گفتگو با راديو فردا گفت:  «روز يک شنبه دخترم تلفن زد و بدون اين که سلام کند گفت دارند ما را می کشند. ده نفر در يک سلول در هم می لوليم. حتا کاغذ نمی دهند تا شکايت کنيم. اجازه هواخوری هم نداريم. همه ما از امروز اعتصاب غذا می کنيم.»

به گفته مادر محبوبه کرمی، او و نه زن ديگر در سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوين بازداشت هستند. در ميان هم سلولی های محبوبه، يک زن ۷۰ ساله و يک دختر ۱۷ ساله وجود دارد.

خانم مصائبی، در مورد دليل بازداشت دخترش می گويد: «محبوبه در تماس تلفنی که از زندان داشت، برايم گفت که ماموران مقابل پارک ملت اتوبوس را متوقف کردند و با وارد کردن ضربات باتوم به شيشه های اتوبوس، راننده را مجبور کردند درها را باز کند. آن ها سپس به طرف مردی حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. من نتوانستم ساکت بمانم و اعتراض کردم.»

 

در ارديبهشت ماه ۱۳۸۷، دادگاه انقلاب، خانم ها ناهيد جعفری و ‏‏نسرين افضلی را به اتهام «اخلال ‏در نظم عمومی» به تحمل ۱۰ ضربه شلاق و شش ماه حبس محکوم کرد.

 

دستگاه قضایی حکومت اسلامی، در تهران سه تن از فعالان جنبش زنان را به دادگاه احضار کرد. پرستو الهیاری٬ ناهید کشاورز و سارا ایمانیان، به دادگاه احضار کرد. طبق این احضاریه ها، پرستو الهیاری، باید در روز ۲۴ فروردین ۸۸، ناهید کشاورز و سارا ایمانیان نیز باید ۲۶ فروردین ۸۸ در دادگاه حضور یابند. پرستو اللهیاری، چندی پیش توسط دادگاه احضار  و با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.

 

ايسنا، در تاریخ ۱۳/۱۲/۸۷، نوشت: عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه در مورد اجرای حکم حبس ۱۴ نفر از فعالان زن گفت: در مورد دو نفر حکم اجرا شد که يکی چهار ماه حبس و ۱۵ ضربه شلاق بود و ديگری ۹ ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق که حکم شلاق اجرا شد و حبس آن ها معلق است، اتهام فعالان زن در پرونده ، اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.

 

دانشجویان

با وجود این که در مقطع ۱۶ آذر ۱۳۸۶، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی، در سطح گسترده ای فعالین جنبش دانشجویی را دستگیر و زندانی کردند تا با آفریدن رعب و وحشت در جامعه و دانشگاه ها مانع فعالیت های این جنبش و برگزاری روز دانشجوی شوند؛ حدود ۵۰ تن از فعالین سرشناس جنبش دانشجویی را زندانی کردند و یا آن ها واردار به زندگی مخفی و خروج از کشور نمودند. اما با این وجود این جنبش بالنده رهبران و فعالین خود را همواره بازتولید کرد، به همین دلیل با وجود تهدیدات و دستگیری های وسیع و خروج برخی از فعالین جنبش دانشجویی از کشور، اعتراضات دانشجویی هم چنان در سال گذشته نیز کابوسی برای رهبران حکومت اسلامی و مدیران ان ها در دانشگاه ها بود.

 

دولت نهم، فشارهای پلیسی، توطئه ها و تدابیر امنیتی را به کار بسته که با تدابیری هم چون تفکیک «کتاب های درسی برای دختران و پسران، کوتاه کردن طول مدت تحصیل دختران، سهمیه بندی و بومی سازی جداسازی جنسیتی را نهادینه کند.»

۷۰۰ فعال دانشجويی از جمله با انتشار بيانيه ای به اعمال «سهميه بندي جنسيتی» در دانشگاه ها اعتراض کردند. آن ها در بخشی از بيانيه نوشتند: «ما زنان برابری خواه، سهميه بندی جنسيتی را ادامه سياست های ‏پدرسالارانه ‏موجود در‎ ‎جهت محدود ساختن زنان ايرانی می دانيم و با امضاء اين بيانيه خواستار توقف اين روند‏‎ ‎‎تبعيض آميز ‏هستيم.» ۳۰۰ دانشجوی پسر هم با امضای اين بيانيه هم صدا با دانشجويان دختر به اين طرح‏‎ ‎‎‏«تبعيض آميز» ‏اعتراض کردند.‏ در زیر به چند نمونه از اعتراض دانشگاه ها اشاره می کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:18  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۳)

تعیین حداقل دست مزد برای سال ۸۸

بر طبق آخرین تصمیم شورای عالی کار در پشت درهای بسته، حداقل دست مزد برای سال آینده ابتدا ۲۷۴ هزار و پانصد تومان تعیین شد و چند روز بعد این شورا حداقل دست مزد را ۵ در صد کاهش داد و اعلام کرد که مبنای این کاهش اعلام تورم ۲۰ درصدی از سوی بانک مرکزی بوده است. البته بسیار طبیعی است شورایی که نمانیده دولت و کارفرمایان و نمانیده خانه کارگر حکومت اسلامی به عنوان نماینده «کارگران؟!» در نشست های سه جانبه به چانه زنی می پردازند باید گفت که کارگران نماینده ای ندارند در این نشست ها کارفرمایان و نمایندگان دولت و ارگان پلیسی حکومت در درون جنبش کارگری در غیاب نمایندگان واقعی کارگران، برای میلیون ها کارگر دست مزد تعیین می کنند که اساسا منافع عمومی سرمایه داری را به عنوان نمانیدگان سرمایه مدنظر دارند.

اساسا معلوم نیست که با تورم فزاینده که در سال ۸۸ بسیار بیش تر از این ها خواهد بود، کارگران چگونه هزینه های زندگی خود را باید تامین کنند؟!

این در حالی است که کارگران در بسیاری از کارگاه‌ های کوچک زیر ۵ و ۱۰ نفر کارگر که از شمول قانون کار خارج شده اند برای حفظ شغل خود اجبارا به زیر قیمت حداقل دست مزد کار ‌کنند. بر اساس اسناد و گزارشات منتشر شده حتا در رسانه های حکومتی، کارگران به خصوص زنان و کودکان اجبارا حتا با نصف دست مزد رسمی در این کارگاه ها مشغول به کار هستند. بسیاری از این مزدبگیران، جوانان تازه زندگی مشترک آغاز کرده، فرزندان کارگران، زنان سرپرست خانوار هستند که زندگی پدر و مادر، برادر و خواهر کوچک تر و یا فرزندان خود را نیز تامین می کنند.

تعیین حداقل دست مزد کم تر از یک سوم خط فقر، در حقیقت افزایش مدت زمان کار تا سرحد ۱۲ تا ۱۶ ساعت و شاید هم بیش تر در روز است. بسیاری از مزدبگیران مجبورند دو یا سه جا کار ‌کند یا با اضافه کاری ‌های طولانی زندگی خود و خانواده شان را تامین کنند. بنابراین، کارگران ایران شدیدا مورد استثمار قرار می گیرند و سودطلبی سرمایه‌داران و حکومت اسلامی که بزرگ ترین سرمایه دار کشور است حدومرزی ندارد. پرداخت دست مزد به میلیون ها کارگر، معلمان حق‌التدریسی، روزنامه نگاران و… به صورت قراردادی چند ماهه با دست مرد کم و بدون پرداخت هیچ گونه مزایای دیگر، در حاکمیت جمهوری اسلامی عمومیت دارد.

با تورم لجام گسیخته که به صورت رسمی ۲۶ درصد و به صورت واقعی بیش از ۵۰ درصد است شاهد بروز بحران های اجتماعی بیش تر در خانواده های کارگری هستیم. در آخرین آمارهای اعلام شده از جانب مسئولان جمعیت زیر خط فقر بیش از بیست میلیون نفر است.

 روزنامه اعتماد ملی، ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۲۰ دسامبر ۲۰۰۸، نوشت: «آمار و محاسبات نشان می دهد، بر اساس خط فقر مطلق ۲ هزار كیلوكالری در روز، بسته به این كه از چه روشی برای تخمین فقر مطلق استفاده كنیم، ۲۹ تا ۵/۳۲ درصد از جمعیت كشور در زیر خط فقر مطلق قرار دارند كه این درصد بیش از ۲۰ میلیون نفر از جمعیت كشور را شامل می ‌شود كه این موضوع سهم مصرف كالاهای اساسی در سبد مخارج خانوارهای فقیر بر اساس طبقه ‌بندی مشاغل را تایید می‌كند.»

تعیین این مبلغ ناچیز دست مزد برای سال ۸۸، بر مبنای تورم اعلام شده و برای یک خانواده سه و نیم نفره که متوسط جمعیت خانوار در تهران است که کم تر از یک سوم هزینه‌ جاری برای زنده ماندن است. یعنی اگر یک خانواده‌ سه و نیم نفره، ۸۵۰ هزار تومان در ماه درآمد داشته باشد تنها می تواند هزینه ‌های جاری خورد و خوراک و مسکن و پوشاک را در حد معمول مهیا نماید و زنده بماند تا کار گند. حال با کم تر از یک سوم این مبلغ، چگونه می توان زندگی کرد، دردی است که باید کارگران مستقیما با تلاش و مبارزه و همبستگی خود را آن را درمان کنند. یعنی با مبارزه پیگیر و سراسری می توان مطالبه دست مزدها را متناسب با تورم و گرانی واقعی در بازار به سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه تحمیل کرد.

لازم به یادآوری است که خبرگزاری فارس، روز سه شنبه ۲۰ اسفند ۸۷، از قول حسن راغفر تدوینگر نقشه جغرافیایی خط فقر در کشور گزارش داد که «با احتساب تورم ۳۵ درصدی و افزایش قیمت ها در سال ۸۸ خط فقر مطلق برای یک خانواده ۵ نفره در تهران رقمی بالاتر از ۸۵۰ هزار تومان پیش بینی می ‌شود.»

وزارت رفاه که مسئول اعلام خط فقر در ایران است از سال ۸۴ تاکنون از اعلام خط فقر خودداری کرده اما راغفر، این مقام حکومتی به خبرگزاری فارس گفت که خطر فقر مطلق در سال ۸۴، معادل ۲۷۶ هزار تومان بود، در سال ۸۷ به ۷۸۰ هزار تومان رسید و در سال آینده ۸۵۰ هزار تومان است.

 

بی کاری

مقامات دولتی در مورد بی کاران آمارهای متناقضی را اعلام می کنند از این رو، رقم واقعی بی کاران روشن نیست. اما حتا از دوره رفسنجانی یب کاری به عنوان مهم ترین معضل جامعه و شبیه بمب ساعتی است که تر آن امکان انفجار آن وجود دارد. برای نمونه در تاریخ ۳۰/۱۰/۸۷، رسما اعلام شد که ۱۴۰ هزار کارگر در سه ماه گذشته بی کار شده اند.

محمد عباسی، وزير تعاون دولت احمدی نژاد، در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز یک شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ برابر با ۱۰ آکوست ۲۰۰۸، جمعيت جويای کار در ایران را ۱۰ ميليون نفر اعلام کرد و اظهار داشت؛ نزديک به ۱۰ ميليون نفر از جمعيت کشور متقاضی اشتغال هستند.

آمار ۱۰ ميليون نفری جمعيت جويای کار در حالی از سوی وزير تعاون اعلام می شود که بنابر گزارش بانک مرکزی جمعيت فعال کشور ۵/۲۳ ميليون نفر است که با اين حساب نرخ بی کاری کشور براساس آمار وزير تعاون دولت نهم ۴۲ درصد است.

از سوی دیگر، خبرگزاری حکومتی موج، نوشته است: یازده ميليون كارگر در اقتصاد غيررسمی کشور فعال اند. نقدينگی هم اكنون از ۵۰ هزار ميليارد تومان به ۱۴۰ هزار ميليارد تومان افزايش يافته است. نرخ بی كاری هم اكنون در كشور ايران ۴ برابر كشورهای توسعه يافته است كه اين امر به بحران مبدل شده است.

هم چنین به گزارش خبرگزاری حکومتی مهر، ۱۵ بهمن ۱۳۸۷، صالحی، عضو شورای عالی کار حکومت اسلامی، گفته است: ۸۰ درصد از کارگران کشور قراردادی هستند. وی تاکيد کرد: متاسفانه شرايط به نحوی است که فقط ۲۰ درصد از کارگران مشمول ماده ۲۷ قانون کار و دارای قرارداد رسمی می توانند از مزايای قانونی خود برخوردار شوند. 

بيش از ۵۰ هزار بی کار در استان قزوين، منتظر ايجاد فرصت شغلی برای جذب در بازار کار هستند. عيدعلی کريمی، به دسترنج گفت: وجود ۵۰ هزار بی کار در استان قزوين در حالی ست که برخی مسئولان اين استان از ايجاد ۵۲ هزار فرصت شغلی طی ۲ سال گذشته خبر داده‌ اند. او گفت: آمار مشهود به طور خوشبينانه ۱۵ هزار فرصت شغلی را نشان می ‌دهد که طی اين مدت ايجاد شده است. (دسترنج، ۱۷ تیر ۱۳۸۷)

براساس گفته ملا احمد شیخی، امام جمعه ثلاث باباجانی از توابع استان کرمانشاه، نرخ بی کاری در این شهرستان ۵۰ درصد است. جمعیت این شهرستان، ۳۹۴۰۴ نفر بوده که از این جمعیت، ۱۹۰۰۰ نفر بی کار هستند. (آژانس خبر ایران، ۱۹ تیر ۱۳۸۷)

واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست، در گزارش ماه ژانویه ۲۰۰۹ خود نیروی کار ایران در سال گذشته را ۲۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر و نرخ بی کاری را ۱۲.۳ درصد اعلام و پیش ‌بینی کرد که این شاخص ‌ها در سال جاری به ترتیب ۲۴ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر و ۱۲.۵ درصد خواهد بود.

بر اساس کار مطالعاتی اتاق بازرگانی و صنايع معادن ايران، ظرف چند ماه گذشته ۱۹۵ هزار نفر در کشور بی کار شده اند. (اعتماد ملی، ۱/۱۱/۸۷)

سرانجام حسن صادقی، معاون دبيرکل خانه کارگر حکومت اسلامی، اعلام کرد: در چند ماه اخير حدود ۳۳۰ هزار کارگر از کار اخراج شده اند. وی افزود ۹۰ درصد کارگران اخراج شده برای استفاده از مزايای حمايتی صندوق بيمه بی کاری محدوديت دارند. (ايلنا، ۲۳/۱۲/۸۷)

 

نمونه هایی از اعتصابات و اعتراضات کارگری و اخراج سازی ها

- بیش از ۱۲۰ تن از کارگران شركت صنایع «ایران صدرا» روز دوشنبه ۵ فروردین ماه، در مقابل استانداری بوشهر دست به تجمع زده و خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شدند.

بنا به گفته کارگران شرکت کننده در این تجمع اعتراضی، مدیران شركت صنایع ایران صدرا در آخرین روز سال ۸۶ بدون هیچ دلیلی ۳۸۴ نفر از کارگران قراردادی را اخراج کرده اند.

 

- ۹ فروردین، بر اساس مصوبه شورای شهر سقز، مسئولین شهرداری این شهر ۸۰ تن از کارگران شهرداری را همزمان با آغاز سال ۸۷ اخراج کرده اند.

برخی از کارگران اخراجی شهرداری سقز که در بخشهای نظافت شهری، اجرائیات و حمل و نقل مشغول کار بوده اند بیش از ۱۰ سال سابقه کار در شهرداری را دارند و  با بهانه افزایش كارآیی و  اصلاح چگونگی استخدام نیرو بیکار شده اند.

 

- بیش از ۱۰۰ کارگر قراردادی کارخانه «اشکان چینی» روز دوشنبه ۱۹ فروردین ماه، در مقابل اداره کار شهرستان «البرز» در استان قزوین، دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. کارگران شرکت کننده در این تجمع ۶ ماه حقوق و مطالبات خود را دریافت نکرده اند.

 

- از صبح امروز سه شنبه ۲۰ فروردین ماه، هزاران کارگر شرکت «نیشکر هفت تپه» در شهرستان شوش، بار دیگر دست به اعتصاب زدند. کارگران بخش تولید و تمامی بخشهای وابسته به آن، بخش کشاورزی و کارگران نی بر  به صورت یکپارچه و گسترده در این اعتصاب شرکت دارند و خواستار پرداخت مطالباتشان هستند.

گفتنی است که کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، طی ۱ سال گذشته ده ها بار دست به اعتصاب و اعتراضات گسترده زده اند و تهدیدات و اقدامات مسئولین حکومت نیز مانع از مبارزه آنان برای دست یابی به حقوق شان نشده است.

 

- ۲۰ فروردین، عدم پرداخت حقوق اسفند ماه سال گذشته، ۱۲۰۰ کارگر  معدن ذغال سنگ طبس، باعث اعتراض شدید کارگران این معدن شده است. حقوق آنان طی ۶ ماه اخیر همواره با تاخیر پرداخت شده است.

 

- کارگران کارخانه «دروس ایران» قزوین، صبح روز چهارشنبه ۲۱ فروردین ماه، در مقابل خانه کارگر قزوین دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. ۳۸ کارگر این کارخانه که تولید کننده کپسول آتش نشانی می باشد ۶ ماه حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.

 

- کارگران کارخانه «پارس واشر»، صبح روز چهارشنبه ۲۱ فرروردین ماه در اعتراض به تعطیلی کارخانه و عدم پرداخت حقوق و مطالباتشان، در مقابل فرمانداری شهرستان «البرز» در استان قزوین دست به تجمع زدند. کارفرما چندین ماه حقوق کارگران را پرداخت نکرده و کارخانه را تعطیل کرده است.

 

- کارگران کارخانه کیان تایر (لاستیک البرز)، در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ما حقوق معوقه خود از ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه ۲۱ فروردين در منطقه «چهاردانگه»، دست از كاركشيده و اقدام به تجمع اعتراضي زدند.

کارگارن کارخانه کیان تایر، در اعتراض به عدم پرداخت مزایای خود جاده تهران - ساوه  که از مقابل کارخانه ایران تایر عبور می کند را بستند، کارگارن در ادامه اعتراض خود اقدام به آتش زدن لاستیک نمودند. کارگران کارخانه کیان تایر، سال گذشته  چندین بار دست به اعتصاب زدند، اما هیچ اقدامی در خصوص حل مشکلاتشان صورت نگرفت.

 

- صدها کارگر شرکت کیان تایر( لاستیک البرز) سابق در ادامه اعتراضات روزهای گذشته خود، روز شنبه ۲۴ فروردین ماه، با آتش زدن لاستیک جاده تهران - اسلامشهر را بستند. بیش از ۱ هزار کارگر کارخانه کیان تایر که بیش از ۵ ماه حقوق معوقه خود را دریافت نکرده اند.

 

- در حالی که اعتصاب هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه در شهر «شوش» در استان خوزستان، روز شنبه ۲۴ فروردین ماه، وارد پنجمین روز خود شد، کارگران شرکت های طرح های توسعه امیر کبیر و زعبل غذائی خوزستان نیز دست به اعتراض زدند.

بیش از ۳ هزار کارگر قسمت های مختلف شرکت نیشکر هفت تپه از صبح روز شنبه ۲۴ فروردین ماه در مقابل دفتر مدیریت شرکت دست به تجمع زده و خواستار پرداخت حقوق معوقه و پاداش سال گذشته خود شده و بر ادامه اعتصاب تا دست یابی به خواست هایشان تاکید کردند.

  

- بیش از ۳ هزار کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، روز یک شنبه ۲۵ فروردین ماه در ششمین روز از اعتصاب خود، در مقابل دفتر مدیریت شرکت دست به تجمع زدند.

 

- بیش از ۱۰۰ تن از معلمان مدارس منطقه «قرچک» ار توابع شهر ورامین در استان تهران، روز سه شنبه ۲۷ فروردین ماه، در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالباتشان شدند. بنا به گفته معلمان شرکت کننده در این تجمع، مسئولین اداره آموزش و پرورش شهرستان ورامین حقوق، اضافه کار و برخی دیگر از مزایای آنان را پرداخت نکرده و وعده های داده شده به معلمان این شهر در خصوص رسیدگی به مشکلاتشان نیز تاکنون عملی نشده است.

 

- ۲۸ فروردین، اعتصاب معلمان در شهرهای کرج و شهریار در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و اضافه کار خود از حضور در کلاس های درس خودداری کردند و در شهرستان ورامین نیز معلمان دست به تجمع زدند.

 

- ۲۸ فروردین، بر اساس گزارش «صدای کاوه ها»، بیش از ۱۲۰ کارگر اخراجی كارخانه گونی بافی «تهران شفق» برازجان، در مقابل استانداری بوشهر دست به تجمع زده و خواستار بازگشت به کار خود شدند. کارگران اخراجی كارخانه گونی بافی تهران شفق، در حالی اخراج شدند که حقوق یک ماه و عیدی آنان پرداخت نشده و برخی از کارگران اخراج شده نیز ۲۰ سال سابقه کار در این واحد را دارند.

 

- بیش از ۱۴۰۰ کارگر ۳ واحد تولیدی  فرنخ و مه نخ،  نازنخ  و  بهداشتی مینا، در استان قزوین، طی ۲ روز اخیر دست به اعتراض زده و خواستار پرداخت مطالباتشان شدند.

بیش از ۴۰۰ کارگر شرکت «بهداشتی مینا» صبح روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه، در مقابل شرکت مذبور تجمع کرده و رسیدگی به مشکلات خود را خواستار شدند.

از سوی دیگر، ۱ هزار کارگر شرکت های فرنخ و مه نخ و نازنخ  نیز طی ۲ روز گذشته در مقابل واحده های مذبور دست به تجمع زده و خواستار پرداخت چندین ماه حقوق معوقه خود شدند.

 

- ۲۹ فروردین، جمعی از معلمان شهر کامیاران در فراخوانی خواستار حمایت اقشار مختلف مردم از «فرزاد کمانگر» معلم محکوم به اعدام شده اند.

در بخشی از این فراخوان آمده است: دوستان، همکاران، آزادی خواهان و فعالان فرهنگی، سیاسی، صنفی  و مدنی، دانشجویان، کارگران و تشکل های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، اینک نزدیک به دو سال از دستگیری و حکم سنگین و غیرقابل تحمل اعدام فرزاد کمانگر معلم و فعال مدنی می گذرد.

 

- ۳۰ فروردین، بیش از ۸۰۰ کارگر  شرکت ریسندگی «فرنخ مه نخ» قزوین، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایای خود دست به اعتصاب زدند. گفته می شود که کارگران شرکت ریسندگی فرنخ مه نخ ۲ ماه حقوق و عیدی و پاداش سال گذشته خود را دریافت نکرده اند.

ل شرکت ریسندگی فرنخ مه نخ، یکی از بزرگ ترین واحد های ریسندگی خاور میانه بود که پس از واگذاری به بخش خصوصی با بحران روبرو شده است.

 

- ۵ اردیبهشت، ۶۰۰ کارگر ۲ شرکت «ایران ترمه و تهران پتو»، طی یک هفته گذشته چندین بار در مقابل نهادهای دولتی و شرکت های مذبور دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. کارگران ایران ترمه و تهران پتو، که هر دو توسط یک مدیریت اداره می شود، حقوق و مزایای ۸ ماه و عیدی سال گذشته خود را تاکنون دریافت نکرده و مسئولین دولتی و کارفرمایان نیز هیچ اقدامی جهت پرداخت مطالبات آنان انجام نمی دهند.

 

- ۵ اردیبهشت، بیش از ۳۰۰ تن از معلمان بازنشسته کرمانشاه در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه دست به تجمع زده و خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شدند. معلمان بازنشسته در جریان این تجمع خواستار پرداخت پاداش پایان خدمت خود از سوی وزارت آموزش و پرورش به صورت نقدی شده و بر مخالفت با طرح دولت برای پرداخت سهام عدالت به جای پاداش پایان خدمت، تاکید کردند.

 

- بیش از ۶۰۰ نفر از معلمان و فرهنگیان استان کردستان، روز پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ماه، در محوطه اداره آموزش و پرورش مرکزی سنندج در خیابان «اکباتان» دست به تجمع زدند. شرکت کنندگان در این تجمع پلاکاردهایی را در دست داشتند که بر روی آن ها «عدالت بنويسيد٬ تبعيض بخوانيد»٬ «پاداش سى ساله حق مسلم ماست» و «همبستگى خود را با تمام فرهنگيان کشور اعلام می کنيم»٬ نوشته شده بود.

 

- ۱۳ اردیبهشت، بر اساس اخبار و گزارشات مختلف،  معلمان در شهرهای اردبیل، کرمانشاه و خمینی شهر در استان اصفهان در مقابل ادارات آموزش و پرورش این شهرها دست به تجمع زدند.

- یش از ۲ هزار تن از معلمان و فرهنگیان اردبیل، در مقابل اداره آموزش و پرورش این استان تجمع کرده و  خواستار رسیدگی به مشکلات معلمان از جمله رفع تبعیض اجتماعی، پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان، رسیدگی به وضعیت کانونهای صنفی معلمان کشور و پرداخت مطالبات معلمان شدند.

 

- در شهر کرمانشاه نیز بیش از ۳۰۰ تن از معلمان و فرهنگیان این شهر در مقابل اداره آموش و پرورش دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات معلمان شاغل و پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته به صورت نقدی شدند.

 

- در شهر خمینی شهر در استان اصفهان نیز بیش از ۱۰۰ تن از معلمان تجمع کرده و خواستار رسیدگی به مشکلات معلمان و همچنین لغو احکام صادره برای فعالان صنفی شدند.

 

- صبح امروز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه، بیش از ۲ هزار کارگر شرکت «کشت و صنعت نیشکر هفت تپه»، در اعتراض به عدم تحقق خواسته ها و مطالبات وعده داده شده از سوی مدیران شرکت، در مقابل دفتر مدیر عامل کارخانه دست به تجمع زدند. عدم پرداخت ۳ ماه حقوق معوقه، پرونده قضایی فعالین کارگری و عدم توجه به مسائل رفاهی از جمله مواردی است که کارگران نیشکر هفت تپه نسبت به آن ها معترض هستند.

 

- اعتصاب بیش از ۳۰۰ کارگر شرکت «کاشی رویال»، در استان سمنان که از روز یک شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه آغاز شده بود، هم چنان ادامه دارد. کارگران شرکت کاشی رویال که ۳ ماه حقوق و برخی مزایای معوقه خود را دریافت نکرده اند.

 

- ۴۰۰ کارگر شرکت «بهداشتی مینا» در قزوین، روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه در اعتراض به بی توجهی کارفرمایان نسبت به مشکلاتشان، دست به تجمع زدند. به دنبال اعتراض کارگران شرکت بهداشتی مینا، مدیرعامل شرکت و ماموران انتظامی حکومت در محل حاضر شده و با دادن وعده رسیدگی به مشکلات شغلی از سوی مدیر عامل شرکت، کارگران به تجمع خود پایان دادند.

 

- ده ها کارگر شرکت «ایران برک» رشت، روز سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه در مقابل دفتر این شرکت در تهران دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالباتشان شدند. کارفرمای این شرکت، ۵ ماه حقوق، عیدی سال گذشته و ۴ سال بن کارگران این شرکت را پرداخت نکرده و در صورت اعتراض اقدام به اخراج کارگران می نماید.

 

- هزاران تن از  کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، روز دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه در پانزدهمین روز از اعتصاب و اعتراضات خود جاده اهواز - اندیمشک را مسدود کردند. کارگران نیشکر هفت تپه، برای چندمین روز متوالی در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده و سپس به سوی بازار شهر و چهار راه شوش راهپیمایی نمودند و با بستن جاده شوش- اندیمشک به اعتراض خود ادامه دادند.

 

- ۱ خرداد، به دنبال اعتصاب کارگران کارخانه «لاستیک البرز»، کارفرمای این واحد مطالبات معوقه کارگران را پرداخت کرد.

 

- صبح روز دوشنبه ۶ خرداد ماه، هزاران تن از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصاب و اعتراضاتشان در مقابل فرمانداری شهرستان شوش دست به تجمع زدند. صبح امروز تعداد زيادی از کارگران خود را به مقابل فرمانداری شوش رسانده و اعتراضات خود را آغاز کردند. کارگران در شعارهايی که می دادند، نسبت به بی عملی و وعده هايی که بارها به آن ها داده شده و محقق نگرديده اعتراض می کردند. کارگران معترض با سر دادن شعارهای مانند: «فرماندار بی کفايت استعفا استعفا»، «نيروی انتظامی خجالت خجالت»، «حقوق ماهيانه حق مسلم ماست»، «معيشت و زندگی حق مسلم ماست»، «کارگر می ميرد ذلت نمی پذيرد»، «فرماندار مرگت باد، فرماندار ننگت باد»، به حرکت های اعتراضی خود ادامه دادند.

نيروهای امنيتی و گارد ويژه به کارگران معترض در مقابل فرمانداری شوش يورش بردند و در حدود ۱۲ کارگر را دستگير کرده و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. رفتار اين نيروها با کارگران هنگام دستگيری وحشيانه بوده است. بعد از اين يورش کارگران در سطح شهر پراکنده شدند. آن ها می گويند مصصم هستند که به اعتراضات تا رسيدن به خواسته های خود ادامه دهند. نيروهای گارد ويژه و امنيتی و انتظامی مجددا با خودروهای خود در سطح شهر به حرکت در آمده اند و با مانور دادن سعی در ايجاد رعب و حشت دارند.

خواسته های کارگران اعتصاب کننده نيشکر هفت تپه به قرار زير می باشد: پرداخت حقوق معوقه ٣ ماه اخير پايان دادن به پرونده سازي ها و احضار فعالين کارگری به دادگاه انقلاب برکناری مدير عامل شرکت يعقوب شفيعی و هم چنين اعضای هيات مديره اين شرکت برکناری ریيس حراست شرکت فردی بنام زيوداری که در سرکوب، جاسوسی و پرونده سازی عليه کارگران نقش مستقيم دارد. (فعالين حقوق بشر و دموکراسی در ايران، ۶ خرداد ۱۳۸۷)

 

- کارگران معدن «چیروک» در شهرستان «طبس» در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات معوقه خود دست از کار کشیدند. این کارگران، خواستار پرداخت مطالبات معوقه و هم چنین اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و برخورداری از مزایای این طرح هستند.

 

- کارگران معادن سنگ شهر «سنگان» در اعتراض به برداشت غیرمجاز سنگ آهن از سوی یک شرکت خصوصی و عدم پرداخت حقوق آنان از سوی  این شرکت، دست به تجمع زدند. لازم به ذکر است که طی روزهای اخیر دو تن از کارگران شاغل در معادن سنگ شهر سنگان بر اثر حادثه محل کار جانشان را از دست داده اند.

 

- در حالی که اعتصاب هزاران کارگر کوره های آجرپزی ارومیه وارد بیستمین روز خود شد، از روز جمعه ۲۴ خرداد ماه ماموران انتظامی و لباس شخصی به حضور خود در کوره های آجرپزی افزوده و ۲۴ کارگر را بازداشت کرده اند. ماموران یگان ویژه نیز وارد برخی کوره ها شده و کارگران را با توسل به زور وادار به ادامه کار و شکستن اعتصاب کرده اند. روز سه شنبه ۲۸ خرداد ماه، ۲۴ کارگر بازداشت شده در جریان یورش ماموران انتظامی به اعتصاب کارگران کوره های آجرپزی ارومیه آزاد شدند.

 

- هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، صبح امروز سه شنبه ۲۸ خرداد ۸۷، در ادامه اعتراضات ۲ ماهه خود، همراه با خانواده هایشان جاده اهواز به اندیمشک را مسدود کردند.

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و خانواده هایشان با سردادن شعارهای «حقوق ماهیانه حق مسلم ماست»، «معیشت و زندگی حق مسلم ماست»، «کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه»، بی توجهی به مشکلاتشان را محکوم کردند.

هم زمان با ادامه اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، ماموران انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی با استفاده از ماشین های آب پاش کارگران و خانواده هایشان را محاصره کردند.

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه خواستار ایجاد سندیکای مستقل کارگری، پرداخت ۳ ماه حقوق معوقه و پایان دادن به احضار و تهدید فعالین کارگری هستند و بر ادامه اعتراضات تا دستیابی به خواست های خود تاکید دارند.

 

- ۱۲۰۰ کارگر شرکت صنایع مخابراتی راه دور ایران، روز سه شنبه ۲۸ خرداد ماه، برای دومین روز متوالی در مقابل استانداری فارس دست به تجمع زدند و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. کارگران شرکت صنایع مخابراتی راه دور ایران، که ۴ ماه حقوق معوقه خود را دریافت نکرده اند، خواستار پرداخت مطالبات و هم چنین برکناری برخی از مدیران این شرکت هستند.

 

- بیش از ۳۰۰ نفر از معلمان بازنشسته استان خراسان در مقابل سازمان آموزش و پرورش این استان در شهر «مشهد» دست به تجمع زده و خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شدند. معلمان بازنشسته استان خراسان در جریان تجمع خود ضمن اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و پائین بودن حقوق خود، خواستار رسیدگی و توجه مسئولین دولتی به وضعیت زندگی معلمان بازنشسته شدند.

 

- در هفته اول بهمن ماه ۸۷، کارگران و توليد کنندگان کفش در اعتراض به واردات بيش از حد کفش های ارزان قيمت چينی، در منطقه باغ سپهسالار دست به اعتراض زدند که اين تجمع اعتراضی با برخورد ماموران پايان يافت. نايب ریيس اتحاديه کفاشان دست دوز در تهران، اعلام کرده که «در سال اخير بيش از ۲ هزار واحد توليد کفش دست دوز در تهران به خاطر بحران ورود کفش های چينی تعطيل شده است.» (آفتاب، ۱۱ بهمن ۸۷)

 

- کارکنان قراردادی و پيمانکاری بيمارستان ولی عصر خرمشهر، مدت ۳ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. (خبرگزاری مهر، ۴/۱۱/۸۷)

 

- حدود ۳۸۰ نفر از کارگران کارخانه نازنخ قزوين، مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. هم چنين بن کالای سال گذشته کارگران پرداخت نشده است. اين کارگران روز گذشته از قزوين به تهران آمده و شب گذشته را در خيابان به صبح رساندند. کارگران برای اعتراض در مقابل نهاد رياست جمهوری دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۶/۱۱/۸۷)

 

- ۳۶۰ کارگر شرکت سيامکو صنعت همدان، برای اعتراض در مقابل خانه کارگر همدان تجمع کردند. اين کارگران ۶ ماه حقوق از سال ۸۱ طلبکار هستند. به رغم پيگيری و مراجعه کارگران به مسئولان کشوری و استانی هنوز هيچ اقدامی در جهت رفع مشکلات کارگران اين شرکت انجام نگرفته است. (ايلنا، ۹/۱۱/۸۷)

 

- ۳۰ نفر از کارگران ريسندگی پرديس کرج، مدت ۵ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند، کارگران برای اعتراض در مقابل درب اصلی ديوان عدالت اداری تجمع کردند. (فرهنگ آشتی، ۹/۱۱/۸۷)

 

- علی طالبی دبير اجرايی خانه کارگر استان قم، اعلام کرد: ۵۰۰ کارگر شرکت های ايران ترمه و تهران پتو مدت يک سال است که حقوق دريافت نکرده اند. وی افزود ۷ سال پيش ۲۰۰۰ کارگر در اين واحدهای توليدی مشغول به کار بودند ولی براثر واردات بی رويه، اين واحدها دچار مشکل شده و اقدام به اخراج کارگران نمودند.(ايلنا، ۱۲/۱۱/۸۷)

 

- عيد علی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: ۳۲۰ کارگر شرکت نارنج مدت ۳ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض در مقابل کارخانه دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۱۲/۱۱/۸۷)

 

- جمعی از کارگران و کارفرمايان کفاش در اعتراض به واردات بی رويه، کفش های چينی، در مقابل دفتر اتحاديه کفاشان دست دوز و مغازه های فروشندگان و توزيع کنندگان کفش های چينی تجمع کردند. در حال حاضر ۲۰۰ هزار کفاش در ۵۰ هزار کارگاه کفاشی مشغول به کار هستند. در سال های اخير واردات بی رويه کفش های چينی باعث بی کاری هزاران کارگر و تبديل هزارها کارگاه به انبار کفش های وارداتی شده است. (ايلنا، ۱۳/۱۱/۸۷)

 

- عيد علی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: کارگران شرکت های فرنخ و مه نخ مدت ۳ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. حدود ۳۰۰ نفر از کارگران برای اعتراض جاده بين المللی قزوين را بستند. (ايلنا، ۱۳/۱۱/۸۷)

 

- سعيد مصطفی نژاد، دبير اجرايی خانه کارگر شهرستان مهاباد، گفت: ۵۴ نفر از کارگران شرکت شيلر ، مدت ۱۳ ماه است که حقوق دريافت نکرد اند. در چند روز گذشته ۱۵ نفر از کارگران اين شرکت از کار اخراج شدند. (ايلنا، ۱۳/۱۱/۸۷)

 

- ۱۰۰ نفر از کارگران نساجی خامنه تبريز، مدت ۱۹ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری تجمع کردند.(ايلنا، ۱۳/۱۱/۸۷)

 

اقبال رضايی، دبير اجرايی خانه کارگر استان کردستان، گفت: کارگران شاغل در پروژه ساخت جاده سقز ـ بوکان مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. ۱۵ نفر از کارگران اين شرکت از کار اخراج شدند.(ايلنا، ۱۴/۱۱/۸۷)

 

- اقبال رضايی، دبير اجرايی خانه کارگر استان کردستان، گفت: ۸۰ کارگر شاغل در سد ذوب ريز سماء، توليد کننده گونی، مدت ۵ ماه است که حقوق نگرفته اند. (ايلنا، ۱۴/۱۱/۸۷)

 

- قادر بدری، عضو هيات مديره انجمن صنفی کارگران نقاش ساختمانی تهران و حومه گفت: بيش از ۵۰۰۰۰ نقاش ساختمانی از مزايای بيمه محروم هستند. اين کارگران بدليل کار با مواد شيميائی در معرض انواع بيماری های پوستی و ريوی نيز قرار دارند. ۲۰ درصد کارگران در صنعت ساختمان سازی و صنايع وابسته اشتغال دارند. بيمه مهم ترين خواسته کارگران اين صنف است.(ايلنا، ۱۷/۱۱/۸۷)

 

- کارخانه پارس متال تعطيل و ۴٨١ کارگر بيکار شدند. تعطيلی کارخانه به دنبال قطع برق موسسه توسط ماموران اعزامی شرکت برق رخ داده است. با قطع برق کارخانه کليه بخش ھای کار و توليد عملا تعطيل شد و ۴٨١ کارگر مجبور به ترک محل کار خود شدند. اين کارگران چند ماه است که دست مزدھای خود را دريافت نکرده اند.

 

- مجتمع کشت و صنعت شمال موسوم به «غنچه»، که در استان مازندران واقع شده و دومين توليد کننده روغن نباتی در ايران می باشد، تعطيل و ۱۲۰۰ کارگر اين واحد بی کار شدند. این مجتمع، از روز ۱۵ بهمن ماه به صورت نيمه تعطيل و از روز ۱۸ بهمن ماه به صورت کامل تعطيل و کارگران آن نيز شغل خود را از دست داده اند. 

 

- کارخانه لوله سازی اهواز، با بيش از ۲۶۰۰ نفر کارگر (۲۰۰۰ نفر کارگر پيمانی و بيش از ۶۰۰ نفر کارگر رسمی) مشغول به کار است. اين واحد توليدی که بزرگ ترين واحد توليدی لوله در خاورميانه است توليد کننده يکی از کالاهای استراتزيک لوله نفت و گاز است که از چندی است با مشکلاتی رو به رو شده است. در اعتراض روز دو شنبه ۲۱ بهمن بيش از يک هزار نفر از کارگران اين شرکت دست به راه پيمايی از درب کارخانه تا استانداری خوزستان زدند. کارگران خواهان پرداخت شدن حقوق معوقه شان حذف واسطه های کار و ايجاد امنيت شغلی شدند.

- حدود ۷۵۰ کارگر کارخانه لوله سازی اهواز، مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. ۲۰۰ نفر از کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری خوزستان در اهواز دست به تجمع زدند. اين کارخانه دولتی است و به سازمان تامين اجتماعی تعلق دارد. (کميته گزارشگران حقوق بشر، ۲۱/۱۱/۸۷)

اين اولين اعتراض این کارگران نبوده و پيش از اين چندين بار دست به تجمع و راه پیمایی زده بودند از جمله هنگامی که هيات دولت به خوزستان سفر کرد بيش از ۶۰۰ نفر از کارگران لوله سازی دست به تجمع در مقابل درب استانداری خوزستان زدند.

 

- ۴۰۰ کارگر شرکت «گراد آفرين»، واقع در شهرک صنعتی «نصير آباد» در رباط کريم، طی روزهای نیمه دوم بهمن ماه، در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود دست به اعتصاب زدند. ۳ ماه است که دست مزدهای کارگران اين شرکت را پرداخت نشده است.

 

- قاسم عابدی معاون توسعه دانشگاه علوم پزشکی مازندران، گفت: حدود ۱۴۲۳۲ نفر از کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی مازندران مطالبات معوقه دارند که اين مطالبات شامل حقوق و پاداش خدمات آن هاست. مطالبات اين افراد از سال ۸۶ پرداخت نشده و به صورت معوقه باقی مانده است.(ايلنا، ۲۳/۱۱/۸۷)

 

ـ حسين طاهرزاده، دبير اجرايی خانه کارگر استان سمنان گفت: ۶۰ کارگر معدن زغال سنگ «دنبو» مدت ۳ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. (ايلنا، ۴/۱۲/۸۷)

 

- روزهای یک شنبه و دوشنبه ٤ و ٥ اسفند، روزهای اعتصاب سراسری معلمان است. افزایش حقوق برای یک زندگی انسانی، اجرای طرح نظام هماهنگ حقوق ها، استخدام معلمان حق التدریس، پرداخت همه طلب های معلمان اعم از معلمان بازنشسته و رسمی و حق التدریس، حل معضل مسکن، درمان و بهداشت رایگان، حق تشکل و اعتصاب، آزادی فرزاد کمانگر، لغو همه احکامی که علیه معلمان صادر شده است و پایان دادن به پرونده سازی علیه معلمان از خواست های مهم معلمان است.

باغانی، دبیر شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان، در گفتگویی در رابطه با سرکوب معلمان، گفته است: معلمان زیادی تبعید شدند. اما به دلایل جو فرهنگی شهرستان‌ ها از بیان این که معلمان تبعید شده اند جلوگیری می ‌کنند. و می ‌گویند انتقالی گرفته اند. چند تایی هم قبول نکرده اند. اما بیش از ۵۰ نفر از معلمان تبعید شده اند که بعضی از آن ها حتا دوبار تبعید شده اند. مثلا از تبعیدی ‌ها آقایان مجیری، شاهدی، اسدی، و خود من بودم.

محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان گفته است: ۴۰۰ هزار معلم حق التدريسی مدت ۵ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. (ايلنا، ۱/۱۱/۸۷) کارکنان آموزشی و اداری وزارت آموزش و پرورش حدود ۲/۱ میلیون نفر است. ماموران انتظامی و امنیتی حکومت اسلامی، به صفوف صدها معلم معترض یورش بردند و یازده نفر از آنان را بازداشت کردند.

 

ـ عيد علی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: ۳۰۰ کارگر کارخانه چينی بهداشتی مينا از کار اخراج شدند. کارگران اخراجی مدت يک هفته است که برای اعتراض در مقابل کارخانه دست به تجمع زده اند. (ايلنا، ۵/۱۲/۸۷)

 

ـ پنجاه کارگر شرکت تاژ در شهر صنعتی ليا قزوين، از کار اخراج شدند. در اين شرکت حدود ۶۰۰ کارگر مشغول بکار هستند. (سلام دمکرات، ۵/۱۲/۸۷)

 

ـ عيدعلی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: شرکت اکشن قزوين برای مدت ۳ ماه تعطيل شد و ۲۷ کارگر شاغل در اين شرکت از کار بی کار شدند. (ايلنا، ۱۲/۱۲/۸۷)

 

ـ عيد علی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: ۷۰ کارگر شاغل در کارخانه روکش چوبی از کار اخراج شدند. کارگران اخراجی ۵ ماه حقوق معوقه طلب کار هستند. هم چنين ۴۰ کارگر شرکت «سينگون» از کار اخراج شدند. کارگران مطالبات معوقه طلب کار هستند.(ايلنا، ۱۴/۱۲/۸۷)

 

 ـ نصرالله دريا بيگی، دبير اجرايی خانه کارگر استان مازندران، گفت: ۶۰۰ کارگر کارخانه نساجی مازندران مدت ۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. وی افزود: در اين واحد توليدی قبلا ۳۵۰۰ نفر مشغول بکار بودند، که به علت سوء مديريت، ورود بی رويه کالای خارجی و عوامل اقتصادی باعث تعطيلی ۳ سال و نيمه کارخانه شد و ۲۹۰۰ نفر از کارگران بازخريد و يا بازنشسته کردند.(ايلنا، ۱۴/۱۲/۸۷)

 ـ ۲۰۰ کارگر شرکت «صنايع کيش چوب» و ۱۰۰ نفر از کارکنان بخش اداری اين شرکت به ترتيب مدت ۴ و ۶ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. کارگران و کارکنان برای اعتراض دست به اعتصاب زدند.(ايلنا، ۱۸/۱۲/۸۷)

 

ـ ۱۴۶ نفر از کارکنان بيمارستان «مهر»، در شهرستان ساری، در اعتراض به پرداخت نشدن ۳ ماه حقوق، عيدی و پاداش دست به اعتصاب زدند، از سال ۸۴ تاکنون هيچ گونه اضافه کاری و بن کارگری به اين پرسنل پرداخت نشده است.(ايلنا، ۱۸/۱۲/۸۷)

 

ـ محمد حيدری مهر، از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه در دادگاه انقلاب دزفول به ۴ ماه حبس تعزيری، ۸ ماه حبس تعليقی و ۳ سال محروميت از شرکت در انتخابات و شوراهای کارگری محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ايران، ۱۸/۱۲/۸۷)

 

ـ حدود ۲۰۰ نفر از کارگران نيشکر خوزستان، به نمايندگی از ۳۵۰۰ کارگر اين کارخانه در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع اعتراضی کردند. اين کارگران فصلی گفتند: طی سال های گذشته به ما گفته می شد که برای ما در فصول بی کاری نيز حق بيمه پرداخت می کنند اما به تازگی متوجه شده ايم که اين حق بيمه، فقط بيمه درمانی بوده و شامل بيمه بازنشستگی نمی شده است.(ايلنا، ۱۸/۱۲/۸۷)

 

ـ عيد علی کريمی، دبير اجرايی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: ۱۵۰ نفر از کارگران کارخانه فرش پارس در اعتراض به عدم دريافت حقوق و مزايای خود، در مقابل فرمانداری البرز دست به تجمع زده اند. (ايلنا، ۱۸/۱۲/۸۷)

 

ـ احمد حسين نژاد، ریيس شورای اسلامی کار کارخانه شيميائی ساری، گفت: ۸۰ کارگر اين کارخانه مدت ۱۰ ماه است که حقوق نگرفته اند.(ايلنا، ۱۹/۱۲/۸۷)

 

ـ محمد ساری، ریيس شورای اسلامی کار شرکت آردل، گفت: حدود ۱۵۰ کارگر اين شرکت مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. عيدی و پاداش آخر سال کارگران پرداخت نشده است. کارگران برای اعتراض دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۱۹/۱۲/۸۷)

 

- مدیران کارخانه نساجی بروجرد در استان لرستان، با بهانه به فروش نرفتن محصولات خود این کارخانه را به مدت ۱ ماه تعطیل کردند. کارخانه نساجي بروجرد از روز ۲۰ اسفند ماه تا پایان فروردین ماه سال ۸۸ تعطیل و ۱۲۰۰ کارگر این شرکت نیز بی کار شدند.

 

- کارگران کارخانه کنف کار، از روز شنبه ۱۷ اسفند ۸۷ تا چهارشنبه ۲۱ اسفند ۸۷ در مقابل استانداری گیلان تجمع کردند و خواستار حقوق معوقه خود شدند. یکی از سهامداران عمده کارخانه به نام جزایری عرب به کارگران گفته است که چون دولت وام درخواستی وی را پرداخت نکرده او پولی برای پرداخت مطالبات کارگران ندارد. کارگران به طور متوسط هریک ۶ تا ۷ میلیون تومان از کارفرما طلب دارند. آخرین پرداخت توسط جزایری دویست هزار تومان به هر کارگر آن هم در شهریور ماه بوده است. کارگران در بدترین شرایط زندگی می کنند و به قول خودشان صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند.

 

ـ مديريت کارخانه لوله سازی اهواز، اقدام به اخراج ۲۰۰۰ تن از کارگران پيمانی لوله سازی نمود. کارگران مدت ۲ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند.(فعالان حقوق بشر در ايران، ۲۲/۱۲/۸۷)

 

ـ آقايار حسينی، دبير اجرائی خانه کارگر استان خوزستان، اعلام کرد: ۳۰۰ نفر از کارگران شهرداری آبادان مدت ۴ ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. عيدی و پاداش سال گذشته اين کارگران پرداخت نشده است. کارگران برای اعتراض دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۲۴/۱۲/۸۷)

 

ـ بيمارستان الوند در تهران تعطيل شد. ۲۵۰ کارگر اين بيمارستان با ۱۰ تا ۲۵ سال سابقه از کار بی کار شدند و بيمارانش نيز براى ادامه درمان در چند روز گذشته ميان ساير بيمارستان ‌ها تقسيم شدند. پرسنل بيمارستان برای اعتراض به همراه اعضای خانواده هايشان دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۲۶/۱۲/۸۷)

کارگران و کارمندان بیمارستان «الوند» تهران، در اعتراض به تعطیلی این بیمارستان و بی کاری خود دست به تجمع زدند. مسئولین این بیمارستان، با بهانه قرار دادن انجام تعمیرات، اعلام کردند که از تاریخ ۳۰ اسفند ماه رسما این بیمارستان تعطیل خواهد شد.

کارگران و کارمندان بیمارستان الوند، در جریان تجمع خود اعلام کردند تا دست یابی به خواست هایشان از جمله بازگشایی بیمارستان و بازگشت به کار خود به اعتراضاتشان ادامه خواهند داد.

 

- حدود ۷۰۰ فر ار کارگران کارخانه سبلان پارچه اردبیل، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه ۹ ماهه قبل خود صبح روز دوشنبه ۲۶ اسفند، مسیر ورودی کارخانه سبلان پارجه را مسدود کردند. این عده از کارگران که در هفته گذشته با تجمع در محوطه استانداری خواستار توجه و پرداخت حق و حقوق معوقه ۹ ماه قبل خود شده بودند و بدون توجه و رسیدگی به مشکلات آن ها توسط پلیس از استانداری بیرون رانده شده بودند؛ این بار با مسدود کردن جاده اردبیل به آستارا خشم طبقاتی خود را به مسئولان نشان دادند.

براساس گزارشات، نیروی های یگان ویژه پلیس که در طول مسیر حرکت اعتراض کنندگان حضور داشتند چندین بار قصد داشتند كه مانع حرکت این کارگران به جاده شوند که با مقاومت نجمع کنندگان روبرو شد ند.

این عده با درست داشتن پلاکارت های بزرگ که روی آن ها نوشته شده بود ما کارگران حق و حقوق خود را می خواهیم و یا چه کسی به این بی عدالتی رسیدگی خواهد کرد ساعتی جاده منتهی به اردبیل آستارا را مسدود کردند و نظر مسافرانی که برای تعطیلات عید نوروز به اردبیل سفر می کردند را به خود جلب نمودند.

فرمانده نیروی انتظامی استان اردبیل، در جمع کارگران حضور یافت و آن ها را به آرامش دعوت کرد. بعد از سخنان فرمانده نیروی انتظامی، فرماندار شهرستان نمین نیز درجمع کارگران حاضر شد و شخصا قول داد تا دو روز آینده مشکل پرداخت حقوق معوقه کارگران توسط استانداری اردبیل حل شود کارگران به طور موقت اعتراض خود پایان دادند. 

 

- کارفرمایان کارخانه «پاکریس» که در «مهدی شهر» استان سمنان واقع شده رسما اعلام کردند این کارخانه را تعطیل خواهند کرد. با تعطیلی این کارخانه صدها کارگر شاغل در این واحد صنعتی اخراج خواهند شد. کارگران کارخانه پاکریس، تاکنون چندین بار جهت دریافت مطالبات معوقه تجمعات اعتراضی برگزار کرده اند.

 

ـ عيدعلی کريمی، دبير اجرائی خانه کارگر استان قزوين، اعلام کرد: ۱۰۰ نفر از کارگران قراردادی شرکت پوشينه بافت از کار اخراج شدند. کارگران اين کارخانه مدت ۵ ماه است که حقوق دريافت نکرده، عيدی و پاداش کارگران نيز پرداخت نشده است. کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری دست به تجمع زدند. (ايلنا، ۲۷/۱۲/۸۷)

 

ـ بنياد جانبازان و مستضعفان شرکت نساجی پاکريس را در سمنان، منحل اعلام کرد. کارگران اين شرکت برای اعتراض در مقابل اداره ثبت اسناد و املاک مهديشهر دست به تجمع زدند.(ايلنا، ۲۷/۱۲/۸۷)

 

- کارگران اخراجی لوله سازی اهواز، در مقابل دفتر مرکزی این کارخانه در میدان «زندان» شهر  تجمع اعتراضی برگذار کردند. ۲۰۰۰ کارگر اخراج شده کارخانه لوله سازی اهواز در این تجمع، نسبت به حکم اخراج خود از سوی کارفرمایان اعتراض و اعلام کرده اند تا رسیدن به مطالباتشان به اعتراض خود ادامه خواهند داد. لازم به ذکر است کارخانه لوله سازی اهواز، تحت مالکیت دولت و سازمان تامین اجتماعی است.

 

- کارگران کارخانه «پوشینه بافت» قزوین در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ماه حقوق معوقه، عیدی و پاداش سال جاری توسط کارفرما، برای بار دوم تجمع اعتراضی برگزار کرده و خواهان پرداخت مطالبات خود شدند. کارگران اعلام کردند تا دست یابی به مطالبات شان به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.

 

- کارفرمایان بخش های مختلفی از صنایع ایران از قبیل لاستیک سازی البرز، صنایع فلزی شماره یک و دو، در نتیجه مبارزات کارگران جهت دریافت مطالبات و حقوق معوقه خود، بخش هایی از دست مزدهای کارگران را پرداخت کردند.

روز ۲۷ اسفند کارگران لاستیک البرز، موفق به دریافت دست مزد اسفند ماه و عیدی خود را به همراه خرید تا سقف ۱۵۰ هزار تومان از تعاونی کارخانه شدند. اما کارفرمایان هم چنان از پرداخت ۵ ماه دست مزد معوقه کارگران خودداری می ورزند.

 

- کارگران صنایع فلزی شماره دو روز ۲۷ اسفند ماه موفق به دریافت بخشی از دست مزدهای معوقه خود شدند. کارفرمایان این کارخانه از پرداخت ۴ ماه دست مزد معوقه و عیدی کارگران خودداری کرده اند. کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره یک نیز روز ۲۷ اسفند ماه، در ادامه اعتراضات خود موفق به دریافت دو ماه و نیم از دست مزدهای معوقه خود شدند اما هنوز دست مزد اسفند ماه و عیدی خود را دریافت نکرده اند.

 

- کارفرمای کارخانه «آردل» روز سه شنبه  ۲۷ اسفند ماه، ۷۰ کارگر این کارخانه را اخراج کرد. کارفرمای کارخانه «آردل» به بهانه پایان قرارداد کاری، این تعداد کارگر را اخراج کرده است. لازم به ذکر است که کارگران این کارخانه، تاکنون جهت دریافت ۴ ماه دست مزد معوقه و عیدی و پاداش خود، چندین بار درمقابل دفتر کارخانه تجمع اعتراضی برگزار کرده بودند.

 

- در ماه های اخیر تظاهرات کارگران نساجی جلو استانداری تبریز، مبارزه پیروز مندانه کارگران تراکتور سازی علیه مرخصی اجباری و… مبارزه کارگران راه آهن تبریز (صبا) علیه اخراج های دسته جمعی در جریان است.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:17  توسط اقبال نظرگاهی   | 

۲) سال ۸۷

تغییرات و بحران های دولت احمدی نژاد

دولت احمدی ‌نژاد، در فروردين ماه ۸۷ با بحران روبرو شد. مطبوعات در هفته دوم سال ۸۷ از تغيير ‏هم زمان وزير كشور و وزير اقتصاد خبر دادند و سخنگوی دولت كه اين خبر را «دروغ سيزده» خواند، تنها چند ‏روز بعد مجبور شد عذر بدتر از گناه بياورد و از در دسترس نبودن تلفنی ریيس‌ جمهور سخن بگويد.‏

۲۲ فروردین، غلامحسین الهام، سخنگوی دولت دولت اسلامی، در گفتگو با خبرنگاران، تغییرات در کابینه دولت جمهوری اسلامی را تایید کرد. بنا به گفته وی، داوود دانش جعفری و مصطفی پورمحمدی وزرای اقتصاد و کشور تغییر خواهند کرد. تاکنون ۵ تن از وزرای دولت احمدی نژاد، برکنار شده یا استعفا داده اند و سخنگوی دولت حکومت اسلامی، هفته گذشته نیز هرگونه تغییری در کابینه را رد کرده بود.

در نخستين روزهای سال ۱۳۸۷ مصطفی پورمحمدی وزير کشور کابينه محمود احمدی‌ نژاد کنار گذاشته شد. انتصاب علی کردان به جای مصطفی پورمحمدی نيز نتوانست مدت زيادی دوام پيدا کند و پس از آشکار شدن تقلبی بودن مدرک تحصيلی اش و استيضاح در مجلس، با وجود حمایت همه جانبه احمدی نژاد، او نيز با رسوایی کنار رفت.

پس از علی کردان، صادق محصولی، «معروف به سردار ميلياردی» که سابقه آشنايی‌ اش با محمود احمدی ‌نژاد به دوران سرکوب های شدید و جنگ باز می ‌گردد، به وزارت کشور رسید.

احضار وزير نفت به مجلس و اعتراف او به انجام واردات غيرقانونی بنزين به دستور ریيس‌ جمهور بی‌پاسخ ماندن ‏چهار درخواست وزير از ریيس‌ جمهور برای كسب اجازه از مجلس.

در آغاز تابستان ۸۷، رسوايی اخلاقی معاون فرهنگی ‏دانشگاه دولتی زنجان كه با حمايت وزير علوم از وی، مجموعه‌ دولت را درگير این ماجرا كرد. افشاگری ‌های دانشجویان، در خصوص رسوايی ‌های اخلاقی ديگری منجر شد كه در بعضی از آن ها برخی ‏مديران دولتی نيز در مظان اتهام بودند.‏

وزير اقتصاد معرفی نشده احمدی ‌نژاد، وعده رسيدن به مقام اول اقتصاد جهان را داد. او با اين وعده، پروژه جمع ‌آوری اطلاعات مالی ده ها ميليون ايرانی ‏را آغاز كرد كه تاكنون هيچ فايده ‌ای از آن عايد مردم نشده است.‏

احمدی ‌نژاد، سه وزير كشور، اقتصاد و راه را معرفی كرد، اما داستان وزير كشور و رای اعتماد و استيضاح او، بحرانی سه ماهه را به دنبال داشت.

برای اولين بار در سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی، بازار تهران و چند شهر بزرگ ايران را که عمدتا پایگاه حکومت اسلامی است، به تعطيلی كشیده شد. اين بحران با اوج ‌گيری دوباره تورم و گرانی كه مستقيما ناشی از عملكرد اقتصادی دولت ‏احمدی ‌نژاد در سال ‌های ۸۵ و ۸۶ بود و در نيمه اول سال ۸۷، تيم اقتصادی را در بحرانی بی‌وقفه نگه داشت؛ ‏بحرانی كه دست كم به تغییر سه عضو كابينه منجر شد. داود دانش جعفری و مظاهری و هم چنین نعمت زاده ازمعاونت وزارت نفت کنار گذاشته شدند.

احمدی ‌نژاد، در پاييز ۸۷، افزايش تورم را انكار كرد و ضمن آن كه ادعا كرد نرخ تورم ‏رو به نزول است، در اين راستا آمار‌های بانك مركزی، ادعای احمد نژاد را زير ‏سئوال برد.‏ در اثر این بحران، وزير كشور به اتهام دروغگويی از سمت خود بركنار شد.

واردات گاز به بهای گران، از جمله تلاش‌ های دولت برای جلوگيری از بروز يك بحران بود كه خود به ‏بحران تازه ای تبدیل شد. دولت می ‌خواست جلوی قطع گاز در آخرين زمستان قبل از انتخابات ‏رياست ‌جمهوری را بگيرد، اما افشا شد كه منابع ملی را برای منافع جناحی خود، حراج كرده است. اين اتهام را نيز فقط جناح ‏اصلاح ‌طلبان و منتقدان دولت نگفتند، بلكه برخی از بسيجيان نيز در اين ماجرا عليه دولت احمدی ‌نژاد موضع گرفتند.‏

يك روز پس از پاسخ شديداللحن لاريجانی به احمدی ‌نژاد كه کشمکش دولت و مجلس اصولگرا را در آخرين ‏روزهای سال ۸۷ به اوج رساند، مطبوعات و سايت های اصولگرا به شدت به ریيس مجلس حمله كردند و او را ‏‏«بی ادب، عامل توهين و عصاره كينه مخالفان احمدی ‌نژاد»، خواندند. با اين حال لاريجانی در مصاحبه مطبوعاتی اش ‏در تاریخ ۲۷ اسفند ۸۷، بار ديگر بر غيرقانونی بودن نامه احمدی ‌نژاد تاكيد كرد و در عين حال در خصوص طرح برخی منتقدان ‏دولت برای عبور از احمدی ‌نژاد تحت عنوان دولت ائتلافی گفت: «اين هم فكر بدی نيست.»‏

روزنامه «ايران»، در اقدامی كم‌ سابقه از تيتر «ادب، قانون و منطق؛ زيرپاى سياست» با ‏‏«ارزيابى صاحب نظران و نمايندگان مجلس از پاسخ توهين آميز على لاريجانى به اخطار قانون اساسى رییس ‏جمهور» استفاده كرد تا اوج کمکش جناح دولتی از واكنش ریيس مجلس به اخطار ریيس‌ جمهور را نشان دهد.‏

نزديكان احمدی ‌نژاد و رسانه‌ های جناح دولتی از انتقادات تندی عليه لاريجانی استفاده كردند. ‏به طوری كه هم زمان با سخنان معاون احمدی ‌نژاد در خصوص تورم‌ زا بودن بودجه مصوب مجلس و قطعی بودن ‏كسری بودجه در سال ۸۸ كه به منزله پافشاری بر ادعای احمدی ‌نژاد در خصوص «غير قابل اجرا» بودن بودجه ‏‏۸۸ سال آينده بود، لاريجانی در نشست خبری خود هشدار داد كه: «تخلف از اجرای مصوبه مجلس درباره بودجه، ‏جرم است.»‏

مجتبی زارعی، مشاور فرهنگی احمدی ‌نژاد در يادداشتی انتقادی عليه مجلس در ايرنا منتشر كرد. علی ‌اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتی احمدی ‌نژاد هم در يادداشتی ‏به لاريجانی حمله و او را متهم كرد كه نامه احمدی ‌نژاد را به شوخی گرفته، فرافكنی می ‌كند و مطالب روشن و ‏شفاف مطرح شده در اخطارنامه ریيس‌ جمهور را پيچيده می ‌كند.‏ غلامحسين الهام، وزير و مشاور و سخنگوی دولت احمدی ‌نژاد نيز در اين کمکش سكوت نكرد. هرچند ریيس مجلس هشتم، بر سياسی نبودن و كارشناسی بودن اختلافات دولت و مجلس اصولگرا تاكيد می ‌كرد، ‏اما هم رسانه ‌ها چنين برداشتی را نمی ‌پديرفتند و هم خبرنگاران حاضر در جلسه پس از مدت‌ ها، بار ديگر از ‏لاريجانی سخنی در دفاع از طرح «دولت ائتلافی» شنيدند.‏ لاريجانی، طرح «دولت ائتلافی» را كه به منزله «عبور از احمدی ‌نژاد» است، قابل بررسی دانست.

این اولین بار است که بحث دولت ائتلافی، به فرهنگ سیاسی حکومت اسلامی وارد می شود، قبل از هر چیز نشان دهنده بحران اقتصادی موجود و نگرانی همه جناح های حکومتی از گسترش اعتصابات کارگران و اعتراضات عمومی مردم محروم است که احتمالا بر انتخابات ریاست جمهوری سایه افکنده است.

 

کاهش ۶۷ درصدی نرخ رشد سرمایه گذاری صنعتی

روزنامه سرمایه، سه شنبه ۱۳ اسفند ماه ۱۳۸۷، نوشت: مقایسه ارقام مربوط به شاخص های کلان صنعت طی دوره های پنج ساله سوم و چهارساله چهارم توسعه نشان می دهد آهنگ رشد سرمایه گذاری صنعتی در تاسیس و بهره برداری از بنگاه های صنعتی بیش از ۳/۵۱ درصد کاهش یافته است. براساس نماگرهای بانک مرکزی، آهنگ رشد متوسط سرمایه گذاری صنعتی در تاسیس بنگاه های صنعتی (بالای ۱۰۰ نفر کارکن) با ۷۸ درصد کاهش روبرو شده و از ۳/۸۴ درصد به ۸/۲۸ درصد رسیده است. هم چنین آهنگ رشد متوسط سرمایه گذاری در بخش بهره برداری از واحدهای صنعتی نیز ۳/۲۳ درصد کاهش یافته و از ۳/۴۶ درصد به ۱/۳۶ درصد رسیده است. در نتیجه بررسی این ارقام نشان می دهد مجموع آهنگ رشد سرمایه گذاری در تاسیس و بهره برداری از واحدهای صنعتی طی دو دوره مذکور بیش از ۳/۵۱ درصد کاهش یافته است.

مقایسه ارقام در دوره های یادشده هم چنین نشان می دهد میانگین رشد صدور جواز بنگاه های صنعتی بالای ۱۰۰ نفر نیز با ۲/۷۹ درصد کاهش مواجه شده و از ۷/۳۲ درصد رشد در برنامه سوم به ۸/۶ درصد در برنامه چهارم رسیده است. اما میانگین رشد میزان پروانه های بهره برداری بالغ بر ۲۴۱ درصد بوده و از ۸/۷ درصد به ۸/۱۸ درصد افزایش یافته است.

 

هم چنین مقایسه ارقام مربوط به سرمایه گذاری صنعتی طی دوره های چهارساله اول برنامه چهارم با چهارساله آخر برنامه سوم توسعه نشان دهنده کندتر شدن آهنگ رشد سرمایه گذاری صنعتی در کشور طی سال های ۸۴ تا ۸۷ است به طوری که مجموع رشد سرمایه گذاری در تاسیس و بهره برداری از واحدهای صنعتی طی این دوره بیش از ۳/۶۷ درصد کاهش یافته است. به معنای دیگر مقایسه دو دوره مذکور نشان می دهد آهنگ رشد سرمایه گذاری در تاسیس بنگاه های صنعتی بیش از ۱/۷۴ درصد کاهش یافته و از متوسط رشد سرمایه گذاری ۵/۷۲ درصد به ۸/۱۸ درصد رسیده است.

 

ورشکستگی صنایع ایران 

ابراهيم جميلی، رييس اتاق بازرگانى زنجان در گفتگو با ايسنا، با اشاره به تعطيلى كارخانه سرب و روی، گفت: «افزايش قيمت مواد اوليه توسط شركت تهيه و توليد مواد اوليه که شركتى است كه ۱۰۰ درصد دولتى و وابسته به وزارت صنايع است، يكى از دلايل مهم تعطيلى و ورشكستگى بيش از ۱۰۰ شركت و كارخانه و بی كارى بيش از ۳۰ هزار كارگر است.»

جميلی هم چنين گفت: «در شرايط فعلى واحدهاى توليدى اعم از سرب و روى نياز به نقدينگى دارند كه متاسفانه با نداشتن نقدينگى كافى و عدم همكارى بانك‌ ها مواجه هستيم. در شرايطى كه دنيا در وضعيت بحران اقتصادى است، توقف چرخ‌ هاى صنعت، ازدياد مشكلات را در پى خواهد داشت.»

وى با انتقاد از دولت به خاطر آن که «در برابر تعطيلى واحدهاى صنعتى اقدامى اساسى انجام نداده است»، گفت: «اين كه كارخانه تعطيل و كارگران بی كار باشند و هر روز شاهد تجمع و افزايش مشكلات باشيم، درست نيست؛ زيرا هم كارگر و هم سهامدار ضرر می كند.»

وی وضعيت فعلی را نگران کننده خواند و با بيان اين كه بودجه سال آينده بخش خصوصى نامشخص است، گفت: «براساس اخبارى كه در دست است و با توجه به وضعيت بد اقتصادى سال ۸۷، كاهش درآمدها، تعطيلى كارخانجات، كاهش توليد و افزايش دريافت ماليات ‌ها و ضعف بخش خصوصی، وضعيت سال آينده نگران كننده است.»

 

اما محرابيان، وزير صنايع در جلسه ای با مسئولان اقتصادى و صنعتى اتاق بازرگانى و صنايع معادن در اظهاراتی متناقض از يک سو بحران در صنايع کشور را انکار کرد و از سوی ديگر ناچار شد به افزايش بحران های کارگری در اثر تشديد ورشکستگی صنايع اعتراف کند. محرابيان با متهم کردن کسانی که به بحران صنايع در ايران اشاره می کنند، به عنوان افراد «سياسى كار» را که «جاهلانه يا عالمانه» به «توليد کشور خيانت می کنند»، گفت: «به عنوان مثال در حال حاضر ۱۰۰ هزار واحد صنعتى و توليدى داراى پروانه و ۴۵۰ هزار واحد بدون پروانه نيز داريم. حال اگر ۵۰۰ واحد دچار بحران شده ‌اند، نمی ‌توان نتيجه گيرى كرد كه كل صنعت كشور دچار مشكل و بحران شده است. تازه بسيارى از واحدهاى بحران ‌دار نيز واحدهاى دولتى هستند كه به غلط واگذار شده‌ اند و اين واحدها بازار ساير صنايع كشور را نيز به هم ريخته ‌اند.»

به گزارش ايسنا، محرابيان در عين انکار بحران در صنايع کشور با ارائه آماری ضمن اشاره به اين که «بحران مالى غرب در صورتى كه آن را مديريت نكنيم، می ‌تواند روى بخش توليد كشور اثر بگذارد»، گفت: «بيش ترين آمار مربوط به بحران‌ هاى كارگرى بين سال‌ هاى ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ بوده است. در سال ۱۳۸۴، ۵۸۷ مورد بحران كارگرى داشتيم كه اين عدد در سال‌ هاى ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ به ترتيب به ۴۶۳ و ۲۷۹ مورد كاهش يافت، هر چند در ۹ ماهه سال جارى تعداد بحران‌ هاى كارگرى در واحدهاى مختلف به ۴۳۸ مورد افزايش يافته است كه اين نشان می ‌دهد بايد براى واحدهاى بحران‌دار فكرى شود.» (۱۸ اسفند ۱۳۸۷)

 

بهمن دانايی، دبير و عضو هیات مديره انجمن کارخانه های قند و شکر گفت: ۱۶ کارخانه شکر در سال ۸۷ تعطيل شده و کارگران کار خود را از دست داده اند. بازار شکر کشور در اختيار انگشت شمار افرادی که هيچ گاه در توليد شکر دست نداشته اند قرار گرفته و سود های کلانی را نصيب خود کرده اند. توليد شکر در داخل امسال به نسبت سال ۸۵ حدود ۸۰۰ هزار تن کاهش نشان می دهد.

 

- بيش از ۱۴۰۰ واحد صنعتی و توليدی در ايران گرفتار مشکلات مالی هستند. ۲۵ بهمن ماه، رسانه های خبری ايران به نقل از گودرز کريمی، مدير کل پيشگيری از بی کاری کارگران و بيمه بی کاری وزارت کار حکومت اسلامی، گزارش دادند که در حال حاضر ۱ هزار و ۴۱۷ واحد صنعتی و توليدی در ايران گرفتار مشکلات مالی هستند. به گفته اين مقام وزارت کار حکومت اسلامی، در واحد های دچار مشکل مالی ۵۷۰ هزار کارگر مشغول کار هستند و برای جلوگيری از بی کاری آنان بايد دولت از اين واحدها حمايت کند.

 

بخشی از دلایل تعطیلی کارخانه ها و بی کاری کارگران آن ها

ورشکستگی و تعطیلی صنایع کشور، دلایل مختلفی دارد، از جمله مهم ترین دلایل آن را باید در سیاست های اقتصادی و سرمایه گذاری در عرصه صنایع مادر توسط دولت مورد بحث و بررسی قرار داد. بی کاری که یک معضل مهم جامعه ایران است تعطیلی کارخانه ها نیز سبب می شود که صدها هزار کارگر کار خود را از دست بدهند و به صف عظیم و طولانی بی کاران بپبوندند. آن هم در شرایطی که بیمه بی کاری مکفی وجود ندارد تاکنون بسیاری از خانواده های کارگران بی کار را دچار آسیب های اجتماعی کرده است. دلیل دیگر هنگامی که سرمایه داران و باندهای وابسته به دولت، کسب سود بیش تر را در کوتاه ترین مدت در واردات می دانند اجناس فراوانی را با قیمت ارزان تر از تولیدات داخلی وارد بازار می کنند. اساسا برای مصرف کننده مهم نیست که کدام تولید داخلی ست و کدام خارجی؛ مهم قدرت خرید مصرف کننده و اجناس ارزان با کیفیت بهتر است. از این رو، واردات بی رویه اجناس نیز عامل مهم دیگری از ورشکسنگی صنایع داخلی کشور محسوب می شود. این مساله آن قدر عمومیت دارد که حتا روزنامه های مختلف حکومتی نیز درباره ضرر و زیان آن قلم می زنند. علاوه بر دولت سرمایه داران حصوصی، بسیج، سپاه، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، آقازاده ها و… هر کدام به سهم خود در عرصه واردات که سودآور و کم دردسرتر است با همدیگر مسابقه می دهند. هم چنین در این سال ها بسیاری از سرمایه داران سرمایه خود را به دلیل عدم امنیت سرمایه خارج و به دوبی انتقال داده اند.

این روزها رسانه ها مملو از خبرهای نگران کننده درباره شرایط نابسامان تولید و تعطیلی کارخانه ها و اعتراض کارگران کارخانه های تعطیل شده در سراسر کشور است. بخش اعظم کارخانه ها با ظرفیت های بسیار پایین فعالیت می کنند و در نتیجه هزینه تمام شده بالایی دارند.

موج ورشکستگی ها و تعطیلی کارخانجات و بی کار شدن کارگران شاغل در آن ها، می رود که به بحرانی تمام عیار مبدل شود. این مشکلات یک شبه پدید نیامده اند و پیدایش آن ها را نیز  نمی توان به «بحران اخیر اقتصادی جهان» منتسب کرد، هر چند بحران جهانی در تشدید و گسترش مشکلات بخش های تولیدی ایران نیز تاثیر گذار بوده است. از جمله در رسانه ها و بررسی ها عوامل زیر عامل تعطیلی کارخانه ها و بی کاری کارگران هستند:

 

۱- رشد ۲۶ درصدی واردات کفش طی ۹ ماه ابتدای امسال (۱۳۸۷) در مقایسه با مدت مشابه سال قبل آن چنان تولیدکنندگان داخلی را تحت فشار قرار داده که در فاصله کم تر از یک ماه مانده به سال جدید هنوز از رکود تولید و کاهش تقاضا در بازار داخلی گلایه می کنند… به عقیده آنان هم اکنون سیلی از واردات کفش های چینی بی کیفیت روانه بازار داخلی کشور شده و با توجه به پایین بودن قیمت اقلام وارداتی… تولیدات داخلی در حاشیه قرار می گیرد. (سرمایه، ۵ اسفند ۱۳۸۷)

 

۲- این روزها تولد گوساله نر موجب غم و اندوه دامداران است… پرواربندان گوساله در حال تعطیل کردن کار خود هستند. آن ها دیگر تمایلی به خرید گوساله های کم وزن برای فربه کردن و وزن دار کردن آن ها و در واقع تولید گوشت ندارند… دامداران مجبورند تا دام های خود را دیر یا زود کشتار کنند و گوشت آن ها را زیر قیمت تمام شده بفروشند. مبارزه با گوشت ارزان قیمت وارداتی نفس این صنعت را گرفته است. (اعتماد ملی، ۱۵ اسفند  ۱۳۸۷)

 

۳- تب واردات انواع میوه به بازار داخلی طی سال گذشته آن چنان روند افزایشی داشته که حتی ادارات جهاد کشاورزی استان ها نیز با میوه وارداتی پذیرای میهمانانی می شوند که به این ادارات سر می زنند، و به این ترتیب برای انواع میوه های داخلی سرنوشتی جز ماندن و پوسیدن در انبارها نمی توان متصور شد»…. نماینده ارومیه تذکر داد که سیب های باغداران ارومیه در سردخانه ها ذخیره شده و قند پنج کارخانه ارومیه به فروش نرفته است. (اعتماد ملی، ۱۲ اسفند ۱۳۸۷)

 

۴- شیرخشک های تولید شده در داخل با کیفیت بالا در انبارها مانده و شیرخشک های بی کیفیت چینی، هندی و پاکستانی بازار را اشباع کرده است… رییس هیات مدیره مرکز همکاری های امور دام… با اشاره به این که شیرخشک هندی بازار را اشباع کرده است، افزود: شیرخشک تولیدشده داخلی به دلیل بالاتر بودن قیمت آن از قیمت شیرخشک وارداتی در کارخانجات مانده و واردات بی رویه شیرخشک تولید دامداران را زیر سئوال برده است. (خبرگزاری دانشجویان ایران، ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ و تفاهم ۲۳ مرداد ۱۳۸۷)

 

۵- نماینده آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر بحران در واحدهای نساجی گفت: «پس از نابودی صنعت نساجی اکنون نوبت به لوازم خانگی رسیده و به زودی شاهد تعطیلی کارخانجات لوازم خانگی و اخراج کارگران این واحدها خواهیم بود.» وی دلیل اصلی بحران در واحدهای تولیدی را بالا رفتن قیمت تمام شده دانست و گفت: «در این حالت، محصولات تولیدی توان رقابت با انواع مشابه خارجی را از دست می دهند…» او با تاکید بر این که بنگاه های اقتصادی به خصوص در بخش صنعت گام محو برمی دارند، گفت: «تا زمانی که… برای ورود بی رویه کالا های نامرغوب چینی که بازار داخل را مال خود کرده و به نابودی می کشاند چاره ای اساسی نیندیشیم، باید منتظر مرگی باشیم که خودمان برای بنگاه های اقتصادی پیش بینی کرده ایم….» وی، با تاکید بر این که به هر نحو ممکن باید قیمت تمام شده را کاهش دهیم، گفت: «خریدار کالای داخلی اقشار محروم جامعه هستند بنابراین باید قیمت تمام شده به حدی باشد که بازار کالای چینی را مال خود کند نه آن که چین زیر گوش ایران و ایرانی بازارش را تصرف کند.» (۶ اسفند ۱۳۸۷)

 

۶- به گزارش ایرنا، عرضه گسترده و متنوع محصولاتی مانند «جانماز، تسبیح، چادر، مقنعه، آیات قرآنی، صلوات شمار، ادوات مربوط به عزاداری ها هم چون طبل، دهل، سنج و…» با مارک ها و برندهای شرکت های چینی این روزها بازارهای داخلی ایران… را فرا گرفته و حتا در بازارهای سنتی شهرهای مذهبی ایران نیز کاملا به چشم می خورد. شرکت های چینی تا آن جا در تولید کالاهای مربوط به مسلمانان پیش رفته اند که به تازگی «آیه الکرسی» چینی را نیز روانه بازارهای اسلامی کرده و متون قرآنی و ادعیه اسلامی را روی سنگ، شیشه، سرامیک و چینی حکاکی کرده اند: شرکت های چینی از «کلاهخود» مراسم تعزیه گرفته تا «حلقه های فلزی» زنجیرزنی را تولید و عرضه می کنند که قیمت های مناسب و کیفیت های مشابه با نوع تولید داخل آن ها سبب شده تا میزان استقبال مردم از این کالاها بیش تر شود. میزان تولید و عرضه محصولاتی که در حسینیه ها و هیات های عزاداری به خصوص در محرم استفاده می شود از سوی شرکت های چینی زیاد شده و آن ها تولیدات خود را حداقل  ۲۰ درصد ارزان تر از تولیدات ایرانی عرضه می کنند… به گفته وی حتا هیکلی (کمربند حمل چلچراغ) که تا چند سال قبل از همدان وارد بازار مصرف هیات ها می شد، امروز با چرم های مصنوعی چینی ها در دسته های عزاداری استفاده می شود و وسایل صوتی نظیر «اکو، باند و بوق» به همراه طبل و دهل و سنج نیز تماما با برچسب شرکت های چینی عرضه می شود تا در مراسم های مختلف آیین های اسلامی و شیعی ایرانیان به تبلیغ و ترویج اسلام بپردازد.» (ابتکار، ۵ اسفند  ۱۳۸۷)

 

معاون امور گمرکی گمرک استان اصفهان، گفت: با کاهش صادرات صنایع مولد در اصفهان شاهد واردات انواع کالا از جمله سنگ قبر آماده و تراشیده شده و انواع مبل از کشور چین هستیم. وی گفت با وجود منابع بسیار سنگ و سنگبری ها و کارگاه های متعدد مبل سازی در اصفهان و تهران واردات این قبیل کالاها توسط واردکنندگان جای تاسف دارد. وی واردات این قبیل کالاها را عامل مهم از رونق افتادن کارگاه های سنگ بری و مبل سازی در اصفهان و سایر شهرستان ها دانست. (خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۲۱ بهمن ۱۳۸۷)

 

گزارشی در باره فقر و تورم و گرانی افسارگسیخته در ایران

آفتاب یزد، یک شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷، درباره فقر در ایران، نوشت: عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس با بيان اين كه طبق استانداردهای سازمان ملل افراد زير خط فقر شديد بايد حداقل روزی ۲ دلار درآمـد داشـتـه بـاشـند، گفت: افراد تحت پوشش كميته ‌امداد و بهزيستي به طور متوسط، ماهانه ۳۷ هزار تومان مستمری دريـافـت مـی كـنـنـد كـه روزی ۱۲۰۰ تـومان می شود. ثروتی در گفتگو با فارس اظهار داشت: در حال حاضر ۶ ميليون نفر از افراد تحت پوشش كميته امداد امام (ره) و سازمان بهزيستی به طور متوسط ماهانه ۳۷ هزار تومان دريافت می ‌كنند يعنی درآمدی نصف خط فقر شديد دارند. اگر اين افراد برای زنده ماندن نيازمند درآمد ۲ دلار در روز باشند بايد ماهانه ۶۰ هزار تومان مستمری دريافت كنند. وی تصريح كرد: علاوه بر اين ۶ ميليون نفری كه تـحـت پـوشـش نـهـادهـای حـمـايـتـی هستند ۶ ميليون نفر ديگر نيز پشت نوبت دريافت حمايت های سازمان هستند كه در مجموع ۱۲ ميليون نفر می شوند. از سوی ديگر بر اساس تورم‌ های موجود ۲ ميليون نفر زير خط فقر شديد رفته ‌اند كه در كل تعداد افراد زير خط فقر شديد در كشور ۱۴ ميليون نفر می ‌شود.

 

سایت آینده نیوز در تهران، پنج شنبه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۸۷ برابر با ۱۹ مارس ۲۰۰۹، نوشت: کارمندان و بازنشستگانی که با ۲۵۰ هزار تومان عیدی دریافت شده برای تهیه میوه و شیرینی شب عید و خرید کفش و لباس نو به بازار می ‌روند، چه چیزی می توانند تهیه کنند، اگر پدر و مادرها می توانند با کفش و لباس های سال قبل عید را برگزار کنند، نمی‌ توان از میهمانان نوروزی پذیرایی نکرد یا برای کودکی که آرزو دارد مثل دوستانش لباس و کفش نو بپوشد چیزی نخرید و او را آرام نکرد. امیدواریم مسئولین کشور برای تفریح هم که شده این گزارش را بخوانند:

شب عید به بازار می روید تا برای بازدیدهای نوروز میوه تهیه کنید. قلم اول احتمالا پرتقال است. از پرتقال های متوسط ۲ هزار تومانی می گذرید و به پرتقال های جعبه ای کیلویی ۸۰۰ تا هزار تومانی می رسید. این پرتقال های خوش آب و رنگ و شیک درشت ترند و جعبه ای و فروشنده اصرار دارد که خارجی هستند. با ۵-۶ هزار تومان یک جعبه می خرید و با خوشحالی از تحقق وعده های عدم گرانی میوه شب عید به سمت منزل حرکت می کنید. بهتر است منتظر شروع بازدید ها نمانید، یکی را پوست بکنید. داخل بعضی ها سیاه شده، حالا یکی را بخورید، احتمالا تلخ است! از میوه فروشی که پرتقال های معمولی را ۲ هزار تومان می داد سئوال کنید، این ها پرتقال های سردخانه ای هستند که به عقیده میوه فروشان چون یک بار یخ زده و بار دیگر یخشان باز شده، این طور تلخ شده‌ اند!! البته باز جای امیدواری به غرفه‌ های میوه و تره بار شهرداری هست که پرتقال ایرانی نسبتا با کیفیت را ۸۰۰ تومان می ‌فروشند. البته این ها شاید قابلیت تعارف به میهمانان نوروزی را نداشته باشند.

همه جا انگار ارزانی است، اما وقتی با جیب پر پول وارد بازار می شوید و با جیب خالی بر می گردید، جیب تان خالی شده. یک جای کار اشکال دارد، این گزارش را بخوانید.

معمولا در باقی نقاط دنیا، رکود اقتصادی در هر بخشی موجب کاهش تولیدات آن بخش می شود. مثلا اگر در بخش خودرو رکود پیش آید، تولیدکنندگان خودروهایشان را با قیمت پایین تری عرضه می کنند. اما در ایران این طور نیست. حراجی ها فقط اسم حراجی دارند. پوشاک یکی از اقلام مصرفی است که بنا بر سنت های ایرانی یکی از داغ ترین بازارهای شب عید در بین ایرانیان به شمار می رود.

این روزها با نزدیک شدن به آخر سال، بازار پوشاک مثل سال های قبل داغ شده و مردمی که اصرار دارند تا قبل از تحویل سال نو همه لباس های خود را نو کنند. فروشندگان هم در این بازار ادعا می کنند اجناس خود را حراج کرده‌ اند. اما واقعا این طور است.

بنا بر گزارش خبرنگار آینده، که از بازار خیابان رودکی و هفت تیر بازدید کرده، اکثر مغازه ها در ویترین خود از حراج ۱۰ تا ۴۰ درصد خبر می ‌دهند، اما وقتی مشتری وارد مغازه می شود، دست روی هر کالایی می گذارد، فروشنده می گوید آن کالا حراج نشده. دست آخر هم اجناس با قیمتی بالا به فروش می رسند.

یک خانواده ۴ نفری متشکل از مرد ۵۲ ساله، زن ۴۰ ساله، یک نوجوان ۲۱ ساله و یک کودک ۹ ساله که در بازار رودکی مشغول به خرید بودند، امسال برای خرید پوشاک خود حدودا ۵۰۰ هزار تومان هزینه کردند. البته باید یادآور شد که پدر خانواده از خیر خرید لباس نو برای خودش گذشته و فقط به خرید یک جفت کفش اکتفا کرده، اما کودک خانواده از کفش و شلوار و پیراهن نگذشته، جوان خانواده هم علاوه به خرید یک شلوار جین، دو پیراهن، یک جفت کفش ورزشی مارک دار هم خریده است و خانم خانواده هم یک چادر و پیراهن و دامن خریده است.

به خاطر تنوع بیش از حد اقلام پوشاک، نمی توان مبلغ مشخصی را برای آن تعیین کرد، اما به طور میانگین می توان گفت شلوارهای جین، کتان و کبریتی دوخت داخل یا چینی(که بیش ترین تقاضا در لباس های مردانه را دارد) از ۲۵ هزار تومان، تا ۶۰ هزار تومان قیمت دارد، همین نوع با دوخت خارجی از ۷۰ هزار تومان تا ۱۵۰ هزار تومان در بازار فردوسی و بازار کویتی ها به فروش می رسد. در مورد کفش هم وضع تقریبا مشابه است، یک جفت کفش مردانه ایرانی از ۴۰ هزار تومان تا ۹۰ هزار تومان به فروش می رسد و در مورد انواع خارجی آن از ۱۳۰ هزار تومان به بالا کفش ها قیمت دارند. گاه یک جفت کفش مردانه خارجی(ایتالیایی) تا ۵۰۰ هزار تومان هم به فروش می رسد. لباس های زنانه تنوع بیش تری دارند و قیمت گذاری آن ها اصولا امکان پذیر نیست. اما در مورد مانتو، در بازار هفت تیر، هر مانتوی معمول از ۳۰ تا ۶۰ هزار تومان به فروش می رسد.

کت و شلوار های مردانه وضعیت بهتری دارند و افزایش قیمت ها آن طور که در لباس های دیگر دیده می شود، در این مورد به چشم نمی خورد. برخی از تولیدکنندگان بزرگ پوشاک داخلی هم این روزها حراج های واقعی دارند، آز آن جمله می توان به حراجی های ۱۰ تا ۳۰ درصدی برخی برندهای داخلی اشاره کرد. قیمت هر دست کت و شلوار حاضری(با برند شناخته شده) در بازار این روزها از ۲۰۰ تا گاهی ۶۰۰ هزار تومان(برای برخی برند های معروف) متغیر است.

در مورد آجیل و خشکبار که یکی دیگر از اقلام شب عید به شمار می روند هم قیمت ثابتی وجود ندارد. بسته به نوع و جنس کالا قیمت ها متغیر هستند، اما یک کیلو پسته معمولی که زیاد کهنه و بنجل نباشد و قابل استفاده باشد، به طور میانگین ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان قیمت دارد. بادام هندی نیز به طور میانگین هر کیلو ۱۶ هزار تومان، مغز بادام هر کیلو ۱۳ هزار تومان، فندق هر کیلو ۱۵ هزار تومان، تخمه ژاپنی هر كیلو هفت هزار تومان، تخمه كدو هر کیلو ۶ هزار تومان به فروش می رسد. برای داشتن ۵ کیلو آجیل جدا (که معمولا بیش تر مغز است)، مشتری باید به طور میانگین ۸۰هزار تومان خرج کند.

آجیل مخلوط شور بین ۱۱ تا ۱۲ هزارتومان در بازار به فروش می رسد. آجیل مغز شور هم ۱۵ تا ۱۷ هزار تومان قیمت دارد. آجیل چهار مغز هم كیلویی ۱۵هزار تومان به فروش می‌رسد. میوه خشك که در سال های اخیر متقاضی پیدا کرده و بیش تر برای قشر مرفه جامعه است، هر كیلو ۱۹ تا ۲۰ هزار تومان فروخته می شود.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 5:7  توسط اقبال نظرگاهی   | 

مهم ترین وقایع ایران در سال ۱۳۸۷

۱) سال نو و فرارسیدن بهار را به همه انسان های آزاده تبریک می گویم و سالی که در پیش داریم هر چند که به ویژه به لحاظ اقتصادی سال سختی خواهد بود اما باید امیدوار باشیم در سال جدید، جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، روشنفکران و هنرمندان مترقی و پیشرو و هم چنین مردم محروم در یک صف متحد مبارزاتی سراسری قرار گیرند تا با مبارزه متحدانه خود بتوانند مطالبات روزمره اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را به حکومت اسلامی تحمیل کنند و زمینه برای تحولات سرنوشت تاریخی ساز فراهم سازند.

 

بحران مالی که در ابعاد فراگير خود از مهر ماه سال ۱۳۸۷ آغاز شد، بيش تر از آنچه که کارشناسان اقتصادی بورژوازی پيش ‌بينی می ‌کردند اقتصاد جهانی را تحت تاثير قرار داد. آن چنان که برآوردها و گزارشات کنونی نشان می‌ دهد جهان در رکودی بزرگ بسر می ‌برد که بزرگ ترين رکود اقتصادی ساختاری پس از سال‌ های اوليه دهه ۱۹۳۰ ميلادی است.

با پايان بهار و آغاز تابستان ۱۳۸۷ قيمت مسکن در آمريکا به شدت پايين آمد. از سوی دیگر، به دلیل این که قدرت خرید مردم نیز افت پیدا کرده بود، بانک ‌ها و ساير موسسه ‌های مالی که با معضل بزرگ عدم بازپرداخت بدهی توسط وام‌ گيرندگان مسکن مواجه شده بودند، در نتيجه مشکلات مالی واحدهای صنعتی در باز پس ‌گيری منابع مالی خود از آنان نيز دچار مشکل شدند، فرايند رفت و برگشت سرمايه دچار بحران شد و بلافاصله تاثیر خود را بر اقتصاد جهانی نیز گذاشت.

در این میان قیمت نقت به سرغت پایین آمد به حدی که از ۱۴۷ دلار به زیر ۴۰ دلار سقوط کرد. کشورهای عضو اوپک، از جمله ایران با بحران فزاینده ای روبرو شدند. اقتصاد ایران که قبل از این نیز دچار نوسانات بود و گرانی و تورم از یک سو و دست مزدهای پایین از سوی دیگر که آن هم به موقع پرداخت نمی شد زندگی میلیون ها مزدبگیر را پریشان کرد. صنایع یکی از پس دیگر ورشکست شدند و کارگران آن ها نیز بدون بیمه مکفی به میان میلیون ها بی کار پرتاب شدند.

در سال ۱۳۸۷، به دليل افزايش شديد تورم و گرانی و در شرايطی که خط فقر ۷۰۰ هزار تومان اعلام شده بود، میلیون ها کارگری که دست مزد ماهانه آن ها ۲۲۰ هزار تومان بود، زیر خط فقر زندگی بسیار سختی را گذراندند. علاوه بر تورم و گرانی فزاینده، این دست مزدهای ناچیز نیز همواره با تاخیر پرداخت شده، مشکلات خانواده های کارگری را دوچندان کرد.

در این مورد کارگران، زنان، دانشجویان و مردم محروم دست روی دست نگذاشته، بلکه در راستای رقم زدن سرنوشت خود به دست خویش، اعتصابات و اعتراضات زیادی را برگزار کردند و در مقابل یورش نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت ایستادند که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ ها داشت. در اين اعتصابات کارگران خواهان پرداخت حقوق معوقه خود، حق تشکل مستقل و دیگر مطالبات خود شدند. بنابراین، با همه جو فشار و ارعاب و سرکوبی که علیه فعالین کارگری و تشکيل تشکل‌ های کارگری وجود داشته، استقبال کارگران از سازمان دهی اعتصابات و ايجاد تشکل‌ های کارگری چشم گیر بوده است.

در سال گذشته، نویسندگان، روزنامه نگاران، وب لاگ نویسان و هنرمندان و در پیشاپیش همه کانون نویسندگان ایران، در راه برقراری آزادی بیان و اندیشه به مبارزه خود ادامه دادند و آگاهانه بهای سنگینی نیز در این راه پرداختند.

در کنار همه مبارزات سازمان ها و احزاب و نهادهای مخالف حکومت اسلامی در خارج کشور، سازمان‌ های مدافع حقوق بشر و سازمان ‌های بین‌المللی حمایت از حقوق کارگران نیز در سال ۱۳۸۷ در همبستگی و پشتیبانی از مبارزه کارگران، زنان، دانشجویان، روشنفکران و فعالان مسایل اجتماعی، اقدامات را انجام دادند و افکار عمومی مردم جهان را به مسایل ایران جلب کردند. تشکل ها بین المللی عمدتا با صدور بیانیه ها و قطعنامه هایی سرکوب های حکومت اسلامی را محکوم کردند و خواهان پایان دادن به سانسور، سرکوب، شکنجه، سنگسار و اعدام در این کشور شدند.

در ماه های پایانی سال گذشته، همراه با تحولات دیگر به دلیل تغییر ریاست جمهوری آمریکا، مناسبات تازه ای میان حکومت اسلامی ایران و دولت آمریکا در فضای دیپلماتیک مشاهده می شود. لحن زمخت و تهدیدآمیز دوران بوش، جای خود را در آغاز ریاست جمهوری اوباما، به برخوردها ملایم داده است. البته راه درازی بین مناسبات دو کشور در پیش است و در شرایط فعلی نمی توان نتیجه گرفت که روابط دیپلماتیک دو حکومت به این سادگی ها به حالت عادی برگردد. در چنین روندی، یک مساله مهم ماه های آخر سال گذشته، این بود که تبلیغات جنگی و احتمال حمله به ایران، فروکش کرد و از نگرانی مردم کاسته شد. زیرا هرگونه حمله نظامی به ایران به ضرر جنبش های اجتماعی برابری طلب و حق طلب و عمدتا به نفع حاکمیت است.

در پایان سال ۱۳۸۷، سخنان یکی از سران حکومت اسلامی را باید طنز آخر سال جامعه ایران نامید. احمد جنتی، از سران حکومت اسلامی، نوروز را چنين توصیف کرد: «حرام خدا عيد و عزا ندارد. سعی کنيم ‏در خوراک، پوشاک و ميهمانی ها‎ ‎از اسراف اجتناب کنيم. مراقب باشيد گناه نکنيد، موسيقی‎ ‎حرام گوش نکنيد، ‏چشم‌ چرانی نکنيد، زن‌ ها با زيورآلات زننده مقابل چشم نامحرم حاضر‎ ‎نشوند.»

در این جا نگاهی خواهیم کرد به مهم ترین وقایع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران در سال ۱۳۸۷.

 

اقتصادی

۲۵ فروردین، حجت الله غنیمی فرد، مدیر امور بین الملل شرکت ملی نفت حکومت اسلامی، در گفتگو با خبرنگاران درآمد حکومت اسلامی از محل فروش نفت در سال ۱۳۸۶ را حدود ۸۰ میلیارد دلار اعلام کرد. بنا به گفته مدیر امور بین الملل شرکت ملی نفت حکومت اسلامی، دولت در سال گذشته ۷۰ میلیارد دلار نفت و حدود ۹ میلیارد دلار فراورده های نفتی فروخته است.

با افزايش نرخ جهانی نفت، درآمد نفتی ایران در سال جاری به گفته محمد علی خطيبی، نماينده ايران در اوپک، تا حدود ۳۰ درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته است. درآمد سال گذشته ايران فقط از منبع فروش نفت، ۷۰ ميليارد دلار بود.

محمود احمدی ‌نژاد، رییس جمهور حکومت اسلامی در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۷ در یک اظهارنظر مضحکی، از مردم جهان خواست برای آنچه‌ که وی آن را «نابودی اقتصاد به اصطلاح مدرن و به پایان راه رسیدن اندیشه لیبرالی» خواند، جشن بگیرند. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، احمدی ‌نژاد گفته «دنیای غرب امروز گرفتار خودخواهی ها، چپاولگری ها و حرام‌ خواری های خود بوده و در ابعاد فرهنگی و اقتصادی به پایان راه رسیده است.»

احمدی ‌نژاد، در حالی این بحران را نشانه نابودی اقتصاد غرب دانسته که همین هفته، دستور تشکیل کمیته‌ ای برای بررسی راهکار‌های کاهش آثار این بحران بر اقتصاد ایران داده بود. احمدی ‌نژاد، پا را از اين هم فراتر گذاشته و ادعا کرد كه ايران می تواند حتا با قيمت پنج دلار براى هر بشكه بسازد؟!

اما قائم مقام بانك مركزی ایران، افت قيمت نفت را به مثابه زنگ خطری دانسته و هشدار داده است كه «با توجه به حجم قابل ملاحظه نقدينگی، رفتارهای سوداگرانه و عواملی از اين دست بايد مراقب پاشنه آشيل در بازار ارز بود.»

در حالی که قیمت نفت در ماه های پایانی سال گذشته، به یک سوم قیمت قبلی خود سقوط کرد بود روزنامه اعتماد، ۲۵ تير ماه سال ۱۳۸۷، به نقل از احمدی نژاد نوشته بود: «قيمت نفت ديگر به پايين تر از ۱۰۰ دلار نخواهد رسيد، چون عواملی که دست اندرکار بازار نفت هستند، به راحتی نمی توانند چنين اقدامی را انجام دهند، و چنين کاری موجب دگرگونی مناسبات اقتصادی جهان خواهد شد»، اين پيش بينی محمود احمدی نژاد با گذشت ۹۰ روز نقش برآب شد و قيمت نفت ۵۰ درصد سقوط کرد و سپس به یک سوم رسید.

اعتماد در آن تاریخ، با اشاره به اين که «اکنون قيمت نفت ايران به زير ۶۵ دلار در هر بشکه رسيده» نوشت، ايران به عنوان کشوری که بيش از ۸۰ درصد اقتصاد آن به درآمدهای نفتی وابسته است با مشکل روبرو می شود. اين روزنامه، در عين حال تاکيد کرده اگرچه به گمان بسياری از کارشناسان سيل عظيم درآمدهای نفتی در دو سال اخير می توانست ايران را به يکی از اقتصادهای برتر دنيا تبديل کند، اما نه تنها اين گونه نشد بلکه تورم در کشور به مرز ۳۰ درصد رسيده، و دولت با کسری بودجه قابل توجهی مواجه است.

ایلنا، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۰۸، به نقل از ریيس اسبق سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور نوشت، اگر دولت سال آينده بخواهد رويه سه سال گذشته را در خرج کردن پول دنبال کند، وضعيت خطرناکی را پيش رو خواهيم داشت.

ستاری فر، در پاسخ به اين سئوال که کاهش قيمت نفت چه تاثيری بر اقتصاد ايران در سال آينده خواهد گذاشت، گفت؛ با توجه به اين که سال آينده انتخابات در پيش داريم، نقل و انتقالات در قدرت نوعی بی ثباتی ايجاد خواهد کرد، ضمن اين که دولتی که سه سال عادت کرده خرج او بيش تر از دخلش باشد، سال آينده سال بسيار خطرناکی را پيش رو خواهد داشت.

ستاری فر، تصريح کرد؛ اگر در دوران طلايی افزايش قيمت نفت، درآمدهای حاصل از فروش نفت به حساب ذخيره ارزی واريز می شد، امروز بايد در حساب ذخيره ارزی ۱۵۰ ميليارد دلار پول ذخيره می شد، در حالی که اين رقم براساس گزارش بهمن ماه سال گذشته بانک مرکزی ۶/۱۴ ميليارد دلار بوده است. دولت ظرف سه سال گذشته ۱۹۷ ميليارد دلار نفت فروخته است و همه آن را مصرف کرده است.

او اضافه کرد؛ ايران تنها کشور عضو اوپک است که ريالی از افزايش قيمت نفت را که تا حدود ۱۵۰ دلار هم رسيد، ذخيره نکرده است. در حالی که کشورهای عضو اوپک هر کدام به فراخور خود از اين افزايش ها پس انداز کردند.

 

بودجه سال ۱۳۸۸

بودجه ۸۸، در اوج بحران سرمایه داری جهانی و سقوط قیمت نفت به یک سوم آن در ماه های قبل از آن، به کمکشی جدید در میان دولت و مجلس منجر شد، به طوری که بین جناح اصولگرایان شکاف به وجود آورد و فراتر از آن نامه ای که احمدی نژاد، رییس جمهور به لاریجانی، رییس مجلس و جواب لاریجانی به وی، سبب شد که برخوردهای تندی بین طرفداران آن ها راه بیافتد. این برخوردها حتا در رسانه هایشان نیز انعکاس یافت.

حسن ونايی، عضو كميسيون تلفيق بودجه مجلس شواری اسلامی، سه شنبه ۲۹ بهمن جام جم گفت: «اهم اقلام كليات لايحه بودجه سال ۱۳۸۸حکومت احمدی نژاد شامل ۲۹۰ هزار ميليارد تومان سقف بودجه می باشد كه ۲۰۰ هزار ميليارد تومان آن بودجه شركت‌هاى دولتى و ۸۹ هزار ميليارد تومان آن بودجه عمومى دولت است.» بودجه سال ۸۷ با حجم بیش از ۲۹۳ هزار میلیارد تومان، نسبت به حجم بودجه ۱۳۸۶، حدود ۱۷ درصد افزایش داشته است و اکنون نیز بودجه سال ۱۳۸۸ با توجه به کم شدن در آمد نفتی،  نسبت به ۱۳۸۷  تغییر چندانی نکرده است. بنابراین، روشن است که دولت می خواهد کسر بودجه سنگین خود را با تحمیل هر چه بیش تر بی حقوقی و فشار اقتصادی به مردم تامین کند.

در لايحه ۱۳۸۸ بودجه، دولت احمدی نژاد، در مجموع ۳۷ ميليارد دلار درآمد ارزی برای سال آينده پيش بينی کرده که ۱۴ ميليارد دلار آن از حساب ذخيره ارزی، ۱/۱۶ ميليارد دلار از درآمد ناشی از فروش نفت و ۹/۶ ميليارد دلار آن حاصل از ماليات و سود سهام صنعت نفت خواهد بود. در اين لايحه جمع درآمدهاى مالياتى ۲۹ هزار و ۳۰۰ ميليارد تومان، واگذارى دارايى‌ هاى سرمايه ‌اى ۱۶ هزار ميليارد تومان و مالى ۲۰ هزار ميليارد تومان در نظر گرفته شده است. ۸ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان از راه لايحه هدفمند کردن يارانه‌ ها يا اصلاح قيمت حامل‌ هاى انرژی، ۳ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان براى اجراى قانون مديريت خدمات کشورى براى شاغلان و ۴ هزار ميليارد تومان براى بازنشستگان تامین می شود.

کمیسیون تلفیق مجلس در تاریخ ۲۹ بهمن ۸۷، کلیات لایحه را با تغییراتی تصویب کرد و قيمت مبنای نفت را براى بودجه سال آينده ۳۷.۵ دلار و قيمت دلار در بودجه را ۹۵۰ تومان در نظر گرفت.

در حالی که درست ۵ روز بعد از  قرار دادن قیمت مبنای نفت برای بودجه ۳۷.۵ دلار برای هر بشکه توسط مجلس حکومت اسلامی، قیمت نفت به کم تر از ۳۵ دلار برای هر بشکه سقوط کرد.

شوراى نگهبان روز دوشنبه ۲۶ اسفند ماه لایحه بودجه سال ۱۳۸۸ ایران را که باعث اختلاف میان مجلس شورای اسلامی و دولت شده بود را تایید کرد. لایحه بودجه سال ۱۳۸۸ ایران، پس از آن از سوی شورای نگهبان تایید شد که مجلس شورای اسلامی ایرادات مورد نظر این نهاد را برطرف کرده است.

جبران سقوط در آمد نفتی با درآمدهای مالیاتی نیز انتظار بیهوده ‌ای است، زیرا رکود چرخ فعالیت اقتصادی، که زیر تأثیر بحران جهانی شدیدتر هم خواهد شد، مالیات‌ها را هم طبعا کاهش خواهد داد.

برای پر کردن خلا بزرگ ناشی از سقوط درآمدهای نفتی، در لایحه بودجه ۱۳۸۸، که کلیات آن به تصویب کمیسیون تلفیق و اکثریت نمایندگان مجلس رسیده، زیر عنوان هدفمند کردن یارانه ‌ها به دولت اجازه داده می‌شود با افزایش جهشی بهای حامل ‌های انرژی، از بنزین گرفته تا برق، بیست هزار میلیارد تومان درآمد کسب کند.

احمد توکلی، عضو فعال جناح معروف به اصولگرای دستگاه مقننه و رییس مرکز پژوهش ‌های مجلس، در گفتگو با خبرگزاری «ایسنا» با اشاره به اوج‌ گیری بهای حامل‌ های انرژی می ‌پرسد: نرخ تورم تا کجا خواهد رفت؟ بر سر کارخانه ‌های ما چه خواهد آمد؟ بی کاری به کجا کشیده خواهد شد؟ رکود موجود تا کجا پیش خواهد رفت؟

حال که در آمدهای واقعی دولت به گونه‌ ای چنین سریع و ناگهانی فرو ریخته، چگونه می توان هم هزینه ‌های جاری دولت را تامین کرد و هم از پس تخصیص منابع برای طرح های عمرانی بر‌آمد؟

میانگین بهای نفت ایران از حدود بشکه ای ۸۹ دلار در بهمن ماه سال گذشته، به بشکه ای ۳۷ دلار در بهمن ماه سال جاری سقوط کرده است. در همان حال - با توجه به کاهش سهمیه ایران در چارچوب سیاست کلی سازمان اوپک- میانگین صادرات نفت خام ایران نیز از دو میلیون و ۲۶۶ هزار بشکه در روز در بهمن ماه سال گذشته، به یک میلیون و ۹۵۰ هزار بشکه در روز در بهمن ماه سال جاری کاهش یافته است. از این رو، دولت محمود احمدی نژاد، در لایحه بودجه خود تلاش کرده است سقوط منابع حاصل از دلار های نفتی را با در آمدهای غیرواقعی پر کند؛ از جمله رشد خیال پردازانه در آمدهای مالیاتی، در آمد ناشی از خصوصی سازی و یا درآمد حاصل از هدف‌مند‌سازی یارانه ‌ها که حجم واقعی و چگونگی تامین آن به معمایی بزرگ بدل شده است.

در چنین شرایطی، یکی از قربانیان اصلی سقوط دریافتی‌ های ارزی دولت ایران از محل نفت، طرح‌ های عمرانی ناتمام ایران است که بسیاری از آن ها سال ‌ها از برنامه عقب مانده ‌اند. سرنوشت طرح‌ های نیمه ‌تمام، که شمار آن ها دست کم نه هزار واحد است.

بخش بسیار بزرگی از سرمایه ‌گذاری ‌های زیربنایی دولت از هم اکنون با کاهش شدید منابع روبرو شده‌ اند؛ به نوشته رسانه ‌های تهران، کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی با درخواست دولت برای کاهش بودجه مترو تهران و شش کلان شهر کشور موافقت کرد.

طرح‌ های نیمه ‌تمام عمرانی معمولا یکی از پیامدهای برنامه ریزی‌ های انتزاعی و حساب نشده در چارچوب اقتصاد‌های متمرکز دولتی است.

از سوی دیگر طرح‌ های نیمه‌ تمام سال‌ های سال هزینه سنگینی را بر بودجه دولت تحمیل می‌ کنند و شماری از آن ها هرگز به بازدهی نمی رسند. به علاوه طرحی که پانزده یا بیست سال پس از موعد پیش بینی شده به پایان می ‌رسد، از لحاظ فنی و اقتصادی به روز نیست و گاه بهره ‌برداری از آن ناممکن می شود.

با این حال شماری از طرح‌ های نیمه‌ تمام از لحاظ زیربنایی و نیز اهمیت آن ها در عرصه‌ های کلیدی اقتصاد ایران - از جمله نفت و گاز- بسیار مهم ‌اند و عدم تخصیص منابع برای به پایان رساندن آن ها، بر بسیاری دیگر از بخش ‌های اقتصاد ایران تاثیر منفی می ‌گذارد و به ویژه به تنش در بازار کار ایران دامن می‌زند. در صورت تداوم این وضع، نرخ رشد اقتصادی ایران، که تابع مستقیمی از در آمدهای نفتی است، سال آینده حتا با یک ارزیابی خوش بینانه، از دو تا سه در صد بیش تر نخواهد بود.

روزنامه «سرمایه» چاپ تهران در شماره چهارشنبه ۱۴ اسفند ماه خود، می نویسد که با تصویب کمیسیون تلفیق، بودجه مترو تهران و شش کلان شهر ایران در سال آینده نسبت به سال جاری صد میلیارد تومان کاهش خواهد یافت.

بودجه مترو تهران، در حالی کاهش می یابد که افزایش قابل انتظار بهای حامل‌ ای انرژی به ویژه بنزین قاعدتا باید استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را به گونه ‌ای چشمگیر بالا ببرد. در حالی که طرحی به اهمیت مترو، که پیش از این از سوی استاندار تهران «از نان شب هم واجب تر» توصیف شده بود، با کاهش بودجه روبرو می ‌شود، تکلیف سایر طرح‌ ها روشن است؛ به ویژه طرح‌ هایی که کلنگ برخی از آن ها در دهه‌ های اول یا دوم پس از انقلاب ۵۷، به زمین زده شده و هنوز به جایی نرسیده‌ اند و بودجه اختصاصی آن ها نیز عمدتا به جیب دست اندرکاران دولتی این طرح ها سرازیر شده است.

 

درآمدهای ایران به کجا رفته است؟

به گزارش خبرنگار «تابناك»، ۷ دی ۱۳۸۷، در حالي كه مجيد انصاری در گفتگو با «تابناك»، از اختلاف ده‌ ها ميليارد دلاری موجودی كنونی صندوق ذخيره ارزی با آنچه بايد باشد، پرده برداشت و محمد شريعتمداری در گفتگو با ايلنا، مدعی شده بود كه «ممکن است ۲۵۰ ميليارد دلار که دولت آقای احمدی ‌‏نژاد در اين دوره به دست آورده، پنهان باشد که صرف چه اموری شده …» خبرگزاری فارس نیز در تاریخ ۸۷/۱۰/۰۱ نوشت: بررسی كارنامه دو دولت در برداشت ۸۳ ميليارد دلاری از قلك ۱۰۳ ميليارد دلاری حساب ذخيره ارزی طی هشت سال گذشته نشان دهنده برتری نسبی عملكرد دولت احمدی نژاد بر دولت خاتمی در ۴ شاخص مورد بررسی است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، طی ۸ سال گذشته يعنی از زمان تاسيس حساب ذخيره ارزی در سال ۷۹ تا پايان سال ۸۶ بيش از ۱۰۳ ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزی كشور واريز شده و بيش از ۸۳ ميليارد دلار و ۸۱۶ ميليون دلار از حساب ذخيره ارزی برداشت شده است كه ۱۶ ميليارد و ۳۹۱ ميليون دلار آن در قالب تسهيلات به بخش خصوصی واگذار شده و ۶۷ ميليارد و ۴۲۵ ميليون دلار بابت مصارف دولتی مورد استفاده قرار گرفته است.

به گزارش فارس، مجموع درآمد نفتی كشور طی هشت سال گذشته ۳۲۷ ميليارد و ۸۵۰ ميليون دلار بوده است كه طی اين سال ها ۵/۳۱ درصد درآمد نفتی كشور به عنوان مازاد به حساب ذخيره ارزی كشور واريز شده است. به گزارش فارس، تمامی آمار اين گزارش از اسناد رسمی بانك مركزی جمهوری اسلامی ايران كه طی سال های متمادی منتشر شده، استخراج گرديده است.

دولت محمود احمدى نژاد با وجود افزاریش بی سابقه قیمت نفت و درآمدهای کلان، كسرى بودجه هنگفتی به بار آورده است، تصميم گرفته نرخ برخى از اقلام مصرفى را آزاد كند و از هزينه هاى بخش های رفاهی و خدماتی مردم بكاهد. فساد مالى، سوء مديريت، تورم رسمی نزديك به ۳۰ درصد و عدم تحقق وعده هاى مردم فريبانه وى، باعث شده كه حتا برخی طرفدارنش نیز از او دوری جویند.

 

اوپک

عبدالله سالم البدری، دبیرکل سازمان کشورهای صادرکننده نفت اعلام کرده است که کاهش قیمت نفت باعث توقف و تاخیر در پروژه های نفتی کشورهای عضو اوپک شده است.

سالم البدری که در نشستی بین المللی نفت و گاز در تهران سخن می گفت، تاکید کرده: «کاهش شدید قیمت نفت خام همه اعضای اوپک را تحت تاثیر خود قرار داده و به نظر می رسد که باید برای مقابله با سقوط قیمت نفت، تصمیمات جدیدی گرفته شود.»

دبیر کل اوپک، چشم اندازه کوتاه مدت بازار نفت را «تیره و تار» توصیف کرده و گفته است: «با توجه به این که اقتصاد جهان سریع تر از حد انتظار با رکود مواجه است، پیش بینی می کنیم که تقاضای جهانی نفت خام برای سال آینده هم چنان با سقوط مواجه شود از همین رو اعضای اوپک باید بیش از گذشته وارد عمل شوند.»

قیمت هر بشکه نفت در چند ماه اخیر به دلیل بروز بحران مالی جهانی بیش از یک صد دلار کم شده و تلاش های اعضای اوپک برای جلوگیری از سقوط قیمت و ثبات بازار نفت تاکنون تاثیر چندانی نداشته است. اعضای اوپک در سه ماه اخیر چهار نشست برگزار کرده اند. اعضای اوپک دو میلیون بشکه از تولید خود کم کرده اند اما این حجم کاهش تولید، تاثیری بر بازار نفت نداشته است

غلامحسین نوذری، وزیر نفت ایران نیز که در جلسه اخیر مشورتی اعضای اوپک برای بررسی وضعیت بازار نفت در قاهره شرکت کرده بود، در همایش نفت و گاز تهران گفت: «در نشست قاهره وضعیت بازار را بررسی کردیم و در میان همه اعضا این اتفاق نظر وجود داشت که بازار با مازاد عرضه نفت روبروست و باید برای مقابله با این شرایط کاری کرد.»

به گفته نوذری، سال آینده به دلیل رکود اقتصادی در جهان و رکود تقاضا، سال سختی است. وزیر نفت حکومت اسلامی، با اشاره به ارزیابی های بازار می گوید: «در حال حاضر بازار نفت با بیش از دو میلیون بشکه مازاد عرضه نفت روبروست و ما به دنبال تراز شدن تقاضا و عرضه در اوپک هستیم.»

 

اختصاص بودجه های کلان به ارگان های سرکوب و تبلیغات اسلامی خرافی

سران حکومت اسلامی ایران، هر ساله